حرف نزده را همیشه می‌توان زد

اگر از من بپرسند که زندگی را شبیه به کدام بازی یا ورزش می‌دانی، قطعا خواهم گفت شطرنج. هر کس که بخواهد شطرنج را یاد بگیرد، یکی از اولین نکاتی که به او آموخته می‌شود این است که برای هر حرکتی که می‌خواهد روی صفحه شطرنج اجرا نماید باید خوب فکر کند. به او گفته می‌شود که شطرنج جای حرکت‌های شتاب‌زده نیست، چون یک حرکت اشتباه می‌تواند جبران ناپذیر باشد.

زندگی هم دقیقا همین است. یک تصمیم شتاب‌زده، یک سخن نابه‌جا، یک رفتار بدون پشتوانه فکری می‌تواند زندگی تو و اطرافیان تو را برای همیشه تغییر دهد، می‌تواند موقعیت تو را به کلی عوض کند، می‌تواند کاری کند که برای همیشه نادم بمانی.… ادامه نوشتار

خودت چه فکر می‌کنی؟

در دوران تحصیلم در مقطع دبیرستان، یکی از همکلاسی‌هایم را به یاد دارم که در برابر پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها از قبل معلوم بود جمله جالبی می‌گفت. “خودت چه فکر می‌کنی؟”. مثلا اگر از او می‌پرسیدی امروز چه ساعتی کلاس‌ها تمام می‌شود در حالی که از قبل برنامه کلاس‌های آن روز را همه دانش‌آموز‌ها می‌دانستند، او هم در پاسخ به جای این‌که جواب مستقیم بدهد می‌گفت خودت چه فکر می‌کنی. این جمله تنها پاسخ او در برابر پرسش‌های واضحی بود که جواب دادن به آن‌ها چندان منطقی به نظر نمی‌رسید.

این جمله از همان زمان تا کنون در ذهن من باقی مانده است.… ادامه نوشتار

کاری کن که زمان به سود تو بگذرد

ماهی‌گیرها را دیده‌ای. آدم‌های شریف و صبوری هستند. یک ماهی‌گیر وقتی قلابش را به آب می‌اندازد شاید ساعت‌ها در همان حال وقت بگذراند. اگر یک نامطلع این صحنه را ببیند قطعا از ماهی‌گیر می‌پرسد که چرا دارد با این کار وقتش را هدر می‌دهد؟ اما این کار از دید یک ماهی‌گیر وقت تلف کردن نیست، چرا؟ چون زمان به سود او در حال سپری شدن است. او می‌داند که تنها راه صید کردن یک ماهی خوب این است که صبر و حوصله به خرج بدهد و منتظر باشد تا ماهی به دام قلابش بیافتد.

حالا یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای در بورس را در نظر بگیر.… ادامه نوشتار

هیچ کس همه چیز را نمی‌داند

برای من جالب هستند انسان‌هایی که فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند. حتما تو هم دیده‌ای. وقتی می‌نشینی در مورد یک موضوع خاص صحبت کنی سعی می‌کند هر طور که می‌تواند نشان دهد که بیشتر از تو می‌فهمد. هر وقت که لازم بداند هر حرفی که به دهانش بیاید به زبان می‌آورد بدون این‌که فکر کند آن‌چه می‌گوید اصلا درست هست یا نه. حتی تصور این را هم نمی‌کند که ممکن است طرف مقابلش بداند که آن‌چه می‌شنود کاملا اشتباه است. اصلا قبول ندارد که کسی بیشتر از خودش می‌فهمد و اطلاعات دارد.

اگر بخواهم روراست باشم دلم برای‌ این نوع آدم‌ها می‌سوزد، چون حاضر نیستند قبول کنند که دانش‌شان بر مبنای اطلاعات غلط بنا شده است و نیاز به ترمیم دارد.… ادامه نوشتار

کاشت، جای خالی، برداشت

یک کشاورز را در نظر بگیر. کشاورز هر سال در زمان مناسب اقدام به کاشت محصول مورد نظر خودش می‌کند و بعد از آن تمام وقت و انرژی خودش را وقف نگه‌داری از آن‌چه کاشته می‌‌نماید. ماه‌ها با جان و دل به کاشته‌های خود رسیدگی می‌کند، به آن‌ها آب و کود می‌رساند و از خطرات طبیعی تا حد امکان در امان‌شان نگه می‌دارد تا این‌که بالاخره در نهایت تلاش‌هایش به ثمر می‌نشینند و وقت آن می‌رسد که محصول خودش را برداشت کند.

آن‌چه گفتم ذکر واضحات بود. اما جالب ماجرا می‌دانی کجاست؟ آن‌جا که خیلی‌ها فکر می‌کنند برای برداشت کردن آن‌چه کاشته‌اند نیازی به مرحله داشت ندارند.… ادامه نوشتار

انگار واقعا یک جای کارشان می‌لنگد!

این چند روزی که کمتر وقتم را خرج شبکه‌های اجتماعی می‌کنم احساس آرامش بیشتری دارم. با این همه هر از گاهی برای بازنشر محتوای خودم و نویسنده‌هایی که دنبال می‌کنم به پلتفرم‌های اجتماعی سر می‌زنم. نکته جالبی که این روزها توجه من و برخی دیگر را به خودش جلب کرده این است که چطور برخی از مطالب و نوشته‌ها بدون هیچ دلیل منطقی در این پلتفرم‌ها محبوب می‌شوند!

مثلا یک نفر یک توییت چند کلمه‌ای کاملا ساده و اغلب بی‌محتوا منتشر می‌کند و ناگهان هزاران بار لایک و ریتوییت به دست می‌آورد. یا یک کاربر معمولی یک مطلب ساده را منتشر می‌کند اما بازخورد قابل توجهی دریافت نمی‌کند، اما یک کاربر دیگر دقیقا همان مطلب را بدون ذکر نام و نشان صاحب اصلی محتوا کپی می‌کند و ده‌ها برابر صاحب اصلی محتوا بازخورد مثبت می‌گیرد.… ادامه نوشتار

چرا خیره‌اش شدی؟

دنیای امروزی بدون اسمارت فون‌ها و گجت‌ها غیر قابل تصور است. هر کسی در هر حیطه کاری که باشد بالاخره به یکی از این وسیله‌ها احتیاج پیدا می‌کند. وسایل کمکی خیلی خوبی هستند. خودت فکر کن که با به همراه داشتن یک اسمارت فون چه کارها که نمی‌شود کرد. فقط کافی است یکی از همین دیسپلی‌های کوچک که در جیب هم جا می‌شوند به همراه داشته باشی تا در هر لحظه بدانی وضعیت هوا چطور است و چطور خواهد بود، ترافیک چه اوضاعی دارد و از چه مسیری بروی خلوت‌تر است، کدام رستوران غذاهای خوشمزه‌تری دارد که مستقیما بروی همان جا میز رزرو کنی، دیگر لازم نیست کارهایت را حفظ کنی چون اسمارت فون به تو می‌گوید چه زمانی قرار است چه کاری انجام دهی، هر وقت خسته شدی به راحتی می‌توانی با بازی‌ها و موزیک‌ها سرگرم شوی یا کتاب بخوانی و فیلم ببینی.… ادامه نوشتار

دل‌نوشته‌ها ناجی وبلاگستان فارسی

روزی روزگاری در دورانی نه چندان دور، همین چند سال پیش سرزمینی وجود داشت به نام وبلاگستان فارسی که برای خودش برو و بیایی داشت. آن روزها اگر از معدود آدم‌هایی بودی که کامپیوتر داشتی و اهل چت هم نبودی، به احتمال خیلی زیاد یک وبلاگ برای خودت داشتی و در آن مشغول نوشتن بودی. آن روزها وبلاگ‌ها رونق بیشتری نسبت به امروز داشتند و البته شکل و شمایل امروزی را هم نداشتند.

واضح‌تر بگویم، در وبلاگ‌های فارسی نسل اول باید انتظار هر چیزی را می‌داشتی، از ریزش برف و باران روی مطالب وبلاگ گرفته تا پخش آهنگ‌های مختلف در پس‌زمینه.… ادامه نوشتار

قبولت داشته باش

با خودت صحبت می‌کردی؟ چه می‌گفتی؟ نمی‌خواهد به من دروغ بگویی. داشتم گوش می‌دادم. همه حرف‌هایت را شنیدم. داشتی می‌گفتی خیلی از اوقات اشتباه می‌کنی و تصمیمات غلط می‌گیری، داشتی می‌گفتی انگار بلد نیستی کاری را بی‌نقص انجام بدهی، داشتی می‌گفتی همه چیز را خراب می‌کنی، داشتی می‌گفتی شرایط حال حاضر زندگی‌ات تقصیر هیچ کس نیست جز خودت.

ببخشید، می‌دانم کار بدی بود ولی گوش ایستادم و همه این حرف‌ها را شنیدم؛ حرف‌هایی که خودت داشتی به خودت می‌گفتی را می‌گویم. ببخشید که گوش ایستادم، اما چون به تو قول داده بودم برایت دوست خوبی باشم لازم دانستم حرف‌هایت را بشنوم تا بدانم با خودت چند چندی.… ادامه نوشتار

به کلمات مجال حکمرانی بده

اگر وبلاگ‌نویس باشی، چه از وردپرس استفاده کنی و چه از پلتفرم‌های غیر رایگان یا رایگان دیگر، قطعا یکی از کارهایی که از انجام دادنش لذت می‌بری این است که ظاهر وبلاگت را همان‌طور که دوست داری تغییر بدهی. قبول دارم، حق داری، این یکی از بزرگ‌ترین جذابیت‌های دنیای وبلاگ‌نویسی است. اگر مثل من از وردپرس استفاده کنی، هر وقت دلت بخواهد می‌توانی اجزای سایدبار وبلاگت را تغییر بدهی، ترکیب رنگی وبلاگت را عوض کنی یا اصلا به طور کل ظاهر وبلاگت را بکوبی و از نو بسازی. این آزادی عمل خیلی لذت‌بخش است.

اما امروز می‌خواهم به تو پیشنهاد جسورانه‌ای بدهم.… ادامه نوشتار