ننویس، بخوان بعد بنویس

نوشتن جذاب است. این جمله شاید برای خیلی از کسانی که می‌شنوند هیچ جذابیتی نداشته باشد. برای کسانی که این نوشته را می‌خوانند شاید تا حدودی جذاب باشد چون اگر از نوشتن خوش‌شان نمی‌آمد احتمالا در وبلاگ من وقت خودشان را تلف نمی‌کردند. شما که داری این نوشته را می‌خوانی شاید مفهوم حرفم را درک کنی، حتی شاید خودت هم مثل من از نوشتن بدت نیاید. بله، قطعا نوشتن برای من و شما که قدرت کلمات را درک می‌کنیم جذاب است.

اما نوشتن فقط یک خروجی نیست؛ ورودی هم می‌خواهد. درست مثل یک وسیله برقی می‌ماند. تا وقتی یک جاروبرقی را به برق نزنی نمی‌توانی انتظار داشته باشی همه چیز را هورت بکشد. می‌دانم شاید بگویی وبلاگ‌نویس چه شباهتی با جاروبرقی دارد؟ شاید بگویی این دیگر چه مثالی بود که زدی؟ البته که وبلاگ‌نویس جاروبرقی نیست. اما نکته مثال اینجاست که یک وبلاگ‌نویس یا نویسنده یا هر کسی که به هر طریقی با نوشتن سروکار دارد، برای بهتر و بیشتر نوشتن که در واقع خروجی کارش است باید به مغزش ورودی بدهد؛ مثل جاروبرقی که به برق نیاز دارد.

نویسنده هم برای نوشتن به خواندن نیاز دارد. یک معمار وقتی می‌خواهد خلاقیت خودش را افزایش بدهد تا طرح‌های بهتری را تولید کند، از روی دست باقی معماران معتبر نگاه می‌کند و سعی می‌کند از آن‌ها الهام بگیرد. یک طراح دکوراسیون برای آن‌که چینش‌های زیباتری را خلق کند، از همکارهای خوش ذوق خودش کمک می‌گیرد تا ایده‌های بهتری در ذهنش نقش ببندد. پس چطور فکر می‌کنی یک نویسنده می‌تواند بدون خواندن آثار دیگر نویسنده‌ها، خوب و گیرا بنویسد؟

دوست داری وبلاگ‌نویس بهتری باشی؟ حداقل دو برابر آن‌چه می‌نویسی را صرف خواندن کن. محدودیتی ندارد. هر چه دوست داری بخوان، کتاب بخوان از هر موضوعی و ژانری که دوست داری. به کتاب خواندن اگر عادت نداری، با خواندن وبلاگ‌ها و نوشته‌های کوتاه شروع کن. بخوان نه فقط برای این‌که خوانده باشی. بخوان که بیاموزی. آن‌چه خواندی در ذهنت مشق کن. سبک نوشتار نویسنده‌های مختلف را پیش خودت نقد کن و پند بگیر. نوشتن جذاب است، اما اگر اهل نوشتن باشی، از خواندن هم لذت خواهی برد حتی شاید خیلی بیشتر از نوشتن. 

بگذار یک تقلب کوچک برسانم: کتاب‌های داستانی را دست کم نگیر؛ رمان‌ها شاید به نظر برای بیشتر نوشتن به تو ایده‌ای ندهند، اما اگر آن‌ها را خوب بخوانی، شیوه نوشتنت را جذاب‌تر می‌کنند. پس سعی کن از سبک نوشتار نویسنده‌های داستانی تا می‌توانی ایده بگیری. 

همین که روزانه چند صفحه کتاب خواندن را شروع کنی خودت به مرور متوجه تغییرات در نوشتارت می‌شوی. احساس می‌کنی حالا بهتر و روان‌تر می‌توانی بنویسی و دیگر مثل قبل لازم نیست برای تبدیل کردن افکار به کلمات به خودت فشار بیاوری چون خودشان به طور خودکار از ذهن تو روی کیبورد خالی می‌شوند. مدتی بخوان، بعد بنویس. اثرش را دوست خواهی داشت.

اولین پیش‌نویس یک نوشتار، به هیچ دردی نمی‌خورد

پیش‌نویس

تصور کنید همین الان تصمیم گرفتید که یک پست جدید بنویسید. مسلما اولین کاری که می‌کنید این است که یک عنوان خوب برای آن انتخاب می‌کنید و سپس نوشتن را آغاز می‌نمایید و بعد از چند دقیقه هم احساس می‌کنید که همه آن‌چه لازم بوده را نوشته‌اید و دیگر باید کار را به اتمام برسانید. بعد از انتخاب برچسب‌ها و تصویر شاخص، نشان‌گر ماوس خود را به سمت دکمه انتشار می‌برید و مطلب را منتشر می‌نمایید. این مرحله آخر، دقیقا همان کاری است که نباید انجام دهید، چون اولین پیش‌نویس یک نوشتار به هیچ دردی نمی‌خورد.

خیلی از بلاگرهای مبتدی این تصور اشتباه را دارند که نوشتن یک پست، کاری یک مرحله‌ای و فوری است، در حالی که یکی از رموز موفقیت بلاگرهای مشهور این است که می‌دانند برای انتشار یک پست در وبلاگ‌شان باید چندین مرحله را بگذرانند و کار فقط با نوشتن به اتمام نمی‌رسد.

البته باید این را هم یادآور بشوم که وقتی می‌گویم اولین پیش‌نویس یک نوشتار به هیچ دردی نمی‌خورد منظورم این نیست که مشکل از نویسنده این پیش‌نویس است و اگر بیشتر تمرین کنید می‌توانید به جایی برسید که با همان پیش‌نویس اول کارتان راه بیافتد. نه! منظور این است که اولین پیش‌نویس هر نویسنده‌ای در هر موضوعی با هر انگیزه‌ای به هیچ دردی نمی‌خورد. این ماهیت اصلی اولین پیش‌نویس‌ها است که قابل انتشار نباشند.

بنابراین خیال نکنید که مقصر شما هستید که به اندازه کافی در نوشتن خوب نیستید، چون از نظر من همه برای نوشتن “به اندازه کافی” خوب هستند. فقط تفاوت در این‌جاست که برخی‌ها با وجود این‌که می‌دانند اولین پیش‌نویس‌شان کارایی انتشار ندارد، ولی از روی تنبلی یا بی‌حوصلگی و رفع تکلیف همان را منتشر می‌کنند تا به دیگران بگویند که وبلاگ‌شان مدام (یا حتی هر روز) به روز رسانی می‌شود.

قبل از این‌که بپردازم به این موضوع که پس از نوشتن اولین پیش‌نویس نوشتارتان باید چه اقداماتی انجام دهید، بد نیست به این نکته هم بپردازم که خیلی راحت می‌توان متوجه شد که روی یک نوشتار به اندازه کافی کار و ویرایش شده یا این‌که دقیقا همان پیش‌نویس اول به انتشار رسیده است. پیش‌نویس‌ها معمولا پر هستند از غلط‌های املایی و انشایی و عدم هماهنگی بخش‌های مختلف متن و پاراگراف‌بندی نامناسب. پیش‌نویس‌های اول بیشتر شبیه یک ترکیب ناهمگون از کلمات هستند که باید مرتب گردند. حال بپردازیم به کارهایی که باید بعد از نوشتن پیش‌نویس اول به آن‌ها عمل کنید:

چند ساعتی رهایش کنید

اولین و مهم‌ترین کار این است که بعد از نوشتن اولین پیش‌نویس مطلب خود، آن را برای چند ساعت در حالت پیش‌نویس رها کنید و به هیچ عنوان به آن فکر نکنید. از آن جهت که چند دقیقه (یا چند ساعت) گذشته را صرف فکر کردن به موضوع نوشتار و تبدیل این افکار به متن کرده‌اید، حتما اکنون چشم‌ها و ذهن‌تان خسته شده و حال و حوصله فکر کردن بیشتر به آن موضوع و نوشتار را ندارد. پس بهتر است به خودتان استراحت بدهید و کاری با نوشتارتان نداشته باشید.

دوباره آن را بخوانید

بعد از چند ساعت استراحت، وقت آن است که یک بار به طور کامل (و ترجیحا با صدای بلند) آن‌چه را که نوشته‌اید برای خودتان بخوانید. از این طریق متوجه می‌شوید که اصلا چه چیزی نوشتید. مطمئنا با این کار، اشکالات زیادی در متن پیدا خواهید کرد؛ برخی از این اشکالات املایی هستند و برخی دیگر انشایی. تمام اشکالات و اشتباهات را یادداشت کنید و تا زمانی که خواندن متن را به اتمام نرسانده‌اید، به سراغ حل این اشکالات نروید.

اشتباهات خود را تصحیح کنید

وقتی تمام اشتباهات را پیدا کردید، می‌توانید تک به تک این اشکالات را رفع نمایید. اگر جایی کلمه‌ای را غلط نوشته‌اید آن را تصحیح نمایید، اگر کلمه‌ای را در یک پاراگراف بیش از حد تکرار کرده‌اید از مترادف‌ها کمک بگیرید، اگر پاراگرف‌ها بیش از حد طولانی شده‌اند و خواندن متن را سخت کرده‌اند در مورد آن تجدیدنظر کنید، اگر می‌بینید می‌توانید بخشی از متن را به لیست‌های گلوله‌ای یا شماره‌ای تبدیل کنید حتما این کار را انجام دهید چون باعث ساده‌تر شدن اسکن مطالب توسط چشمان مخاطب می‌شود. من دوست دارم نام این مرحله را مرحله لکه‌گیری بگذارم.

پیش‌نویس

نکات آخر را به متن اضافه نمایید

اگر فکر می‌کنید چیزی را از قلم انداخته‌اید، اکنون وقت آن است که به متن اضافه کنید. شاید در هنگام نوشتن اولین پیش‌نویس خود مباحث و نکاتی را نادیده گرفته بوده‌اید، خوب به نکات جا افتاده فکر کنید و هر چه به نظرتان ضروری می‌رسد در جای مناسب به متن بیافزایید. حتی می‌توانید چند جمله از بزرگان را نیز به نوشتار اضافه نمایید تا جذابیت متن را بالا ببرید.

یک بار دیگر بخوانید

حالا که تمام تغییرات لازم را در متن ایجاد کرده‌اید باید یک بار دیگر آن را بخوانید تا مطمئن شوید مشکلی در آن وجود نداشته باشد. می‌دانم ممکن است الان بگویید که حوصله‌اش را ندارید، ولی اگر خود شما که نویسنده مطلب هستید حال و حوصله خواندن آن را نداشته باشید، چطور می‌توانید توقع داشته باشید که دیگران پست‌های وبلاگ شما را بخوانند؟

حالا منتشرش کنید

اکنون می‌توانید با خیال راحت اقدام به انتشار نوشته خود کنید. با این حساب دیگر مطمئن هستید که هیچ کس نمی‌تواند به نوشتار شما ایرادی بگیرد و بگوید که ناقص است یا غلط املایی یا انشایی دارد (مگر این‌که از دست‌تان در رفته باشد). اگر چند بار این مراحل را تکرار کنید، دیگر عادت می‌کنید و تا زمانی که همه این کارها را انجام نداده‌اید دست‌تان به سمت دکمه انتشار نخواهد رفت. ضمنا می‌توانید این حق را هم پیدا کنید که به بلاگرهایی که اولین پیش‌نویس خودشان را منتشر می‌کنند ایراد بگیرید و وبلاگ خودتان را برای‌شان مثال بزنید تا آن‌ها هم متوجه تفاوت در نتیجه کار بشوند.

در نهایت باید به این موضوع هم اشاره کنم که انجام تمامی مراحلی که در بالا ذکر شد، نباید بیشتر از دو روز طول بکشد، به این خاطر که بعد از دو روز دیگر آن تمایل قبل برای رفع اشتباهات و انتشار مطلب را از دست خواهید داد و نوشتار به نظرتان قدیمی می‌آید، حتی ممکن است کلا آن را رها کنید و به سراغ نوشتن یک مطلب جدید بروید.