اگر وبلاگ‌نویس هستی، پس وبلاگ بخوان

هر بلاگری همیشه نحوه نوشتن و جذب مخاطب را در صدر اهداف و افکارش قرار می‌دهد. کاملا طبیعی است. ما وبلاگ‌نویس‌ها ذاتا به دنبال بالاتر بردن تعداد بازدیدها و مشترکان خبرنامه وبلاگ خودمان هستیم و هر وبلاگی را هم که مخاطب بیشتری داشته باشد برتر از وبلاگ خودمان می‌دانیم که البته قطعا درست است. اما آن‌چه هر بلاگری باید در مجموعه اهدافش قرار بدهد دقیقا همان موردی است که کمتر به آن فکر می‌کند یا حتی اهمیت می‌دهد و آن هم چیزی نیست جز خواندن وبلاگ‌های دیگر.

می‌دانم، خیلی از بلاگرها را می‌شناسم که الان با شنیدن این جمله فورا می‌گویند “ولی ما وبلاگ‌های دیگران را می‌خوانیم و دنبال می‌کنیم، آن‌قدر جدی که حتی در وبلاگ خودمان یک صفحه به معرفی وبلاگ‌های دیگران اختصاص داده‌ایم.” بله، بله. خود من هم یک چنین صفحه‌ای را در وبلاگم داشتم و دارم و هر چند وقت یک بار هم آن را به روز رسانی می‌کنم؛ برخی‌ها را از لیست وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام حذف می‌کنم و برخی دیگر را اضافه می‌نمایم. پس اگر می‌خواهی این جمله را به زبان بیاوری، یادت نرود که خود من هم خیلی وقت است این کار را انجام می‌دهم.

اما صرفا داشتن یک صفحه اختصاصی برای معرفی چند وبلاگ یا اختصاص دادن یک پست هفتگی برای معرفی مطالب وبلاگ‌های دگیر آن هم با هدف رفع مسئولیت یا ساکت کردن عذاب وجدان کافی نیست. هر وبلاگ‌نویسی باید کار دیگر بلاگرها را دنبال کند، حداقل آن‌هایی را که خودش قبول دارد و می‌داند ارزش دنبال کردن را دارند. البته اگر به من باشد که می‌گویم وبلاگ‌هایی را هم که زیاد قبول نداری را هم دنبال کن تا یادت نرود کار خودت چقدر خوب است و به خودت یادآوری کنی که اشتباهاتی که بلاگرهای ضعیف انجام می‌دهند را هرگز مرتکب نشوی.

اما حالا لازم نیست خیلی سخت‌گیرانه به این ماجرا نگاه کنی. من و تو که قرار نیست به خودمان دروغ بگوییم. دوست وبلاگ‌نویس من، بیا و همین حالا با استفاده از موتور جست‌وجوی گوگل یا پیشنهاد دوستانت یا صفحه وبلاگ‌های برتر همین وبلاگ یا هر روش دیگری که خودت دوست داری، چند وبلاگ خوب از نظر خودت پیدا کن و شروع کن به دنبال کردن‌شان. در خبرنامه‌شان عضو بشو و نوشته‌های‌شان را واقعا دنبال کن. برای‌شان کامنت بگذارد و در جریان اتفاقات وبلاگ‌شان قرار داشته باش. خیلی طول نمی‌کشد که متوجه می‌شوی که نه تنها حلقه ارتباطی خوبی با بلاگرهای مورد قبول خودت ایجاد کرده‌ای، بلکه با اشتیاق و علاقه بیشتری به نوشتن در وبلاگ خودت فکر می‌کنی و ادامه می‌دهی.

مخاطب این نوشته البته پیش از هر کس خودم هستم که تا چند وقت پیش چندان جدی وبلاگ‌های نویسنده‌های دیگر را دنبال نمی‌کردم، ولی از حدود یکی دو ماه پیش با خودم قرار گذاشتم به جای وقت تلف کردن در شبکه‌های اجتماعی، وقتم را به خواندن نوشتارهای وبلاگ‌های دیگر اختصاص بدهم. باور کن که از نتیجه کار خیلی راضی هستم. جالب این‌که چشم و ذهنم عادت کرده که به جای خواندن مطالب کوتاه و سطحی شبکه‌های اجتماعی، نوشته‌های طولانی و عمیق را راحت‌تر و دقیق‌تر مطالعه کند. از این انتخاب واقعا خوشحالم. تو هم امتحان کن.

انتشار منظم محتوا برای وبلاگ چه اهمیتی دارد؟

اگر چند ماه قبل به سراغ من میامدی و از من می‌پرسیدی هر چند وقت یک بار باید در وبلاگم مطلب جدیدی بنویسم، قطعا نمی‌گفتم روزی یک بار، حتی نمی‌گفتم هفته یا ماهی یک بار. پاسخ من به تو این می‌بود که هر وقت دوست داشتی بنویس. آن زمان فکر می‌کردم برای وبلاگ‌نویسی نویسنده نباید خودش را تحت فشار قرار بدهد و باید فقط زمانی دست به کیبورد بشود که دلش بخواهد بنویسد. با همین طرز فکر بود که برخی اوقات فقط ماهی یک نوشته در وبلاگم منتشر می‌کردم و فکر می‌کردم با این کار گرچه کمیت مطالبم کمتر خواهد بود اما در عوض، کیفیت‌شان مناسب است.

اما اکنون اگر همین سوال را از من بپرسی، باز هم نخواهم گفت حتما لازم است روزی یک بار بنویسی، ولی ضروری است که نوشتارهایت را به طور منظم منتشر کنی. به این فکر کن که تو برای مخاطب وبلاگت مشغول فعالیت هستی و این مخاطب اگر بداند هر چند وقت یک بار باید منتظر یک نوشتار جدید از سوی تو باشد، مسلما تمایل بیشتری به دنبال کردن وبلاگ تو خواهد داشت. وبلاگی که به طور منظم با مطالب جدید آپدیت می‌شود، شانس بیشتر و بهتری برای جذب مخاطب و کسب اعتبار دارد.

اصلا مهم نیست که برنامه انتشار مطالب وبلاگت روزانه باشد یا هفتگی یا ماهانه. اگر از آن دسته از نویسنده‌هایی هستی که برای انتشار روزانه محتوا خلاقیت و زمان کافی را داری، پس جدول انتشار مطالبت را طوری تنظیم کن که هر روز وبلاگت به روز شود. اگر زیاد اهل روزانه‌نویسی نیستی، می‌توانی روی انتشار هفته‌ای دو یا سه مطلب یا ماهی پنج یا ده نوشته تمرکز داشته باشی.

حفظ نظم در انتشار مطالب وبلاگ نه تنها می‌تواند وبلاگت را در ذهن بازدیدکننده‌ها معتبر جلوه بدهد و کاری کند که آن‌ها به سادگی وبلاگ‌ت را فراموش نکنند، بلکه می‌تواند موتورهای جست‌وجو را هم راضی کند که به وبلاگت اولویت بیشتری بدهند. از این گذشته، بلاگرهای منظم در بین باقی بلاگرها جایگاه بالاتری دارند، پس این فرصت را هم خواهی داشت که با بلاگرهای بهتری ارتباط برقرار کنی و موقعیت وبلاگ خودت را بهبود ببخشی.

فراموش نکن، من دارم در مورد جدول انتشار محتوا صحبت می‌کنم و نه جدول تولید محتوا. ممکن است یک نویسنده برنامه زمانی روزانه برای وبلاگ خودش تنظیم کرده باشد و معین کرده باشد که هر روز یک نوشته جدید در وبلاگش منتشر کند، اما این لزوما به آن معنا نیست که این نویسنده باید حتما روزی یک مطلب بنویسد. خود من، با این‌که روزانه یک نوشته در وبلاگم منتشر می‌کنم، اما برخی روزها چند مطلب می‌نویسم و برخی روزها نیز به خودم استراحت می‌دهم و چیزی نمی‌نویسم و از مطالبی که قبلا برای خودم ذخیره کردم استفاده می‌کنم و منتشرشان می‌نمایم. 

همان‌طور که در تیتر این نوشتار هم گفتم، حفظ نظم در انتشار محتوا خیلی مهم است. این را کسی که برای مدتی منظم نوشته است خوب می‌داند. بنابراین یا باید منظم نوشت، یا اصلا ننوشت.

از پست‌های طولانی تا پست‌های کوتاه

من به عنوان یک وبلاگ‌نویس تا همین چند ماه پیش همیشه بر این عقیده بودم که پست‌های وبلاگی باید حتما طولانی باشند و منظورم از طولانی بالای هزار کلمه بود. تا این‌که از یکی دو ماه پیش تصمیم گرفتم نوشتن پست‌های کوتاه را امتحان کنم و به خودم قول دادم هر روز یک پست بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ کلمه تولید کنم. از آن زمان تا کنون موفق شدم هر روز به این قولی که به خودم دادم پایبند بمانم و همین تعهدی که برای خودم ایجاد کردم سبب شده است که به هر قیمتی که شده به این روند ادامه بدهم. حالا که من هم تولید محتوای کوتاه و هم بلند را امتحان کرده‌ام، به نظرم فکر خوبی است اگر به این سوال رایج اکثر وبلاگ‌نویس‌ها در ادامه این نوشتار پاسخ بدهم؛ این‌که پست‌های یک وبلاگ باید طولانی باشد یا کوتاه؟

باید اعتراف کنم که پست‌های طولانی مزایای مخصوص به خودشان را دارند. به جز این‌که برای سئوی وبلاگ مفید هستند و موتورهای جست‌وجو چنین محتوایی را بیشتر می‌پسندند، وبلاگ‌نویس این فرصت را هم دارد که به طور کامل و با جزئیات تمام به موضوع مورد نظرش بپردازد و پستی را تولید کند که از هر نظر ارزشمند قلمداد می‌شود. با این همه، نوشتن پست‌های طولانی احتیاج به زمان و تحقیق و تلاش بیشتری دارد. به همین دلیل است که اغلب وبلاگ‌هایی که با این شیوه به کار خود ادامه می‌دهند معمولا کمتر از وبلاگ‌های مبتنی بر پست‌های کوتاه مطالب جدید منتشر می‌نمایند.

اما در کفه دیگر ترازو، پست‌های کوتاه وجود دارند که کار کردن با آن‌ها برای یک وبلاگ‌نویس مسلما خیلی راحت‌تر است. پست‌های کوتاه گرچه مزایای پست‌های طولانی را ندارند، اما قطعا طرفداران خاص خودشان را به سمت خود جلب می‌کنند. با این‌که نمی‌توان انتظار داشت که پست‌های کوتاه به همان دقت و ظرافت به موضوع بپردازند که پست‌های طولانی می‌توانند، اما در این دوره و زمانه که کمتر کسی وقت کافی برای خواندن مطالب هزار کلمه‌ای یا بیشتر دارد، مطالب کوتاه بیشتر مورد استقبال قرار می‌گیرند.

در مجموع، این به انتخاب خود وبلاگ‌نویس محدود می‌شود. وبلاگ‌نویس باید بداند که دقیقا چه هدفی از داشتن یک وبلاگ دارد و بر اساس همان هدف سازوکار تولید محتوای وبلاگش را بنا کند. مثلا برای یک وبلاگ شخصی مثل وبلاگی که مشغول خواندنش هستی، بنا به تجربه من پست‌های کوتاه گزینه بهتری است چون هم برای من وبلاگ‌نویس ساده‌تر است و می‌توانم هر روز وبلاگم را به روز کنم و هم مخاطب من که تو باشی وقت کافی پیدا می‌کنی که مطالبم را بخوانی و دنبال کنی.

از سوی دیگر، اگر یک وبلاگ‌نویس هدفش این نباشد که حتما وبلاگش را به طور مداوم و همیشگی و منظم به روز رسانی کند و مطالب جدید در آن منتشر نماید، می‌تواند روی مطالب طولانی حساب کند، البته به شرط آن‌که توانایی کافی برای نوشتن چنین پست‌هایی را داشته باشد. همان‌طور که گفتم، انتخاب با خود وبلاگ‌نویس است و مخاطبان وبلاگش هم بر اساس همین انتخاب به سمت وبلاگش جذب خواهند شد.

انگار واقعا یک جای کارشان می‌لنگد!

این چند روزی که کمتر وقتم را خرج شبکه‌های اجتماعی می‌کنم احساس آرامش بیشتری دارم. با این همه هر از گاهی برای بازنشر محتوای خودم و نویسنده‌هایی که دنبال می‌کنم به پلتفرم‌های اجتماعی سر می‌زنم. نکته جالبی که این روزها توجه من و برخی دیگر را به خودش جلب کرده این است که چطور برخی از مطالب و نوشته‌ها بدون هیچ دلیل منطقی در این پلتفرم‌ها محبوب می‌شوند!

مثلا یک نفر یک توییت چند کلمه‌ای کاملا ساده و اغلب بی‌محتوا منتشر می‌کند و ناگهان هزاران بار لایک و ریتوییت به دست می‌آورد. یا یک کاربر معمولی یک مطلب ساده را منتشر می‌کند اما بازخورد قابل توجهی دریافت نمی‌کند، اما یک کاربر دیگر دقیقا همان مطلب را بدون ذکر نام و نشان صاحب اصلی محتوا کپی می‌کند و ده‌ها برابر صاحب اصلی محتوا بازخورد مثبت می‌گیرد.

این نوع از اتفاقات عجیب در هیچ کجا به غیر از پلتفرم‌های اجتماعی رخ نمی‌دهند. واقعا مشکل از کجاست؟ چطور ممکن است یک نفر بتواند با نوشتن نوشته‌هایی کاملا بی‌ربط بتواند تا این حد بازخورد کسب کند؟ یا چطور امکان دارد یک شخص بتواند با کپی بی اجازه از محتوای شخصی دیگر برای خودش شهرت و محبوبیت دست و پا کند؟

علت چیزی است به نام باندبازی! بله، در اکثر شبکه‌های اجتماعی باندهایی وجود دارند که اعضای این باندها با هم هماهنگ می‌شوند تا مطالب یکدیگر را بازنشر کنند و به بیشتر دیده شدن نوشته‌های‌شان کمک کنند. اگر کاربری عضو یکی از این باندها باشد، لازم نیست نگران باشد چه چیزی می‌نویسد و چه محتوایی را به اشتراک می‌گذارد؛ هر چه بنویسد خیالش راحت است که دیگر اعضای باند حتما و قطعا او را بازنشر می‌کنند و مطلبش را بیهوده محبوب می‌کنند.

در این میان، معدود کاربرانی هم که محتوای تازه و نسبتا خوبی هم منتشر می‌کنند اگر عضو باندی نباشند جایی برای پیشرفت ندارند، فقط می‌شوند خوراک محتوایی باندها و مطالب‌شان بدون اجازه کپی می‌شود و اگر اعتراضی هم بکنند به آن‌ها گفته می‌شود که در شبکه‌های اجتماعی کسی صاحب آن‌چه منتشر می‌کند نیست و حق کپی رایت ندارد.

این راه و رسم اکثر شبکه‌های اجتماعی است. محبوب شدن در این پلتفرم‌ها کار سختی نیست. نیازی به زحمت کشیدن و فکر کردن در مورد محتوای تولیدی خودت نداری، حتی لازم نیست هویت خاصی هم داشته باشی، یک اسم و عکس ساختگی هم کارت را راه می‌اندازد.

هر کسی که به تازگی به شبکه‌های اجتماعی می‌پیوندد متوجه می‌شود که انگار این پلتفرم‌ها را نمی‌فهمد، انگار یک جای کارشان می‌لنگد. به بیان واضح‌تر اگر می‌خواهی در این سرویس‌ها پیشرفتی داشته باشی مجبوری در باندهای‌شان عضو شوی و این دقیقا همان موضوعی است که من از آن متنفرم.

خوشبختانه این باندبازی‌ها در دنیای وبلاگ‌ها هنوز شکل نگرفته است، یا حداقل مورد توجه قرار نگرفته است. وبلاگ‌ها خیلی قبل‌تر از شبکه‌های اجتماعی محبوبیت داشتند و از آن زمان تا کنون باندبازی جایی در این حرفه نداشته است. برای دیده شدن در وبلاگستان باید واقعا استعداد نوشتن داشته باشی و خوب بنویسی. نویسنده‌های ضعیف جایی در این عرصه نخواهند داشت. فقط کسانی باقی می‌مانند که به خوب نوشتن علاقه دارند و از این کار لذت می‌برند.

البته که نویسنده‌های خوب نوشته‌های یکدیگر را با دیگران به اشتراک می‌گذارند ولی این با مفهوم باندبازی خیلی فرق دارد. این گیرایی نوشته‌های وبلاگ‌نویس است که سبب می‌شود باقی بلاگرها هم به سمت بازنشر محتوای‌شان جذب شوند. در مجموع همیشه دنیای وبلاگ‌نویسی برای من جذاب‌تر و عادلانه‌تر بوده تا شبکه‌های اجتماعی.

به کلمات مجال حکمرانی بده

اگر وبلاگ‌نویس باشی، چه از وردپرس استفاده کنی و چه از پلتفرم‌های غیر رایگان یا رایگان دیگر، قطعا یکی از کارهایی که از انجام دادنش لذت می‌بری این است که ظاهر وبلاگت را همان‌طور که دوست داری تغییر بدهی. قبول دارم، حق داری، این یکی از بزرگ‌ترین جذابیت‌های دنیای وبلاگ‌نویسی است. اگر مثل من از وردپرس استفاده کنی، هر وقت دلت بخواهد می‌توانی اجزای سایدبار وبلاگت را تغییر بدهی، ترکیب رنگی وبلاگت را عوض کنی یا اصلا به طور کل ظاهر وبلاگت را بکوبی و از نو بسازی. این آزادی عمل خیلی لذت‌بخش است.

اما امروز می‌خواهم به تو پیشنهاد جسورانه‌ای بدهم. از تو می‌خواهم به کلمات مجال حکمرانی بدهی. حتما می‌پرسی منظورم چیست؟ می‌دانم حرفی که می‌خواهم بزنم شاید اجرا کردنش سخت باشد چون لازم است روی برخی از لذت‌هایی که در پاراگراف اول به آن‌ها اشاره کردم پا بگذاری. اما به تو قول می‌دهم که اگر واقعا از دنیای کلمات لذت می‌بری، این کار ارزشش را دارد.

به من بگو تا به حال کدام کتابی را دیدی که پر از عکس و رنگ باشد؟ خودت را گول نزن، منظورم را فهمیدی، کتاب‌های مصور را نمی‌گویم. حتی بیشتر کتاب‌های داستانی هم فقط از کلمات پر شده‌اند، نه عکس و رنگ و موارد مشابه. فکر می‌کنی علت چیست؟ دلیل این‌که من کتاب‌ها را خیلی دوست دارم همین است که در کتاب‌ها کلمات حکمرانی می‌کنند. این فقط هنر نویسنده در به کار گیری هنرمندانه کلمه‌ها است که یک کتاب را جذاب و خواندنی می‌کند. تو وقتی در حال خواندن کتاب هستی تمام تمرکزت را خرج مطالعه همان کلمات می‌کنی چون هیچ چیز دیگری بین تو و کلمات نیست که حواست را پرت کند.

اما اکثر وبلاگ‌های امروزی پر شده‌اند از انواع و اقسام زرق‌وبرق‌های غیر ضروری که حواس مخاطب را از اصل نوشتار پرت می‌کنند. مگر هدف تو به عنوان یک وبلاگ‌نویس این نیست که با نوشته‌هایت توجه بازدیدکننده را به طرف فکرت جلب کنی؟ پس چرا خودت داری حواسش را پرت می‌کنی؟

پیشنهاد می‌کنم کلمات را در وبلاگت پادشاه کنی. هر چه عکس و رنگ و جزئیات به درد نخور است از وبلاگت حذف کن و فقط کلمات را باقی بگذارد. اجازه بده دیگران بدانند که تو عاشق نوشتن هستی و هنرت را فقط با کلمات انتقال می‌دهی. وبلاگ تو روزنامه و مجله نیست، نسخه‌ای اینترنتی از کتاب افکار توست. پس اجازه بده کلمات حاکم وبلاگت شوند.

چطور بلاگرهای تاثیرگذار را راضی کنید تا به وبلاگ شما لینک بدهند؟

بلاگرهای تاثیرگذار

اگر به دنبال این هستید که وبلاگ‌تان به اعتبار بیشتری دست پیدا کند و در صفحه نتایج گوگل جایگاه بهتری پیدا کند، یکی از مهم‌ترین راه‌ها این است که بلاگرهای تاثیرگذار را راضی کنید که به مطالب وبلاگ شما لینک بدهند. از دید گوگل، هر چه منبع لینک‌های هدایت کننده به وبلاگ شما معتبرتر باشند، اعتبار وبلاگ شما هم به همان میزان افزایش خواهد یافت. با این حساب، به جای حسودی کردن به بلاگرهای برتر باید سعی کنید کاری کنید که به چشم آن‌ها بیایید. البته شاید این جمله گفتنش خیلی ساده به نظر برسد، ولی در عمل حقیقت این است که خیلی سخت می‌توان آن‌ها را راضی به لینک دادن کرد.

ممکن است این‌طور فکر کنید که بلاگرهای محبوب آدم‌های خسیسی هستند که به وبلاگ شما لینک نمی‌دهند، اما در واقع باید به این نکته هم توجه کنید که آن‌ها هم برای حفظ اعتبار وبلاگ خودشان معذوریت‌هایی دارند. آن‌ها نمی‌توانند به هر وبلاگی لینک بدهند، چون در این صورت اعتبار وبلاگ‌شان از دید گوگل کاهش خواهد یافت. همان‌طور که می‌بینید، این گوگل است که مستقیما روی رفتار بلاگرها نسبت به هم تاثیر می‌گذارد و ما وبلاگ‌نویس‌ها هم دوست نداریم گوگل از دست‌مان ناراحت بشود.

با این حساب، اگر می‌خواهید وبلاگ‌های اصلی در زمینه نوشتارهای‌تان به وبلاگ شما لینک بدهند باید اقدامات مختلفی انجام دهید. امروز می‌خواهم به بررسی همین اقدامات بپردازم و بگویم که چطور می‌توانید رضایت بلاگرهای معتبر را به سمت وبلاگ خودتان جلب نمایید.

وبلاگ بلاگرهای برتر را مرتبا بخوانید

اولین قدم برای رسیدن به این هدف این است که وبلاگ‌های مطرح در زمینه‌های دلخواه خود را پیدا کرده و مطالعه کنید. پیدا کردن این وبلاگ‌ها کار خیلی سختی نیست، کافی است کلمه کلیدی مورد نظرتان را در گوگل جست‌وجو کنید و نتایج اول را مورد بررسی قرار دهید. یا این‌که می‌توانید از بلاگرهای دیگر بپرسید تا آن‌ها وبلاگ‌های مهم را به شما معرفی کنند. یکی دیگر از راه‌ها این است که از طریق شبکه‌های اجتماعی به محبوب‌ترین تولید کننده‌های محتوا دسترسی پیدا کنید و سپس وبلاگ‌های‌شان را به لیست وبلاگ‌هایی که مطالعه می‌کنید اضافه نمایید. یا این‌که می‌توانید نویسنده‌های قدرتمند را از طریق پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی مثل ویرگول پیدا کنید.

وقتی این وبلاگ‌ها را پیدا کردید و از آن‌ها یک لیست ساختید، باید هر روز، تاکید می‌کنم هر روز این وبلاگ‌ها را مطالعه کنید. تمام مطالب قبلی آن‌ها را بخوانید و در خبرنامه‌های‌شان عضو شوید تا هر مطلب جدیدی نوشتند مطلع شوید و در اسرع وقت آن‌ها را مطالعه کنید. وقتی می‌گویم مطالعه کنید، منظورم این نیست که بدون دقت و سرسری نوشته‌های‌شان را از نظر بگذرانید، منظورم دقیقا این است که برای این کار زمان بگذارید و با دقت نظر تمام محتوای تولید شده توسط آن‌ها را بخوانید. اگر می‌پرسید چرا، می‌توانید پاسخ خود را در ادامه دریافت کنید.

نوشته‌های‌شان را تکمیل کنید

خواندن پست‌های آن‌ها این‌جا به دردتان می‌خورد. بهترین راه برای جلب توجه وبلاگ‌نویس‌های معتبر این است که نوشته‌های آن‌ها را تکمیل نمایید. وقتی مطالب‌شان را خواندید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید نوشتار آن‌ها را ادامه بدهید، یا به نقاط دست نخورده موضوع مورد طرح آن‌ها بپردازید، یا مفصل‌تر در رابطه با این مباحث بنویسید. این را هم البته باید بگویم که تکمیل کردن نوشته‌های کسانی که در نوشتن و وبلاگ‌نویسی تخصص دارند کار ساده‌ای نیست؛ چون این افراد یا چیزی نمی‌نویسند یا اگر نوشتند به طور کامل و جامع آن را شرح می‌دهند. با این حال، از آن‌جا که دیدگاه هر نویسنده نسبت به دیگری متفاوت است، این امکان همیشه وجود دارد که یک نویسنده دیگر مطلبی کامل اما متفاوت در رابطه با همان موضوع نویسنده اول به رشته تحریر در بیاورد.

یادتان باشد، اگر خواستید بر مبنای نوشته یک بلاگر دیگر، مطلبی را بنویسید اول از هر چیز باید به نوشته اصلی که منبع الهام شما بوده لینک بدهید و بگویید که بعد از خواندن آن مطلب تصمیم گرفتید نوشتار جدید خود را بنویسید. بعد هم باید در نظر داشته باشید که نوشته‌تان به هیچ عنوان نباید سطحی و کوتاه باشد. تا جایی که می‌توانید به جوانب مختلف امر بپردازید و از مختصرنویسی دوری کنید. از این گذشته، ویرایش مطلب را هم فراموش نکنید، قطعا دل‌تان نمی‌خواهد که یک نویسنده حرفه‌ای از مطلب شما غلط املایی یا انشایی بگیرد. سعی کنید وقتی بلاگر مورد نظرتان نوشتار شما را می‌خواند به هیچ وجه نتواند از آن ایرادی بگیرد.

بلاگرهای تاثیرگذار

نوشته‌های خود را در ظاهری جذاب و کاربردی منتشر کنید

قبل از این‌که نویسنده‌های مطرح را از نوشته‌های خود باخبر کنید، باید به یک نکته دیگر هم توجه کنید و آن هم ظاهر وبلاگ‌تان است. طراحی وبلاگ در واقع حکم ویترین نوشتارهای شما را دارد. اگر یک وبلاگ طراحی قابل قبولی نداشته باشد، اگر یک پوسته بدشکل یا رایگان و تکراری روی آن نصب شده باشد، اگر فونت مطالب وبلاگ به اندازه کافی خوانا نباشد، اگر عوامل مزاحم در صفحه زیاد دیده شوند و محتوای اصلی به حاشیه کشیده شود، و در یک کلام اگر طراحی وبلاگ استاندارد نباشد، توقع نداشته باشید که کسی به وبلاگ شما سر بزند، حال می‌خواهد یک نویسنده باشد یا یک بازدیدکننده. بنابراین قبل از این‌که دیگران را به وبلاگ خود دعوت کنید، سعی کنید دستی به سر و شکل آن بکشید و تبدیلش کنید به چیزی که از دید مخاطب جذاب و کاربردی باشد. تنها در آن زمان است که می‌توانید با خیال راحت نوشته‌های خود را در وبلاگ‌تان منتشر کنید و منتظر بازدیدکننده‌ها باشید.

Neil Patel: تحقیق کنید که رقبای شما چه محتوایی خلق می‌کنند و سعی کنید یک قدم از آن‌ها جلوتر بروید، محتوای خود را پرجزئیات‌تر و عملگراتر تولید کنید و آن را در قالب یک طراحی زیبا ارائه دهید.

به نویسنده‌‌ها ایمیل بفرستید

حالا زمان آن رسیده که به نویسنده‌هایی که در نگارش مطلب خود از نوشته‌های‌شان الهام گرفته‌اید یا مقالات‌شان را تکمیل کرده‌اید، ایمیل بفرستید و به آن‌ها اطلاع بدهید که بر مبنای نوشتارشان، مطلب جدیدی تهیه نموده‌اید. فراموش نکنید که تیتر و متن این ایمیل باید شکل مناسبی داشته باشد؛ نه زیاد رسمی و نه بیش از حد خودمانی. از جمله نکاتی که در نوشتن ایمیل به نویسنده‌ها باید رعایت کنید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. عنوان ایمیل را طوری انتخاب کنید که بتواند توجه نویسنده مقاله را به خودش جلب کند، می‌توانید نام او را هم در عنوان ایمیل بیاورید که بداند قرار است یک ایمیل صمیمانه بخواند، نه یک متن رسمی.
  2. پاراگراف اول ایمیل را با یک احوال‌پرسی و آشنایی دوستانه آغاز کنید، ولی حواس‌تان باشد که زیاد آن را پرورش ندهید که تملق به نظر برسد.
  3. به نوشتارهای قبلی‌شان استناد کنید تا به آن‌ها ثابت نمایید که وبلاگ‌شان را دنبال می‌کنید و واقعا به کارشان اهمیت می‌دهید.
  4. با ارائه لینک به مطلبی که نوشتید، توضیح دهید که چرا لازم دیدید در مورد یکی از نوشته‌های وبلاگ‌شان یک نوشته تکمیلی بنویسید و در ادامه بگویید که دانستن نظر آن‌ها در مورد چیزی که نوشتید برای شما خیلی اهمیت دارد.
  5. ایمیل را با یک تشکر ساده به پایان برسانید.

با در نظر گرفتن موارد بالا می‌توانید یک ایمیل اطلاع‌رسانی خوب به نویسنده‌های مورد نظرتان ارسال کنید. ضمنا هیچ وقت به طور مستقیم از آن‌ها درخواست نکنید که به وبلاگ شما لینک بدهند. اگر نوشتار شما به نظرشان جالب برسد خودشان این کار را انجام خواهند داد.

از عدم دریافت پاسخ ناامید نشوید

بلاگرهای تاثیرگذار

با این‌که اکثر بلاگرها ایمیل‌های خودشان را به طور مرتب چک می‌کنند و معمولا ایمیلی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند، اما با این حال ممکن است پاسخی از طرف برخی از نویسنده‌ها دریافت نکنید. اگر چنین شد دلسرد نشوید. در چنین شرایطی، توصیه می‌کنم که یک بار دیگر نوشته و ایمیل خود را مورد بررسی قرار دهید و اگر ایرادی داشت سعی کنید در مرتبه بعدی آن اشتباهات را تکرار نکنید. اگر از طریق ایمیل به نتیجه نرسیدید، می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی کمک بگیرید. مثلا در توییتر برای فرد نویسنده یک منشن بفرستید و به او بگویید که دوست دارید نظرش را در مورد نوشته‌ای که بر مبنای مطلب او نوشتید بدانید. در ۹۹ درصد موارد بالاخره بلاگر مورد نظرتان به شما جواب می‌دهد، اما اگر چنین نشد بدانید که نوشته یا وبلاگ شما از دید او جالب به نظر نرسیده و بهتر است دیگر از تکرار درخواست خود به او خودداری نمایید.

به برقراری ارتباط با بلاگرهای تاثیرگذار ادامه بدهید

در آخر ذکر این موضوع را ضروری می‌دانم که در طول مدت فعالیت خود به عنوان یک وبلاگ‌نویس، بهتر است به طور جدی سعی در برقراری ارتباطی دوستانه و مداوم با بلاگرهای حرفه‌ای داشته باشید. این افراد نه تنها می‌توانند به افزایش اعتبار وبلاگ شما کمک کنند، بلکه در بالا بردن دانش و تجربه شما در زمینه نوشتن نیز می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. در اکثر مطالب مربوط به افزایش بهره‌وری و خلاقیت آمده است که اگر می‌خواهید در کارتان فرد موثرتری باشید سعی کنید با افرادی که از نظر فکری با شما شباهت دارند و در کارشان وارد هستند بیشتر وقت بگذرانید. این موضوع در مورد وبلاگ‌نویسی هم صادق است. هر چه بیشتر در محیط فکری وبلاگ‌نویس‌ها باشید، وبلاگ‌نویس بهتری خواهید شد.

چرا بازدیدکننده‌ها از وبلاگ شما فراری می‌شوند؟

وبلاگ

هر بلاگری این مساله را تجربه کرده است که بازدید کننده‌ها پس از ورود به وبلاگش خیلی زود آن را ترک می‌کنند. این برای هیچ وبلاگی خوش‌آیند نیست. ما وبلاگ‌نویس‌ها تمام تلاش‌مان این است که بازدید کننده‌ها را تبدیل به مخاطب‌های دائمی وبلاگ خود کنیم، حال اگر اکثر افرادی که به تازگی وارد وبلاگ ما می‌شوند، خیلی زود آن را ترک کنند و دیگر هرگز به سمت آن باز نگردند، این قطعا نشانه خوبی نیست.

اگر در هنگام بررسی آمار عملکرد وبلاگ‌تان به این موضوع برخوردید، باید از خودتان این سوال را بپرسید که دقیقا چه موضوعی سبب شده که بازدید کننده‌ها به سرعت از وبلاگ شما خارج بشوند؟ مسلما این مشکل بازدید کننده‌ها نیست، حتما وبلاگ شما مشکلاتی دارد که آن‌ها را از خود می‌راند. اگر برای شما هم این مساله پیش آمده است ولی نمی‌توانید به دلایلش پی ببرید، امروز می‌خواهم با شما از متداول‌ترین دلایل فراری بودن بازدید کننده‌ها از برخی وبلاگ‌ها بپردازم. با دقت به مواردی که در ادامه به آن‌ها خواهم پرداخت فکر کنید و چنان‌چه متوجه شدید که وبلاگ شما یکی یا چند مورد از این مشکلات را دارد، در اسرع وقت سعی کنید آن‌ها را رفع نمایید:

طراحی ضعیف، قدیمی و تکراری

اولین عنصری که توجه هر بازدید کننده‌ای را در وبلاگ شما به خودش جلب می‌کند، ظاهر وبلاگ شماست. قبلا هم بارها گفتم که ظاهر وبلاگ، حکم ویترین محتوای وبلاگ را دارد. حال اگر این ویترین جذابیتی نداشته باشد یا به خوبی چیده نشده باشد، چطور می‌توان انتظار داشت که دیگران به آن‌چه در داخل این ویترین ارائه می‌شود توجه کنند؟ وبلاگ‌‌نویس‌هایی که به ظاهر وبلاگ خودشان اهمیت نمی‌دهند و سروته ماجرا را با یک پوسته رایگان تکراری و خسته‌کننده هم می‌آورند، هرگز نخواهند توانست بازدید کننده‌ها را به مخاطب‌های دائمی وبلاگ‌شان تبدیل کنند. در عوض، هر چه ظاهر یک وبلاگ منظم‌تر، زیباتر و چشم‌نوازتر باشد، مثل یک آهن‌ربا بازدید کننده‌ها را به سمت خودش می‌کشاند.

فونت نامناسب

این مشکل در اکثر وبلاگ‌های فارسی به چشم می‌خورد. تعداد قابل توجهی از بلاگرهای ایرانی اصلا به مساله فونت وبلاگ‌شان فکر هم نمی‌کنند، باقی هم یا وقت و حوصله تغییر فونت وبلاگ را ندارند یا این‌که این کار را بلد نیستند. فونت نوشتار اهمیت فراوانی دارد، اگر یک فونت نامناسب برای نوشته‌ها استفاده شود خواندن مطالب برای بازدید کننده‌ها سخت خواهد شد و همین سبب می‌شود که آن‌ها زحمت خواندن را به خودشان ندهند و چشم خودشان را اذیت نکنند و در نتیجه وبلاگ شما را خیلی راحت ترک خواهند کرد. حال این‌که، وبلاگ‌هایی که از فونت‌های خوبی همچون وزیر یا ایران‌یکان استفاده می‌نمایند، شانس بیشتری در جذب مخاطب دارند.

موبایل فرندلی نبودن

با فراگیر شدن دیوایس‌های موبایل و اسمارت فون‌ها، هر روز به تعداد کاربران این دیوایس‌ها افزوده می‌شود. اکنون حجم قابل توجهی از بازدید کننده‌های وبلاگ‌ها، از طریق دیوایس‌های موبایل به وبلاگ‌ها سر می‌زنند. حال اگر وبلاگی طراحی موبایل فرندلی نداشته باشد، بازدید کننده حق دارد وقت خودش را در آن وبلاگ هدر ندهد. با این حساب، طراحی موبایل فرندلی یکی از ملزومات هر وبلاگی محسوب می‌شود.

وبلاگ

کند بودن وبلاگ

کاربران اینترنتی عاشق سرعت هستند و از کندی بیزارند. به همین دلیل است که هر سرویس و وب‌سایت و نرم‌افزاری را که فکرش را بکنید تمام تلاشش را می‌کند که سرعت ارائه خدمات و محتوای خود را به بالاترین حد ممکن برساند. به بیان دیگر، خیلی از سرویس‌ها و وب‌سایت‌ها بر سر سرعت ارائه محتوا با هم رقابت جدی و نفس‌گیر دارند. در این میان، وبلاگ‌ها هم از این رقابت مستثنی نیستند. وبلاگی که برای لود شدنش باید یک دقیقه منتظر ماند در جذب مخاطب خیلی ضعیف‌تر از وبلاگی عمل می‌کند که زیر پنج ثانیه به طور کامل لود می‌شود.

تبلیغات مزاحم

تقریبا هیچ کدام از ما میانه خوبی با تبلیغات اینترنتی نداریم. دقیقا به همین دلیل است که سرویس‌های اد بلاکر پدید آمده‌اند. اما به این نکته هم باید توجه کرد که یکی از منابع در‌آمد اصلی وبلاگ‌نویس‌ها، گرفتن تبلیغات در وبلاگ است. با این حال برخی از وبلاگ‌ها هستند که در این زمینه زیاده‌روی می‌کنند و آن‌قدر تبلیغات در وبلاگ‌شان می‌گذارند که ذهن بازدید کننده را آزار می‌دهد. این وبلاگ‌ها نه تنها در جذب مخاطب موفق نخواهند بود، بلکه دید مخاطبان وبلاگ‌های دیگر را نسبت به ارائه تبلیغات منفی خواهند کرد و سبب می‌شوند که بلاگرهای دیگر هم جرات نکنند از این طریق به کسب درآمد معقول بپردازند.

نوشتار مرتبط: الگوبرداری نامناسب از شیوه کسب درآمد در اینترنت

محتوای ضعیف

اساس وجودی هر وبلاگ را محتوای آن تشکیل می‌دهد. بنابراین، به طور حتم یکی از اصلی‌ترین دلایل فراری بودن بازدید کننده‌ها از یک وبلاگ می‌تواند محتوای ضعیف آن باشد. نوشتارهایی که به اندازه کافی جامع و کامل نباشند و زمان و زحمت زیادی برای تولیدشان خرج نشده باشد و مفهوم و مقصود خاصی را نتوانند انتقال دهند، ضعیف به حساب می‌آیند. وبلاگ‌نویس بودن صرفا به نوشتن نیست، کسی وبلاگ‌نویس است که خوب نوشتن را بلد باشد.

نوشتار مرتبط: یک وبلاگ بیشتر به کدام یک احتیاج دارد، محتوای عمیق یا محتوای سطحی؟

تشخیص ندادن مخاطب هدف

هر محتوایی باید برای خودش یک مخاطب هدف داشته باشد و تشخیص این مخاطب هدف از مسئولیت‌های تولید کننده محتواست. با این وجود، اگر یک بلاگر به تعیین مخاطب هدف نپردازد یا مخاطب هدف نوشتارهای خودش را در طول زمان گم کند، مسلما از تعداد مخاطب‌های دائمی وبلاگش کاسته خواهد شد. وبلاگ‌نویسی که هر چه به ذهنش می‌رسد می‌نویسد و به فکر حفظ اتحاد موضوعی محتوای خودش برای جذب مخاطب هدف نیست، قادر نخواهد بود که با بلاگرهای حرفه‌ای به رقابت بپردازد.

مطابقت نداشتن عنوان با بدنه نوشته

در رابطه به خود نوشته‌ها، اولین نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد تطابق عنوان با بدنه است. هر روز با مقالات زیادی در اینترنت مواجه می‌شوم که عنوانش هیچ ربطی به آن‌چه در خود پست نوشته شده ندارد؛ مثل این است که سردر یک فروشگاه مواد خوراکی تابلوی یک کفش فروشی را نصب کنند. نتیجه‌اش می‌شود گیج شدن بازدید کننده وبلاگ و در نهایت فراری شدن از آن. همواره باید سعی شود که متن نوشتار در خدمت عنوان آن باشد.

فرمت نامناسب مطالب

ایراد بعدی که به اکثر مطالب منتشر شده در وبلاگستان فارسی وارد است، نداشتن یک فرمت صحیح و خوانا است. بارها نوشته‌هایی را خوانده‌ام که یا در آن خبری از تیتر یا لیست نبوده، یا پاراگراف‌ها بیش از حد کوتاه یا بیش از حد طولانی بوده است یا این‌که اصلا پاراگراف‌بندی نشده است و تمام کلمات یک نفس بدون هیچ فاصله‌ای کنار هم ردیف شده‌اند. فراموش نکنیم که بازدید کننده‌ها هیچ وقت از همان ابتدا یک مطلب را نمی‌خوانند، بلکه اول با نگاهی گذرا آن را با چشم خود اسکن می‌کنند و اگر به نظرشان جالب آمد آن وقت به خواندنش راضی می‌شوند. استفاده از تیترها و لیست‌ها و پاراگراف‌بندی درست می‌تواند روند اسکن کردن چشمی را برای بازدید کننده‌ها ساده‌تر کند.

نوشتار مرتبط: به نظم نوشتار احترام بگذاریم

اشتباهات متعدد املایی و انشایی

از دیگر عوامل فراری دهنده بازدید کننده از وبلاگ، وجود تعداد قابل توجهی از غلط‌های املایی و انشایی در مطالب است. کسی که مشغول مطالعه یک مقاله است دوست ندارد مدام با این گونه اشتباهات مواجه بشود چون در غیر این صورت، شخص نویسنده در نظرش یک فرد ناشی و غیر حرفه‌ای جلوه می‌کند و دیگر دلیلی نمی‌بیند که نوشته یک چنین نویسنده‌ای را بخواند. جدا از این، وقتی خودتان نوشته‌های خودتان را نمی‌خوانید تا اشکالات آن‌ها را برطرف کنید، چطور انتظار دارید دیگران نوشته‌های شما را بخوانند؟

نوشتار مرتبط: اولین پیش‌نویس یک نوشتار به هیچ دردی نمی‌خورد

لینک‌های جذاب‌تر از خود مطلب

قرار دادن لینک در داخل مطالب، از نظر بهینه‌سازی محتوا برای موتورهای جست‌وجو یک ضرورت به شمار می‌آید. اما از سوی دیگر، اگر لینک‌هایی که در مطالب خود می‌گذارید از نوشته خودتان جذاب‌تر و بهتر باشد، یا به بیان واضح‌تر، اگر کیفیت محتوای شما از کیفیت محتوایی که به آن لینک خارجی می‌دهید کمتر باشد، در واقع دارید با دست خودتان بازدید کننده‌های وبلاگ‌تان را فراری می‌دهید. راه حل این مشکل این است که سعی کنید تا جایی که می‌توانید به تولید محتوای باکیفیت بپردازید تا حداقل ارزش محتوای وبلاگ شما با ارزش محتوای وبلاگی که به آن لینک می‌دهید یکسان باشد.

وبلاگ

عدم وجود امکان اشتراک گذاری نوشتارها

با فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی، کاربران اینترنتی این روزها دوست دارند هر چیزی را با دیگران به اشتراک بگذارند. حال اگر وبلاگ شما چنین امکانی را برای بازدید کننده‌ها فراهم نکند، بازدید کننده‌ها هم از وبلاگ‌تان ناامید می‌شوند و دیگر به سراغش نخواهند آمد. در انتهای مطالب با قرار دادن دکمه‌های به اشتراک گذاری، روند اشتراک گذاری نوشته‌های خودتان را ساده سازید.

نوشتار مرتبط: چرا کاربران محتوای اینترنتی را به اشتراک می‌گذارند؟

به کار نبردن تصاویر کافی و مرتبط

اگر از من بپرسند سخت‌ترین بخش وبلاگ‌نویسی کدام مرحله است بی‌درنگ می‌گویم پیدا کردن و انتخاب عکس‌ها برای مطالب. شاید وقتی که من برای پیدا کردن عکس‌های مطالبم صرف می‌کنم دو برابر زمانی باشد که خرج نوشتن خود پست‌هایم می‌شود. عکس‌ها نه تنها بهتر می‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند، بلکه مانع خسته شدن چشم بازدید کننده‌ها هم می‌شوند. خواندن متن‌های بدون عکس به مراتب سخت‌تر از خواندن متن‌هایی است که در آن از تصاویر استفاده شده است. با این حال باید یادتان باشد که اولا بیش از حد در نوشته‌های خود تصاویر را به کار نبرید و ثانیا عکس‌هایی که انتخاب می‌کنید همگی باکیفیت و حتی‌الامکان مرتبط با موضوع نوشته باشند.

اهمیت ندادن به بازخوردها

وقتی یک بازدید کننده برای نوشته‌های شما کامنتی می‌گذارد یا در مورد وبلاگ‌تان در شبکه‌های اجتماعی نظری می‌دهد، شما باید در اولین فرصت ممکن به بهترین و کامل‌ترین شکل به بازخورد او پاسخ بدهید. این بهترین فرصت برای تبدیل کردن آن بازدید کننده به یک مخاطب دائمی است. هیچ کس دوست ندارد وبلاگ کسی را دنبال کند که وقت جواب دادن به اظهار نظرهای بازدید کننده‌های خودش را ندارد.

پاپ آپ عضویت در خبرنامه

مورد آخر، آزار دهنده‌ترین ویژگی وبلاگ‌هایی است که بازدید کننده‌ها از دست‌شان فراری هستند. قبول دارم که خبرنامه برای وبلاگ خیلی مهم است و هر بلاگری باید سعی کند اعضای خبرنامه وبلاگ خودش را افزایش دهد، ولی استفاده از پنجره پاپ آپ برای عضو شدن در خبرنامه وبلاگ به هیچ عنوان مورد قبول من و بسیاری از مخاطبان وبلاگ‌ها نیست. می‌دانم که وبلاگ‌های زیادی هستند که از این روش برای بالا بردن تعداد اعضای خبرنامه خود کمک می‌گیرند، ولی این دلیل نمی‌شود که استفاده از پاپ آپ برای خبرنامه وبلاگ روش خوبی باشد. به بازدید کننده‌های وبلاگ خود احترام بگذارید و با پاپ ‌آپ‌ها آزارشان ندهید. اگر کسی واقعا از مطالب شما خوشش آمده باشد خودش می‌فهمد که می‌تواند در خبرنامه وبلاگ شما عضو شود.

پایان‌نوشت

در انتها لازم می‌دانم این را یادآور شوم که گرچه به دست آوردن و افزایش مخاطب‌های وبلاگ امری مهم و ضروری است و هر بلاگری باید در این مسیر کوشا باشد، اما همان‌طور که قبلا هم اشاره کرده بودم، اگر به وبلاگ‌نویسی علاقه‌مند هستید در هر شرایطی به نوشتن خود ادامه بدهید، حتی اگر هیچ کس وبلاگ شما را نمی‌خواند. این‌که شما از نوشتن لذت ببرید در درجه اول اهمیت قرار دارد.

نوشتار مرتبط: چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

یک وبلاگ بیشتر به کدام یک احتیاج دارد، محتوای عمیق یا محتوای سطحی؟

محتوای عمیق

هر وقت حرف از وبلاگ‌نویسی به میان می‌آید، یکی از متداول‌ترین پرسش‌ها این است که مطالب وبلاگ باید چقدر طولانی باشند؟ این سوال شاید در ابتدا کمی پیچیده به نظر برسد، چون هر کس برای خودش نظر و عقیده‌ای متفاوت ارائه می‌دهد. برخی‌ها معتقدند که همین که بیشتر از ۳۰۰ کلمه باشد کفایت می‌کند، برخی دیگر می‌گویند به خاطر بهبود سئوی وبلاگ، مطالب باید بالای ۱۰۰۰ کلمه باشند، بعضی‌ها هم کلا به هیچ کدام از این قوانین پایبند نیستند و می‌گویند هر چقدر دلت خواست بنویس. اگر بخواهیم صادقانه به ماجرا نگاه کنیم، خواهیم فهمید که یکی از علل اصلی کم بودن تعداد وبلاگ‌نویس‌ها دقیقا همین مساله است. تقریبا همه بلاگرها این را می‌دانند که اگر می‌خواهند وبلاگ‌شان در موتورهای جست‌وجو و همین‌طور از دید بازدید کننده‌ها معتبر باقی بماند، باید قادر باشند که محتوای طولانی یا بهتر است بگویم محتوای عمیق تولید کنند. تولید محتوای عمیق هم کار هر کسی نیست.

منظورم از محتوای عمیق، یک بسته محتوایی در رابطه با موضوعی خاص است که حاوی تمامی جزئیات و ناگفته‌های آن موضوع به خصوص باشد. تنها در این صورت است که می‌توان تعداد کلمات مطالب وبلاگ را افزایش داد.

از آنجایی که این روزها کمتر کسی را می‌توان یافت که حوصله انتشار اطلاعات یا شاید هم کسب دانش کافی در یک زمینه به خصوص را داشته باشد، روی این حساب از تعداد بلاگرهای مفید کاسته شده است. نتیجه‌اش هم شده تبدیل شدن وبلاگستان فارسی به بیابانی خالی از محتوای کارآمد. آن عده محدودی هم که هنوز به کارشان مشغول هستند، گاهی دچار تنبلی می‌شوند و برای پر کردن تعداد کلمات پست‌های خود، یک موضوع را با لحن‌های مختلف مدام تکرار می‌کنند که این هم منجر به جلوگیری از تولید و بازنشر محتوای نو می‌گردد.

امروز برای آن‌هایی این مطلب را می‌نویسم که این سوال واقعا در ذهن‌شان نقش بسته و جوابش را هنوز نمی‌دانند. لازم است با هم مروری داشته باشیم بر این‌که اصلا منظور از یک پست وبلاگی کامل چیست؟ هر چند ممکن است برخی‌ها دلسرد شوند و فکر کنند وبلاگ‌نویسی به این راحتی هم که تصور می‌کردند نیست، اما گاهی یادآوری حقیقت بهتر از به سر بردن در یک خواب و خیال اشتباه است.

میزان استاندارد حداقل ۳۰۰ کلمه است

بگذارید اول کمی دلخوشی بدهم. از نظر موتورهای جست‌وجو، هر متنی که بالای ۳۰۰ کلمه داشته باشد استاندارد است. این یعنی موتورهای جست‌وجو فقط مطالب بالای ۳۰۰ کلمه را یک پست وبلاگی به حساب می‌آورند. اگر از افزونه Yoast SEO روی وبلاگ وردپرسی خود استفاده کرده باشید، احتمالا این نکته مورد توجه‌تان قرار گرفته است.

اما این‌که می‌گویم استاندارد منظورم دقیقا حداقل مقدار ممکن است. یعنی برای شمایی که می‌خواهید به وبلاگ‌نویسی به چشم یک حرفه نگاه کنید، نوشتن یک مطلب حداقل ۳۰۰ کلمه‌ای باید مثل یک شوخی مضحک باشد. به بیان دیگر، فقط مقدمه پست‌تان باید ۳۰۰ کلمه را پر کند و از آن به بعد به سراغ شرح موضوع پست بروید.

محتوای عمیق

میزان معقول حدودا ۱۰۰۰ کلمه است

بعد از مقدمه پست که حداقل ۳۰۰ کلمه را به آن اختصاص دادید، باید حداقل ۷۰۰ کلمه بعدی را به شرح آن‌چه می‌خواهید بنویسید اختصاص بدهید. حتما از خودتان می‌پرسید چه ضرورتی دارد که این اجبار رعایت شود؟ علت تاکید بر این اجبار این است که هر چه تعداد کلمات پست‌های شما بیشتر باشد، شانس شما در پخش کردن کلمه کلیدی در کل متن نیز بیشتر می‌شود. خودتان قضاوت کنید، خوانایی یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای که ۵ بار از کلمه کلیدی در آن استفاده شده بیشتر است یا متنی ۱۲۰۰ کلمه که ۷ بار از کلمه کلیدی در آن استفاده شده؟

به غیر از این، در متون طولانی شانس شما در استفاده از تیترها و لیست‌ها در داخل پست بیشتر خواهد بود. همان‌طور که قطعا می‌دانید، بازدید کننده‌های وبلاگ شما معمولا هیچ وقت مطالب شما را از ابتدا تا انتها نمی‌خوانند، آن‌ها ابتدا نوشتار شما را با چشم خود اسکن می‌کنند؛ به این معنی که اول تیتر اصلی را می‌خوانند، بعد تیترهای داخل متن را می‌خوانند، بعد لیست‌های گلوله‌ای یا شماره‌ای را نگاهی می‌اندازند، بعد به سراغ متن‌های درشت می‌روند و اگر باز هم کنجکاو بودند شاید نوشتار را از اول تا آخر بخوانند. با این حساب خودتان فکر می‌کنید به کار بردن تیتر و لیست در داخل یک متن ۴۰۰ یا ۵۰۰ کلمه‌ای شکل منطقی و معقولی دارد؟

تاثیر منبع اصلی ترافیک روی طول محتوا

اگر می‌خواهید برای خودتان تصمیم بگیرید و یک میزان استاندارد شخصی برای پست‌های وبلاگ‌تان معین کنید، باید به این نکته هم توجه کنید که منبع اصلی ترافیک وبلاگ شما از کجاست؟ با یک نگاه به آمار بازدید وبلاگ‌تان در گوگل آنالیتیکز می‌توانید به این موضوع پی ببرید. به طور قطع این نکته باید روی تصمیم شما تاثیر بگذارد. حتما می‌پرسید چطور؟

فرض کنید بیش از ۵۰ درصد از منبع ترافیک مطالب وبلاگ شما از طریق بک‌لینک‌های یک وبلاگ دیگر شکل گرفته است. در این صورت شما باید بررسی کنید و ببینید مطالب وبلاگ مبدا معمولا چقدر طولانی هستند و سعی کنید خودتان هم مثل آن‌ها به تولید محتوا بپردازید.

اگر منبع اصلی ترافیک از فیسبوک بود، باید روی به کار بردن تیترها و لیست‌ها در داخل متن دقت بیشتری داشته باشید، یعنی هر چه تعداد لیست‌ها و متن‌های درشت در نوشتارهای‌تان بیشتر باشد، توجه مخاطب فیسبوک راحت‌تر جلب می‌شود. لازمه به کار بردن متن‌های درشت و لیست‌ها و تیترها هم تولید محتوای عمیق است. اگر منبع اصلی ترافیک‌تان توییتر بود، باید این را در نظر داشته باشید که اهالی توییتر به خواندن پست‌های بیش از حد طولانی علاقه‌ای ندارند، پس شاید بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰ کلمه برای شما معیار مناسبی باشد.

محتوای عمیق

دیده شدن مهم است، اما خوانایی مهم‌تر است

همه این نکات را گفتم که یادآور شوم محتوا انواع و اقسام دارد و محتوای عمیق یا به عبارت دیگر محتوای طولانی، از انواع ناب آن به حساب می‌آید که تولید کننده حرفه‌ای لازم دارد. اما حس می‌کنم روی بخش دوم جمله به اندازه کافی در این مقاله تاکید نداشته‌ام. چرا که با وبلاگ‌های زیادی مواجه بوده‌ام که با این‌که مطالب طولانی تهیه می‌کنند، اما ساختار محتوا آن‌طور که باید و شاید نبوده و نیست.

برای آن‌که بتوانید از پس تولید محتوای عمیق برآیید، باید بدانید که قرار نیست سر خودتان، دیگران یا موتورهای جست‌وجو را شیره بمالید. یک پست وبلاگی کامل، پستی است که هم اندازه‌اش کافی باشد و هم ساختار مناسب و یکسانی داشته باشد. اگر بناست در رابطه با یک موضوع خاص مقاله‌ای بنویسید، باید کل مقاله در خدمت همان موضوع باشد. این‌طور نباشد که برای پر کردن تعداد کلمات پست، دست به دامان موضوعات دیگر یا خاطرات و داستان‌هایی شوید که هیچ ربطی به تیتر اصلی پست ندارد.

این را همه ما خوب می‌دانیم که خواندن یک متن ۱۰۰۰ کلمه‌ای (یا بیشتر) خودش به تنهایی کار سختی است، ولی این هنر بلاگر است که چنان شیوا و جذاب متن را بپردازد که خواندنش برای مخاطب به یک تجربه هیجان انگیز و آموزنده بدل شود. دقیقا اینجاست که فرق بین یک وبلاگ‌نویس با یک وبلاگ‌نویس‌نما مشخص می‌شود.

فقط باید تمرین کرد

بالاتر در مقدمه این پست هم گفتم که این مطلب شاید باعث شود برخی‌ها نسبت به ادامه کار وبلاگ‌نویسی دلسرد شوند چون تصور می‌کردند همین که بتوانند چیزی بنویسند هر چند کوتاه و مختصر کارشان را انجام داده‌اند. اما دنیای بلاگر بودن فراتر از یک رفع مسئولیت ساده است.

ولی با این همه، لازم است این را هم بگویم که یک زمانی برای من هم نوشتن مطالب بالای ۱۰۰۰ کلمه خیلی سخت بود. شاید ماه‌ها طول کشید تا فهمیدم چطور می‌توانم ترسم را کنار بگذارم و به مغزم اجازه بدهم آن‌چه خودش می‌خواهد را به انگشتانم منتقل کند. فقط با تمرین کردن است که می‌توان به نتیجه مطلوب رسید. بعضی اوقات که شروع به نوشتن یک پست می‌کنم اصلا متوجه گذر زمان نمی‌شوم، سر می‌چرخانم و می‌بینم دو ساعت است بی‌وقفه مشغول نوشتن هستم.

به عنوان تمرین، یکی از بهترین راه‌کارها برای تقویت قدرت‌تان در تولید محتوای عمیق از نظر من این است که سعی کنید به مرور به محدودیت تعداد کلمات پست‌های وبلاگ‌تان بیافزایید. مثلا این هفته اگر فقط می‌توانید پست‌های ۴۰۰ کلمه‌ای بنویسید، هفته بعد را به خودتان قول بدهید که فقط پست‌های ۵۰۰ کلمه‌های خواهید نوشت. به مرور آن‌قدر این روند را افزایش دهید تا به معیار دلخواه خودتان دست پیدا کنید؛ تا جایی که وقتی پست‌تان را خواندید، هم از نظر تعداد کلمات و هم خوانایی آن رضایت کامل داشته باشید. بار دیگر تاکید می‌کنم که خوانایی پست را فراموش نکنید.

چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

وبلاگ‌نویسی

خیلی ناراحت کننده است این حقیقت که بسیاری از وبلاگ‌نویس‌ها حدود سه ماه پس از راه انداختن وبلاگ‌شان، از همه چیز ناامید می‌شوند و وبلاگ خودشان را رها می‌کنند. اگر از این‌ها بپرسید که چرا دست از کار برداشتند، اغلب خواهند گفت که چون هیچ کس نوشتارهای‌شان را نمی‌خواند به این نتیجه رسیدند که کارشان بیهوده بوده است و در وبلاگ‌نویسی استعداد ندارند.

