حقیقت چهره‌های مختلفی دارد

از این به بعد اگر خواستی بگویی فلان شخص حقیقت را می‌گوید، خوب دقت کن. با شنیدن کلمه حقیقت چه احساسی به تو دست می‌دهد؟ اکثر آدم‌ها با شنیدن این کلمه حس اعتماد و آرامش را تجربه می‌کنند چون تصور می‌کنند ماهیت حقایق مثبت است. اما امروز می‌خواهم تو را با ماهیت واقعی واقعیت‌ها آشنا کنم؛ ماهیتی که شاید چندان هم مثبت نیست.

پنهان‌کارها در نشان دادن ماهیت اصلی حقیقت همیشه به ما کمک می‌کنند. این‌ها کسانی هستند که می‌دانند حقیقت یک موجود واحد است اما با چهره‌هایی مختلف. وقتی از یک پنهان‌کار حقیقت را بخواهی، او هم به تو واقعیت را خواهد گفت، اما نه واقعیت کامل، بلکه نسخه‌ای از واقعیت را که خودش دوست دارد تحویلت بدهد.

هر آن‌چه ما می‌شنویم، یک عقیده است نه یک واقعیت. هر آن‌چه ما می‌بینیم یک دیدگاه است نه حقیقت.

مارکوس اورلیوس

شاید بتوان گفت حقیقت مثل یک نرم‌افزار می‌ماند با نسخه‌هایی مختلف. نسخه اصلی واقعیت بیان‌گر کل واقعیت به همان شکلی که دقیقا وجود دارد است. اما نسخه‌های دیگری هم از واقعیت وجود دارد. یکی از این نسخه‌ها، نسخه وارونه است. ما بین خودمان به نسخه وارونه حقیقت می‌گوییم دروغ. این همان نسخه‌ای است که کاملا عکس نسخه اصلی تعریف می‌شود. نسخه‌های دیگر اما بخشی از حقیقت اصلی را در خود دارند، ولی شامل همه آن نمی‌شوند. این نسخه‌ها به دلیل شباهت‌شان به نسخه اصلی به سختی شناسایی می‌شوند و به همین دلیل هم بین پنهان‌کارها طرفداران بیشتری دارند.

اگر فکر می‌کنی کسی که به او اعتماد داری قطعا به تو همه واقعیت را می‌گوید، به خودت یادآوری کن که حقیقت چهره‌های متفاوتی دارد. ادعایی که شاید با واقعیت جور در بیاید، ممکن است کاملا با حقیقت اصلی تطبیق نداشته باشد. ضرورتی ندارد هر آن‌چه می‌شنوی را باور کنی. همواره به دنبال عدم تطابق‌ها باش، به دنبال ناهمگونی‌های بین آن‌چه می‌شنوی و آن‌چه می‌بینی. آری! این‌گونه است که می‌توانی با حقیقت واقعی آشنا شوی.

حقیقت می‌تواند به هزاران شیوه مختلف بیان شود و در عین حال هر کدام از این‌ها می‌تواند خود حقیقت باشد.

سوآمی ویوکاناندا

برخی‌ها می‌گویند حقیقت همیشه در سه شمایل متفاوت ظاهر می‌شود. یکی شمایلی که من می‌گویم و باور می‌کنم، یکی شمایلی که تو می‌گویی و باور می‌کنی، و یکی هم شمایل اصلی واقعیت که لزوما با دو شمایل قبلی تطابق ندارد. یک قصه غصه‌دار را اگر خوب تعریف کنی غصه نخواهی خورد، گرچه شاید غصه بخش اصلی آن قصه باشد. بکوش تا اصل قصه را دریابی، نه این‌که به نسخه به ظاهر شیرین آن دلخوش باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *