بودن یا تظاهر به بودن؛ مساله این است

تام باکلی که از اثبات ادعای خودش مبنی بر کلاه بردار بودن سیمون سیلور ناتوان و خسته شده بود، تصمیم می‌گیرد درست چند لحظه قبل از نمایش آخر سیمون، او را به طور خصوصی ملاقات کند. بنابراین بدون برنامه قبلی وارد اتاق سیمون می‌شود. با این‌که سیمون کور بود اما از همان ابتدا فهمید که تام درون اتاق است، پس شروع کرد برای او صحبت کردن. تام که از این ماجرا و حرف‌های سیمون جا خورده بود فقط سکوت کرده بود و با تعجبی وصف ناپذیر به صحبت‌های این پیرمرد کور عجیب و غریب گوش می‌داد. سیمون گفت: “بودن یا تظاهر به بودن، مساله من این است، همیشه همین بوده. ما همیشه تظاهر می‌کنیم آن چیزی هستیم که واقعا نیستیم.” 

این بخشی بود از فیلم چراغ‌های قرمز، محصول سال ۲۰۱۲ با بازی خیره کننده رابرت دنیرو در نقش سیمون سیلور، پیرمردی متقلب که ادعا می‌کرد کور است ولی قدرت‌های فرابشری دارد و می‌تواند انرژی‌های اطرافش را تحت کنترل خودش در بیاورد. گرچه در انتهای فیلم دست او رو می‌شود و همه متوجه می‌شوند که او کلاه‌برداری بیش نبوده است، اما این جمله از فیلم مرا به شدت درگیر خودش کرد. از آن جمله‌هایی بود که چند ساعت غرق در فکر کردن به آن شدم.

بودن یا تظاهر به بودن؛ مساله این است. بله مساله این است. اکثر ما دوست داریم تظاهر کنیم آن چیزی هستیم که واقعا نیستیم. خیلی از آدم‌هایی که در اطراف خودت می‌بینی، چه آشنا و چه غریبه، همگی در حال تظاهر کردن هستند. این یکی تظاهر می‌کند که درس می‌خواند، آن یکی تظاهر می‌کند که هیچ مشکلی در زندگی‌اش وجود ندارد، دیگری تظاهر می‌کند شاد و خوشحال است، یکی دیگر تظاهر می‌کند که غمگین و ناراحت است و سیمون سیلور هم تظاهر می‌کرد که نیروهای فراطبیعی دارد و با این جمله در واقع اعتراف کرد که مشغول به تظاهر کردن است.

ما تظاهر می‌کنیم چون تظاهر کردن را دوست داریم. اغلب‌مان از آن‌چه واقعا هستیم زیاد خوش‌مان نمی‌آید، فکر می‌کنیم خود واقعی‌مان چندان جذاب نیست. بنابراین تصمیم می‌گیریم تظاهر کنیم به آن‌چه که در اصل نیستیم. دوست داریم مثل آب در موقعیت‌های مختلف شخصیت خودمان را در ظرف‌های مختلف بریزیم و کاری کنیم که شکل ظرف مناسب را به خود بگیریم. دوست داریم صورت واقعی خودمان را پشت هزاران هزار ماسکی که تا کنون برای خودمان ساختیم پنهان کنیم.

کمتر کسی بودن را ترجیح می‌دهد. تظاهر به بودن متداول‌تر است و تقریبا همه با آن کنار آمده‌اند. همه به طور ناخودآگاه می‌دانند که آدم‌های اطراف‌شان یا حتی خودشان در حال تظاهر کردن هستند، اما حرفی نمی‌زنند و تعجب نمی‌کنند چون به این موضوع عادت کرده‌اند. اما اگر همین آدم‌های متظاهر به فردی بر بخورند که تظاهر نمی‌کند و خودش است و صرفا بودن را برتر از تظاهر به بودن می‌داند آن وقت است که تعجب می‌کنند. چرا؟ چون بودن متداول نیست. واقعی بودن متداول نیست. جالب این‌جاست که دست آخر دنیا را همان کسانی تغییر می‌دهند و می‌سازند که خود واقعی‌شان هستند؛ چون به جای این‌که فکر و ذهن‌شان را درگیر تظاهر کردن‌ها کنند، به موضوعات مهم‌تر مثل ارتقاء شخصیت حقیقی‌شان می‌پردازند.

پس خودت باش، تظاهر نکن. و هرگز فراموش نکن که دیر یا زود کسانی که تظاهر کردن را انتخاب کرده‌اند بالاخره دست‌شان رو خواهد شد. تو از آن‌ها نباش.

یک دیدگاه برای “بودن یا تظاهر به بودن؛ مساله این است”

  1. سلام. مطالب وبلاگت من رو واقعا به فکر فرو میبره. من نظر نمیدم ولی هرچند روز یک بار به وبلاگت سر میزنم.

    امیدوارم موفق باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *