دنیا هم به مدیر نیاز دارد، هم به رئیس

نمی‌دانم از چه زمانی بود که بین همه ما مد شد که هر کسی باید بکوشد تا یک رئیس باشد. این روزها تقریبا هر کسی را که می‌بینم، از جوان تا پیر همگی به دنبال این هستند که هر طور شده کسب‌وکار خودشان را راه بیاندازند و به قول خودشان آقای خودشان باشند و نوکر خودشان. همه دوست دارند بر یک عده ریاست کنند و بشوند شخص اول یک برند یا شرکت. تب ریاست مثل یک ویروس بین همه ما فراگیر شده.

نمی‌خواهم بگویم ریاست چیز خوبی نیست. به هر حال هر برندی و هر کسب‌وکاری به یک رئیس توانا و دانا احتیاج دارد که مثل کاپیتان یک کشتی، شرکت خودش را از میان موج‌های سهمگین و کوه‌های یخی به سلامت عبور بدهد و به سر منزل مقصود که همان شکوفایی کامل است برساند. اما این بدان معنا نیست که لازم است همه ما یک پا رئیس باشیم. غایت کار کردن ریاست نیست.

این‌جا می‌رسیم به تفاوت میان دو مفهوم مدیریت و ریاست که از دید عموم هر دو یک معنا دارند و از دید حرفه‌ای دو مفهوم کاملا جدا و متمایز محسوب می‌شوند. ریاست تقریبا همان مفهومی است که اکثر ما از این کلمه سراغ داریم؛ یعنی هدایت کردن یک گروه از افراد در یک راستای مشخص برای رسیدن به یک هدف واحد و از پیش تعیین شده. اما مدیریت چیست و چه تفاوتی با ریاست دارد؟

مدیریت یعنی در دست گرفتن امور. مدیریت یعنی مسئولیت‌پذیری. هر کدام از ما می‌توانیم و باید یک مدیر باشیم. هر کدام‌مان در هر سطحی که هستیم و هر شغلی که داریم باید مدیریت را وارد کارمان کنیم. این یعنی کنترل کامل داشتن بر تمام فعالیت‌های حرفه‌ای خودمان، از تعیین هدف گرفته تا برنامه‌ریزی و تلاش کردن و اقداماتی که پس از رسیدن به اهداف‌مان لازم است انجام دهیم.

دنیا فقط به روسا احتیاج ندارد، دنیا را کارمندهای مدیر و مدبر شکوفا می‌کنند. اگر چنین کارمندانی وجود نداشته باشند، هیچ رئیسی هم وجود نخواهد داشت که بتواند گروه مناسبی را برای ریاست بر آن‌ها بیابد و آن‌ها را درست هدایت کند و به مقصد برساند.

شاید از دید برخی‌ها، ریاست حرفه جذاب‌تری باشد چون می‌تواند شهرت و اعتبار هم در کنار خودش به وجود بیاورد. اما هر کسی برای هدایت و ریاست ساخته نشده است. ریاست کردن کار ساده‌ای نیست و به سال‌ها کسب علم و تجربه نیاز دارد، بگذریم که ریاست به یک سری خصوصیات شخصی و روحیات فردی خاص هم نیاز دارد که در اغلب افراد این ویژگی‌ها وجود ندارد.

از سویی دیگر، مدیر بودن یک فن است و قابل یادگیری و ارتقاء و بهبود. فنی است که به رشد حرفه‌ای و نائل آمدن به موقعیت‌های اجتماعی بهتر منجر خواهد شد. بد نیست به جای این همه وقتی که صرف تلاش برای ریاست می‌گذاریم، بدانیم که با آموختن فوت و فن‌های مدیریت هم می‌توانیم به فرصت‌های بهتر و شایسته‌تری دست پیدا کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *