حرف‌های خود را هوشمندانه انتخاب کنیم

کسانی که با سلیقه من در بازی‌های ویدیویی آشنا هستند خوب می‌دانند که من از بازی‌های داستانی با چندین پایان مختلف واقعا خوشم می‌آید. به عنوان مثال، تمام بازی‌های کمپانی Quantic Dream برای من همچون یک شاهکار بوده و هستند؛ از فارنهایت گرفته تا Heavy Rain و Beyond Two Souls تا همین آخرین بازی‌شان Detroit. در این نوع بازی‌ها، داستان با انتخاب‌های شما پیش خواهند رفت. هر دیالوگی را که انتخاب کنید روی ادامه بازی و واکنش کاراکترهای مقابل تاثیر خواهد گذاشت و همین مرا مجذوب خودش می‌کند چون به نظرم دنیای واقعی خودمان هم دقیقا همین شکل و شمایل را دارد.

این حس من زمانی به بیشترین قدرت خودش رسید که بازی Life Is Strange را تجربه کردم. این سری بازی که تا کنون یک شماره و یک اسپین‌آف از آن منتشر شده است و شماره دومش هم به زودی عرضه خواهد شد، طرز فکر من نسبت به حرف‌هایی که می‌زنم و جملاتی که انتخاب می‌کنم را به کلی تغییر داد. بعد از به پایان رساندن این بازی بود که پیش خودم فکر کردم، دنیای واقعی هم مثل همین بازی پر است از انتخاب. هر فرصتی که برای حرف زدن پیش می‌آید، یک فرصت گزینش است؛ گزینش از چندین جمله مختلف با تاثیرات متفاوت روی ادامه بحث، با تاثیرات متنوع روی طرز فکر و روحیه دیگران. تنها تفاوت این بازی‌ها با واقعیت این است که در بازی‌ها شما گزینه‌ها را می‌بینید و از بین‌شان حرفی که فکر می‌کنید بهتر است را انتخاب می‌کنید، اما در دنیای واقعی این خودتان هستید که باید از میان بی‌نهایت گزینه موجود چند تایی را گلچین کنید و بعد بهترین را به زبان بیاورید، آن هم در مدت چند ثانیه.

سپس به رفتار خودم در گذشته فکر کردم و این‌که قبلا بدون دانستن این موضوع چطور گفت‌وگوها را هدایت می‌کردم. متوجه شدم که اغلب اوقات در گفتمان‌ها به سراغ راحت‌ترین و دم‌دست‌ترین پاسخ ممکن می‌رفتم و همان را بیان می‌کردم، در حالی که اگر بیشتر دقت می‌کردم می‌توانستم با گفتن حرف‌هایی متفاوت، بحث را طوری پیش ببرم که نتایج بهتری کسب کنم یا این‌که طرز فکر بهتری از خودم در ذهن طرف مقابلم به جا بگذارم.

به عنوان مثال تصور کنید در محیط کار با یکی از همکاران خودتان مواجه می‌شوید و او از شما می‌پرسد ” سلام، حالت چطوره؟” اگر شما اهل فکر کردن به انتخاب‌های موجود برای هدایت گفت‌وگو نباشید معمولا راحت‌ترین جواب را به زبان می‌آورید و می‌گویید “ممنون خوبم”. حالا اگر می‌خواستید هوشمندانه‌تر جواب بدهید و این بحث را آن‌طور که خودتان می‌خواستید اداره کنید، به نظر من می‌توانستید بگویید “همیشه وقتی می‌خوام یه لیوان قهوه برای خودم بریزم حالم خوبه، تو هم میل داری؟”. این پاسخ نه تنها حس و حال بهتری در فرد مقابل ایجاد می‌کند، بلکه بحث را هم زنده نگه می‌دارد. در چنین شرایطی فرد مقابل معمولا با شما همراهی می‌کند (مگر این‌که با شما مشکلی داشته باشد!).

یک مدت این طرز فکر را امتحان کنید. به آن‌چه می‌خواهید بگویید خوب فکر کنید. از خودتان بپرسید آیا چیزی که می‌خواهید بگویید، بهترین جمله‌ای است که می‌توان در آن زمان به خصوص به کار برد، یا این‌که گزینه بهتری هم وجود دارد؟ هر شب به جمله‌هایی که انتخاب کردید فکر کنید و به خودتان نمره بدهید و سعی کنید برای روز بعد هوشمندانه‌تر حرف بزنید. در ضمن، پیشنهاد می‌کنم حتما بازی‌هایی که بالاتر از آن‌ها نام بردم را امتحان کنید، در طرز فکرتان خیلی تاثیر می‌گذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *