توییتر و جداسازی محتوا

با اینکه از حضور من در توییتر کمتر از دو سال می‌گذرد، ولی در همین مدت متوجه شدم که این میکروبلاگ اجتماعی بسیار جذاب‌تر و اعتیادآورتر از آن چیزی است که قبلا فکر می‌کردم. من و خیلی‌ها از کسانی که می‌شناسم تقریبا همیشه در توییتر حاضر هستیم و توییت می‌کنیم یا توییت‌های دیگران را می‌خوانیم در موردشان نظر می‌دهیم. آن روزی که برای اولین بار به پیشنهاد یکی از دوستانم پایم را در توییتر گذاشتم اصلا تصور هم نمی‌کردم که روزی برسد که تا این اندازه به توییتر وابسته شوم. امروز از خودم پرسیدم، دلیل این جذابیت توییتر برای ذهن من و دیگر کاربرانش چیست و چه چیزی آن را چنین اعتیادآور کرده؟

شاید دلایل مختلفی در پاسخ به این سوال به فکرتان برسد. مثلا اینکه چون می‌توانید اخبار و اطلاعات مهم را از طریق توییتر به دست بیاورید مدام به آن سر می‌زنید. یا شاید بگویید چون از طریق توییتر می‌توانید با کسانی ارتباط برقرار کنید که ممکن است تا به حال همدیگر را ندیده باشید ولی می‌دانید سلایق و علایق مشترکی دارید. یا چون می‌توانید لحظات زندگی خود را با دیگران به اشتراک بگذارید برای‌تان جذاب است.

خوب، همه این دلایل خوب و منطقی به نظر می‌رسند، اما هیچ کدام دلیل اصلی جذابیت توییتر نیستند. ما از طریق وبلاگ‌ها، فیدها یا حتی بقیه شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک هم می‌توانیم خیلی راحت در جریان اخبار قرار بگیریم. به وسیله فیسبوک و گوگل پلاس هم می‌توانیم با افراد هم‌فکر آشنا شویم یا لحظات زندگی خود را با دوستان آنلاین خود شریک شویم. وجه تمایز توییتر با فیسبوک و گوگل پلاس و دیگر شبکه‌های اجتماعی مشابه چیزی است که من آن را جداسازی محتوا می‌خوانم.

پدیده جداسازی محتوا

اگر خوب به روند پیشرفت اینترنت دقت کرده باشید متوجه می‌شوید در طول چند سال اخیر پدیده‌ای شکل گرفته با مفهوم جداسازی محتوا. جداسازی محتوا یعنی تبدیل کردن یک محتوای واحد به چندین بخش کوچک‌تر و در نهایت ارائه هر بخش به صورت مجزا و جداگانه. اگر تا دیروز یک کتاب را جلوی خودتان می‌گرفتید و از اول تا آخر آن را می‌خواندید، حالا وبلاگ‌ها به وجود آمده‌اند تا محتوایی که می‌توان در یک کتاب گنجاند را به صورت بخش به بخش و در قالب پست‌های وبلاگی در اختیار شما بگذارند تا شما هر وقت خواستید هر کدام از بخش‌های آن محتوای واحد را بخوانید، در مورد هر پست به صورت جداگانه نظر بدهید و آن را به اشتراک بگذارید.

اگر تا دیروز هر روز صبح به دکه روزنامه فروشی می‌رفتید و یک روزنامه کامل را می‌خریدید و مجموعه اخبار موجود در آن را مطالعه می‌کردید، حالا با فیدهای خبری می‌توانید در لحظه و به صورت جداگانه در جریان تک تک اخبار مهم قرار بگیرید و خودتان انتخاب کنید که جزئیات کدام اخبار را بخوانید و کدام یک از عناوین را نادیده بگیرید.

توییتر به خوبی حواسش به این پدیده جمع بوده و می‌دانسته که ذهن ما کاربران اینترنتی هر روز دارد به جداسازی محتوا بیشتر عادت می‌کند. ما دیگر آن آدم‌های قبلی نبودیم که حوصله داشته باشیم یک پست فیسبوکی طولانی را بخوانیم، چون حتی سه پاراگراف متن هم برای ما خسته کننده و کسالت آور بود. برای همین چیزی خلق شد به نام توییتر با محوریت پیام‌های کوتاه ۱۴۰ کاراکتری تا همان متن‌های کسالت آور را تبدیل کند به چندین توییت.

امروز شاید خیلی از متن‌هایی که در وبلاگ‌مان یا در فیسبوک می‌خواستیم چندین پاراگراف در موردش بنویسیم را تبدیل می‌کنیم به چند توییت و در توییتر منتشرش می‌کنیم. با این کار هم خودمان را کمتر خسته می‌کنیم هم دیگران راحت‌تر می‌توانند متن ما را بخوانند چون در واقع آن را به چندین بخش ۱۴۰ کاراکتری تقسیم کرده‌ایم.

بنابراین پدیده جداسازی محتوا را می‌توانیم علت اصلی موفقیت و محبوبیت توییتر بدانیم. پدیده‌ای که همه ما به آن عادت کرده‌ایم. پدیده‌ای که یک کل را به چند جزء کوچک تقسیم می‌کند. این پدیده البته فقط به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی خلاصه نمی‌شود و در زندگی روزانه ما هم جای خودش را باز کرده. به همین خاطر است که وقتی می‌خواهیم یک کار مشکل و بزرگ را انجام دهیم، اول آن را به چند کار کوچک تقسیم می‌کنیم و بعد هر قسمت را جداگانه به اتمام می‌رسانیم.

اگرچه توییتر با همین محدودیت ۱۴۰ کاراکتری‌اش توانسته خیلی‌ها را به خودش معتاد کند، اما گویا مدیران توییتر قصد دارند این محدودیت را حذف کنند. اول آن را از پیام‌های مستقیم حذف کردند و حالا انگار وقت حذف محدودیت خود توییت‌ها رسیده. منطق‌شان هر چه که باشد من با اطمینان کامل معتقدم که اگر این محدودیت به طور کامل برداشته شود، توییتر دیگر توییتر نخواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *