ارزش محور بیاندیش، نه استحقاقی

جف اولسون در کتاب برتری خفیف دیدگاه جالبی را مطرح می‌کند. او از نگرش استحقاقی و ارزش محور در این کتاب سخن به میان آورده است. بنابر تعریف او، نگرش استحقاقی یعنی انتظار کشیدن برای موقعیت مناسب و سپس تلاش کردن در همان راستا، از سوی دیگر نگرش ارزش محور یعنی تلاش کردن و ساختن موقعیت مناسب به دست خود فرد.

شاید البته قبلا شما به صورت تجربی با این دو نگرش آشنا بوده باشید اما نه با این تعریف. موضوع جالب اینجاست که اکثریت افراد با نگرش استحقاقی زندگی می‌کنند. آن‌ها همواره در انتظار فراهم شدن تمام امکانات لازم برای رسیدن به اهداف خودشان هستند. مثلا اگر می‌خواهند در کار و حرفه خودشان موفق‌تر شوند به خودشان می‌گویند که من صبر می‌کنم، هر وقت پول بیشتری دریافت کردم یا محیط و ابزار کارم ارتقا پیدا کرد، آن وقت من هم بهتر و بیشتر کار خواهم کرد؛ وقتی می‌خواهند ورزش کنند و جسم خودشان را تقویت نمایند به خودشان می‌گویند من باید صبر کنم تا ابزار کافی و مناسبی برای ورزش کردن برایم فراهم شود تا آن وقت با جان و دل ورزش کنم.

در مقابل چنین افرادی، گروه اندکی هستند که نگرش ارزش محور دارند و کاملا برعکس اکثریت فکر می‌کنند. آن‌ها برای بهبود شرایط خود در محیط کار به خودشان می‌گویند من بهتر و بیشتر کار می‌کنم تا در نتیجه بتوانم پول بیشتری کسب کنم و به جایگاه‌های بالاتری دست یابم. آن‌ها به خودشان می‌گویند گرچه ابزار پیشرفته‌ای برای ورزش کردن ندارم، اما با همین امکانات آغاز می‌کنم تا سلامتی خودم را حفظ کنم و به مرور به امکانات ورزشی خودم اضافه می‌کنم.

همان‌طور که می‌بینید، نگاه استحقاقی داشتن همیشه ساده‌تر است چون در این استدلال شما خودتان را مستحق شرایط بهتر می‌دانید در حالی که برای این شرایط هیچ تلاشی نمی‌کنید. اما این نگاه ارزش محور است که همیشه به موفقیت ختم می‌شود و چون سخت‌تر از دیدگاه قبلی است، طرفداران کمتری دارد. این یکی از همان دلایلی است که چرا انسان‌های موفق خیلی کم‌ تعدادتر از انسان‌های معمولی هستند. این نگرش خود شماست که جایگاه شما را در زندگی مشخص می‌نماید، پس با دقت انتخاب کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *