اگر وبلاگ‌نویس هستی، پس وبلاگ بخوان

هر بلاگری همیشه نحوه نوشتن و جذب مخاطب را در صدر اهداف و افکارش قرار می‌دهد. کاملا طبیعی است. ما وبلاگ‌نویس‌ها ذاتا به دنبال بالاتر بردن تعداد بازدیدها و مشترکان خبرنامه وبلاگ خودمان هستیم و هر وبلاگی را هم که مخاطب بیشتری داشته باشد برتر از وبلاگ خودمان می‌دانیم که البته قطعا درست است. اما آن‌چه هر بلاگری باید در مجموعه اهدافش قرار بدهد دقیقا همان موردی است که کمتر به آن فکر می‌کند یا حتی اهمیت می‌دهد و آن هم چیزی نیست جز خواندن وبلاگ‌های دیگر.

می‌دانم، خیلی از بلاگرها را می‌شناسم که الان با شنیدن این جمله فورا می‌گویند “ولی ما وبلاگ‌های دیگران را می‌خوانیم و دنبال می‌کنیم، آن‌قدر جدی که حتی در وبلاگ خودمان یک صفحه به معرفی وبلاگ‌های دیگران اختصاص داده‌ایم.” بله، بله.… ادامه نوشتار

کتاب خواندن لزوما به معنای دانا بودن نیست

جمعه بود و شب هنگام تصمیم گرفتم تلویزیون را روشن کنم و چند دقیقه‌ای از وقت و حواسم را به این جعبه جادویی اختصاص بدهم. گرچه اغلب اوقات ترجیح می‌دم در سکوت کتاب بخوانم یا به موسیقی گوش بدهم، اما به هر حال هر از گاهی تنوع هم بد نیست. به هر حال این تلویزیون بدبخت که گوشه اتاق قرار داده شده است، بعضی وقت‌ها به توجه هم نیاز دارد.

بین کانال‌ها این سو و آن سو می‌رفتم که یک مسابقه معلومات عمومی توجهم را جلب کرد. مجری از شرکت کننده سوالی نسبتا آسان پرسیده بود با چهار گزینه. گزینه‌ها فریاد می‌زدند که پاسخ صحیح کدام است، اما شرکت کننده دچار شک و تردید شده بود.… ادامه نوشتار

ننویس، بخوان بعد بنویس

نوشتن جذاب است. این جمله شاید برای خیلی از کسانی که می‌شنوند هیچ جذابیتی نداشته باشد. برای کسانی که این نوشته را می‌خوانند شاید تا حدودی جذاب باشد چون اگر از نوشتن خوش‌شان نمی‌آمد احتمالا در وبلاگ من وقت خودشان را تلف نمی‌کردند. شما که داری این نوشته را می‌خوانی شاید مفهوم حرفم را درک کنی، حتی شاید خودت هم مثل من از نوشتن بدت نیاید. بله، قطعا نوشتن برای من و شما که قدرت کلمات را درک می‌کنیم جذاب است.

اما نوشتن فقط یک خروجی نیست؛ ورودی هم می‌خواهد. درست مثل یک وسیله برقی می‌ماند. تا وقتی یک جاروبرقی را به برق نزنی نمی‌توانی انتظار داشته باشی همه چیز را هورت بکشد.… ادامه نوشتار

کتاب بخوان، بی‌آن‌که به کمیت‌ها فکر کنی

یکی از موج‌های نسبتا جدیدی که اخیرا در دنیای اطرافم و همین‌طور در وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی زیاد به چشمم می‌خورد، موج کمیت کتاب‌خوانی است. اکثر اوقات، وقتی از کتاب و کتاب خواندن حرف به میان می‌آید، بالاخره کسی پیدا می‌شود که بپرسد “تا به حال چند تا کتاب خوانده‌ای؟” یا “روزی چند صفحه کتاب می‌خوانی؟”. هر بار که با این سوالات مواجه می‌شوم، از خودم می‌پرسم این دیگر چه معیاری است برای سنجش میزان مطالعه یک فرد؟ اصلا چه کسی اثبات کرده است که هر کس کتاب بیشتری بخواند یا هر کس که هر روز تعداد بیشتری از صفحات یک کتاب را بخواند، رتبه بالاتری دارد؟ مگر مسابقه است؟

موضوع خیلی ساده است.… ادامه نوشتار

کتاب‌خوان یا کتاب‌خانه؟

چند هفته پیش بود که مشغول خواندن یک کتاب در اسمارت فون خودم بودم یکی از دوستانم پرسید “واقعا کتاب واقعی چه اشکالی دارد که حتی کتاب خواندنت را هم به تکنولوژی وصل کرده‌ای؟” در آن لحظه چون دقیقا در جای حساسی از کتاب بودم حوصله نداشتم خیلی مفصل توضیح بدهم، اما بعدا به این فکر کردم که واقعا سوال جالبی بود. البته این دوست من شاید به شکل درستی سوالش را مطرح نکرده بود، شاید بهتر بود می‌پرسید کتاب‌خوان بهتر است یا کتاب‌خانه؟

داشتن کتاب‌خانه یا به بیان دیگر همان مجموعه‌ای از کتاب‌های واقعی و فیزیکی، مسلما لذت‌های مخصوص به خودش را دارد.… ادامه نوشتار

بیایید از این پس در زمان مطالعه اینترنتی، فقط یک برگه از مرورگر را باز نگه داریم

اگر بخواهید در اینترنت چرخی بزنید و جست‌وجویی کنید، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ مسلما اولین اقدام شما باز کردن یک مرورگر است، حالا هر چه که می‌خواهد باشد، چه کروم و چه سافاری و چه حتی اینترنت اکسپلورر (هنوز هم کسی هست که از IE استفاده کند؟!). بعد از باز کردن مرورگر، در اولین برگه (Tab) شروع به جست‌وجو در مورد یک موضوع خاص می‌کنید. درست در میان این جست‌وجو یک برگه جدید باز می‌کنید و سری به توییتر (یا اینستاگرام یا…) خود می‌زنید، قبل از این‌که کارتان با شبکه‌های اجتماعی تمام شود، تصمیم می‌گیرید یک برگه جدید باز کنید و سایت خبری دلخواه‌تان را مورد بررسی قرار بدهید و ببینید چه اخبار جدیدی در آن منتشر شده است.… ادامه نوشتار

رمان‌ها چطور می‌توانند از شما نویسنده بهتری بسازند؟

معمولا وقتی بین دوستان و نزدیکانم حرف از فواید مطالعه می‌زنم، اکثرشان فکر می‌کنند که منظورم مطالعه کتاب‌های علمی و تاریخی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی است و رمان و کتاب‌های داستانی در دسته‌بندی حرفم قرار نمی‌گیرند. خودم این موضوع را به تازگی متوجه شدم که هر بار اسم مطالعه را می‌آورم باید یادآوری کنم که رمان‌ها هم می‌توانند مفید باشند، حتی خیلی مفیدتر از باقی کتاب‌ها. تا همین چند وقت پیش نمی‌دانستم که در پیش‌فرض ذهنی خیلی‌ها، رمان‌ها و کتاب‌های داستانی اصولا جنبه تفریحی و سرگرمی دارند و هیچ سودی به جز این به همراه ندارند.

واقعا باعث تعجب است که برخی‌ها چطور می‌توانند تا این حد در مورد رمان و داستان دید منفی داشته باشند.… ادامه نوشتار