راه‌های افزایش خلاقیت برای نوشتن مطالب بهتر و بیشتر

خلاقیت

از دید کسانی که نویسنده نیستند، نویسندگی شاید کار ساده‌ای به نظر برسد. از نظر عموم، نویسنده‌ها احتمالا یکی از تنبل‌ترین آدم‌های روی زمین به حساب می‌آیند، چون نهایت کاری که باید انجام دهند این است که یک گوشه بنشینند و کلمات را روی صفحه بیاورند. اما فقط یک نویسنده می‌داند که نوشتن اصلا کار آسانی نیست. فقط کافی است از یک فرد غیر حرفه‌ای در امر نوشتن درخواست کنید که همین الان پشت میز بنشیند و در مدت ۴۵ دقیقه یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای در رابطه با یک موضوع خاص بنویسد که استانداردهای نگارشی در آن حفظ شده باشد؛ آن زمان است که متوجه خواهید شد که پروسه تولید محتوای نوشتاری تا چه حد پیچیده است و چه مقدار خلاقیت می‌طلبد.

به وضوح مشخص است که رسیدن به تخصص در نویسندگی نیاز به تمرین و تکرار و ذوق و علاقه فراوان دارد، اما حرفه‌ای‌ها هم گاهی در پیدا کردن ایده و تبدیل ایده به متن، دچار مشکل می‌شوند. به هر حال، ابزار ما نویسنده‌ها، مغزمان است. این کاملا طبیعی است که برخی اوقات مغزمان با ما در تولید محتوا همراهی نکند و تنهای‌مان بگذارد. شرایط محیطی و اتفاقاتی که در زندگی‌مان رخ می‌دهند، به راحتی می‌توانند روی توانایی ما در نوشتن تاثیر مستقیم بگذارند.

بعضی مواقع نوشتن به حدی سخت می‌شود که بعد از نیم ساعت کلنجار رفتن با صفحه سفید پیش رو، نویسنده از دست خودش عصبانی می‌شود و کلا همه چیز را کنار می‌گذارد. البته این شرایط همان‌طور که گفتم هر از گاهی به سراغ هر نویسنده‌ای می‌آید و راه فراری از آن وجود ندارد. اما با توجه به این‌که رویدادهای محیطی مستقیما در قدرت تولید محتوای نوشتاری موثر هستند، می‌توان با انجام اموری ساده از مواجه شدن با چنین شرایطی تا حد امکان دور بمانیم.

این بار می‌خواهم شما را با کارهایی آشنا کنم که در عمل به بهبود عملکرد ذهن شما در هنگام نوشتن کمک می‌کنند و خلاقیت‌تان در نگارش را به اندازه قابل توجهی بالا می‌برند. اگر روزانه برخی از این کارها را به انجام برسانید، به این حقیقت پی خواهید برد که توانایی شما در نوشتن ارتقا یافته است، به طوری که شاید در ابتدا خودتان هم باورتان نشود.

تمرکز خود را حفظ کنید

حفظ تمرکز برای هر کاری لازم است، اما برای نوشتن ضروری‌ترین جنبه کار به حساب می‌آید. بدون تمرکز، اصلا امکان نوشتن وجود ندارد. شاید بتوان گفت اساسی‌ترین ابزار نگارش همین تمرکز ذهنی است، چطور می‌توان از نویسنده‌ای که حواسش به کارش نیست انتظار داشت یک نوشتار درخور را خلق نماید؟ بنابراین، اگر می‌خواهید به صورت جدی به نوشتن ادامه بدهید، باید بیاموزید که در هنگام کار کردن تمرکزتان را حفظ کنید.

Paulo Coelho: هر زمان که خواستید به دست‌آوردی برسید، چشمان خود را باز نگه دارید و تمرکز داشته باشید و بدانید که دقیقا چه می‌خواهید. هیچ کس نمی‌تواند با چشم‌های بسته به اهدافش برسد.

هر زمان که پشت میز خود نشستید تا مقاله جدیدی را ایجاد کنید یا نوشتار قبلی خود را ادامه بدهید، خودتان را از شر تمام عواملی که ممکن است برای شما مزاحمت ایجاد کنند خلاص کنید. گوشی خود را در حالت سایلنت قرار دهید یا این‌که آن را از خودتان دور نگه دارید، ایمیل‌ها و نوتیفیکیشن‌ها را به طور کل از جلوی چشم خود دور نمایید و به آن‌ها فکر نکنید و یک محیط ساکت و آرام و به دور از هر نوع مزاحمتی را برای خودتان فراهم آورید. اگر عادت دارید در مرورگر کامپیوترتان به نوشتن بپردازید یادتان نرود که حتما فقط یک برگه از مرورگر را باز نگه دارید تا برگه‌های دیگر حواس شما را پرت نکنند.

مقاله مرتبط: بیایید از این پس در زمان مطالعه اینترنتی، فقط یک برگه از مرورگر را باز نگه داریم

همیشه سعی کنید محیط و اتاق کارتان کاملا تمیز و منظم باشد. خیلی از اوقات حتی با نگاه کردن به یک اتاق کار تمیز و آماده، انگیزه پیدا می‌کنید که پشت میز بنشینید و مشغول به نوشتن بشوید. برعکس، نوشتن در محیط‌های شلوغ و نامرتب به همان اندازه سخت می‌شود چون تمرکز کردن در چنین محیط‌هایی کار آسانی نیست. در کنار نظافت اتاق کار، باید به گردش هوا و نورپردازی اتاق هم دقت کنید. در طول روز، با قرار دادن میز کار در کنار پنجره سعی کنید از نور خورشید بیشترین بهره را ببرید، در شب هم تا حد امکان از نور سقفی دوری نمایید و در عوض از آباژورها یا چراغ‌های مطالعه که چشم را آزار نمی‌دهند کمک بگیرید. هوا نیز در اتاق باید به شکل مناسبی در گردش باشد. گردش نامناسب هوا می‌تواند ذهن را خیلی زودتر از حد معمول خسته کند. توصیه می‌کنم از گل‌ها یا عودهایی در داخل اتاق کارتان استفاده کنید که با بوی خودشان به شما انگیزه و انرژی می‌بخشند. علاوه بر این، پیش از شروع به نوشتن می‌توانید به موسیقی‌های آرامش‌بخش گوش فرا دهید تا به ذهن شما نظم ببخشند؛ در این زمینه، موسیقی‌های کلاسیک فوق‌العاده هستند.

خلاقیت

بعضی از روزها شاید رعایت تمام مواردی که گفته شد کفایت نکند. در این شرایط بهتر است چند دقیقه‌ای را در فضای آزاد به گردش و پیاده‌روی بپردازید. اگر امکانش را داشته باشید، بد نیست محیط کار خودتان را عوض کنید. از چارچوب تکراری اتاق کارتان خارج شوید، لپ‌تاپ خود را بردارید و به یک کافی‌شاپ یا پارک در نزدیکی خود بروید و در آن‌جا شروع به نوشتن کنید. همین تغییر فضا می‌تواند ذهن شما را برای دریافت ایده‌های جدید باز نماید.

از همه این‌ها مهم‌تر، باید حواس‌تان باشد که بیش از حد کار نکنید. زیاده‌روی در نوشتن سبب می‌شود که از این کار زده بشوید و برای مدت طولانی دست و دل‌تان به سمت نوشتن نرود. بهتر است هر نیم ساعت یا هر یک ساعت یک بار به خودتان استراحت بدهید و باقی کارتان را به چند ساعت بعد یا حتی روزهای بعد موکول نمایید. یادتان باشد که به هیچ عنوان نباید ذهن خود را خسته کنید.

زمان خود را مدیریت کنید

به غیر از حفظ تمرکز، مدیریت زمان هم می‌تواند روی افزایش خلاقیت تاثیرگذار باشد. نویسنده‌ای که بتواند از زمان خودش به بهترین نحو ممکن استفاده نماید، ذهنش به سادگی خسته نخواهد شد و همواره ایده‌هایی برای نوشتن پیدا خواهد کرد.

یکی از بهترین راه‌ها برای مدیریت زمان این است که از انجام دادن کارهای غیر ضروری تا جایی که امکان دارد خودداری کنید. مثلا قرار ملاقات‌هایی که از همین حالا می‌دانید نتیجه مفیدی برای شما نخواهند داشت را می‌توانید کنسل کنید یا این‌که مدت این ملاقات‌ها را به حداقل ممکن برسانید.

William Penn: زمان همان چیزی است که بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، اما معمولا به بدترین شکل ممکن از آن استفاده می‌کنیم.

در رابطه با شبکه‌های اجتماعی این را بگویم که کاملا با حذف کردن‌شان مخالف هستم، چون پلتفرم‌های اجتماعی علاوه بر در اختیار گذاشتن راهی آسان برای ارتباط با دیگران، می‌تواند به بازاریابی وبلاگ شما هم کمک کنند. اما پیشنهاد می‌کنم از یک ابزار مدیریت زمان کمک بگیرید تا به شما نشان دهد که چه مقدار زمان در روز را خرج چه کاری می‌کنید. از این طریق خواهید فهمید که آیا وقت خودتان را در شبکه‌های اجتماعی هدر می‌دهید یا این‌که به درستی و به اندازه از آن‌ها استفاده می‌نمایید.

مقاله مرتبط: چرا ما عاشق شبکه‌های اجتماعی هستیم؟

در حیطه نویسندگی و به خصوص وبلاگ‌نویسی، خیلی از کارها باید به طور مداوم تکرار شوند؛ مثلا به اشتراک گذاشتن مطالب وبلاگ در شبکه‌های اجتماعی یا ارسال خبرنامه‌های هفتگی. بهتر است انجام چنین کارهایی را به سرویس‌های اتوماسیون بسپارید و از زمان خودتان برای انجام دادن کارهای مهم‌تر استفاده کنید.

در انتهای این بخش، شایان ذکر است که اشاره‌ای هم به عادت مولتی تسکینگ داشته باشم. همیشه این را به خاطر داشته باشید که انجام دادن چندین کار مختلف به طور همزمان، به هیچ عنوان خلاقیت و کارایی شما را افزایش نمی‌دهد، بلکه برعکس تمرکز شما در انجام آن کارها را می‌کاهد و سبب می‌شود که امور را با سرعت کمتری به پایان برسانید و در نتیجه نه تنها از کیفیت کارتان کاسته می‌شود، بلکه زمان‌تان هم به هدر خواهد رفت.

امور خود را اولویت‌بندی کنید

یکی از اصول برنامه‌ریزی این است که امور خود را اولویت‌بندی کنید. مزیت اولویت‌بندی کارها این است که سبب می‌شود پیش از هر چیز بدانید در هر لحظه چه امری را باید به انجام برسانید و از آن مهم‌تر این‌که بدانید در طول روز به چه تعداد از کارهای خود رسیدگی کرده‌اید و آیا به اندازه کافی خلاق و سازنده بوده‌اید یا خیر.

از بهترین روش‌های اولویت‌بندی کارها این است که مهم‌ترین کار هر روز را در ابتدای لیست خود قرار دهید. از آن‌جا که در ابتدای روز خلاقیت و انگیزه شما معمولا در بالاترین نقطه قرار دارد و خسته نیستید، بهتر است ابتدا مهم‌ترین کارهای خود را به انجام برسانید و سپس به همین ترتیب به سراغ کارهایی بروید که اهمیت کمتری دارند، به شکلی که آخرین کار هر روز، کم اهمیت‌ترین کارتان در آن روز باشد.

از این گذشته، باید همواره لیست‌های کارهای روز بعدی خود را شب قبل آماده کرده باشید. به هر حال، تهیه لیست امور روزانه خودش یک کار نسبتا دشوار است که می‌تواند گاهی حتی نیم ساعت یا بیشتر از شما وقت بگیرد. از آن‌جا که اتلاف وقت دشمن حفظ خلاقیت محسوب می‌شود، بهتر است به جای این‌که در ابتدای روز تازه به تهیه لیست کارهای خود فکر کنید، از همان شب قبل همه چیز را برای فردای خود آماده کرده باشید.

انگیزه پیدا کنید

از دست دادن انگیزه یکی از متداول‌ترین مشکلاتی است که برای نویسنده‌ها پیش می‌آید. مشتاق ماندن به ادامه کار در تولید محتوای نوشتاری چه در قالب کتاب باشد و چه داستان و چه وبلاگ، گاهی اوقات بسیار دشوار می‌شود. هر چند وقت یک بار افکاری از این دست به سراغ نویسنده‌ها خواهد آمد: اصلا چرا باید بنویسم؟ مگر کسی هم نوشته‌های من را می‌خواند؟ آیا من به اندازه کافی برای نویسنده بودن خوب هستم؟ اگر مورد انتقاد قرار بگیرم چه؟

مقاله مرتبط: چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

این فکرها خیلی راحت می‌توانند یک نویسنده را از ادامه راه ناامید کنند. برای همین است که نویسنده‌ها خودشان باید در حفظ انگیزه‌شان برای ادامه راه کوشا باشند. یکی از راه‌های مشتاق ماندن به نوشتن این است که کارهای بزرگ را به چند کار کوچک‌تر تقسیم کنید. مثلا اگر در حال نوشتن یک کتاب یا یک مقاله طولانی هستید، بهتر است آن را به طور مقطعی کامل کنید، مثلا روزی ۵۰۰ کلمه بنویسید و به نوشتارتان اضافه نمایید. با این کار، کیفیت مطالب‌تان هم افت نخواهد کرد.

باید حواس‌تان به موفقیت‌های‌تان هم باشد. گاهی اوقات ممکن است در کار نویسندگی به موفقیت‌هایی دست یابید که زیاد مورد توجه‌تان قرار نگیرند. بهتر است موفقیت‌های‌تان را برای خودتان بزرگ‌نمایی کنید. مثلا هر بار که کسی کتاب شما را خرید یا در خبرنامه وبلاگ‌تان عضو شد، به خاطرش به خودتان یک آفرین بگویید و به کارتان افتخار کنید. بعلاوه، می‌توانید یک لیست از کارهای انجام شده خودتان هم تهیه کنید و هر بار که احساس خستگی کردید آن لیست را بازبینی کنید تا برای ادامه دادن انگیزه پیدا کنید.

خلاقیت

از سوی دیگر، شایسته است که یک برنامه منظم در تولید محتوای نوشتاری معین نمایید و سعی کنید به این برنامه منظم پایبند بمانید؛ مثلا به خودتان قول دهید که هر دو هفته یک فصل از کتابی که مشغول نوشتنش هستید را به پایان برسانید، یا این‌که هر هفته یک پست جدید در وبلاگ‌تان منتشر نمایید. همین اجبار به پایبندی به برنامه تولید محتوا می‌تواند سبب شود که به خاطر نشکستن توالی این برنامه، به کارتان ادامه بدهید.

پایان‌نوشت

به طور خلاصه، نویسنده شدن سخت است اما از آن سخت‌تر، نویسنده ماندن است. ذهن خلاق موهبتی نیست که همیشه در اختیار آدم باشد. گاهی فکر نویسنده با او یاری نمی‌کند، اما این موضوع نباید باعث شود که او از نوشتن ناامید شود و کارش را برای همیشه کنار بگذارد. گرچه نکاتی برای افزایش خلاقیت را در این نوشتار با شما مرور کردیم، اما این لیست به همین‌جا ختم نمی‌شود. هر کسی برای خودش یک راه متفاوت برای به دست آوردن خلاقیت سراغ دارد. یکی با خوردن شکلات ذهنش به کار می‌افتد و دیگری با ورزش کردن دلسردی را کنار می‌گذارد. در یک کلام، اگر مشتاق هستید نویسنده شوید هر راهی که بلد هستید را انجام دهید تا به نوشتن وفادار بمانید.

به جای فراموش کردن، از گذشته پند بگیریم

گذشته

بعضی اوقات با برخی‌ها که از گذشته حرف می‌زنم، فورا می‌گویند که گذشته را فراموش کن و به آینده بیاندیش. این جمله همیشه برای من تعجب برانگیز بوده است. چرا باید یک نفر گذشته خودش را فراموش کند؟ اصلا چرا باید برای اندیشیدن به آینده، گذشته را فراموش کرد؟ مگر این دو چه منافاتی با هم دارند؟ معمولا بعد از شنیدن این جمله فورا می‌گویم این گذشته است که آینده را می‌سازد. واقعا هم همین‌طور است. اگر خوب به ماجرا نگاه کنید می‌بینید که زندگی امروز ما نتیجه کارهای دیروزمان است. اگر دیروز آن تصمیم را نمی‌گرفتید یا این راه را انتخاب نمی‌کردید شاید الان در موقعیت دیگری زندگی می‌کردید. تا به حال به این دید به گذشته خود نگاه کرده‌اید؟

شاید عده‌ای معتقد باشند که گذشته مهم نیست و این تصمیمات امروز ما است که روی آینده ما تاثیر خواهند گذاشت، اما من می‌گویم این کاملا غلط است. امروزی که قرار است آینده خود را روی آن بنا کنیم در واقع خودش روی گذشته بنا شده است. وقتی کسی می‌گوید گذشته را فراموش کن به این معنی است که بنیان اصلی زندگی را باید فراموش کرد که عملا غیرممکن است. به فراموشی سپردن گذشته، صرفا نادیده گرفتن همه آن چیزی است که زمان حال ما را می‌سازد. گذشته به هیچ وجه قابل پاک شدن نیست، فقط بعضی از ما برای فرار از مسئولیت کارهایی که قبلا انجام دادیم ترجیح می‌دهیم چشمان خودمان را روی گذشته‌مان ببندیم.

بین سه زمان اصلی، یعنی گذشته و حال و آینده، این همیشه گذشته است که از دید ما مورد غضب قرار می‌گیرد، این در حالی است که باهوش‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که سعی می‌کنند از دیروز خودشان برای تصمیمات امروزشان پند بگیرند تا بتوانند فردای بهتری را برای خودشان فراهم بیاورند. قبل از این‌که دوباره از دست گذشته خودمان عصبانی شویم و تصمیم بگیریم به کلی آن را فراموش کنیم (یا در واقع صورت مساله را پاک کنیم) بد نیست به این فکر کنیم که چطور می‌شود از دیروز خودمان بیاموزیم.

تصمیمات اشتباهی که گرفته بودیم

اول از هر چیز این را اعتراف کنم که همه ما، در هر سن و شرایطی که باشیم همیشه ممکن هست که اشتباه کنیم. اشتباه کردن و تصمیم غلط گرفتن امر عجیب و غریبی نیست که بخواهیم خودمان را از آن مبرا بدانیم. هیچ کس آن‌قدر کامل نیست که هرگز اشتباهی مرتکب نشود. پس به خودتان بقبولانید که هرازگاهی ممکن است ناخواسته تصمیمی بگیرید که بعدا بفهمید اشتباه بوده است. به جای این‌که خودتان را سرزنش بکنید که چرا و چطور این اشتباه را مرتکب شده‌اید، اول سعی کنید بفهمید کجای راه را کج رفته‌اید، بعد به این فکر کنید که چطور می‌توانید آن را جبران کنید و در آخر هم تلاش کنید تا دوباره آن اشتباه را تکرار نکنید. با سرزنش کردن خودتان دقیقا به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسید. هیچ آدم عاقلی در دنیا وجود ندارد که کاری را انجام دهد که هیچ نتیجه مفیدی به دنبال نداشته باشد. با این حساب فقط احمق‌ها خودشان را سرزنش می‌کنند.

گذشته

تصمیمات درستی که گرفته بودیم

گذشته هیچ کس طوری نیست که تماما مملو از تصمیمات غلط باشد. حتی بداقبال‌ترین آدم‌ها هم می‌توانند در گذشته خود نقاطی را پیدا کنند که ارزش افتخار کردن به آن‌ها را داشته باشند. هر زمان که از دست خودتان و تصمیمات اشتباهی که قبلا گرفته‌اید کلافه شدید و به این نتیجه رسیدید که بهتر است گذشته خودتان را فراموش کنید، سعی کنید به این فکر کنید که قبلا چه کارهای مفیدی انجام داده‌اید یا چه تصمیمات درستی گرفته‌اید. با این کار به خودتان یادآوری می‌کنید که گذشته ذات تلخی ندارد، همه چیز به این بستگی دارد که شما با چه دیدی به آن نگاه کنید. اگر دیدتان مثبت باشد و موفقیت‌های دیروز خود را به خاطر بیاورید، کم‌کم اعتماد به نفس‌تان هم افزایش می‌یابد. همین اعتماد به نفس می‌تواند به شما در گرفتن تصمیمات دشوار در زمان حال نیز کمک کند. وقتی بدانید که قبلا خودتان را به خودتان ثابت کرده‌اید و موفقیت‌هایی را به دست آورده‌اید، باورتان خواهد شد که امروز هم می‌توانید از پس کارها بر بیایید.

Jack Canfield: آدم‌های موفق بدون توجه به این‌که در اطراف‌شان چه می‌گذرد همیشه دیدگاه مثبت خودشان را حفظ می‌کنند. آن‌ها به جای شکست‌های گذشته‌شان، روی موفقیت‌های گذشته خود تمرکز می‌کنند و به جای این‌که به عوامل مزاحم زندگی فکر کنند، با جدیت تلاش می‌کنند که بر روی اقدامات سازنده‌ای متمرکز شوند که در آینده آن‌ها را به اهداف‌شان خواهند رساند.

تصمیماتی که هیچ وقت نگرفتیم

یک سری از تصمیمات هم هستند که هنوز نگرفته‌اید. خیلی از ما وقتی به عقب برمی‌گردیم و در گذشته خودمان کندوکاو می‌کنیم می‌بینیم هنوز راه‌هایی وجود دارند که به دلایل مختلف طی نکرده‌ایم، درهایی وجود دارند که به دلایل مختلف هرگز بازشان نکرده‌ایم. شاید آن زمان می‌ترسیدیم یا این‌که توانایی و قدرت مواجهه با آن‌چه در انتظارمان بود را نداشتیم. اما حالا می‌تواند زمان خوبی باشد برای برگشتن و پیمودن راه‌های ناشناخته زندگی. گاهی همین گذشته می‌تواند جواب ما برای پیدا کردن مسیر آینده باشد. شاید پشت یکی از همان درهای بسته دیروز، همان فردایی باشد که امروز آرزویش را داریم.

آن‌چه از دست داده‌ایم

تقریبا همه ما در گذشته خود موقعیت‌ها، فرصت‌ها و آدم‌هایی را از دست داده‌ایم، در این هیچ شکی نیست. اما افسوس خوردن به خاطر آن‌چه از دست داده‌ایم واقعا چه فایده‌ای برای ما به دنبال دارد؟ آیا دوباره می‌توانیم هر چیزی که باختیم را دوباره به دست بیاوریم؟ مسلما نه. در عوض می‌توانیم به این فکر کنیم که چرا آن‌ها را باختیم. به این فکر کنیم که چه رفتاری از ما سر زده و چه اقدامات اشتباهی را انجام داده‌ایم که از این فرصت‌ها دور مانده‌ایم. از سوی دیگر، باید این را هم به خودمان یادآوری کنیم که تمام فرصت‌های از دست رفته لزوما موقعیت‌های خوبی نبوده‌اند، شاید اگر به آن موقعیت‌ها می‌رسیدیم امروز شرایط بدتری را تجربه می‌کردیم.

گذشته

آن‌چه به دست آورده‌ایم

در برابر چیزهایی که از دست دادیم، بد نیست به خودمان یادآوری کنیم که چه دست‌آوردهایی را در گذشته تصاحب کرده‌ایم. اغلب اوقات، ما آدم‌ها یادمان می‌رود که چه داریم و مدام به این فکر می‌کنیم که چه چیزهایی را نداریم. کلیشه‌ها می‌گویند به نیمه پر لیوان نگاه کن. شاید خیلی تکراری به نظر برسد، ولی واقعا گاهی لازم است با دقت بیشتری به اطراف خودمان نگاه کنیم و به خاطر آن‌چه امروز داریم، ممنون موفقیت‌های گذشته خود باشیم.

Rick Warren: ما محصول گذشته خود هستیم، اما نباید در آن زندانی شویم.

در گذشته غرق نشویم

از تمام این حرف‌ها که بگذریم، لازم است به این نکته هم اشاره کنم که گیر کردن در گذشته اصلا نتایج خوبی به همراه ندارد. این‌که مدام به فکر گذشته باشیم و از زمان حال و آینده خودمان غافل شویم نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه مشکلی به مشکلات دیگرمان نیز می‌افزاید. برخی افراد را می‌شناسم که هر وقت حرف می‌زنند، همه جملات‌شان به گذشته محدود می‌شود. به نظر من این افراد آینده روشنی نخواهند داشت چون اصلا به آن فکر نمی‌کنند. نباید فراموش کنیم که آینده‌ای هم وجود دارد که از همین حالا باید خودمان را برای آن آماده کنیم. باید آینده‌ای بسازیم که به یک گذشته پر از شکست تبدیل نشود. به هر حال، گذشته امروز ما، آینده دیروز ما بوده است.

استمرار سازنده موجب پیشرفت می‌شود

اسمترار

چند سال پیش که برای کنکور درس می‌خواندم، یک مشاور درسی داشتم که حرف‌های جالبی می‌زد. البته برخی از حرف‌هایش را آن موقع متوجه نمی‌شدم گاهی هم تنبلی می‌کردم و گوش نمی‌دادم. اما بعضی از گفته‌هایش هنوز هم آویزه گوشم هست و هر چند وقت یک بار به آن‌ها فکر می‌کنم. یک بار گفت، برای این‌که درس را یاد بگیری باید آن را پیش خودت تکرار کنی؛ آن‌قدر تکرار کنی که ملکه ذهنت بشود. بعد رفت کنار تخته و گفت وقتی یک بار یک بخش از درست را می‌خوانی، آن‌چه خواندی به شکل یک نقطه‌چین در ذهنت ذخیره می‌شود. بار دوم که آن را تکرار کنی، یک نقطه‌چین دیگر روی نقطه‌چین قبلی می‌آید. هر بار که درس را در ذهنت مرور کنی، این اتفاق تکرار می‌شود تا این‌که نقطه‌چین‌ها کم‌کم شکل یک خط کامل و ممتد را پیدا کنند. به بیان دیگر، با استمرار است که درس برای همیشه در ذهنت باقی می‌ماند.

دیروز داشتم به همین ماجرا و حرف جالبی که مشاور درسی‌ام چند سال پیش مطرح کرد فکر می‌کردم. به خودم گفتم، اگر تکرار کردن در زمینه درس خواندن چنین ساز و کاری دارد، حتما در زندگی هم می‌تواند همین‌قدر فایده داشته باشد.

مثلا فرض کنید کسی که هر روز ورزش کردن را تکرار می‌کند و در آن اسمترار می‌ورزد، قطعا می‌تواند به نتیجه دلخواهش که همان سلامتی و بدنی زیباتر است دست پیدا کند، ولی کسی که چند روز در میان به ورزش می‌پردازد، فقط وقت خودش را تلف می‌کند و پیش خودش تصور می‌کند که ورزش‌کار است در حالی که چنین نیست. یا فرضا یک راننده هر چه بیشتر رانندگی کند یا به عبارت دیگر رانندگی را در شرایط مختلف تکرار کند، تجربه بیشتری به دست می‌آورد و بهتر می‌تواند خودروی خود را کنترل نماید. در حالی که یک راننده تازه‌کار باید با احتیاط بیشتری به رانندگی بپردازد. یا حتی همین نوشتن را در نظر بگیرید. یک نویسنده هر چه بیشتر نوشتن را تکرار کند، ترسش از نوشتن کمتر خواهد شد و به فنون نگارشی تسلط بیشتری پیدا خواهد کرد و به مرور به یک نویسنده حرفه‌ای و تمام عیار تبدیل خواهد شد.

اسمترار

پس به این نتیجه رسیدم که در هر امری اگر هدف پیشرفت کردن است، باید استمرار را جدی گرفت.

در هر زمینه‌ای که مشغول فعالیت هستید یا می‌خواهید فعالیت خود را آغاز نمایید، فراموش نکنید که طبیعتا در ابتدا کارتان فوق‌العاده نخواهد بود. این خود شما هستید که باید با ادامه دادن و ناامید نشدن آن‌قدر تکرار و تمرین کنید تا به حرفه‌ای تبدیل شوید. چه بسیارند افرادی که می‌توانند در اموری خاص با توجه به ذوق و علاقه‌شان به موقعیت‌هایی باور نکردنی دست یایند، اما از آن‌جا که حوصله تکرار و تمرین را ندارند از این فرصت‌ها بی‌بهره می‌مانند.

آنتونی رابینز: کاری که هر از گاهی انجام می‌دهیم زندگی ما را نمی‌سازد، سازنده زندگی ما کارهایی هستند که در انجام‌شان استمرار داریم.

موفقیت یک شبه به دست نمی‌آید. برای رسیدن به آن باید اول از پله‌های موفقیت بالا رفت که مسلما کار ساده‌ای هم نیست. در این میان تنها کسانی به پله آخر می‌رسند که در بالا رفتن استمرار دارند و در میانه راه خسته نمی‌شوند.

یک نقاش را در نظر بگیرید. این نقاش وقتی کارش را شروع می‌کند و اولین نقاشی خودش را می‌کشد، مسلما نتیجه یک شاهکار نخواهد بود. اما به مرور و با هر تابلویی که کنار می‌گذارد و با هر نقاشی‌ای که می‌کشد، اثر ارزشمندتر و کامل‌تری را خلق می‌نماید. یک گیتاریست هر چه بیشتر گیتار بزند، تخصصش در این کار بیشتر خواهد شد و روان‌تر گیتار خواهد نواخت. یک شاعر هر چه بیشتر به شعر گفتن ادامه دهد می‌تواند اشعار زیباتری را خلق کند.

با این همه، البته ذکر این نکته هم مهم است که هر تکراری موجب پیشرفت نمی‌شود. گاهی اوقات افرادی هستند که گرچه کارشان را تکرار می‌کنند و ناامید نمی‌شوند اما به جای خاصی هم نمی‌رسند. علت این است که در تکرارهای خودشان به دنبال پیشرفت کردن و افزایش کیفیت کار خودشان نیستند. صرفا همان کار بی‌کیفیت خودشان را تکرار می‌نمایند. تکرار فقط در زمانی سازنده است که تمایل به پیشرفت در آن نهفته باشد. کسی که برای پیشرفت تکرار کند، سعی می‌کند هر بار بهتر از قبل تلاش نماید.

دوآین جانسون: موفقیت همواره در سرافرازی خلاصه نمی‌شود، استمرار نیز نقش مهمی دارد. تلاش مستمر است که به موفقیت ختم خواهد شد و سرافرازی را نیز به دنبال خودش خواهد آورد.

اولین نقاشی یک نقاش، یا اولین آهنگ یک گیتاریست، یا اولین شعر یک شاعر به طور حتم با بازخوردهای چندان دل‌چسبی مواجه نخواهد شد، اما کسی موفق می‌شود که از اولین بازخوردها یا واکنش‌های منفی دلسرد نشود. او سعی می‌کند که از این واکنش‌های منفی نکات لازم را استخراج نماید و نقاط ضعف خودش را متوجه بشود تا در تلاش‌های آینده خودش این نقاط ضعف را رفع نماید.

اسمترار

یادم می‌آید در یکی از قسمت‌های سریال بریکینگ بد داستانی در همین رابطه شنیدم. وقتی مشاور ترک اعتیاد جسی به او گفت آیا شده تا به حال کاری را انجام دهی و به آن افتخار کنی؟ او در پاسخ گفت که وقتی مشغول تحصیل بوده، یکی از معلمانش به او یک پروژه عملی داده بود و از او درخواست کرده بود که برای امتحانش یک جعبه چوبی درست کند. جسی هم که در آن زمان حال و حوصله این کارها را نداشت یک جعبه معمولی ساخت. وقتی آن را به معلمش نشان داد، او به جسی با اکراه نمره قبولی را داد ولی از او پرسید واقعا این بهترین کاری است که می‌توانی انجام دهی؟

این حرف روی جسی تاثیر بزرگی گذاشت و تصمیم گرفت سعی کند جعبه چوبی بهتری را بسازد. همین باعث شد که آن‌قدر به ساختن جعبه‌های چوبی ادامه دهد تا بالاخره جعبه‌ای بسازد که از هر نظر بی‌نقص بود. خود جسی از نتیجه کار بسیار راضی بود و به نظر خودش بهترین جعبه‌ای بود که تا به حال در عمرش ساخته است. جسی می‌توانست از همان بازخورد اول معلمش احساس دلسردی کند و به گرفتن نمره بسنده نماید و دیگر به دنبال ساختن جعبه‌های بیشتر نرود، اما این کار را نکرد و تصمیم گرفت واقعا بهترین جعبه عمرش را بسازد.

آرسن ونگر: وقتی به آدم‌های موفق نگاه می‌اندازی، می‌بینی که آن‌ها کسانی نیستند که صرفا انگیزه داشته‌اند، بلکه کسانی هستند که در انگیزه‌های خودشان استمرار ورزیده‌اند.

بنابراین، تجربه به همه ما ثابت کرده که تکرار و استمرار به شرطی که با محوریت پیشرفت و بهبود عملکرد باشد قطعا به موفقیت منتهی می‌شود. بیایید از این پس از بازخوردهای منفی دلسرد نشویم و در عوض به فکر این باشیم که چطور می‌توانیم بهتر تلاش کنیم. قطعا به مرور خواهیم توانست به نتایج کامل‌تری دست پیدا کنیم. بیایید اجازه ندهیم ایده‌آل‌گرایی ما را مجبور کند به این نتیجه برسیم که در همان اولین تلاش خود می‌توانیم بهترین نتیجه را خلق کنیم.

چطور بلاگرهای تاثیرگذار را راضی کنید تا به وبلاگ شما لینک بدهند؟

بلاگرهای تاثیرگذار

اگر به دنبال این هستید که وبلاگ‌تان به اعتبار بیشتری دست پیدا کند و در صفحه نتایج گوگل جایگاه بهتری پیدا کند، یکی از مهم‌ترین راه‌ها این است که بلاگرهای تاثیرگذار را راضی کنید که به مطالب وبلاگ شما لینک بدهند. از دید گوگل، هر چه منبع لینک‌های هدایت کننده به وبلاگ شما معتبرتر باشند، اعتبار وبلاگ شما هم به همان میزان افزایش خواهد یافت. با این حساب، به جای حسودی کردن به بلاگرهای برتر باید سعی کنید کاری کنید که به چشم آن‌ها بیایید. البته شاید این جمله گفتنش خیلی ساده به نظر برسد، ولی در عمل حقیقت این است که خیلی سخت می‌توان آن‌ها را راضی به لینک دادن کرد.

ممکن است این‌طور فکر کنید که بلاگرهای محبوب آدم‌های خسیسی هستند که به وبلاگ شما لینک نمی‌دهند، اما در واقع باید به این نکته هم توجه کنید که آن‌ها هم برای حفظ اعتبار وبلاگ خودشان معذوریت‌هایی دارند. آن‌ها نمی‌توانند به هر وبلاگی لینک بدهند، چون در این صورت اعتبار وبلاگ‌شان از دید گوگل کاهش خواهد یافت. همان‌طور که می‌بینید، این گوگل است که مستقیما روی رفتار بلاگرها نسبت به هم تاثیر می‌گذارد و ما وبلاگ‌نویس‌ها هم دوست نداریم گوگل از دست‌مان ناراحت بشود.

با این حساب، اگر می‌خواهید وبلاگ‌های اصلی در زمینه نوشتارهای‌تان به وبلاگ شما لینک بدهند باید اقدامات مختلفی انجام دهید. امروز می‌خواهم به بررسی همین اقدامات بپردازم و بگویم که چطور می‌توانید رضایت بلاگرهای معتبر را به سمت وبلاگ خودتان جلب نمایید.

وبلاگ بلاگرهای برتر را مرتبا بخوانید

اولین قدم برای رسیدن به این هدف این است که وبلاگ‌های مطرح در زمینه‌های دلخواه خود را پیدا کرده و مطالعه کنید. پیدا کردن این وبلاگ‌ها کار خیلی سختی نیست، کافی است کلمه کلیدی مورد نظرتان را در گوگل جست‌وجو کنید و نتایج اول را مورد بررسی قرار دهید. یا این‌که می‌توانید از بلاگرهای دیگر بپرسید تا آن‌ها وبلاگ‌های مهم را به شما معرفی کنند. یکی دیگر از راه‌ها این است که از طریق شبکه‌های اجتماعی به محبوب‌ترین تولید کننده‌های محتوا دسترسی پیدا کنید و سپس وبلاگ‌های‌شان را به لیست وبلاگ‌هایی که مطالعه می‌کنید اضافه نمایید. یا این‌که می‌توانید نویسنده‌های قدرتمند را از طریق پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی مثل ویرگول پیدا کنید.

وقتی این وبلاگ‌ها را پیدا کردید و از آن‌ها یک لیست ساختید، باید هر روز، تاکید می‌کنم هر روز این وبلاگ‌ها را مطالعه کنید. تمام مطالب قبلی آن‌ها را بخوانید و در خبرنامه‌های‌شان عضو شوید تا هر مطلب جدیدی نوشتند مطلع شوید و در اسرع وقت آن‌ها را مطالعه کنید. وقتی می‌گویم مطالعه کنید، منظورم این نیست که بدون دقت و سرسری نوشته‌های‌شان را از نظر بگذرانید، منظورم دقیقا این است که برای این کار زمان بگذارید و با دقت نظر تمام محتوای تولید شده توسط آن‌ها را بخوانید. اگر می‌پرسید چرا، می‌توانید پاسخ خود را در ادامه دریافت کنید.

نوشته‌های‌شان را تکمیل کنید

خواندن پست‌های آن‌ها این‌جا به دردتان می‌خورد. بهترین راه برای جلب توجه وبلاگ‌نویس‌های معتبر این است که نوشته‌های آن‌ها را تکمیل نمایید. وقتی مطالب‌شان را خواندید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید نوشتار آن‌ها را ادامه بدهید، یا به نقاط دست نخورده موضوع مورد طرح آن‌ها بپردازید، یا مفصل‌تر در رابطه با این مباحث بنویسید. این را هم البته باید بگویم که تکمیل کردن نوشته‌های کسانی که در نوشتن و وبلاگ‌نویسی تخصص دارند کار ساده‌ای نیست؛ چون این افراد یا چیزی نمی‌نویسند یا اگر نوشتند به طور کامل و جامع آن را شرح می‌دهند. با این حال، از آن‌جا که دیدگاه هر نویسنده نسبت به دیگری متفاوت است، این امکان همیشه وجود دارد که یک نویسنده دیگر مطلبی کامل اما متفاوت در رابطه با همان موضوع نویسنده اول به رشته تحریر در بیاورد.

یادتان باشد، اگر خواستید بر مبنای نوشته یک بلاگر دیگر، مطلبی را بنویسید اول از هر چیز باید به نوشته اصلی که منبع الهام شما بوده لینک بدهید و بگویید که بعد از خواندن آن مطلب تصمیم گرفتید نوشتار جدید خود را بنویسید. بعد هم باید در نظر داشته باشید که نوشته‌تان به هیچ عنوان نباید سطحی و کوتاه باشد. تا جایی که می‌توانید به جوانب مختلف امر بپردازید و از مختصرنویسی دوری کنید. از این گذشته، ویرایش مطلب را هم فراموش نکنید، قطعا دل‌تان نمی‌خواهد که یک نویسنده حرفه‌ای از مطلب شما غلط املایی یا انشایی بگیرد. سعی کنید وقتی بلاگر مورد نظرتان نوشتار شما را می‌خواند به هیچ وجه نتواند از آن ایرادی بگیرد.

بلاگرهای تاثیرگذار

نوشته‌های خود را در ظاهری جذاب و کاربردی منتشر کنید

قبل از این‌که نویسنده‌های مطرح را از نوشته‌های خود باخبر کنید، باید به یک نکته دیگر هم توجه کنید و آن هم ظاهر وبلاگ‌تان است. طراحی وبلاگ در واقع حکم ویترین نوشتارهای شما را دارد. اگر یک وبلاگ طراحی قابل قبولی نداشته باشد، اگر یک پوسته بدشکل یا رایگان و تکراری روی آن نصب شده باشد، اگر فونت مطالب وبلاگ به اندازه کافی خوانا نباشد، اگر عوامل مزاحم در صفحه زیاد دیده شوند و محتوای اصلی به حاشیه کشیده شود، و در یک کلام اگر طراحی وبلاگ استاندارد نباشد، توقع نداشته باشید که کسی به وبلاگ شما سر بزند، حال می‌خواهد یک نویسنده باشد یا یک بازدیدکننده. بنابراین قبل از این‌که دیگران را به وبلاگ خود دعوت کنید، سعی کنید دستی به سر و شکل آن بکشید و تبدیلش کنید به چیزی که از دید مخاطب جذاب و کاربردی باشد. تنها در آن زمان است که می‌توانید با خیال راحت نوشته‌های خود را در وبلاگ‌تان منتشر کنید و منتظر بازدیدکننده‌ها باشید.

Neil Patel: تحقیق کنید که رقبای شما چه محتوایی خلق می‌کنند و سعی کنید یک قدم از آن‌ها جلوتر بروید، محتوای خود را پرجزئیات‌تر و عملگراتر تولید کنید و آن را در قالب یک طراحی زیبا ارائه دهید.

به نویسنده‌‌ها ایمیل بفرستید

حالا زمان آن رسیده که به نویسنده‌هایی که در نگارش مطلب خود از نوشته‌های‌شان الهام گرفته‌اید یا مقالات‌شان را تکمیل کرده‌اید، ایمیل بفرستید و به آن‌ها اطلاع بدهید که بر مبنای نوشتارشان، مطلب جدیدی تهیه نموده‌اید. فراموش نکنید که تیتر و متن این ایمیل باید شکل مناسبی داشته باشد؛ نه زیاد رسمی و نه بیش از حد خودمانی. از جمله نکاتی که در نوشتن ایمیل به نویسنده‌ها باید رعایت کنید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. عنوان ایمیل را طوری انتخاب کنید که بتواند توجه نویسنده مقاله را به خودش جلب کند، می‌توانید نام او را هم در عنوان ایمیل بیاورید که بداند قرار است یک ایمیل صمیمانه بخواند، نه یک متن رسمی.
  2. پاراگراف اول ایمیل را با یک احوال‌پرسی و آشنایی دوستانه آغاز کنید، ولی حواس‌تان باشد که زیاد آن را پرورش ندهید که تملق به نظر برسد.
  3. به نوشتارهای قبلی‌شان استناد کنید تا به آن‌ها ثابت نمایید که وبلاگ‌شان را دنبال می‌کنید و واقعا به کارشان اهمیت می‌دهید.
  4. با ارائه لینک به مطلبی که نوشتید، توضیح دهید که چرا لازم دیدید در مورد یکی از نوشته‌های وبلاگ‌شان یک نوشته تکمیلی بنویسید و در ادامه بگویید که دانستن نظر آن‌ها در مورد چیزی که نوشتید برای شما خیلی اهمیت دارد.
  5. ایمیل را با یک تشکر ساده به پایان برسانید.

با در نظر گرفتن موارد بالا می‌توانید یک ایمیل اطلاع‌رسانی خوب به نویسنده‌های مورد نظرتان ارسال کنید. ضمنا هیچ وقت به طور مستقیم از آن‌ها درخواست نکنید که به وبلاگ شما لینک بدهند. اگر نوشتار شما به نظرشان جالب برسد خودشان این کار را انجام خواهند داد.

از عدم دریافت پاسخ ناامید نشوید

بلاگرهای تاثیرگذار

با این‌که اکثر بلاگرها ایمیل‌های خودشان را به طور مرتب چک می‌کنند و معمولا ایمیلی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند، اما با این حال ممکن است پاسخی از طرف برخی از نویسنده‌ها دریافت نکنید. اگر چنین شد دلسرد نشوید. در چنین شرایطی، توصیه می‌کنم که یک بار دیگر نوشته و ایمیل خود را مورد بررسی قرار دهید و اگر ایرادی داشت سعی کنید در مرتبه بعدی آن اشتباهات را تکرار نکنید. اگر از طریق ایمیل به نتیجه نرسیدید، می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی کمک بگیرید. مثلا در توییتر برای فرد نویسنده یک منشن بفرستید و به او بگویید که دوست دارید نظرش را در مورد نوشته‌ای که بر مبنای مطلب او نوشتید بدانید. در ۹۹ درصد موارد بالاخره بلاگر مورد نظرتان به شما جواب می‌دهد، اما اگر چنین نشد بدانید که نوشته یا وبلاگ شما از دید او جالب به نظر نرسیده و بهتر است دیگر از تکرار درخواست خود به او خودداری نمایید.

به برقراری ارتباط با بلاگرهای تاثیرگذار ادامه بدهید

در آخر ذکر این موضوع را ضروری می‌دانم که در طول مدت فعالیت خود به عنوان یک وبلاگ‌نویس، بهتر است به طور جدی سعی در برقراری ارتباطی دوستانه و مداوم با بلاگرهای حرفه‌ای داشته باشید. این افراد نه تنها می‌توانند به افزایش اعتبار وبلاگ شما کمک کنند، بلکه در بالا بردن دانش و تجربه شما در زمینه نوشتن نیز می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. در اکثر مطالب مربوط به افزایش بهره‌وری و خلاقیت آمده است که اگر می‌خواهید در کارتان فرد موثرتری باشید سعی کنید با افرادی که از نظر فکری با شما شباهت دارند و در کارشان وارد هستند بیشتر وقت بگذرانید. این موضوع در مورد وبلاگ‌نویسی هم صادق است. هر چه بیشتر در محیط فکری وبلاگ‌نویس‌ها باشید، وبلاگ‌نویس بهتری خواهید شد.