حقیقتش را به شما بگویم، من هم تا به حال بارها در این موقعیت قرار گرفته‌ام ولی خوشبختانه هنوز تسلیم نشده‌ام. شاید البته چند وقتی نوشتن را کنار بگذارم و استراحتی بکنم، اما دست آخر مجددا به جای اول برمی‌گردم. علتش هم این است که نمی‌توانم دست از نوشتن بکشم. هر بار چند وقتی از وبلاگ‌نویسی دور می‌مانم حس می‌کنم انگار چیزی در زندگی‌ام کم شده است. اگر شما هم اهل نویسندگی باشید، قطعا من را درک می‌کنید.

از خودم که بگذریم، می‌دانم که وبلاگ‌نویس‌های تازه‌کار زیادی پیدا می‌شوند که از بی‌مخاطب بودن وبلاگ‌ شخصی‌شان گله دارند و از خودشان می‌پرسند که اگر کسی وبلاگ‌شان را نمی‌خواند پس چرا باید بنویسند؟ در ادامه سعی می‌کنم به این سوال پاسخ بدهم.

۱- برای دل خودتان بنویسید

اگر نوشتن آرام‌تان می‌کند، اگر با نوشتن دل‌تان خنک می‌شود و سرتان گرم، پس فقط بنویسید. به دنبال دلیل و بهانه نباشید. شاید کسی به آن‌چه انجام می‌دهید اهمیت ندهد، اما قطعا به علت کارتان فکر می‌کند. قبل از این‌که دست به کیبورد شوید باید از خودتان بپرسید که اصلا چرا می‌خواهید چیزی بنویسید. اگر هدف‌تان صرفا مشهور شدن یا پول به دست آوردن باشد، من از همین حالا به شما اطمینان می‌دهم که بهتر است وقت‌تان را صرف کار بهتری بکنید. اما اگر مثل من از نوشتن لذت می‌برید، پس به کارتان ادامه دهید. در مورد هر چه دوست دارید وبلاگ‌نویسی کنید؛ اصلا مهم نیست. مهم این است که خودتان لذت ببرید.

۲- وبلاگ‌نویسی به شما اجازه می‌دهد بیشتر بیاموزید

هر نویسنده‌ای برای این‌که بتواند بیشتر و بهتر بنویسد، باید بیشتر مطالعه کند. مطالعه کردن هم به افزایش دانش منجر خواهد شد. هیچ وبلاگ‌نویس کار بلدی نیست که در روز چند ساعتی وقت صرف خواندن کتاب‌ها و مقالات و وبلاگ‌های دیگران نکند. همین نوشتن بهانه خوبی است برای یاد گرفتن؛ چرا باید به خاطر این‌که دیگران به نوشته‌های شما اهمیت نمی‌دهند، فرصت بیشتر آموختن را از خودتان بگیرید؟

۳- وبلاگ شما، یک نمایش نوشتاری از زندگی‌تان خواهد شد

تصور کنید پنج سال دیگر وقتی برمی‌گردید و به پست‌های قدیمی‌تان نگاهی می‌اندازید، تک تک لحظات پنج سال گذشته از ذهن‌تان عبور خواهد کرد. به غیر از این، زمانی که ببینید این شما بوده‌اید که تمام این مدت بی‌توجه به همه مشکلات مشتاقانه به کارتان ادامه دادید و ثابت قدم ماندید، قطعا به خودتان افتخار خواهید کرد. اساسا وبلاگ هر چه قدمت بیشتری داشته باشد، برای نویسنده‌اش ارزش بیشتری می‌آفریند.

۴- وبلاگ‌تان می‌تواند ویترین هویت شما در اینترنت باشد

هر کاری که وقت و دقت خرجش بکنید حتما نتیجه‌ای برای شما خواهد داشت. وبلاگ هم همین‌طور است. در آینده اگر یک فرصت کاری برای‌تان پیش آمد یا خواستید خودتان را به دیگران معرفی کنید، می‌توانید آدرس وبلاگ‌ شخصی‌تان را به آن‌ها بدهید تا نگاهی بیاندازند و با طرز فکر و شیوه نگارش و سبک زندگی‌تان بیشتر آشنا شوند. به بیان دیگر، شما می‌توانید از وبلاگ شخصی خود به عنوان یک ویترین استفاده نمایید؛ ویترینی از خودتان و افکارتان و کارهایی که انجام داده‌اید.

۵- به مرور به یک نویسنده حرفه‌ای بدل خواهید شد

از قدیم گفته‌اند که کار نیکو کردن از پر کردن است. وقتی مرتبا به نوشتن ادامه بدهید کم‌کم با اصول و فنون نگارش آشنا خواهید شد، دایره لغات‌تان گسترش خواهد یافت و به یک نویسنده حرفه‌ای تبدیل می‌شوید. بر همین مبنا، می‌توانید در رزومه خود نویسندگی را هم به حرفه‌های‌تان اضافه کنید. از آن گذشته، در اثر ارتباط با وبلاگ‌نویس‌های دیگر، جزئی خواهید شد از یک جمع کاربلد در زمینه وبلاگ‌نویسی.

وبلاگ‌نویسی

۶- خودتان را فقط با خودتان مقایسه کنید

شاید پیش خودتان فکر کنید که چرا فلان شخص موفق شده برای وبلاگش آن همه بازدید کننده جذب کند اما شما نتوانسته‌اید. همیشه یادتان باشد که نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید. هر کسی جایگاه و شرایط خودش را دارد. هر کسی اهداف خودش را دنبال می‌کند. پس عاقلانه این است که خودتان را فقط با خودتان مقایسه نمایید. در این صورت می‌توانید هر روز باعث پیشرفت خودتان بشوید.

۷- نوشتن به بهتر فکر کردن کمک می‌کند

وقتی موضوعی را به نوشتار تبدیل می‌کنید، ذهن‌تان در رابطه با آن موضوع منظم می‌گردد و همین سبب می‌شود که بتوانید بهتر فکر کنید. در حین نوشتن، اگر به نقطه ابهامی برسید، مجبور می‌شوید برای رفع این ابهام بیشتر فکر کرده و مطالعه نمایید. دست یافتن به گوشه‌های پنهان موضوعات با نوشتن است که ممکن می‌شود. به همین دلیل است که می‌گویند اگر می‌خواهید بهتر تصمیم بگیرید، باید از نوشتن کمک بگیرید.

۸- با اشخاص و چهره‌های بیشتری آشنا می‌شوید

یک تولید کننده محتوا قبل از این‌که تولید کننده محتوا باشد، یک مصرف کننده محتواست. تا وقتی مطالب و نوشته‌های دیگران را به ذهن‌تان راه ندهید، هرگز نمی‌توانید از ذهن خود خروجی بگیرید و به یک نویسنده خوب بدل شوید. همان‌طور که بالاتر اشاره کردم، شما برای نوشتن باید وبلاگ‌های دیگران را بخوانید، باید کتاب‌های مرتبط با موضوع وبلاگ خودتان را مطالعه کنید. این ضرورت باعث می‌شود که با اشخاص و چهره‌های بیشتری آشنا شوید، از سبک نوشتارشان آگاه گردید و در مطالب خودتان به جمله‌های کلیدی این اشخاص اشاره نمایید.

۹- اعتبار خود در فضای آنلاین را افزایش می‌دهید

شاید در ابتدا وبلاگ‌تان از نظر خودتان چیز چندان مهمی نباشد. اما تقریبا همه ما روی وبلاگ‌هایی که سال‌هاست با ثبات و استحکام به فعالیت خودشان ادامه داده‌اند جور دیگری حساب می‌کنیم. فرض کنید دو وبلاگ با موضوع یکسان را جلوی شما بگذارند که یکی از آن‌ها از سال ۱۳۹۵ شروع به فعالیت کرده و دیگری از سال ۱۳۸۵. کدام یک بیشتر به چشم‌تان می‌آید؟ مسلما وبلاگی که قدمت بیشتری دارد. حال اگر شما هم در وبلاگ‌نویسی ثابت قدم باشید، ده سال دیگر برای خودتان در فضای آنلاین صاحب اعتبار خواهید بود.

۱۰- نوشتن روی سبک زندگی‌تان هم تاثیر مثبت می‌گذارد

وقتی هر روز صبح با این تفکر از خواب بیدار شوید که امروز می‌خواهید در مورد چه موضوعی تحقیق کنید و بنویسید، کم‌کم متوجه خواهید شد که سبک زندگی‌تان هم دچار تغییر و تحول می‌شود. با این کار، به جای این‌که ساعت‌ها از وقت با ارزش خودتان را برای وب‌گردی بی‌هدف هدر کنید، به فعالیت‌های آنلاین خود هدف می‌بخشید. به مرور می‌فهمید که این روند سازنده، روی شخصیت شما هم تاثیر مثبت گذاشته و کمک کرده است که شخصیت مورد نظرتان را شکل بدهید.

۱۱- الهام‌ بخش دیگران خواهید بود

افراد با تجربه و خوش سابقه همیشه و در هر زمینه‌ای الهام بخش دیگران هستند. هر کس بخواهد کاری را شروع کند، یکی از انگیزه‌های اولیه‌اش رسیدن به جایگاه افراد با تجربه در آن حوزه کاری است. وبلاگ‌نویسی هم چنین است. اگر شما یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای و کاربلد باشید می‌توانید منبع الهام وبلاگ‌نویس‌های تازه کار باشید. اگر کسی بخواهد از وبلاگ‌نویس‌های موفق مثال بزند، قطعا نام شما هم در لیست آن‌ها گنجانده خواهد شد. این‌که دیگران شما را سرلوحه کار خودشان قرار دهند، احساس خیلی خوبی دارد.

۱۲- وبلاگ‌نویسی به پول زیادی احتیاج ندارد

یکی از متداول‌ترین بهانه‌هایی که در رابطه با نوشتن و هدایت کردن یک وبلاگ با دامنه و هاست شخصی می‌شنوم این است که ما پول کافی برای این کار را نداریم. به همین دلیل است که اکثر بلاگرها به سمت سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان یا پلتفرم‌های اجتماعی جذب می‌شوند. اصلی‌ترین مشکل نوشتن در این نوع سرویس‌ها این است که شما هیچ وقت صاحب اصلی محتوای تولید شده خودتان نخواهید بود. در عوض اگر در وبلاگ خودتان که هاست و دامنه شخصی دارد به نوشتن مشغول شوید، از این بابت خیال‌تان راحت است که برای همیشه نوشتارهای‌تان تحت نام و برند خودتان منتشر می‌شوند و شما صاحب واقعی نوشته‌های‌تان هستید. باور کنید ساختن یک وبلاگ با هاست و دامنه شخصی پول چندان زیادی لازم ندارد. کافی است سری به قیمت هاست و دامنه در سایت‌های ارائه دهنده این نوع خدمات بزنید.

حرف آخر

این مطلب را نوشتم تا بگویم اگر من دست از وبلاگ‌نویسی نمی‌کشم به این دلایل است، اما با این حال منظورم این نیست که باید از تبلیغ کردن وبلاگ و محتوای خودتان ناامید بشوید. به هر صورت، بازاریابی هم بخشی از کار است. اگر نخواهید از شبکه‌های اجتماعی به نفع وبلاگ‌تان بهره ببرید یا این‌که فکر کنید کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های دیگر یا وبلاگ‌نویسی میهمان کارهای بیهوده‌ای هستند، مطمئن باشید که اشتباه می‌کنید.

حرفم این است که اگر روی تبلیغ کردن وبلاگ‌تان وقت گذاشتید اما زود به نتیجه نرسیدید، نباید کلا از نوشتن کنار بکشید. در وهله اول برای دل خودتان بنویسید، بعد سعی کنید توجه دیگران را به سمت وبلاگ‌تان جذب کنید.

چطور از وبلاگ‌های مورد علاقه خود حمایت کنید؟

حمایت

علایق و سلایق شما هر چه که باشد، مطمئنم چند وبلاگ فارسی زبان وجود دارند که بتوانند رضایت شما را جلب کنند. قبول دارم که وبلاگستان فارسی هنوز جای پیشرفت زیادی دارد، قبول دارم که هنوز خیلی از موضوعات هستند که توسط وبلاگ‌نویس‌ها پوشش داده نمی‌شوند. اما همین چند ده وبلاگ خوب فارسی به قدری خوب هستند که بتوانند در حال حاضر پاسخ‌گوی نیازهای بخش بزرگی از مخاطبان باشند. ما وبلاگ‌نویس‌های ایرانی معمولا به خاطر علاقه خود وارد این حرفه می‌شویم. هدف ما تولید محتوای باکیفیت و مفید است تا بتوانیم محیط وبلاگستان فارسی را ارتقاء دهیم. می‌خواهیم از اینترنت به نفع افزایش دانش و آگاهی عمومی استفاده کنیم. می‌خواهیم به خودمان و دیگران کمک کنیم. در این راه نیز هیچ چیز به اندازه حمایت‌های شما برای ما دلگرم کننده نیست. حالا که هر از گاهی به وبلاگ‌های مورد علاقه خود سر می‌زنید و مطالب آنها را نگاهی می‌اندازید، بد نیست از زبان یک وبلاگ‌نویس ایرانی بشنوید که چگونه می‌توانید از این وبلاگ‌ها حمایت کنید.

از اد بلاکرها استفاده نکنید

قبول دارم که بنرهای تبلیغاتی در وبلاگ‌ها کمی آزار دهنده هستند. قبول دارم که شاید اصلا شما به این تبلیغات هیچ توجهی نداشته باشید. اما منبع اصلی درآمد بسیاری از وبلاگ‌ها، همین تبلیغات است. وبلاگ‌ها برای آنکه بتوانند به کار خودشان ادامه دهند و از پس هزینه‌های خود بر بیایند، نیاز به کسب درآمد دارند و در حال حاضر یکی از متداول‌ترین راه‌های کسب درآمد برای وبلاگ‌های فارسی، جذب تبلیغات است.

البته کاری به برخی از وبلاگ‌های فارسی زبان ندارم که هدف اصلی‌شان تبلیغات است و کار زیادی به محتوا ندارند. منظور من وبلاگ‌هایی هستند که اولویت را به محتوای باکیفیت می‌دهند ولی در کنارش چند تبلیغ نه چندان مزاحم را هم در بخش‌های مختلف وبلاگ خود قرار می‌دهند. درست است که اد بلاکرها شما را از شر این تبلیغات خلاص می‌کنند، ولی شما با این کار در واقع بر سر راه کسب درآمد وبلاگ مورد علاقه خود سنگ می‌اندازید.

با این حال شاید با خواندن دو پاراگراف بالا به این فکر بیافتید که شما به عنوان مخاطب وبلاگ‌ها تصمیم گرفتید که در هنگام خواندن پست‌ها، چشم‌تان به تبلیغات نخورد. در این صورت باز هم ما به عنوان تولید کننده محتوا باید به نظر شما احترام بگذاریم و قطعا می‌گذاریم. به همین خاطر برای آنکه هم شما با تبلیغات اذیت نشوید و هم وبلاگ‌ها به کسب درآمد خود ادامه دهند، مدیران وبلاگ‌ها این امکان را فراهم کرده‌اند که با پرداختن اندکی پول، شما بتوانید به صورت رسمی از نسخه بدون تبلیغات وبلاگ استفاده کنید.

کامنت‌های مفید بنویسید

ما برای نوشتن هر پست در وبلاگ‌مان، ساعت‌ها وقت و انرژی صرف می‌کنیم تا بتوانیم مطالبی را در اختیار شما بگذاریم که درخور توجه شما باشند. شاید گاهی برای پیدا کردن ایده پست بعدی‌مان، ساعت‌ها یا روزها وقت بگذاریم. بعضی اوقات بارها و بارها یک پاراگراف را می‌نویسیم و پاک می‌کنیم تا بالاخره همان چیزی شود که شما دوست دارید. ما به نوشتارهای خودمان اهمیت می‌دهیم چون دوست داریم شما نیز به آنها اهمیت بدهید.

وقتی پای یک مقاله ۲۰۰۰ کلمه‌ای، کامنت می‌دهید که “خوب بود” یا “عالی بود”، مطمئن باشید که این کار ما را خوشحال نمی‌کند. درست مثل این است که شما به مدت ۲ ساعت و ۳۷ دقیقه برای یک نفر حرف بزنید و بعد آن شخص در انتها فقط بگوید ممنون، خداحافظ. مسلما با این بازخورد اگر عصبانی نشوید حتما ناراحت خواهید شد. خواهشا یا کامنت ننویسید یا اگر نوشتید، چیزی بنویسید که به ارزش اصل مطلب بیافزاید. کامنت‌های بحث برانگیز به ما اجازه می‌دهد تا با شما وارد بحثی به درد بخور و در راستای موضوع پست بشویم و شاید ایده اصلی پست بعدی وبلاگ‌مان را هم در کامنت شما پیدا کنیم.

در خبرنامه‌ها عضو شوید

شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که این خبرنامه چیست که بعضی از وبلاگ‌ها این همه خودشان را می‌کشند تا شما در آنها عضو شوید. طبیعتا باید موضوع به درد بخوری باشد که ما این همه روی آن تاکید داریم. هدف خبرنامه‌ها این است که شما دیگر لازم نباشد هر روز زحمت بکشید و به وبلاگ‌های مختلف سر بزنید، چون خود وبلاگ‌ها هر زمان که محتوای جدیدی داشتند شما را از طریق ایمیل با خبر می‌کنند. به غیر از این، خبرنامه‌ها می‌توانند منبع درآمد دیگری برای وبلاگ‌ها باشند، پس هر چه تعداد اعضای خبرنامه‌شان بیشتر باشد، با جدیت بیشتری برای وبلاگ محتوا می‌سازند. البته برخی از وبلاگ‌ها هم هستند که برای خبرنامه خود محتوای منحصر به فرد نیز تولید می‌کنند، به این معنی که شما در خبرنامه‌ها می‌توانید مطالبی را بخوانید که در وبلاگ‌ها نمی‌توانید.

بنابراین عضویت در خبرنامه‌ها نه تنها هیچ ضرر و زیانی برای شما ندارد، بلکه می‌تواند به نفع شما نیز باشد. تنها کاری که باید بکنید این است که ایمیل خود را در وبلاگ مورد علاقه خود ثبت کنید تا هر از چند گاهی یک ایمیل از طرف آن وبلاگ دریافت کنید و مطالبی را بخوانید که دوست دارید. اگر هم دوست نداشتید می‌توانید با یک کلیک به سادگی عضویت خود در آن خبرنامه را لغو کنید و دیگر هیچ وقت عضو خبرنامه آن وبلاگ نشوید.

پست‌ها را در شبکه‌‌های اجتماعی بازنشر کنید

یکی از مقاصد استفاده از شبکه‌های اجتماعی این است که مطالبی که برای شما جالب است را با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید. اگر به مطالب یک وبلاگ علاقه دارید، فکر بدی نیست که مطالب آن وبلاگ را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر کنید. با این کار دوستان شما هم با آن وبلاگ و مطالبش آشنا می‌شوند و اگر برای آنها نیز این مطالب جالب بود می‌توانند وبلاگ مورد علاقه شما را دنبال کنند. شما می‌توانید به وبلاگی که دوستش دارید به همین سادگی کمک کنید تا به تعداد بازدیدکننده‌ها و مخاطبان خود بیافزاید و با قدرت بیشتری به کار خودش ادامه دهد.

از وبلاگ‌های مورد علاقه خود حمایت کنید

شاید این چند راه که در بالا ذکر شد چندان پیچیده نباشند اما همین چند اقدام ساده شما می‌تواند به بهبود شرایط وبلاگ‌های خوب فارسی زبان کمک بزرگی کند. اگر دوست دارید وبلاگ‌های مفید بیشتری در وبلاگستان فارسی شکل بگیرند، اگر دوست دارید وبلاگ‌نویس‌ها بدانند که شما به کارشان اهمیت می‌دهید، اگر می‌خواهید مقالات باکیفیت‌تر و پر ارزش‌تری را در وبلاگ‌های فارسی بخوانید، پس سعی کنید آنچه در این مقاله خواندید را واقعا به کار بگیرید.