چرخه تکراری سقوط و صعود

تا به حال شده به این فکر کنید که زندگی شما چه مسیری دارد؟ پی بردن به مسیر زندگی، شما را یاری می‌کند در چرخه تکراری سقوط و صعود گیر نکنید. برای آن‌که با این چرخه مخرب سقوط و صعود بیشتر آشنا شوید اجازه دهید مثالی بزنم:

مثلا فرض کنید یک محقق و دانش‌پژوه هستید حال در هر زمینه‌ای که دوست دارید. شما به عنوان یک دانش‌پژوه یک هدف دارید و آن‌ هم افزایش سطح دانش خودتان است. حالا تصور کنید بعد از گذراندن یک دوره فرضا پنج ساله نزد بهترین و عالم‌ترین دانشمندان به سطحی می‌رسید که فکر می‌کنید خودتان یک پا دانشمند کامل شده‌اید. به این مرحله که می‌رسید، چون به خودتان مغرور شده‌اید دیگر از تحصیل علم دست برمی‌دارید. از نظر شما دیگر چیزی برای یاد گرفتن وجود ندارد و شما در قله دانش قرار دارید. این در حالی است که ماهیت علم کلا چنین است که انتها ندارد. عالمی که در میانه راه دست از تحصیل برمی‌دارد به مرور تاریخ مصرف معلوماتش ته می‌کشد و از مباحث روز عقب می‌ماند و نمی‌تواند به پرسش‌های جدیدی که در آن علم به خصوص به وجود می‌آید پاسخ منطقی و صحیح بدهد.

یا یک رستوران بزرگ را در نظر بگیرید که مدیرش موفق شده این رستوران را به یک موفقیت نسبی برساند، به حدی که رستورانش از رقبای نزدیک آن منطقه پرآوازه‌تر و مشهورتر شده است. اگر این مدیر رستوران در این نقطه حساس فکر کند که بخش دشوار کار به اتمام رسیده و دیگر از این به بعد می‌تواند با خیال راحت روی صندلی مدیریت لم بدهد و از جایگاه خودش لذت ببرد، قطعا خیلی زود با سقوط بزرگی مواجه خواهد شد، چون معمولا در چنین شرایطی است که اشتباهات و تصمیمات غلط گریبان‌گیر کسب‌وکارش می‌شوند و رقبا هم مسلما بی‌کار نمی‌نشینند و از فرصت‌های طلایی به نفع خودشان استفاده می‌کنند تا گوی رقابت را از او بربایند.

این دیدگاه در زندگی تک تک ما هم قابل تعمیم است. همه ما در هر زمینه‌ای همواره در حال تلاش هستیم که خودمان را به مرحله ایده‌ال برسانیم. اما در حقیقت معمولا به محض این‌که به یک نقطه برتری نسبی می‌رسیم خیلی راحت همه چیز را فراموش می‌کنیم و کوشش برای پیشرفت یا حتی حفظ موقعیت را به دست بی‌خیالی می‌سپاریم. نتیجه چنین اقدامی فقط سقوط کردن و بازگشتن به نقطه اول است. تازه وقتی به نقطه اول بازگشتیم، دوباره یادمان می‌افتد که باید تلاش کنیم و خودمان را بالا بکشیم. این می‌شود همان چرخه سقوط و صعود؛ یک زندگی با یک مسیر سینوسی که مدام تکرار می‌شود.

حال اگر به جای طی کردن این مسیر سینوسی مخرب، روند زندگی خودمان را تغییر دهیم و سعی کنیم مدام در حال رشد و صعود باشیم، زندگی ما هدفمند و پویا می‌شود. یادمان نرود که رسیدن به نقطه ایده‌آل پایان ماجرا نیست، بلکه از آن پس باید سعی کنیم خودمان را در همان شرایط حفظ کنیم. راستی، مسیر زندگی شما چه شکلی است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *