تنها در اتاقی ساکت، روزی چند لحظه

هر روز صبح که چشم از خواب باز می‌کنیم، وارد یک دنیای کاملا شلوغ می‌شویم. صدای نوتیفیکیش‌های موبایل و زنگ‌های تلفن‌ و سر و صدای تلویزیون و هیاهوی مردم در خیابان و جیغ و داد ماشین‌ها و موتورها و اصواتی که با هدفون به خورد گوش و مغزمان می‌دهیم. لیست اصواتی که از صبح تا شب می‌شنویم و برای‌مان عادی شده‌اند تمامی ندارد. جالب است، تا وقتی به این صداها فکر نمی‌کنیم چندان به نظرمان نمی‌آیند، اما اکنون که برخی از آن‌ها را نام بردم فکر می‌کنم تو هم مثل من با خواندن اسم هر کدام‌شان صدای خاصی در ذهنت شنیده‌ای و ابرو در هم کشیده‌ای و حالا با من موافقی که واقعا اصوات مزاحمی هستند.

در چنین دنیایی، مغز ما هر روز در معرض فشارهای صوتی فراوان قرار دارد. حالا به نظر تو این خواسته زیادی است اگر بخواهم این مغز بیچاره را روزی چند لحظه به سکوت دعوت کنیم؟ منظورم از سکوت، واقعا سکوت محض است. به هر حال همه ما می‌توانیم روزی چند دقیقه یک اتاق خالی ساکت پیدا کنیم، داخل شویم، در را پشت سرمان ببندیم، روی یک صندلی بنشینیم، چشمان‌مان را ببندیم و بعد سکوت.

هر چه فکر می‌کنم می‌بینم واقعا درخواست زیادی نیست. پیچیده هم نیست. به ابزار خاصی نیاز ندارد. مطمئنم همه از پس این کار بر می‌آیند. تو هم برمی‌آیی. سعی کن فقط چند دقیقه، فقط برای چند دقیقه سکوت تبدیل بشود به همه آن‌ چیزی که می‌خواهی. فکر کن همین چند لحظه سکوت می‌تواند خیلی از مشکلات تو را حل کند. به تو قول می‌دهم که واقعا هم همین‌طور است.

من خودم این کار را مدتی هست انجام می‌دهم، به خصوص زمان‌هایی که از نظر فکری به بن‌بست برخورده باشم. وقتی با سکوت از مغزم پذیرایی می‌کنم، بعد از چند لحظه، به این حقیقت پی می‌برم که فکر کردن برایم خیلی آسان‌تر شده است و ایده‌ها و راه‌حل‌هایی به ذهنم می‌رسد که شاید بدون سکوت هیچ وقت به آن‌ها دست نمی‌یافتم.

یادم می‌آید اولین بار سکوت محض را در یکی از اردوهای مدرسه تجربه کردم. ما را برای اردو به جایی برده بودند که دقیقا یادم نمی‌آید کجا بود ولی یادم هست که در قسمتی از این نمی‌دانم کجا، یک اتاق ضد صدا درست کرده بودند و هر کدام از ما که تمایل داشتیم اجازه می‌دادند وارد اتاق شویم و حس بودن در این اتاق را تجربه کنیم. وقتی ایده چند لحظه سکوت در روز به ذهنم خطور کرد، در واقع همان تجربه چند دقیقه‌ای در یک اتاق ضد صدا در یادم بود. پیش خودم فکر کردم آن چند دقیقه در آن اتاق تجربه خیلی جالبی بود، چرا دوباره آن را امتحان نکنم.

قطعا نمی‌خواهم بگویم الان باید یک اتاق ضد صدا برای خودت درست کنی، از همین اتاق‌ها که نه صدا را بیرون می‌دهد و نه صدایی به آن راه پیدا می‌کند. نه! همین که یک اتاق ساده با یک صندلی پیدا کنی که تا حد امکان از سر و صداهای روزمره دور باشد کافی است. روزی سه چهار دقیقه از وقتت را در آن سپری کن. بدون این‌که به دغدغه‌هایت فکر کنی. فقط با این هدف که آرامش بگیری. خودت از نتیجه‌ آن لذت خواهی برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *