افسار زمان خود را در دست بگیرید

زمان

حتما تا امروز بارها و بارها ضرب‌المثل وقت طلاست را شنیده‌اید. می‌دانم که این عبارت بسیار کلیشه‌ای و تکراری شده است و اگر دوباره آن را بشنوید ممکن است احساس تهوع به شما دست بدهد. البته همیشه همین‌طور است. وقتی یک حقیقت بیش از حد تکرار شود و شکل و شمایل یک نصیحت را بگیرد، دیگر شنیدنش حال آدم را به هم می‌زند. اما من نمی‌خواهم کسی را نصیحت کنم، چون خودم هم زیاد طرفدارش نیستم. فقط می‌خواهم از شما دعوت کنم که این بار به جمله وقت طلاست به دید یک نصیحت تکراری نگاه نکنید و باور کنید که زمان ارزشی غیرقابل توصیف دارد.

اگر بخواهیم زمان را به عنوان یک منبع در نظر بگیریم باید آن را در میان منابع تجدیدناپذیر قرار بدهیم. چون زمان از دست رفته را هیچ وقت نمی‌توان دوباره به دست آورد. در دورانی که به سادگی می‌توان درگیر کارهای نه چندان مهم شد و کارهای مهم‌تر را نادیده گرفت، زمان مثل یک اسب سرکش می‌ماند که اگر لحظه‌ای از آن غافل شوید به تاخت از شما دور خواهد شد. با این شرایط، در دست نگاه داشتن افسار زمان یک هنر محسوب می‌شود.

آنچه در ادامه می‌نویسم، متدهایی است که من برای در دست گرفتن زمان به کار می‌برم؛ متدهایی که می‌تواند برای شما هم مفید واقع شود.

از to-do list ها غافل نشوید

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که هر از گاهی به اپ استور یا گوگل پلی استور مراجعه می‌کنید تا نرم‌افزارهای جدید را چک کنید یا یک بازی جدید روی موبایل خود نصب کنید که ناگهان در میان آن همه اپ، یک اپ to-do list با یک آیکن زیبا خودنمایی می‌کند. در چنین شرایطی معمولا این سوال را از خودتان می‌پرسید که آیا لازم هست آن را نصب کنید یا نه.

اگر از من می‌شنوید، هیچ وقت در این مورد شک نکنید. اگر تا امروز هنوز اپ to-do list روی گوشی خود نصب نکردید و از آن استفاده نکرده‌اید، همین امروز تحقیق کنید و یک اپ to-do list مطابق میل و نیازهای خود انتخاب کنید و آن را دانلود و نصب نمایید. مطمئن باشید پشیمان نخواهید شد.

من خودم از اپ Anydo استفاده می‌کنم. این اپ روی اکثر پلتفرم‌های محبوب مثل iOS و اندروید در دسترس است و به طور همزمان همه اطلاعات شما را سینک می‌کند. به غیر از این یک نسخه وب هم دارد که دسترسی به این سرویس را تقریبا روی هر دیوایسی که به اینترنت متصل شود ممکن می‌سازد.

از مهم‌ترین مزایای Anydo، رابط کاربری ساده اما کاربردی آن است که تمامی امکانات مورد نیاز برای ثبت و کنترل تسک‌ها را بدون گزینه‌های گیج کننده و ویژگی‌های مزاحم در اختیار کاربران خودش قرار می‌دهد.

به وسوسه‌ها نه بگویید

هر زمان که مشغول انجام دادن کار مهم و ضروری‌ای هستید، این خیلی ساده‌است که وسوسه شوید که کار خود را رها کنید و به تفریح‌تان برسید. معمولا در این مواقع همیشه یک عامل وسوسه کننده اطراف‌تان پیدا می‌کنید. این عامل می‌تواند یکی از دوستان‌تان باشد که شما را دعوت کرده تا با او بیرون بروید، یا یک نوتیفیکیشن که لحظه‌شماری می‌کنید تا آن را چک کنید.

اگر دوست دارید کارتان را سر موقع تمام کنید، سعی کنید در حین کار کردن به هیچ کدام از این وسوسه‌ها اهمیت ندهید. می‌دانم که این کار خیلی سخت است ولی اگر موفق شوید که آن‌ها را نادیده بگیرید، در پایان روز حتما از خودتان و روزتان راضی خواهید بود. در عوض اگر کارتان را رها کنید و از روز خود با تفریحات لذت ببرید، دست آخر پشیمان می‌شوید که چرا سر موقع کار نکردید و حالا کارها روی دست‌تان باقی مانده است.

پیشنهاد من برای ساده‌تر کردن دوری از عوامل مزاحم و وسوسه کننده این است که پیش از هر چیز اتاق یا دفتر کار خود را از این مزاحمت‌ها خالی کنید. می‌توانید نوتیفیکیشن‌ها را در مدت کار کردن بی‌صدا کنید، درب اتاق یا دفتر کار خود را ببندید و تا زمانی که کارتان تمام نشده به هیچ کس اجازه ورود ندهید.

وقتی کار کنید که خلاقیت بیشتری دارید

هیچ کاری بدون خلاقیت، آن کیفیت و سرعت لازم را پیدا نمی‌کند. مهم نیست در چه حرفه‌ای مشغول به کار هستید، همیشه باید از خلاقیت خود در کار بهره‌مند شوید. البته پیدا کردن این خلاقیت کار ساده‌ای نیست چون ما انسان‌ها معمولا همیشه خلاق نیستیم.

بعضی از ما صبح‌ها ذهن پویاتری داریم و برخی دیگر تازه شب‌ها خلاقیت‌مان گل می‌کند. سعی کنید زمان اوج خلاقیت خود را پیدا کنید و مهم‌ترین کارهای خود را به آن محدوده زمانی موکول کنید. زمان اوج خلاقیت در هر انسانی ممکن است متفاوت باشد. این خود شما هستید که باید با آزمون و خطا این محدوده زمانی را پیدا کنید. البته بعضی روزها هم پیش می‌آید که خلاقیت‌تان خارج از زمان‌بندی معین شده شما شکوفا می‌شود.

هر روز یک چیز تازه یاد بگیرید

این دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که هر چه به دانش خودتان بیافزایید، نتیجه کارتان بهتر و پخته‌تر خواهد شد. با علم بیشتر، هر کاری را هم بهتر و هم سریع‌تر از قبل انجام می‌دهید. پس خوب است اگر هر روز زمانی را هم برای آموختن چیزهای جدید تنظیم کنید.

من قبلا در مورد فواید هر روز آموختن و اینکه چرا نباید از یاد گرفتن فرار کرد مطلبی نوشته‌ام که پیشنهاد می‌کنم آن را بخوانید. آموختن، آنقدرها هم که شما فکر می‌کنید سخت نیست، فقط کافی است در زمینه‌هایی به آموختن مشغول شوید که به آن‌ها علاقه دارید. آموختن چیزی که دوست ندارید فقط ذهن شما را خسته می‌کند، ضمن اینکه چیزی هم یاد نمی‌گیرید و فقط وقت‌تان را هدر می‌دهید.

حواس‌تان باشد که زمان‌تان صرف چه کاری می‌شود

زمان را مثل پول خود در نظر بگیرید. هر کسی معمولا سعی می‌کند حواسش جمع باشد که پولش را خرج چه چیزهایی می‌کند و همواره می‌کوشد تا از مخارج غیرضروری و اضافی خودش بکاهد تا بتواند کمی از پول خود را هم پس‌انداز کند.

با زمان هم باید همین رفتار را کرد. بهتر است حواس‌تان باشد که وقت خود را صرف چه کارهایی می‌کنید. حتما تا به حال برای شما هم پیش آمده که مشغول کاری هستید و ناگهان در میان کار، نگاهی به ساعت می‌اندازید و تعجب می‌کنید که چطور زمان اینقدر سریع گذشت. این نشان دهنده آن است که شما حواس‌تان به نحوه خرج کردن زمان‌تان نیست و اصطلاحا زمان از دست‌تان در می‌رود. با کمی دقت می‌توانید از این اتفاق جلوگیری کنید.

زمان‌تان را خرج کارهای بیهوده نکنید

پیش از هر چیز بگویم که من با تفریح کردن مخالف نیستم. زندگی بدون تفریح هیچ مزه‌ای ندارد. اما حرفم این است که باید برای تفریح برنامه‌ریزی کرد چون در غیر این صورت می‌تواند رشد کند و به سادگی تمام جدول زمانی ما را به خودش اختصاص بدهد و دیگر چیزی به غیر از تفریح در زندگی ما باقی نماند. البته در این صورت دیگر اسمش از تفریح به اتلاف وقت تغییر می‌کند.

کارهایی مثل بازی کردن با بازی‌های کامپیوتری یا شرکت در مسابقات و فعالیت‌های گروهی دوستانه خیلی لذت‌بخش هستند. اما بهتر است این کارها به روزها و ساعت‌های محدودی از زندگی ما خلاصه شوند. مثلا آخرهفته‌ها را برای تفریح کردن اختصاص بدهید و باقی روزهای هفته به کارهای مهم‌تر بپردازید.

زود بخوابید، زودتر بیدار شوید

وقت کم آوردن اتفاق نادری نیست. هر کسی ممکن است پیش خودش آرزو کند که ای کاش هر روز به جای ۲۴ ساعت مثلا ۲۷ ساعت بود یا هر هفته ۸ روز بود تا شاید می‌توانست وقت کافی برای انجام دادن کارهای پرتعدادش پیدا کند.

اگر می‌خواهید درگیر چنین آرزوهایی نشوید بهترین کار این است که از ۲۴ ساعت روز در هر ۷ روز هفته بهترین و بیشترین استفاده را بکنید. این یعنی که باید شب‌ها زودتر بخوابید تا صبح‌ها زودتر بیدار شوید و تا شب زمان بیشتری برای رسیدگی به فعالیت‌های در نظر گرفته شده برای آن روز به خصوص داشته باشید.

اگر تا امروز به زود خوابیدن و زود بیدار شدن عادت نداشته‌اید باید اعتراف کنم که این کار شاید در ابتدا برای شما خیلی سخت باشد، اما باور کنید که وقتی به این طرز خوابیدن و بیدار شدن عادت کردید، احساس خیلی بهتری هم نسبت به زندگی و هم نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد.

فقط روی یک کار تمرکز کنید

بعضی از ما فکر می‌کنیم که اگر بتوانیم در آن واحد روی چند کار مختلف تمرکز کنیم و آن‌ها را همزمان با هم انجام دهیم، در واقع زرنگی کرده‌ایم چون با این کار می‌توانیم تسک‌ها خیلی زودتر تمام کنیم. اما حقیقت این است که تنها نتیجه Multitasking افت کیفیت کار و کاهش تمرکز است.

پس برای یک بار هم که شده بیایید با خودتان روراست باشید و این باور غلط را از سرتان بیرون کنید. اگر به جای چند کار، هر بار فقط و فقط روی یک کار به خصوص تمرکز کنید و سعی کنید آن را با نهایت دقت به پایان برسانید خودتان هم کم کم متوجه می‌شوید که کیفیت کارتان به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

برای هر کاری محدودیت زمانی تعیین کنید

ممکن است شما از آن آدم‌هایی باشید که هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شوید، از to-do list استفاده می‌کنید، همیشه فقط روی یک کار تمرکز می‌کنید، از مزاحمت‌ها در هنگام کار دوری می‌کنید و تمام مواردی که تا به حال در این مقاله نوشتم را رعایت می‌کنید، اما باز هم آخر روز چند تسک در to-do listتان به صورت انجام نشده باقی می‌ماند. حتما از خودتان می‌پرسید پس چرا؟

دلیلش این است که شما در انجام کارهای خود کند هستید. شاید معتقد باشید که آرام کار کردن راندمان کارتان را بالا می‌برد. ممکن است این حرف درست باشد، اما بیش از حد کند بودن هم زمان کافی برای انجام دادن باقی کارها را از بین خواهد برد. به همین دلیل بهتر است برای هر کاری که انجام می‌دهید یک محدودیت زمانی تعیین کنید.

مثلا به خودتان می‌گویید من این کار را باید تا یک ساعت دیگر تمام کنم. اگر موفق شدید در این محدودیت زمانی کار را به پایان برسانید که هیچ، اما اگر نشد، تسک اول را رها کنید و به سراغ تسک بعدی بروید. نگران نباشید، روز بعد می‌توانید ادامه تسک اول روز قبل خود را انجام دهید. در عوض با این روش وقت باقی تسک‌ها گرفته نمی‌شود.

مدت زمان هر تسک یا کار، به اهمیت و حجم آن کار بستگی دارد و تشخیص آن هم با خودتان است. ممکن است برای یکی از تسک‌ها یک ساعت زمان معین کنید و برای دیگری نیم ساعت. فقط سعی کنید در تعیین وقت هر تسک منصف باشید.

تسک‌های بزرگ را به چند تسک کوچک تقسیم کنید

بعضی روزها پیش می‌آید که با یک تسک بسیار بزرگ مواجه می‌شوید؛ از آن تسک‌ها که شاید بیشتر از ۵ ساعت برای انجام دادنش به وقت نیاز داشته باشید. در چنین شرایطی بهترین کار این است که آن تسک را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. سپس هر قسمت را در یک روز انجام دهید.

با این کار هم برای کارهای دیگر وقت پیدا می‌کنید و هم از انجام دادن یک تسک بزرگ و طاقت‌فرسا خسته نخواهید شد.

از ددلاین‌ها بدتان نیاید

کمتر کسی را می‌شناسم که از ددلاین متنفر نباشد. این موضوع البته در میان آزادکارها پررنگ‌تر است چون تمام اعتبار و درآمدشان به همین بستگی دارد که بتوانند کار را درست سر موقع تحویل کارفرما بدهند. با این حال در این میان افرادی هم هستند که زیاد هم از ددلاین بدشان نمی‌آید.

ددلاین در واقع همان عاملی است که انگیزه کافی برای کار کردن را فراهم می‌سازد. اگر ددلاینی در کار نبود، تنبلی و پشت گوش اندازی خیلی راحت جایش را پر می‌کرد. حال اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که از کار خود لذت می‌برید و دوست دارید از طریق آن اعتبار کسب کنید، حتما از ددلاین بدتان نخواهد آمد.

نتیجه‌گیری: زمان حرف اول و آخر را می‌زند

در نهایت این خود ما هستیم که باید ارزش زمان محدودی که در اختیار داریم را درک کنیم و به شکلی زندگی کنیم که از هدر رفتن آن جلوگیری نماییم. همان‌طور که لئوناردو داوینچی می‌گوید: زمان، برای هر کس که به درستی از آن استفاده می‌کند کم نخواهد آمد.