ما افکارمان نیستیم، کارهایی هستیم که انجام می‌دهیم

یک روز یک آدم خیال‌باف داشت پیش خودش فکر می‌کرد که روزی فرا خواهد رسید که مدیر یکی از برترین و محبوب‌ترین شرکت‌های جهان می‌شود و روی صندلی هدایت گروه بزرگی از خبره‌ترین آدم‌های روی زمین خواهد نشست. پیش خودش فکر می‌کرد وقتی وارد شرکت می‌شود همه برای او از جا بلند می‌شوند و به او سلام می‌کنند و سر تحسین برایش فرود می‌آورند. پیش خودش فکر می‌کرد روزی می‌رسد که در زندگی شخصی‌اش به چنان موفقیت‌هایی دست خواهد یافت که نویسنده‌ها و خبرنگارها برای نوشتن یک زندگی‌نامه یا تهیه یک گزارش در مورد زندگی او، پشت درب خانه‌اش صف خواهند بست. او غرق در افکارش بود که دوستش که کنار دستش نشسته بود از او پرسید: “کجایی؟” او پاسخ داد: “دارم در افکارم به موفقیت‌های آینده‌ام فکر می‌کنم چون انسان‌ها همان افکارشان هستند و به هر چیز که فکر کنیم بالاخره به آن دست خواهیم یافت.”

چند سال پیش بود که کتابی به نام قانون راز در بین عموم خیلی معروف شد. مستندها و فیلم‌های زیادی هم در موردش ساختند. مضمون اصلی این کتاب یا به عبارتی این قانون این بود که به هر چیزی که با جدیت تمام به آن فکر کنی بالاخره به آن دست خواهی یافت. منظور این بود که با فکر کردن به اهداف، انگیزه کافی برای کوشش در جهت رسیدن به اهداف برانگیخته شود. با این حال، آن‌چه اکثر افراد از این قانون متوجه شدند این بود که صرفا فکر کردن به اهداف می‌تواند رسیدن به آن اهداف را تضمین کند. مسلما این اولین کتابی نبود که چنین موضوعی را مطرح می‌کرد و قانون راز هم آخرین کتاب در این رابطه نخواهد بود. اما محبوبیت این کتاب و استنباط غلط از آن، طرز فکر اشتباهی را در بین عموم جا انداخت.

گرچه لازم است به اهداف فکر کنی، اما دست به کار شدن از فکر کردن مهم‌تر است. فرد خیال‌بافی که بالاتر به آن اشاره کردم، اگر بخواهد فقط به رسیدن به رویاهایش فکر کند و نخواهد برای رسیدن به این رویاها با جان و دل تلاش کند، مطمئنا هرگز به جایی که دوست دارد نمی‌رسد. عده‌ای معتقدند که ما همان چیزی می‌شویم که به آن فکر می‌کنیم، اما به نظر من، ما همان چیزی می‌شویم که انجامش می‌دهیم.

به این فکر کن که دقیقا چه کاری انجام می‌دهی. آیا کاری که همین حالا مشغول انجام دادنش هستی همان چیزی هست که می‌خواهی باشی؟ آیا کارهای امروزت می‌توانند تو را به هدف‌های فردایت برسانند؟ اگر پاسخت به این سوال منفی است، بی درنگ کارهایت را با افکارت تنظیم کن و در راستای رویاهایت به فعالیت بپرداز. هر کاری، حتی کوچک‌ترین کارها برای تو باید هدفمند باشند. هیچ کس تو را با افکاری که در سر داری نمی‌شناسد. تو با کارهایی که در دنیای واقعی انجام می‌دهی شناخته خواهی شد. پس به کارهایت فکر کن. این همان راز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *