قوانین زندگی

برای زندگی خود قوانین لازم‌الاجرا معین کنید

زندگی ما انسان‌ها به دست خودمان رقم می‌خورد. این خود ما هستیم که معین می‌کنیم در چه شرایطی باشیم و نسبت به آن شرایط چه احساسی داشته باشیم. اگر اکنون در شرایط خوبی به سر نمی‌بریم یا از وضع موجود راضی نیستیم، مقصر نه این است و نه آن، نه زمین است و نه زمان، این خود ما هستیم که این موقعیت را برای خودمان به وجود آورده‌ایم. بهتر است به جای بهانه‌گیری از در و دیوار، به خودمان بیاییم و بفهمیم که گاهی ما هم می‌توانیم مقصر باشیم. این‌که می‌گویم مقصر به این خاطر است که اگر همه ما برای زندگی یک سری قوانین لازم‌الاجرا داشته باشیم، هرگز به نا‌به‌سامانی نخواهیم رسید.

می‌دانم که ملزم کردن خودتان به انجام برخی از کارها آن هم به طور مرتب می‌تواند در ابتدا کمی دشوار به نظر برسد، اما به مرور وقتی به این شیوه زندگی عادت کنید متوجه خواهید شد که اصلا بدون این قوانین زندگی شما هیچ معنا و مفهوم خاصی ندارد. اگر می‌پرسید منظور من از قوانین لازم‌الاجرا برای زندگی چیست، باید بگویم که منظورم کارهایی است که خودتان خودتان را محبور می‌کنید که به طور مرتب یا هر روز انجام دهید و دنبال کنید.

حال این امور می‌تواند در هر زمینه‌ای باشد. می‌خواهد یک روز در میان ورزش کردن باشد، یا خواندن روزی چند صفحه کتاب باشد، یا اختصاص یک بازه زمانی از روز برای استراحت باشد یا هر چیزی که فکر می‌کنید خودتان به آن علاقه دارید. در ادامه در مورد نحوه انتخاب این قوانین بیشتر خواهم نوشت.

اما پیش از آن بیایید کمی در مورد لازم‌الاجرا بودن این قوانین بحث کنیم. چرا از کلمه لازم‌الاجرا برای این قوانین استفاده می‌کنم؟ به این خاطر که باید به خودتان بقبولانید که تحت هر شرایط پایبند بودن به این قوانین برای شما ضروری است و هیچ چیز و هیچ کس در این دنیا نمی‌تواند و نباید بتواند شما را از دنبال کردن قوانین زندگی‌تان دور نگه دارد. این موضوع را نه تنها باید مدام به خودتان یادآوری کنید و از شانه خالی کردن از زیر بار قوانین زندگی‌تان خودداری کنید، بلکه با جدی گرفتن‌شان باید به دیگران هم بفهمانید که به هیچ وجه اجازه ندارند قوانین زندگی شما را نادیده بگیرند یا زیر پا بگذارند یا در انجام‌شان مانع شما بشوند.

ضرورت و نحوه تعیین قوانین زندگی به شخصیت شما وابسته است. این قوانین هستند که شخصیت شما را نزد دیگران تعریف می‌کنند. مثلا کسی که ورزش کردن را جدی می‌گیرد و به صورت روزانه آن را دنبال می‌نماید، به دیگران این مفهوم را می‌رساند که شخصیت ورزش‌کاری دارد و برای ورزش اهمیت قائل است. یا کسی که مطالعه کردن روزانه را تبدیل به یکی از قوانین لازم‌الاجرای زندگی خود کرده است، نه تنها به صورت مداوم در حال افزایش میزان دانش و آگاهی خود است، بلکه این سیگنال را هم به دیگران منتقل می‌کند که شخصیتش بر مبنای مطالعه و تحقیق بار آمده است.

حال اگر در این فکر هستید که برای خودتان یک سری قوانین لازم‌الاجرا معین کنید تا هم تعریف بهتری از شخصیت خود به دیگران بدهید و هم زندگی خود را سر و سامان ببخشید، بهتر است قبل از هر چیز به این نکات توجه کنید.

اول این‌که باید خود را از دید خودتان تعریف کنید. به نظرتان شما چه شخصیتی دارید؟ دوست دارید دیگران وقتی شما را به یاد می‌آورند با چه پیش‌فرض‌های فکری شما را به خاطر بسپارند؟

وقتی به این سوالات پاسخ دادید، باید به این فکر کنید که آن دسته از فعالیت‌هایی که قصد دارید برای خودتان به قانون تبدیل کنید را می‌توانید به طور مداوم دنبال کنید یا خیر. فرضا اگر تا به حال ورزش نکرده‌اید یا اگر به این کار عادت ندارید، جالب نیست که بدون تجربه قبلی آن را تبدیل به یک قانون برای زندگی خود کنید. به جز این‌که دنبال نمودنش برای شما به مرور سخت‌تر خواهد شد، دیگران هم وقتی ببینند شما کاری را انجام می‌دهید که تا دیروز به آن اهمیتی نمی‌دادید تعجب خواهند کرد.

قوانین زندگی

سعی کنید در انتخاب قوانین مورد نظرتان، شرط عقل و منطق را نیز رعایت کنید. قرار نیست یک شبه برسید به همان شخصیتی که آرزویش را دارید. هدف صرفا این است که زندگی منظم‌تری داشته باشید نه این‌که در کم‌ترین زمان ممکن به تمام اهداف خود دست یابید.

اگر برای آینده خود اهدافی را آماده کرده‌اید، اکنون زمان آن است که لیست اهداف خود را پیش روی خود بگذارید و بر اساس آن اهداف، قوانین زندگی خود را معین نمایید. یکی از اشتباهاتی که خیلی‌ها مرتکب می‌شوند این است که فکر می‌کنند وقتی برای خودشان هدف تعیین کردند کار تمام است و تمام مدت آینده را باید صرف رسیدن به آن اهداف کنند. در حالی که وسیله رسیدن به اهداف زندگی، همین قوانین لازم‌الاجرا است که در این نوشتار مطرح کردم. حتی می‌توانم بگویم که قوانین از اهداف مهم‌تر هستند و باید بیشتر از اهداف به قوانین پرداخت.

شاید برخی‌ها بر این باور باشند که تعیین قوانین برای زندگی می‌‌تواند به معنی سلب آزادی روزانه باشد. اما حقیقت این است که این قوانین نه تنها دست و پای شما را نخواهند بست و آزادی را از شما نخواهند گرفت، بلکه به شما کمک می‌کنند که به همان زندگی‌ای دست پیدا کنید که امروز از نظرتان رسیدن به آن غیر ممکن به نظر می‌رسد. وقتی توانستید خودتان را به نقطه هدف برسانید، خواهید دید که نه تنها شادتر هستید، بلکه احساس آزادی بیشتری نیز می‌کنید.

من هم چند مدتی هست که برای زندگی خودم قوانینی را معین کردم که خودم را ملزم به اجرای مداوم و مرتب آن‌ها می‌دانم و تا کنون نیز در حفظ این تداوم موفق بوده‌ام. مثلا به خودم قول داده‌ام که صبحانه را جدی‌تر در نظر بگیرم و به آن به چشم یک وعده غذایی مهم نگاه کنم. چند وقتی هست که صبح‌ها صبحانه را با یک لیوان چای یا یک لیوان شیر از سرم باز نمی‌کنم و در عوض صبح‌ها زودتر از خواب بیدار می‌شوم تا زمان آماده کردن و خوردن یک صبحانه کامل را داشته باشم.

به غیر از آن، خودم را مجبور کرده‌ام که هر روز حداقل پنج صفحه کتاب یا پنج مقاله اینترنتی را مطالعه کنم. البته شاید پنج صفحه یا پنج مقاله در روز از دید برخی‌ها زیاد به نظر برسد، ولی برای من که وبلاگ‌نویس هستم مطالعه کردن تقریبا یک ضرورت به حساب می‌آید. از زمانی که چنین شرطی را برای خود گذاشته‌ام، موفق شده‌ام که بیشتر و بهتر از قبل به نوشتن بپردازم.

یکی دیگر از قوانین جدیدی که برای خودم معین نمودم این است که هیچ وقت مقالاتی که در وبلاگم می‌نویسم کمتر از ۱۰۰۰ کلمه نباشند. قبلا در مورد فواید محتوای طولانی نوشته بودم و گفتم که از نظر من مطالبی که کمتر از ۱۰۰۰ کلمه داشته باشند، مقالات سطحی و کم ارزش هستند و به اندازه کافی به موضوع مورد بحث نپرداخته‌اند. برای همین هم هست که چنین قانونی برای خودم گذاشتم تا هیچ‌گاه محتوای سطحی تحویل مخاطبان وبلاگم ندهم.

در مجموع، شما در انتخاب قوانین زندگی خود اختیار کامل دارید و می‌توانید با این قوانین شخصیت خود را به دیگران معرفی کنید و کیفیت زندگی خودتان را هم افزایش دهید. به هر حال، زندگی شما هر قانونی که داشته باشد، یادتان باشد که هیچ وقت از دنبال کردن‌شان خسته نشوید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *