راه‌های افزایش خلاقیت برای نوشتن مطالب بهتر و بیشتر

خلاقیت

از دید کسانی که نویسنده نیستند، نویسندگی شاید کار ساده‌ای به نظر برسد. از نظر عموم، نویسنده‌ها احتمالا یکی از تنبل‌ترین آدم‌های روی زمین به حساب می‌آیند، چون نهایت کاری که باید انجام دهند این است که یک گوشه بنشینند و کلمات را روی صفحه بیاورند. اما فقط یک نویسنده می‌داند که نوشتن اصلا کار آسانی نیست. فقط کافی است از یک فرد غیر حرفه‌ای در امر نوشتن درخواست کنید که همین الان پشت میز بنشیند و در مدت ۴۵ دقیقه یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای در رابطه با یک موضوع خاص بنویسد که استانداردهای نگارشی در آن حفظ شده باشد؛ آن زمان است که متوجه خواهید شد که پروسه تولید محتوای نوشتاری تا چه حد پیچیده است و چه مقدار خلاقیت می‌طلبد.

به وضوح مشخص است که رسیدن به تخصص در نویسندگی نیاز به تمرین و تکرار و ذوق و علاقه فراوان دارد، اما حرفه‌ای‌ها هم گاهی در پیدا کردن ایده و تبدیل ایده به متن، دچار مشکل می‌شوند. به هر حال، ابزار ما نویسنده‌ها، مغزمان است. این کاملا طبیعی است که برخی اوقات مغزمان با ما در تولید محتوا همراهی نکند و تنهای‌مان بگذارد. شرایط محیطی و اتفاقاتی که در زندگی‌مان رخ می‌دهند، به راحتی می‌توانند روی توانایی ما در نوشتن تاثیر مستقیم بگذارند.

بعضی مواقع نوشتن به حدی سخت می‌شود که بعد از نیم ساعت کلنجار رفتن با صفحه سفید پیش رو، نویسنده از دست خودش عصبانی می‌شود و کلا همه چیز را کنار می‌گذارد. البته این شرایط همان‌طور که گفتم هر از گاهی به سراغ هر نویسنده‌ای می‌آید و راه فراری از آن وجود ندارد. اما با توجه به این‌که رویدادهای محیطی مستقیما در قدرت تولید محتوای نوشتاری موثر هستند، می‌توان با انجام اموری ساده از مواجه شدن با چنین شرایطی تا حد امکان دور بمانیم.

این بار می‌خواهم شما را با کارهایی آشنا کنم که در عمل به بهبود عملکرد ذهن شما در هنگام نوشتن کمک می‌کنند و خلاقیت‌تان در نگارش را به اندازه قابل توجهی بالا می‌برند. اگر روزانه برخی از این کارها را به انجام برسانید، به این حقیقت پی خواهید برد که توانایی شما در نوشتن ارتقا یافته است، به طوری که شاید در ابتدا خودتان هم باورتان نشود.

تمرکز خود را حفظ کنید

حفظ تمرکز برای هر کاری لازم است، اما برای نوشتن ضروری‌ترین جنبه کار به حساب می‌آید. بدون تمرکز، اصلا امکان نوشتن وجود ندارد. شاید بتوان گفت اساسی‌ترین ابزار نگارش همین تمرکز ذهنی است، چطور می‌توان از نویسنده‌ای که حواسش به کارش نیست انتظار داشت یک نوشتار درخور را خلق نماید؟ بنابراین، اگر می‌خواهید به صورت جدی به نوشتن ادامه بدهید، باید بیاموزید که در هنگام کار کردن تمرکزتان را حفظ کنید.

Paulo Coelho: هر زمان که خواستید به دست‌آوردی برسید، چشمان خود را باز نگه دارید و تمرکز داشته باشید و بدانید که دقیقا چه می‌خواهید. هیچ کس نمی‌تواند با چشم‌های بسته به اهدافش برسد.

هر زمان که پشت میز خود نشستید تا مقاله جدیدی را ایجاد کنید یا نوشتار قبلی خود را ادامه بدهید، خودتان را از شر تمام عواملی که ممکن است برای شما مزاحمت ایجاد کنند خلاص کنید. گوشی خود را در حالت سایلنت قرار دهید یا این‌که آن را از خودتان دور نگه دارید، ایمیل‌ها و نوتیفیکیشن‌ها را به طور کل از جلوی چشم خود دور نمایید و به آن‌ها فکر نکنید و یک محیط ساکت و آرام و به دور از هر نوع مزاحمتی را برای خودتان فراهم آورید. اگر عادت دارید در مرورگر کامپیوترتان به نوشتن بپردازید یادتان نرود که حتما فقط یک برگه از مرورگر را باز نگه دارید تا برگه‌های دیگر حواس شما را پرت نکنند.

مقاله مرتبط: بیایید از این پس در زمان مطالعه اینترنتی، فقط یک برگه از مرورگر را باز نگه داریم

همیشه سعی کنید محیط و اتاق کارتان کاملا تمیز و منظم باشد. خیلی از اوقات حتی با نگاه کردن به یک اتاق کار تمیز و آماده، انگیزه پیدا می‌کنید که پشت میز بنشینید و مشغول به نوشتن بشوید. برعکس، نوشتن در محیط‌های شلوغ و نامرتب به همان اندازه سخت می‌شود چون تمرکز کردن در چنین محیط‌هایی کار آسانی نیست. در کنار نظافت اتاق کار، باید به گردش هوا و نورپردازی اتاق هم دقت کنید. در طول روز، با قرار دادن میز کار در کنار پنجره سعی کنید از نور خورشید بیشترین بهره را ببرید، در شب هم تا حد امکان از نور سقفی دوری نمایید و در عوض از آباژورها یا چراغ‌های مطالعه که چشم را آزار نمی‌دهند کمک بگیرید. هوا نیز در اتاق باید به شکل مناسبی در گردش باشد. گردش نامناسب هوا می‌تواند ذهن را خیلی زودتر از حد معمول خسته کند. توصیه می‌کنم از گل‌ها یا عودهایی در داخل اتاق کارتان استفاده کنید که با بوی خودشان به شما انگیزه و انرژی می‌بخشند. علاوه بر این، پیش از شروع به نوشتن می‌توانید به موسیقی‌های آرامش‌بخش گوش فرا دهید تا به ذهن شما نظم ببخشند؛ در این زمینه، موسیقی‌های کلاسیک فوق‌العاده هستند.

خلاقیت

بعضی از روزها شاید رعایت تمام مواردی که گفته شد کفایت نکند. در این شرایط بهتر است چند دقیقه‌ای را در فضای آزاد به گردش و پیاده‌روی بپردازید. اگر امکانش را داشته باشید، بد نیست محیط کار خودتان را عوض کنید. از چارچوب تکراری اتاق کارتان خارج شوید، لپ‌تاپ خود را بردارید و به یک کافی‌شاپ یا پارک در نزدیکی خود بروید و در آن‌جا شروع به نوشتن کنید. همین تغییر فضا می‌تواند ذهن شما را برای دریافت ایده‌های جدید باز نماید.

از همه این‌ها مهم‌تر، باید حواس‌تان باشد که بیش از حد کار نکنید. زیاده‌روی در نوشتن سبب می‌شود که از این کار زده بشوید و برای مدت طولانی دست و دل‌تان به سمت نوشتن نرود. بهتر است هر نیم ساعت یا هر یک ساعت یک بار به خودتان استراحت بدهید و باقی کارتان را به چند ساعت بعد یا حتی روزهای بعد موکول نمایید. یادتان باشد که به هیچ عنوان نباید ذهن خود را خسته کنید.

زمان خود را مدیریت کنید

به غیر از حفظ تمرکز، مدیریت زمان هم می‌تواند روی افزایش خلاقیت تاثیرگذار باشد. نویسنده‌ای که بتواند از زمان خودش به بهترین نحو ممکن استفاده نماید، ذهنش به سادگی خسته نخواهد شد و همواره ایده‌هایی برای نوشتن پیدا خواهد کرد.

یکی از بهترین راه‌ها برای مدیریت زمان این است که از انجام دادن کارهای غیر ضروری تا جایی که امکان دارد خودداری کنید. مثلا قرار ملاقات‌هایی که از همین حالا می‌دانید نتیجه مفیدی برای شما نخواهند داشت را می‌توانید کنسل کنید یا این‌که مدت این ملاقات‌ها را به حداقل ممکن برسانید.

William Penn: زمان همان چیزی است که بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، اما معمولا به بدترین شکل ممکن از آن استفاده می‌کنیم.

در رابطه با شبکه‌های اجتماعی این را بگویم که کاملا با حذف کردن‌شان مخالف هستم، چون پلتفرم‌های اجتماعی علاوه بر در اختیار گذاشتن راهی آسان برای ارتباط با دیگران، می‌تواند به بازاریابی وبلاگ شما هم کمک کنند. اما پیشنهاد می‌کنم از یک ابزار مدیریت زمان کمک بگیرید تا به شما نشان دهد که چه مقدار زمان در روز را خرج چه کاری می‌کنید. از این طریق خواهید فهمید که آیا وقت خودتان را در شبکه‌های اجتماعی هدر می‌دهید یا این‌که به درستی و به اندازه از آن‌ها استفاده می‌نمایید.

مقاله مرتبط: چرا ما عاشق شبکه‌های اجتماعی هستیم؟

در حیطه نویسندگی و به خصوص وبلاگ‌نویسی، خیلی از کارها باید به طور مداوم تکرار شوند؛ مثلا به اشتراک گذاشتن مطالب وبلاگ در شبکه‌های اجتماعی یا ارسال خبرنامه‌های هفتگی. بهتر است انجام چنین کارهایی را به سرویس‌های اتوماسیون بسپارید و از زمان خودتان برای انجام دادن کارهای مهم‌تر استفاده کنید.

در انتهای این بخش، شایان ذکر است که اشاره‌ای هم به عادت مولتی تسکینگ داشته باشم. همیشه این را به خاطر داشته باشید که انجام دادن چندین کار مختلف به طور همزمان، به هیچ عنوان خلاقیت و کارایی شما را افزایش نمی‌دهد، بلکه برعکس تمرکز شما در انجام آن کارها را می‌کاهد و سبب می‌شود که امور را با سرعت کمتری به پایان برسانید و در نتیجه نه تنها از کیفیت کارتان کاسته می‌شود، بلکه زمان‌تان هم به هدر خواهد رفت.

امور خود را اولویت‌بندی کنید

یکی از اصول برنامه‌ریزی این است که امور خود را اولویت‌بندی کنید. مزیت اولویت‌بندی کارها این است که سبب می‌شود پیش از هر چیز بدانید در هر لحظه چه امری را باید به انجام برسانید و از آن مهم‌تر این‌که بدانید در طول روز به چه تعداد از کارهای خود رسیدگی کرده‌اید و آیا به اندازه کافی خلاق و سازنده بوده‌اید یا خیر.

از بهترین روش‌های اولویت‌بندی کارها این است که مهم‌ترین کار هر روز را در ابتدای لیست خود قرار دهید. از آن‌جا که در ابتدای روز خلاقیت و انگیزه شما معمولا در بالاترین نقطه قرار دارد و خسته نیستید، بهتر است ابتدا مهم‌ترین کارهای خود را به انجام برسانید و سپس به همین ترتیب به سراغ کارهایی بروید که اهمیت کمتری دارند، به شکلی که آخرین کار هر روز، کم اهمیت‌ترین کارتان در آن روز باشد.

از این گذشته، باید همواره لیست‌های کارهای روز بعدی خود را شب قبل آماده کرده باشید. به هر حال، تهیه لیست امور روزانه خودش یک کار نسبتا دشوار است که می‌تواند گاهی حتی نیم ساعت یا بیشتر از شما وقت بگیرد. از آن‌جا که اتلاف وقت دشمن حفظ خلاقیت محسوب می‌شود، بهتر است به جای این‌که در ابتدای روز تازه به تهیه لیست کارهای خود فکر کنید، از همان شب قبل همه چیز را برای فردای خود آماده کرده باشید.

انگیزه پیدا کنید

از دست دادن انگیزه یکی از متداول‌ترین مشکلاتی است که برای نویسنده‌ها پیش می‌آید. مشتاق ماندن به ادامه کار در تولید محتوای نوشتاری چه در قالب کتاب باشد و چه داستان و چه وبلاگ، گاهی اوقات بسیار دشوار می‌شود. هر چند وقت یک بار افکاری از این دست به سراغ نویسنده‌ها خواهد آمد: اصلا چرا باید بنویسم؟ مگر کسی هم نوشته‌های من را می‌خواند؟ آیا من به اندازه کافی برای نویسنده بودن خوب هستم؟ اگر مورد انتقاد قرار بگیرم چه؟

مقاله مرتبط: چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

این فکرها خیلی راحت می‌توانند یک نویسنده را از ادامه راه ناامید کنند. برای همین است که نویسنده‌ها خودشان باید در حفظ انگیزه‌شان برای ادامه راه کوشا باشند. یکی از راه‌های مشتاق ماندن به نوشتن این است که کارهای بزرگ را به چند کار کوچک‌تر تقسیم کنید. مثلا اگر در حال نوشتن یک کتاب یا یک مقاله طولانی هستید، بهتر است آن را به طور مقطعی کامل کنید، مثلا روزی ۵۰۰ کلمه بنویسید و به نوشتارتان اضافه نمایید. با این کار، کیفیت مطالب‌تان هم افت نخواهد کرد.

باید حواس‌تان به موفقیت‌های‌تان هم باشد. گاهی اوقات ممکن است در کار نویسندگی به موفقیت‌هایی دست یابید که زیاد مورد توجه‌تان قرار نگیرند. بهتر است موفقیت‌های‌تان را برای خودتان بزرگ‌نمایی کنید. مثلا هر بار که کسی کتاب شما را خرید یا در خبرنامه وبلاگ‌تان عضو شد، به خاطرش به خودتان یک آفرین بگویید و به کارتان افتخار کنید. بعلاوه، می‌توانید یک لیست از کارهای انجام شده خودتان هم تهیه کنید و هر بار که احساس خستگی کردید آن لیست را بازبینی کنید تا برای ادامه دادن انگیزه پیدا کنید.

خلاقیت

از سوی دیگر، شایسته است که یک برنامه منظم در تولید محتوای نوشتاری معین نمایید و سعی کنید به این برنامه منظم پایبند بمانید؛ مثلا به خودتان قول دهید که هر دو هفته یک فصل از کتابی که مشغول نوشتنش هستید را به پایان برسانید، یا این‌که هر هفته یک پست جدید در وبلاگ‌تان منتشر نمایید. همین اجبار به پایبندی به برنامه تولید محتوا می‌تواند سبب شود که به خاطر نشکستن توالی این برنامه، به کارتان ادامه بدهید.

پایان‌نوشت

به طور خلاصه، نویسنده شدن سخت است اما از آن سخت‌تر، نویسنده ماندن است. ذهن خلاق موهبتی نیست که همیشه در اختیار آدم باشد. گاهی فکر نویسنده با او یاری نمی‌کند، اما این موضوع نباید باعث شود که او از نوشتن ناامید شود و کارش را برای همیشه کنار بگذارد. گرچه نکاتی برای افزایش خلاقیت را در این نوشتار با شما مرور کردیم، اما این لیست به همین‌جا ختم نمی‌شود. هر کسی برای خودش یک راه متفاوت برای به دست آوردن خلاقیت سراغ دارد. یکی با خوردن شکلات ذهنش به کار می‌افتد و دیگری با ورزش کردن دلسردی را کنار می‌گذارد. در یک کلام، اگر مشتاق هستید نویسنده شوید هر راهی که بلد هستید را انجام دهید تا به نوشتن وفادار بمانید.

چطور بلاگرهای تاثیرگذار را راضی کنید تا به وبلاگ شما لینک بدهند؟

بلاگرهای تاثیرگذار

اگر به دنبال این هستید که وبلاگ‌تان به اعتبار بیشتری دست پیدا کند و در صفحه نتایج گوگل جایگاه بهتری پیدا کند، یکی از مهم‌ترین راه‌ها این است که بلاگرهای تاثیرگذار را راضی کنید که به مطالب وبلاگ شما لینک بدهند. از دید گوگل، هر چه منبع لینک‌های هدایت کننده به وبلاگ شما معتبرتر باشند، اعتبار وبلاگ شما هم به همان میزان افزایش خواهد یافت. با این حساب، به جای حسودی کردن به بلاگرهای برتر باید سعی کنید کاری کنید که به چشم آن‌ها بیایید. البته شاید این جمله گفتنش خیلی ساده به نظر برسد، ولی در عمل حقیقت این است که خیلی سخت می‌توان آن‌ها را راضی به لینک دادن کرد.

ممکن است این‌طور فکر کنید که بلاگرهای محبوب آدم‌های خسیسی هستند که به وبلاگ شما لینک نمی‌دهند، اما در واقع باید به این نکته هم توجه کنید که آن‌ها هم برای حفظ اعتبار وبلاگ خودشان معذوریت‌هایی دارند. آن‌ها نمی‌توانند به هر وبلاگی لینک بدهند، چون در این صورت اعتبار وبلاگ‌شان از دید گوگل کاهش خواهد یافت. همان‌طور که می‌بینید، این گوگل است که مستقیما روی رفتار بلاگرها نسبت به هم تاثیر می‌گذارد و ما وبلاگ‌نویس‌ها هم دوست نداریم گوگل از دست‌مان ناراحت بشود.

با این حساب، اگر می‌خواهید وبلاگ‌های اصلی در زمینه نوشتارهای‌تان به وبلاگ شما لینک بدهند باید اقدامات مختلفی انجام دهید. امروز می‌خواهم به بررسی همین اقدامات بپردازم و بگویم که چطور می‌توانید رضایت بلاگرهای معتبر را به سمت وبلاگ خودتان جلب نمایید.

وبلاگ بلاگرهای برتر را مرتبا بخوانید

اولین قدم برای رسیدن به این هدف این است که وبلاگ‌های مطرح در زمینه‌های دلخواه خود را پیدا کرده و مطالعه کنید. پیدا کردن این وبلاگ‌ها کار خیلی سختی نیست، کافی است کلمه کلیدی مورد نظرتان را در گوگل جست‌وجو کنید و نتایج اول را مورد بررسی قرار دهید. یا این‌که می‌توانید از بلاگرهای دیگر بپرسید تا آن‌ها وبلاگ‌های مهم را به شما معرفی کنند. یکی دیگر از راه‌ها این است که از طریق شبکه‌های اجتماعی به محبوب‌ترین تولید کننده‌های محتوا دسترسی پیدا کنید و سپس وبلاگ‌های‌شان را به لیست وبلاگ‌هایی که مطالعه می‌کنید اضافه نمایید. یا این‌که می‌توانید نویسنده‌های قدرتمند را از طریق پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی مثل ویرگول پیدا کنید.

وقتی این وبلاگ‌ها را پیدا کردید و از آن‌ها یک لیست ساختید، باید هر روز، تاکید می‌کنم هر روز این وبلاگ‌ها را مطالعه کنید. تمام مطالب قبلی آن‌ها را بخوانید و در خبرنامه‌های‌شان عضو شوید تا هر مطلب جدیدی نوشتند مطلع شوید و در اسرع وقت آن‌ها را مطالعه کنید. وقتی می‌گویم مطالعه کنید، منظورم این نیست که بدون دقت و سرسری نوشته‌های‌شان را از نظر بگذرانید، منظورم دقیقا این است که برای این کار زمان بگذارید و با دقت نظر تمام محتوای تولید شده توسط آن‌ها را بخوانید. اگر می‌پرسید چرا، می‌توانید پاسخ خود را در ادامه دریافت کنید.

نوشته‌های‌شان را تکمیل کنید

خواندن پست‌های آن‌ها این‌جا به دردتان می‌خورد. بهترین راه برای جلب توجه وبلاگ‌نویس‌های معتبر این است که نوشته‌های آن‌ها را تکمیل نمایید. وقتی مطالب‌شان را خواندید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید نوشتار آن‌ها را ادامه بدهید، یا به نقاط دست نخورده موضوع مورد طرح آن‌ها بپردازید، یا مفصل‌تر در رابطه با این مباحث بنویسید. این را هم البته باید بگویم که تکمیل کردن نوشته‌های کسانی که در نوشتن و وبلاگ‌نویسی تخصص دارند کار ساده‌ای نیست؛ چون این افراد یا چیزی نمی‌نویسند یا اگر نوشتند به طور کامل و جامع آن را شرح می‌دهند. با این حال، از آن‌جا که دیدگاه هر نویسنده نسبت به دیگری متفاوت است، این امکان همیشه وجود دارد که یک نویسنده دیگر مطلبی کامل اما متفاوت در رابطه با همان موضوع نویسنده اول به رشته تحریر در بیاورد.

یادتان باشد، اگر خواستید بر مبنای نوشته یک بلاگر دیگر، مطلبی را بنویسید اول از هر چیز باید به نوشته اصلی که منبع الهام شما بوده لینک بدهید و بگویید که بعد از خواندن آن مطلب تصمیم گرفتید نوشتار جدید خود را بنویسید. بعد هم باید در نظر داشته باشید که نوشته‌تان به هیچ عنوان نباید سطحی و کوتاه باشد. تا جایی که می‌توانید به جوانب مختلف امر بپردازید و از مختصرنویسی دوری کنید. از این گذشته، ویرایش مطلب را هم فراموش نکنید، قطعا دل‌تان نمی‌خواهد که یک نویسنده حرفه‌ای از مطلب شما غلط املایی یا انشایی بگیرد. سعی کنید وقتی بلاگر مورد نظرتان نوشتار شما را می‌خواند به هیچ وجه نتواند از آن ایرادی بگیرد.

بلاگرهای تاثیرگذار

نوشته‌های خود را در ظاهری جذاب و کاربردی منتشر کنید

قبل از این‌که نویسنده‌های مطرح را از نوشته‌های خود باخبر کنید، باید به یک نکته دیگر هم توجه کنید و آن هم ظاهر وبلاگ‌تان است. طراحی وبلاگ در واقع حکم ویترین نوشتارهای شما را دارد. اگر یک وبلاگ طراحی قابل قبولی نداشته باشد، اگر یک پوسته بدشکل یا رایگان و تکراری روی آن نصب شده باشد، اگر فونت مطالب وبلاگ به اندازه کافی خوانا نباشد، اگر عوامل مزاحم در صفحه زیاد دیده شوند و محتوای اصلی به حاشیه کشیده شود، و در یک کلام اگر طراحی وبلاگ استاندارد نباشد، توقع نداشته باشید که کسی به وبلاگ شما سر بزند، حال می‌خواهد یک نویسنده باشد یا یک بازدیدکننده. بنابراین قبل از این‌که دیگران را به وبلاگ خود دعوت کنید، سعی کنید دستی به سر و شکل آن بکشید و تبدیلش کنید به چیزی که از دید مخاطب جذاب و کاربردی باشد. تنها در آن زمان است که می‌توانید با خیال راحت نوشته‌های خود را در وبلاگ‌تان منتشر کنید و منتظر بازدیدکننده‌ها باشید.

Neil Patel: تحقیق کنید که رقبای شما چه محتوایی خلق می‌کنند و سعی کنید یک قدم از آن‌ها جلوتر بروید، محتوای خود را پرجزئیات‌تر و عملگراتر تولید کنید و آن را در قالب یک طراحی زیبا ارائه دهید.

به نویسنده‌‌ها ایمیل بفرستید

حالا زمان آن رسیده که به نویسنده‌هایی که در نگارش مطلب خود از نوشته‌های‌شان الهام گرفته‌اید یا مقالات‌شان را تکمیل کرده‌اید، ایمیل بفرستید و به آن‌ها اطلاع بدهید که بر مبنای نوشتارشان، مطلب جدیدی تهیه نموده‌اید. فراموش نکنید که تیتر و متن این ایمیل باید شکل مناسبی داشته باشد؛ نه زیاد رسمی و نه بیش از حد خودمانی. از جمله نکاتی که در نوشتن ایمیل به نویسنده‌ها باید رعایت کنید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. عنوان ایمیل را طوری انتخاب کنید که بتواند توجه نویسنده مقاله را به خودش جلب کند، می‌توانید نام او را هم در عنوان ایمیل بیاورید که بداند قرار است یک ایمیل صمیمانه بخواند، نه یک متن رسمی.
  2. پاراگراف اول ایمیل را با یک احوال‌پرسی و آشنایی دوستانه آغاز کنید، ولی حواس‌تان باشد که زیاد آن را پرورش ندهید که تملق به نظر برسد.
  3. به نوشتارهای قبلی‌شان استناد کنید تا به آن‌ها ثابت نمایید که وبلاگ‌شان را دنبال می‌کنید و واقعا به کارشان اهمیت می‌دهید.
  4. با ارائه لینک به مطلبی که نوشتید، توضیح دهید که چرا لازم دیدید در مورد یکی از نوشته‌های وبلاگ‌شان یک نوشته تکمیلی بنویسید و در ادامه بگویید که دانستن نظر آن‌ها در مورد چیزی که نوشتید برای شما خیلی اهمیت دارد.
  5. ایمیل را با یک تشکر ساده به پایان برسانید.

با در نظر گرفتن موارد بالا می‌توانید یک ایمیل اطلاع‌رسانی خوب به نویسنده‌های مورد نظرتان ارسال کنید. ضمنا هیچ وقت به طور مستقیم از آن‌ها درخواست نکنید که به وبلاگ شما لینک بدهند. اگر نوشتار شما به نظرشان جالب برسد خودشان این کار را انجام خواهند داد.

از عدم دریافت پاسخ ناامید نشوید

بلاگرهای تاثیرگذار

با این‌که اکثر بلاگرها ایمیل‌های خودشان را به طور مرتب چک می‌کنند و معمولا ایمیلی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند، اما با این حال ممکن است پاسخی از طرف برخی از نویسنده‌ها دریافت نکنید. اگر چنین شد دلسرد نشوید. در چنین شرایطی، توصیه می‌کنم که یک بار دیگر نوشته و ایمیل خود را مورد بررسی قرار دهید و اگر ایرادی داشت سعی کنید در مرتبه بعدی آن اشتباهات را تکرار نکنید. اگر از طریق ایمیل به نتیجه نرسیدید، می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی کمک بگیرید. مثلا در توییتر برای فرد نویسنده یک منشن بفرستید و به او بگویید که دوست دارید نظرش را در مورد نوشته‌ای که بر مبنای مطلب او نوشتید بدانید. در ۹۹ درصد موارد بالاخره بلاگر مورد نظرتان به شما جواب می‌دهد، اما اگر چنین نشد بدانید که نوشته یا وبلاگ شما از دید او جالب به نظر نرسیده و بهتر است دیگر از تکرار درخواست خود به او خودداری نمایید.

به برقراری ارتباط با بلاگرهای تاثیرگذار ادامه بدهید

در آخر ذکر این موضوع را ضروری می‌دانم که در طول مدت فعالیت خود به عنوان یک وبلاگ‌نویس، بهتر است به طور جدی سعی در برقراری ارتباطی دوستانه و مداوم با بلاگرهای حرفه‌ای داشته باشید. این افراد نه تنها می‌توانند به افزایش اعتبار وبلاگ شما کمک کنند، بلکه در بالا بردن دانش و تجربه شما در زمینه نوشتن نیز می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. در اکثر مطالب مربوط به افزایش بهره‌وری و خلاقیت آمده است که اگر می‌خواهید در کارتان فرد موثرتری باشید سعی کنید با افرادی که از نظر فکری با شما شباهت دارند و در کارشان وارد هستند بیشتر وقت بگذرانید. این موضوع در مورد وبلاگ‌نویسی هم صادق است. هر چه بیشتر در محیط فکری وبلاگ‌نویس‌ها باشید، وبلاگ‌نویس بهتری خواهید شد.

چرا بازدیدکننده‌ها از وبلاگ شما فراری می‌شوند؟

وبلاگ

هر بلاگری این مساله را تجربه کرده است که بازدید کننده‌ها پس از ورود به وبلاگش خیلی زود آن را ترک می‌کنند. این برای هیچ وبلاگی خوش‌آیند نیست. ما وبلاگ‌نویس‌ها تمام تلاش‌مان این است که بازدید کننده‌ها را تبدیل به مخاطب‌های دائمی وبلاگ خود کنیم، حال اگر اکثر افرادی که به تازگی وارد وبلاگ ما می‌شوند، خیلی زود آن را ترک کنند و دیگر هرگز به سمت آن باز نگردند، این قطعا نشانه خوبی نیست.

اگر در هنگام بررسی آمار عملکرد وبلاگ‌تان به این موضوع برخوردید، باید از خودتان این سوال را بپرسید که دقیقا چه موضوعی سبب شده که بازدید کننده‌ها به سرعت از وبلاگ شما خارج بشوند؟ مسلما این مشکل بازدید کننده‌ها نیست، حتما وبلاگ شما مشکلاتی دارد که آن‌ها را از خود می‌راند. اگر برای شما هم این مساله پیش آمده است ولی نمی‌توانید به دلایلش پی ببرید، امروز می‌خواهم با شما از متداول‌ترین دلایل فراری بودن بازدید کننده‌ها از برخی وبلاگ‌ها بپردازم. با دقت به مواردی که در ادامه به آن‌ها خواهم پرداخت فکر کنید و چنان‌چه متوجه شدید که وبلاگ شما یکی یا چند مورد از این مشکلات را دارد، در اسرع وقت سعی کنید آن‌ها را رفع نمایید:

طراحی ضعیف، قدیمی و تکراری

اولین عنصری که توجه هر بازدید کننده‌ای را در وبلاگ شما به خودش جلب می‌کند، ظاهر وبلاگ شماست. قبلا هم بارها گفتم که ظاهر وبلاگ، حکم ویترین محتوای وبلاگ را دارد. حال اگر این ویترین جذابیتی نداشته باشد یا به خوبی چیده نشده باشد، چطور می‌توان انتظار داشت که دیگران به آن‌چه در داخل این ویترین ارائه می‌شود توجه کنند؟ وبلاگ‌‌نویس‌هایی که به ظاهر وبلاگ خودشان اهمیت نمی‌دهند و سروته ماجرا را با یک پوسته رایگان تکراری و خسته‌کننده هم می‌آورند، هرگز نخواهند توانست بازدید کننده‌ها را به مخاطب‌های دائمی وبلاگ‌شان تبدیل کنند. در عوض، هر چه ظاهر یک وبلاگ منظم‌تر، زیباتر و چشم‌نوازتر باشد، مثل یک آهن‌ربا بازدید کننده‌ها را به سمت خودش می‌کشاند.

فونت نامناسب

این مشکل در اکثر وبلاگ‌های فارسی به چشم می‌خورد. تعداد قابل توجهی از بلاگرهای ایرانی اصلا به مساله فونت وبلاگ‌شان فکر هم نمی‌کنند، باقی هم یا وقت و حوصله تغییر فونت وبلاگ را ندارند یا این‌که این کار را بلد نیستند. فونت نوشتار اهمیت فراوانی دارد، اگر یک فونت نامناسب برای نوشته‌ها استفاده شود خواندن مطالب برای بازدید کننده‌ها سخت خواهد شد و همین سبب می‌شود که آن‌ها زحمت خواندن را به خودشان ندهند و چشم خودشان را اذیت نکنند و در نتیجه وبلاگ شما را خیلی راحت ترک خواهند کرد. حال این‌که، وبلاگ‌هایی که از فونت‌های خوبی همچون وزیر یا ایران‌یکان استفاده می‌نمایند، شانس بیشتری در جذب مخاطب دارند.

موبایل فرندلی نبودن

با فراگیر شدن دیوایس‌های موبایل و اسمارت فون‌ها، هر روز به تعداد کاربران این دیوایس‌ها افزوده می‌شود. اکنون حجم قابل توجهی از بازدید کننده‌های وبلاگ‌ها، از طریق دیوایس‌های موبایل به وبلاگ‌ها سر می‌زنند. حال اگر وبلاگی طراحی موبایل فرندلی نداشته باشد، بازدید کننده حق دارد وقت خودش را در آن وبلاگ هدر ندهد. با این حساب، طراحی موبایل فرندلی یکی از ملزومات هر وبلاگی محسوب می‌شود.

وبلاگ

کند بودن وبلاگ

کاربران اینترنتی عاشق سرعت هستند و از کندی بیزارند. به همین دلیل است که هر سرویس و وب‌سایت و نرم‌افزاری را که فکرش را بکنید تمام تلاشش را می‌کند که سرعت ارائه خدمات و محتوای خود را به بالاترین حد ممکن برساند. به بیان دیگر، خیلی از سرویس‌ها و وب‌سایت‌ها بر سر سرعت ارائه محتوا با هم رقابت جدی و نفس‌گیر دارند. در این میان، وبلاگ‌ها هم از این رقابت مستثنی نیستند. وبلاگی که برای لود شدنش باید یک دقیقه منتظر ماند در جذب مخاطب خیلی ضعیف‌تر از وبلاگی عمل می‌کند که زیر پنج ثانیه به طور کامل لود می‌شود.

تبلیغات مزاحم

تقریبا هیچ کدام از ما میانه خوبی با تبلیغات اینترنتی نداریم. دقیقا به همین دلیل است که سرویس‌های اد بلاکر پدید آمده‌اند. اما به این نکته هم باید توجه کرد که یکی از منابع در‌آمد اصلی وبلاگ‌نویس‌ها، گرفتن تبلیغات در وبلاگ است. با این حال برخی از وبلاگ‌ها هستند که در این زمینه زیاده‌روی می‌کنند و آن‌قدر تبلیغات در وبلاگ‌شان می‌گذارند که ذهن بازدید کننده را آزار می‌دهد. این وبلاگ‌ها نه تنها در جذب مخاطب موفق نخواهند بود، بلکه دید مخاطبان وبلاگ‌های دیگر را نسبت به ارائه تبلیغات منفی خواهند کرد و سبب می‌شوند که بلاگرهای دیگر هم جرات نکنند از این طریق به کسب درآمد معقول بپردازند.

نوشتار مرتبط: الگوبرداری نامناسب از شیوه کسب درآمد در اینترنت

محتوای ضعیف

اساس وجودی هر وبلاگ را محتوای آن تشکیل می‌دهد. بنابراین، به طور حتم یکی از اصلی‌ترین دلایل فراری بودن بازدید کننده‌ها از یک وبلاگ می‌تواند محتوای ضعیف آن باشد. نوشتارهایی که به اندازه کافی جامع و کامل نباشند و زمان و زحمت زیادی برای تولیدشان خرج نشده باشد و مفهوم و مقصود خاصی را نتوانند انتقال دهند، ضعیف به حساب می‌آیند. وبلاگ‌نویس بودن صرفا به نوشتن نیست، کسی وبلاگ‌نویس است که خوب نوشتن را بلد باشد.

نوشتار مرتبط: یک وبلاگ بیشتر به کدام یک احتیاج دارد، محتوای عمیق یا محتوای سطحی؟

تشخیص ندادن مخاطب هدف

هر محتوایی باید برای خودش یک مخاطب هدف داشته باشد و تشخیص این مخاطب هدف از مسئولیت‌های تولید کننده محتواست. با این وجود، اگر یک بلاگر به تعیین مخاطب هدف نپردازد یا مخاطب هدف نوشتارهای خودش را در طول زمان گم کند، مسلما از تعداد مخاطب‌های دائمی وبلاگش کاسته خواهد شد. وبلاگ‌نویسی که هر چه به ذهنش می‌رسد می‌نویسد و به فکر حفظ اتحاد موضوعی محتوای خودش برای جذب مخاطب هدف نیست، قادر نخواهد بود که با بلاگرهای حرفه‌ای به رقابت بپردازد.

مطابقت نداشتن عنوان با بدنه نوشته

در رابطه به خود نوشته‌ها، اولین نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد تطابق عنوان با بدنه است. هر روز با مقالات زیادی در اینترنت مواجه می‌شوم که عنوانش هیچ ربطی به آن‌چه در خود پست نوشته شده ندارد؛ مثل این است که سردر یک فروشگاه مواد خوراکی تابلوی یک کفش فروشی را نصب کنند. نتیجه‌اش می‌شود گیج شدن بازدید کننده وبلاگ و در نهایت فراری شدن از آن. همواره باید سعی شود که متن نوشتار در خدمت عنوان آن باشد.

فرمت نامناسب مطالب

ایراد بعدی که به اکثر مطالب منتشر شده در وبلاگستان فارسی وارد است، نداشتن یک فرمت صحیح و خوانا است. بارها نوشته‌هایی را خوانده‌ام که یا در آن خبری از تیتر یا لیست نبوده، یا پاراگراف‌ها بیش از حد کوتاه یا بیش از حد طولانی بوده است یا این‌که اصلا پاراگراف‌بندی نشده است و تمام کلمات یک نفس بدون هیچ فاصله‌ای کنار هم ردیف شده‌اند. فراموش نکنیم که بازدید کننده‌ها هیچ وقت از همان ابتدا یک مطلب را نمی‌خوانند، بلکه اول با نگاهی گذرا آن را با چشم خود اسکن می‌کنند و اگر به نظرشان جالب آمد آن وقت به خواندنش راضی می‌شوند. استفاده از تیترها و لیست‌ها و پاراگراف‌بندی درست می‌تواند روند اسکن کردن چشمی را برای بازدید کننده‌ها ساده‌تر کند.

نوشتار مرتبط: به نظم نوشتار احترام بگذاریم

اشتباهات متعدد املایی و انشایی

از دیگر عوامل فراری دهنده بازدید کننده از وبلاگ، وجود تعداد قابل توجهی از غلط‌های املایی و انشایی در مطالب است. کسی که مشغول مطالعه یک مقاله است دوست ندارد مدام با این گونه اشتباهات مواجه بشود چون در غیر این صورت، شخص نویسنده در نظرش یک فرد ناشی و غیر حرفه‌ای جلوه می‌کند و دیگر دلیلی نمی‌بیند که نوشته یک چنین نویسنده‌ای را بخواند. جدا از این، وقتی خودتان نوشته‌های خودتان را نمی‌خوانید تا اشکالات آن‌ها را برطرف کنید، چطور انتظار دارید دیگران نوشته‌های شما را بخوانند؟

نوشتار مرتبط: اولین پیش‌نویس یک نوشتار به هیچ دردی نمی‌خورد

لینک‌های جذاب‌تر از خود مطلب

قرار دادن لینک در داخل مطالب، از نظر بهینه‌سازی محتوا برای موتورهای جست‌وجو یک ضرورت به شمار می‌آید. اما از سوی دیگر، اگر لینک‌هایی که در مطالب خود می‌گذارید از نوشته خودتان جذاب‌تر و بهتر باشد، یا به بیان واضح‌تر، اگر کیفیت محتوای شما از کیفیت محتوایی که به آن لینک خارجی می‌دهید کمتر باشد، در واقع دارید با دست خودتان بازدید کننده‌های وبلاگ‌تان را فراری می‌دهید. راه حل این مشکل این است که سعی کنید تا جایی که می‌توانید به تولید محتوای باکیفیت بپردازید تا حداقل ارزش محتوای وبلاگ شما با ارزش محتوای وبلاگی که به آن لینک می‌دهید یکسان باشد.

وبلاگ

عدم وجود امکان اشتراک گذاری نوشتارها

با فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی، کاربران اینترنتی این روزها دوست دارند هر چیزی را با دیگران به اشتراک بگذارند. حال اگر وبلاگ شما چنین امکانی را برای بازدید کننده‌ها فراهم نکند، بازدید کننده‌ها هم از وبلاگ‌تان ناامید می‌شوند و دیگر به سراغش نخواهند آمد. در انتهای مطالب با قرار دادن دکمه‌های به اشتراک گذاری، روند اشتراک گذاری نوشته‌های خودتان را ساده سازید.

نوشتار مرتبط: چرا کاربران محتوای اینترنتی را به اشتراک می‌گذارند؟

به کار نبردن تصاویر کافی و مرتبط

اگر از من بپرسند سخت‌ترین بخش وبلاگ‌نویسی کدام مرحله است بی‌درنگ می‌گویم پیدا کردن و انتخاب عکس‌ها برای مطالب. شاید وقتی که من برای پیدا کردن عکس‌های مطالبم صرف می‌کنم دو برابر زمانی باشد که خرج نوشتن خود پست‌هایم می‌شود. عکس‌ها نه تنها بهتر می‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند، بلکه مانع خسته شدن چشم بازدید کننده‌ها هم می‌شوند. خواندن متن‌های بدون عکس به مراتب سخت‌تر از خواندن متن‌هایی است که در آن از تصاویر استفاده شده است. با این حال باید یادتان باشد که اولا بیش از حد در نوشته‌های خود تصاویر را به کار نبرید و ثانیا عکس‌هایی که انتخاب می‌کنید همگی باکیفیت و حتی‌الامکان مرتبط با موضوع نوشته باشند.

اهمیت ندادن به بازخوردها

وقتی یک بازدید کننده برای نوشته‌های شما کامنتی می‌گذارد یا در مورد وبلاگ‌تان در شبکه‌های اجتماعی نظری می‌دهد، شما باید در اولین فرصت ممکن به بهترین و کامل‌ترین شکل به بازخورد او پاسخ بدهید. این بهترین فرصت برای تبدیل کردن آن بازدید کننده به یک مخاطب دائمی است. هیچ کس دوست ندارد وبلاگ کسی را دنبال کند که وقت جواب دادن به اظهار نظرهای بازدید کننده‌های خودش را ندارد.

پاپ آپ عضویت در خبرنامه

مورد آخر، آزار دهنده‌ترین ویژگی وبلاگ‌هایی است که بازدید کننده‌ها از دست‌شان فراری هستند. قبول دارم که خبرنامه برای وبلاگ خیلی مهم است و هر بلاگری باید سعی کند اعضای خبرنامه وبلاگ خودش را افزایش دهد، ولی استفاده از پنجره پاپ آپ برای عضو شدن در خبرنامه وبلاگ به هیچ عنوان مورد قبول من و بسیاری از مخاطبان وبلاگ‌ها نیست. می‌دانم که وبلاگ‌های زیادی هستند که از این روش برای بالا بردن تعداد اعضای خبرنامه خود کمک می‌گیرند، ولی این دلیل نمی‌شود که استفاده از پاپ آپ برای خبرنامه وبلاگ روش خوبی باشد. به بازدید کننده‌های وبلاگ خود احترام بگذارید و با پاپ ‌آپ‌ها آزارشان ندهید. اگر کسی واقعا از مطالب شما خوشش آمده باشد خودش می‌فهمد که می‌تواند در خبرنامه وبلاگ شما عضو شود.

پایان‌نوشت

در انتها لازم می‌دانم این را یادآور شوم که گرچه به دست آوردن و افزایش مخاطب‌های وبلاگ امری مهم و ضروری است و هر بلاگری باید در این مسیر کوشا باشد، اما همان‌طور که قبلا هم اشاره کرده بودم، اگر به وبلاگ‌نویسی علاقه‌مند هستید در هر شرایطی به نوشتن خود ادامه بدهید، حتی اگر هیچ کس وبلاگ شما را نمی‌خواند. این‌که شما از نوشتن لذت ببرید در درجه اول اهمیت قرار دارد.

نوشتار مرتبط: چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

چطور برای سال نو وبلاگ خود را آماده کنید؟

وبلاگ

هر سال همین روزها، وقت خانه‌تکانی می‌رسد و آماده شدن برای یک سال جدید. هر کسی سعی می‌کند به هر ترتیب که شده در حد و اندازه خودش یک تغییری در رفتار و شخصیت خودش ایجاد کند و زندگی بهتری را پیش بگیرد. اما در این میان، وبلاگ‌نویس‌ها علاوه بر تمام کارهای لازم برای سال نو، باید به وبلاگ خودشان هم رسیدگی نمایند. البته منظورم این نیست که باید وبلاگ خود را روی کامپیوترتان باز کنید و بعد صفحه نمایش را تکان دهید تا از این طریق وبلاگ‌تان را خانه‌تکانی کنید. منظورم این است که درست مثل خودتان که سعی می‌کنید تغییر کنید، وبلاگ‌تان هم باید برای سال نو تغییراتی داشته باشد و از گذشته بهتر شود.

آماده کردن وبلاگ برای سال نو کار چندان دشواری نیست، فقط کافی است چند روزی زمان برای این کار خرج کنید. مسلم بدانید که بعد از آن، احساس‌تان نسبت به وبلاگ و وبلاگ‌نویسی بهتر خواهد شد، وبلاگ‌تان یک جان تازه خواهد گرفت و بازدیدکننده‌ها هم تجربه بهتری از وبلاگ شما در ذهن‌شان ثبت خواهد شد. شاید باورش سخت باشد، اما همین تغییرات کوچکی که در ادامه در موردشان صحبت خواهم کرد می‌توانند چنان تاثیری روی سبک نوشتار شما بگذارند که هرگز فکرش را هم نمی‌کردید.

همین چند روز زمانی که می‌گذارید برای نو کردن وبلاگ‌تان به مناسبت نو شدن سال، این قدرت را دارد که شما را به نوشتن امیدوار کند. می‌تواند کاری کند که از ادامه وبلاگ‌نویسی خسته نشوید. می‌تواند بازدیدکننده‌های وبلاگ‌تان را امیدوار کند که وبلاگ شما از آن دسته وبلاگ‌ها نیست که به مرور توسط نویسنده‌اش به فراموشی سپرده شود و بعد از چند مدت سکون و بی‌خبری، از تاریخ وبلاگستان فارسی حذف گردد. پس بیایید در کنار تمام آن برنامه‌های متداولی که هر سال برای شروع بهار جدید عملی می‌کنید، این بار حواس‌تان به نو کردن وبلاگ‌تان هم باشد.

لباسی نو به تن وبلاگ خود کنید

برای سال جدید، چه تغییری بهتر از یک ظاهر جدید برای وبلاگ‌تان می‌توان پیشنهاد داد؟ اگر تا به حال از پوسته‌‌ای قدیمی بر روی وبلاگ‌تان استفاده می‌کردید و چشم خودتان و بازدیدکننده‌های وبلاگ از ظاهر تکراری آن خسته شده است، اولین و بهترین کار برای شروع سال نو این است که یک پوسته جدید برای وبلاگ‌تان دست‌وپا کنید. برای این کار روش‌های مختلفی در اختیار دارید که استفاده از هر کدام مشروط است به میزان هزینه‌ای که می‌خواهید خرج پوسته نو کنید.

اگر هزینه برای‌تان مهم نباشد، بهتر است به طراحان وبلاگ یک پوسته اختصاصی منحصر به فرد سفارش بدهید، گرچه این روش کمی زمان‌بر است اما قطعا نتیجه بسیار ارزشمند خواهد بود خصوصا برای وبلاگ‌های شخصی که صاحبان‌شان می‌توانند از همین طراحی اختصاصی هم به عنوان یک ابزار برای پرسنال برندینگ بهره‌مند شوند. راه دیگر این است که یک پوسته قابل ترجمه را از یک فروشگاه خارجی مثل تم فارست خریداری کنید و سپس آن را ترجمه نمایید. این روش نسبت به روش اول کم هزینه‌تر است و نتیجه قابل قبولی هم به دنبال دارد.

راه آخر هم استفاده از پوسته‌های ترجمه شده و فارسی‌سازی شده است که برخی از آن‌ها نیز رایگان هستند. گرچه شاید راه آخر با توجه به رایگان بودنش جذاب‌تر به نظر برسد، اما پیشنهاد می‌کنم این راه را پیش نگیرید، چون اکثر این پوسته‌ها توسط وبلاگ‌های دیگر مورد استفاده قرار گرفته و تکراری شده‌اند و دیگر جذابیتی برای بازدیدکننده‌ها ندارند.

وبلاگ

پست‌های قبلی خود را مرور کنید

در طی یک سال گذشته شما پست‌های مختلف و متعددی را در وبلاگ‌تان منتشر کرده‌اید که البته حجم این محتوا مستقیما به میزان فعالیت شما در حیطه وبلاگ‌نویسی بستگی دارد. اما حجمش هر چقدر هم که باشد، بد نیست چند روزی را به مرور پست‌های یک سال گذشته اختصاص بدهید.

این کار چندین مزیت دارد. اول این‌که این فرصت در اختیار شما قرار می‌گیرد که اشکالات این پست‌ها را رفع نمایید. شاید در زمان انتشار آن پست‌ها یک غلط املایی یا انشایی از زیر دست‌تان در رفته باشد، یا عکسی از مطالب قبلی حذف شده باشد یا این‌که بخشی از یک نوشتار نیازمند تغییراتی باشد.

از سوی دیگر، با این کار شما به خودتان این امکان را می‌دهید که در افکار یک سال گذشته خود جست‌وجویی کنید و ببینید در این دوازده ماهی که گذشت به چه چیزهایی فکر می‌کردید که به نوشتن این پست‌ها منتهی شده است. حتی ممکن است کلی ایده جدید برای نوشتارهای آینده وبلاگ‌تان به دست بیاورید. بعلاوه، اگر برخی از مطالبی که در گذشته نوشتید به نظرتان ضعیف یا بی‌ربط آمد هم می‌توانید آن‌ها را حذف کنید تا کیفیت محتوای موجود در وبلاگ را حفظ نمایید.

برای پست‌های آینده خود برنامه‌ریزی کنید

اقدام بعدی که باید انجام دهید این است که برای پست‌هایی که در سال آینده می‌خواهید در وبلاگ‌تان منتشر کنید از همین حالا برنامه‌ریزی کنید. تمام موضوعاتی که به نظرتان جذاب می‌رسند و هنوز به اندازه کافی به آن‌ها نپرداخته‌اید را در یک دفترچه یا اپ یادداشت کنید تا از یادتان نرود. سپس برای تمام آن موضوعات به صورت جداگانه چند تیتر بنویسید تا بعدا وقتی خواستید پستی در رابطه با آن موضوع بنویسید بدانید که به چه جنبه‌هایی از آن بحث می‌خواهید بپردازید.

با این کار، نوشتن پست‌ها برای شما ساده‌تر و روان‌تر خواهد شد. اگر پست‌هایی از قبل آماده برای انتشار دارید، آن‌ها را به شکل منظم زمان‌بندی کنید تا جدول محتوای شما برای سال آینده آماده باشد. ممکن است شرایطی پیش بیاید که نتوانید مطابق برنامه به وبلاگ‌نویسی مشغول باشید، پست‌های زمان‌بندی شده در این مواقع خیلی به درد شما خواهند خورد. اگر برای شروع نوشته‌های جدید ایده‌ای به نظرتان نمی‌رسد، ساختن یک لیست از بهترین نوشته‌های سال گذشته‌تان می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد.

وبلاگ

از ابزارهای بیشتری کمک بگیرید

از آخرین باری که برای ساده‌تر کردن روند وبلاگ‌نویسی به دنبال ابزارها و افزونه‌های مختلف گشته‌اید چند وقت می‌گذرد؟ هر روز به تعداد و کارایی‌های این ابزارها و افزونه‌ها افزوده می‌شود، پس بد نیست دوباره نگاهی به این وسیله‌های دوست‌ داشتنی بیاندازید تا ببینید چه امکانات به درد بخوری برای شما به ارمغان آورده‌اند. مثلا اگر از وردپرس استفاده می‌کنید، پیشنهاد می‌کنم سری به بخش افزونه‌ها بزنید و به دنبال چند افزونه جدید و مفید بگردید، مطمئن باشید دست خالی باز نخواهید گشت.

به غیر از افزونه‌های وردپرس، ابزارهای دیگری هم می‌توان یافت که به شما در خواندن مطالب وبلاگ‌های دیگر، تحت نظر داشتن موضوعات مورد علاقه‌تان در وب، بالاتر بردن کیفیت و عمق نوشتارهای‌تان و همین‌طور ساده کردن به اشتراک گذاری محتوا در شبکه‌های اجتماعی کمک می‌کنند. (از سال آینده من هم سعی می‌کنم تمام ابزارهای مفیدی که برای وبلاگ‌نویسی پیدا می‌کنم را به تفصیل معرفی کنم).

به نوشتن ادامه دهید

حرف آخر این‌که، باید به شما تبریک بگویم که یک سال دیگر به عمر وبلاگ‌تان و همین‌طور به عمر وبلاگ‌نویسی‌تان اضافه شد. وبلاگ‌های کمی این شانس را دارند که یک سال بیشتر دوام بیاورند و به زندگی خود ادامه دهند. بلاگرهای معدودی این توانایی را دارند که آن‌چنان به کارشان علاقه داشته باشند که دوازده ماه دیگر به طول عمر وبلاگ‌شان بیافزایند. شما تا همین جا هم موفقیت بسیار مهمی را رقم زده‌اید. حالا زمان آن رسیده که دوباره با اشتیاق بیشتری به نوشتن ادامه دهید، به تجربیات خود اضافه کنید و اعتبار وبلاگ‌تان را بالاتر ببرید. سرنوشت وبلاگ شما در دستان خود شماست. آیا برای یک سال دیگر آماده هستید؟

چرا تلگرام هرگز نمی‌تواند جایگزین خبرنامه ایمیلی وبلاگ بشود؟

خبرنامه ایمیلی

این روزها اگر سری به اکثر وبلاگ‌های فارسی بزنید، به جای آن گزینه آشنای عضویت در خبرنامه ایمیلی وبلاگ، با دکمه عضویت در کانال تلگرام وبلاگ مواجه خواهید شد. گرچه قبول دارم که تلگرام در این چند سال اخیر تبدیل به یک پایگاه عظیم از کاربران ایرانی اینترنت شده است. قبول دارم که خیلی از کاربران ایرانی در حال حاضر اکثر وقت خود را صرف تلگرام می‌کنند. قبول دارم که تلگرام برای تولید کننده‌های محتوا می‌تواند انتخاب وسوسه‌انگیزی باشد. اما قبول ندارم که تلگرام بتواند جای خبرنامه ایمیلی برای وبلاگ را بگیرد. هرگز!

گرچه بلاگرهای ایرانی مستقیما این را ابراز نمی‌کنند که عضویت در کانال تلگرام را جایگزین خبرنامه ایمیلی وبلاگ‌شان کرده‌اند، اما وقتی باکسی برای وارد کردن ایمیل یا دکمه‌ای برای عضویت در خبرنامه در هیچ کجا از وبلاگ دیده نمی‌شود، دقیقا همین مفهوم را به مخاطب منتقل می‌کند. جالب این‌جاست که کانال‌های تلگرام اصلا با چنین هدفی ساخته نشده‌اند و این به نوعی خلاقیت خود بلاگرها بوده که به این نتیجه جالب دست یافته‌اند.

چند باری از سر کنجکاوی تصمیم گرفتم عضو کانال تلگرام برخی از این وبلاگ‌ها بشوم تا ببینم اساسا چه نوع محتوایی در آن‌ها منتشر می‌کنند که نمی‌توانند در خبرنامه آن‌ها را بگنجانند. بعد از کمی جست‌وجو در میان کانال‌های وبلاگ‌ها، متوجه شدم که محتوای این کانال‌ها در اصل همان محتوایی است که در خبرنامه‌های خود قرار می‌دهند یا می‌دادند، فقط با این تفاوت که در تلگرام محتوای خبرنامه را به صورت جداسازی شده عرضه می‌کنند. مثلا اگر می‌شد  چندین مطلب را در یک خبرنامه کنار هم گذاشت و در قالب یک بسته محتوایی واحد در اختیار مشترکان گذاشت، در تلگرام باید هر کدام از آن مطالب را به طور جداگانه ارائه نمود.

خبرنامه ایمیلی

به غیر از این، هیچ تفاوت دیگری بین محتوای کانال تلگرام وبلاگ‌ها و خبرنامه‌ها ندیدم. پس اگر چنین است، چرا برخی از بلاگرها ترجیح می‌دهند خبرنامه را رها کنند و به سراغ ساختن کانال تلگرام بروند؟

شاید پاسخ این باشد که آن‌ها فکر می‌کنند ایمیل دیگر به درد نمی‌خورد. اگر چنین است که باید به اطلاع آن‌ها رساند که کاملا اشتباه می‌کنند. ایمیل در اصل حکم آدرس افراد در دنیای اینترنت را دارد. چطور ممکن است کسی در اینترنت فعالیت داشته باشد ولی یک آدرس ایمیل به نام خود ثبت نکرده باشد؟ چطور ممکن است ایمیل به درد نخورد وقتی هنوز برای عضویت در سایت‌ها و سرویس‌های مختلف، اولین کاری که باید انجام داد وارد کردن آدرس ایمیل است؟ اگر به تعداد کاربران باشد، قطعا ایمیل نسبت به تلگرام تعداد کاربران بیشتری دارد.

شاید برخی‌ها فکر می‌کنند از طریق کانال تلگرام می‌توانند به کسب درآمد بپردازند و ایمیل چنین امکانی را برای‌شان فراهم نمی‌کند. این تصور هم کاملا غلط است. تمام بازاریاب‌های مطرح دنیا، همه بلاگرهای مشهور جهان تمام تلاش خودشان را می‌کنند تا به تعداد مشترکان خبرنامه وبلاگ‌های خود بیافزایند تا بتوانند از این طریق درآمد خود را هم افزایش دهند. خبرنامه ایمیلی همیشه جایگاه مناسبی برای تبلیغات و کسب درآمد بوده است. فرض کنید بتوانید در خبرنامه وبلاگ‌تان که هزاران عضو دارد، کتاب یا محتوا یا وبلاگ یک نویسنده دیگر را تبلیغ نمایید. مسلما هم به نفع شما خواهد بود و هم به نفع کسی که درخواست تبلیغ شدن دارد.

شاید عده‌ای تصور می‌کنند که چون تلگرام بین کاربران ایرانی محبوب است می‌تواند انتخاب بهتری نسبت به خبرنامه ایمیلی باشد. چطور ممکن است پلتفرم شلوغی مثل تلگرام بتواند گزینه جذاب‌تری نسبت به ایمیل به نظر برسد؟ درست است که تلگرام محبوب است، اما این می‌تواند یک نقطه ضعف هم باشد. شلوغی بیش از حد تلگرام ممکن است سبب شود که محتوای کانال شما نادیده گرفته بشود، آن هم با وجود آن همه کانال پرطرفدار تفریحی دیگر که با محتوای زرد خود توانسته‌اند به این جایگاه برسند، دیگر جایی برای جذب مخاطب به سمت محتوای وبلاگ باقی نمی‌ماند. این در حالی است که احتمال این‌که مطالب شما در قالب خبرنامه ایمیلی خوانده شود خیلی بیشتر است.

شاید بعضی از بلاگرها معتقد باشند که ساختن و مدیریت یک کانال تلگرام خیلی راحت‌تر و بی‌دردسرتر از مدیریت خبرنامه‌های ایمیلی است. خوشبختانه با وجود ابزارهای قدرتمند و متنوعی همچون میل‌چیمپ، کنترل ظاهر و محتوای خبرنامه‌ها تبدیل به کاری بسیار ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی تبدیل شده است. حتی اگر با سرویس‌های خارجی به خاطر عدم آشنایی با زبان انگلیسی هم مشکل دارید، می‌توانید از سرویس‌های ایرانی خوبی همچون میل‌چی کمک بگیرید. در این سرویس‌ها وقتی یک بار طرح مورد نظرتان برای ظاهر خبرنامه خود را آماده کردید، برای بارهای بعدی می‌توانید از همان طرح ذخیره شده استفاده کنید تا زمان کمتری را صرف تولید خبرنامه نمایید.

خبرنامه ایمیلی

شاید این تصور برای تعدادی از تولید کننده‌های محتوا پیش آمده باشد که تلگرام آمار مناسبی از تعداد اعضا و تعداد بازدید مطالب ارائه می‌دهد، این در حالی است که سرویس‌های مدیریت ایمیل‌های انبوه در این زمینه هم تواناتر هستند. شما با کمک این سرویس‌ها می‌توانید از تعداد اعضای خبرنامه، تعداد دفعات باز شدن هر خبرنامه یا تعداد کلیک‌ها روی هر لینک از هر خبرنامه به طور دقیق مطلع شوید.

از همه این موارد که بگذریم، باید به این نکته هم توجه کرد که کاربران تلگرام اصولا دوست ندارند محیط تلگرام را ترک کنند و به سمت وبلاگ شما هدایت شوند. آن‌ها بیشتر تمایل دارند که همه محتوا را به طور کامل در همان تلگرام مشاهده کنند. در عوض، اعضای خبرنامه وقتی ایمیلی از شما دریافت می‌کنند، احتمال این‌که روی لینک مطالب داخل خبرنامه کلیک کنند و به سمت وبلاگ‌تان هدایت شوند و برای وبلاگ‌تان ترافیک ایجاد کنند خیلی بیشتر است.

با تمام نکاتی که گفته شد، لازم است به این موضوع هم اشاره کنم که تلگرام به عنوان یک سرویس پیام‌رسان، سرویس خوبی است. اما مشکل از آن‌جایی شروع می‌شود که سعی می‌کنیم از یک پیام‌رسان برای کارهای دیگر استفاده کنیم. البته تلگرام با باقی پیام‌رسان‌ها تفاوت‌های زیادی دارد و کلا پدیده‌ای است که شاید مشابه آن را به سختی بتوان پیدا کرد. ولی این پدیده هر چه که باشد باز هم قادر نیست با قدرت بزرگی همچون ایمیل مقابله کند.

بنابراین، اگر بلاگر هستید و این فکر را در سر می‌پرورانید که به تقلید از برخی از وبلاگ‌نویس‌های دیگر، شما هم لینک عضویت در کانال تلگرام وبلاگ را جایگزین لینک عضویت در خبرنامه ایمیلی وبلاگ کنید، بد نیست به همه مواردی که در این نوشتار آوردم فکر کنید و ببینید آیا باز هم ارزشش را دارد یا نه. حتی می‌توانید به این فکر کنید که آیا لازم هست در تلگرام برای وبلاگ خود کانال راه بیاندازید یا خیر.

آیا پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی می‌توانند جایگزین وبلاگ‌ها شوند؟

پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

هر کسی که در زمینه وبلاگ‌نویسی فعال باشد، قطعا با پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی هم آشنایی دارد. نویسنده‌هایی که به زبان انگلیسی وارد هستند مطمئنا مدیوم را می‌شناسند، بلاگرهای ایرانی هم از نمونه‌های مشابه بومی‌اش مثل ویرگول خبر دارند، برخی از وبلاگ‌نویس‌های ایرانی هم مثل من قبلا در ویرگول چند مقاله‌ای منتشر کرده‌اند. بله! من قبلا در شبکه‌های اجتماعی با این نوع پلتفرم‌ها مخالفت کرده بودم (که البته دلایلش را در ادامه همین پست می‌نویسم) ولی برای تجربه هم که شده چند مطلب در آن نوشتم. حتی کار به آن‌جا کشید که در ویرگول از اتحاد بلاگرهای وب فارسی نوشتم و درخواست کردم که تولید کننده‌های محتوا برای مقابله با محتوای زرد، از این پلتفرم کمک بگیرند. البته این نوشته را اکنون از ویرگول پاک کرده‌ام چون به نظرم چنین پلتفرم‌هایی پتانسیل محقق کردن این آرزو را ندارند که علت این را هم در ادامه شرح خواهم داد.

شاید با خواندن پاراگراف اول این مقاله، تصور کنید که قرار است در پاراگراف‌های بعدی یک بند از این نوع پلتفرم‌ها بدگویی کنم و بگویم که به هیچ وجه نباید در ویرگول یا امثالش به نوشتن بپرازید. خیر، از همین حالا خیال‌تان را راحت کنم که چنین نیست. هدفم چیز دیگری است.

برای یک وبلاگ‌نویس که شاید سال‌هاست وقت خود را صرف نوشتن در وبلاگ خودش کرده است و حالا با نوشتن در ویرگول مجذوب ظاهر زیبا و سادگی و نرخ بیشتر تعامل در این سرویس شده است، اولین سوال این است که حالا چه کار کند؟ آیا باید وبلاگ خودش را به کلی فراموش کند و کلا به ویرگول مهاجرت کند یا این‌که بهتر است ویرگول را رها کند و وبلاگ خودش را حفظ نماید؟ هدف من این است که به همین سوال پاسخ بدهم.

پیش از هر چیز بیایید مزایا و معایب پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی را با هم مرور کنیم.

مزایای پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

یک راه رایگان و بی‌زحمت برای نوشتن: برای تولید محتوا در ویرگول یا سرویس‌های مشابه، به تنها چیزی که نیاز دارید فقط یک اکانت است که ساختن آن به دانش خاصی احتیاج ندارد و از آن مهم‌تر این‌که کاملا رایگان است. با این‌که کار کردن با سیستم مدیریت محتوایی مثل وردپرس و ساختن وبلاگ وردپرسی با دامنه و هاست شخصی به هیچ وجه کار سخت و پیچیده و گرانی نیست، ولی باز هم نمی‌توان منکر سادگی و رایگان بودن پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی به عنوان یک مزیت بزرگ شد.

پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

رابط کاربری جذاب و ساده: ویژگی مشترک تمامی پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی، جذابیت و سادگی رابط کاربری آن‌هاست. در این پلتفرم‌ها هیچ خبری از عناصر مزاحم نیست و سعی شده روی خود محتوا و مطالب نویسنده‌ها تاکید شود. این در مقایسه با امکاناتی که وردپرس به بلاگر می‌دهد (از جمله شخصی سازی سایدبار و فوتر و افزونه‌ها و ابزارک‌ها و…) گرچه محدودتر است، اما برای نویسنده‌هایی که حال و حوصله کلنجار رفتن با امکانات اضافه را ندارند، ویرگول می‌تواند گزینه جذاب‌تری باشد.

تعامل‌پذیری بیشتر: یکی دیگر از مزایای قابل توجه سرویس‌های مشابه ویرگول این است که مطالب نویسنده‌ها بازخوردهای بیشتر و سریع‌تری دریافت می‌کنند. یک بلاگر که در وبلاگ خودش چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفته، حالا با نوشتن در ویرگول می‌بیند که خیلی راحت می‌تواند در کانون توجه قرار بگیرد و به آسانی چندین کامنت و چندین لایک کاسب بشود. این در حالی است که دریافت بازخورد در وبلاگ‌های شخصی به زحمت و زمان خیلی بیشتری احتیاج دارد.

آشنایی با بلاگرهای دیگر: از آن‌جا که پلتفرم‌هایی همچون ویرگول یا مدیوم ماهیتی اجتماعی دارند، این شانس برای نویسنده‌ها به وجود می‌آید که در یک محیط دور هم جمع بشوند و با یک‌دیگر آشنا شوند؛ شانسی که به دست آوردنش با سیستم‌های مدیریت محتوا چندان محتمل نیست یا اگر هم باشد، در حد و اندازه پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی نیست.

معایب پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

مغایرت با پرسنال برندینگ: مهم‌ترین هدف نویسندگانی که در وبلاگ شخصی خود با هاست و دامنه اختصاصی به تولید محتوا می‌پردازند، تلاش برای پیش بردن پرسنال برندینگ خودشان است. حال این‌که نویسنده‌هایی که در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی مشغول نوشتن هستند شانسی برای بولد کردن برند خودشان ندارند، چون تمام مطالب‌شان با برند همان پلتفرم منتشر و به اشتراک گذاشته می‌شوند. دست آخر، چیزی که بازدیدکننده‌ها به یاد می‌آورند این است که یک مطلب خوب را در ویرگول یا مدیوم خوانده‌اند، نه در وبلاگ شخصی فلان شخص.

عدم امکان مالکیت کامل محتوا: درست مثل هر توییتی که در توییتر منتشر می‌کنید، یا هر پستی که در فیسبوک به اشتراک می‌گذارید، تمام مطالبی هم که در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی منتشر می‌نمایید تحت مالکیت صد در صد شما نیست. مالک اصلی نوشته‌های شما همان پلتفرمی است که مطلب را در آن منتشر کرده‌اید، حتی اگر در ظاهر این‌طور به نظر نرسد. این در صورتی است که وقتی مطالب خود را با دامنه و هاست شخصی خودتان عرضه می‌نمایید، مالکیت کامل آن مطالب کاملا در اختیار شماست و شما حق دارید هر زمان هر کاری که خواستید با این مطالب انجام دهید.

پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

محدودیت‌های ظاهری: با این‌که سادگی رابط کاربری ویرگول یا مدیوم از جمله نقاط قوت آن‌ها هستند، اما از دید یک وبلاگ‌نویس که دوست دارد مطالبش را در ظاهر و قالب دلخواه خودش به مخاطب ارائه کند همین مزیت‌شان تبدیل به نقطه ضعف خواهد شد. یک نویسنده در وردپرس این امکان را دارد که در سایدبار و فوتر وبلاگش ویجت‌های مورد نظرش را بیافزاید، به وبلاگش برگه‌های مختلف اضافه کند، باکس خبرنامه و دنبال کردن او در شبکه‌های اجتماعی را در بخشی از وبلاگش بگنجاند و هزاران امکانات دیگر که وردپرس در اختیار کاربران خودش قرار داده است.

وبلاگ شخصی بهتر است یا پلتفرم وبلاگ‌نویسی اجتماعی؟

همه این موارد را نوشتم تا برسم به پاسخ همین سوال. به نظر من بستگی دارد این سوال را چه کسی بپرسد. اگر شما کسی هستید که دوست دارید هر از گاهی چند خطی بنویسید و از دریافت بازخورد دیگران لذت ببرید و وبلاگ‌نویسی را به صورت جدی دنبال نمی‌کنید، فکر می‌کنم محیطی مثل ویرگول برای شما ایده‌آل باشد. اما برای یک نویسنده یا بلاگر حرفه‌ای اوضاع فرق می‌کند.

وبلاگ‌نویس‌های حرفه‌ای نمی‌توانند در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی نتایجی را به دست بیاورند که از طریق وبلاگ خودشان به دست خواهند آورد. با وجود این‌که ویرگول و مدیوم و… مزایای خودشان را دارند، اما هرگز نمی‌توانند با وبلاگ‌های واقعی با دامنه و هاست شخصی مقابله کنند. از آن‌جایی که هر کسی فارغ از این‌که نویسندگی بلد هست یا نه، این توانایی را دارد که در این پلتفرم‌ها اقدام به انتشار محتوا کنند، نتیجه می‌شود مجموعه‌ای ناموزون از نوشتارهای باکیفیت و بی‌کیفیت که زیر یک نام و برند به بازدیدکننده‌ها عرضه می‌شود. اما از سوی دیگر، وقتی یک بازدیدکننده وارد وبلاگ یک بلاگر حرفه‌ای می‌شود، انتظار دارد هر چه می‌خواند جذاب و گیرا باشد و این انتظارش نیز برآورده خواهد شد.

به همین خاطر است که می‌گویم برای یک بلاگر، وبلاگ باید هدف اول و اصلی باشد. هر چه می‌خواهید بنویسید، هر زمان که می‌خواهید بنویسید، پیش از هر گزینه دیگری، باید به سراغ وبلاگ خودتان بروید. باید تمام تلاش‌های خود را روی وبلاگ‌تان متمرکز کنید و سعی کنید آن را به جای دلخواه‌تان برسانید.

حال اگر دوست داشتید می‌توانید نوشته‌های خودتان را بعد از انتشار در وبلاگ‌تان، در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی هم بازنشر کنید. می‌توانید مطلب خود را عینا کپی کنید و در انتها به وبلاگ خودتان لینک بدهید، یا این‌که کمی تغییرات در آن ایجاد کنید و یک مطلب جدید از نوشتار قبلی‌تان بسازید و آن را در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی منتشر کنید. حتی می‌توانید هر چند وقت یک بار یکی از مطالبی که برای انتشار به صورت مهمان در وبلاگ‌های دیگر در نظر گرفته‌اید را در این نوع پلتفرم‌ها منتشر نمایید.

از این طریق می‌توانید از مزایای پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی به نفع وبلاگ و برند خودتان بهره‌مند شوید. اما هر چه که شد، وبلاگ خودتان را به امید چنین پلتفرم‌هایی از بین نبرید.

رمان‌ها چطور می‌توانند از شما نویسنده بهتری بسازند؟

رمان‌ها و داستان‌ها

معمولا وقتی بین دوستان و نزدیکانم حرف از فواید مطالعه می‌زنم، اکثرشان فکر می‌کنند که منظورم مطالعه کتاب‌های علمی و تاریخی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی است و رمان و کتاب‌های داستانی در دسته‌بندی حرفم قرار نمی‌گیرند. خودم این موضوع را به تازگی متوجه شدم که هر بار اسم مطالعه را می‌آورم باید یادآوری کنم که رمان‌ها هم می‌توانند مفید باشند، حتی خیلی مفیدتر از باقی کتاب‌ها. تا همین چند وقت پیش نمی‌دانستم که در پیش‌فرض ذهنی خیلی‌ها، رمان‌ها و کتاب‌های داستانی اصولا جنبه تفریحی و سرگرمی دارند و هیچ سودی به جز این به همراه ندارند.

واقعا باعث تعجب است که برخی‌ها چطور می‌توانند تا این حد در مورد رمان و داستان دید منفی داشته باشند. نادیده گرفتن یک دسته‌بندی مهم از کتاب‌ها با این همه ارزش‌آفرینی و جذابیت، اوج بی‌انصافی است. من به عنوان یک نویسنده و تولید کنند محتوا، بخش اعظم دانش و ذوق نویسندگی خودم را مدیون داستان‌ها هستم، حال چه در قالب رمان و کتاب باشد و چه سریال و فیلم و کارتون. به بیان دقیق‌تر، از نظر من کسی که در کتاب‌خانه‌اش جایی برای رمان‌ها و کتاب‌های داستانی اختصاص نداده باشد، بخش فوق‌العاده جذاب و در عین حال مفیدی از کتاب‌ها را به حساب نیاورده است. هر رمان در واقع دریچه‌ای است به سمت یک دنیا و زندگی متفاوت و شما با خواندنش، آن زندگی و دنیا را تجربه می‌کنید.

امروز روی صحبتم با کسانی نیست که فقط کتاب می‌خوانند. مخاطب من وبلاگ‌نویس‌ها و نویسنده‌ها هستند؛ تولید کننده‌های محتوایی که برای بالا بردن کیفیت نوشتارهای خودشان می‌دانند که باید کتاب بخوانند، اما نمی‌دانند که رمان‌ها دقیقا چه کمکی به آن‌ها می‌کنند. در این مقاله سعی می‌کنم به شما نویسنده‌های عزیز این پیام را منتقل کنم که چرا باید رمان بخوانید.

برای بهبود توانایی داستان‌پردازی

رمان‌ها و داستان‌ها

اولین و اصلی‌ترین فایده رمان‌ها این است که قوه داستان‌پردازی شما را تقویت می‌کنند. شاید از خودتان بپرسید که با توجه به این‌که حیطه موضوعی نوشته‌های شما هیچ ارتباطی با داستان‌ها ندارد چرا باید قدرت داستان‌پردازی خود را تقویت کنید؟ در جواب این سوال باید بگویم که شما در هر زمینه و موضوعی که مشغول به تولید محتوا باشید، باید داستان‌پردازی را بلد باشید و از آن در محتوای خود استفاده کنید. در خیلی از موارد، داستان‌ها بهتر از هزاران مقاله غیر داستانی می‌توانند پیام را منتقل کنند. این موضوع بارها و بارها به من ثابت شده است. هر زمان که من منظورم را در قالب یک داستان به مخاطب ارائه دادم، بازخوردهای بهتر و بیشتری دریافت کرده‌ام. به عنوان نمونه، برای نوشتن این مقاله من تصمیم گرفتم شیوه داستان‌نویسی را پیش بگیرم و از نتیجه کار هم راضی بودم. شما هم اگر بتوانید داستان را وارد مطالب خود کنید یا مقالات‌تان را با داستان آغاز کنید، می‌بینید که نوشته‌های‌تان از جذابیت بیشتری برخوردار خواهند شد. حتی خودتان هم از نوشتن چنین مطالبی بیش از همیشه لذت می‌برید.

برای افزایش دایره لغات

یکی از توانایی‌هایی که هر نویسنده‌ای باید روی آن کار کند، افزایش گستره دایره لغاتش است. خیلی از مواقع برای کاهش تکرار کلمات و جلوگیری از خسته‌کننده شدن نوشتار، نویسنده باید بلد باشد که از مترادف‌ها استفاده نماید. رمان‌ها این امکان را برای شما فراهم می‌کنند که دایره لغات خود را گسترده‌تر کنید. تجربه ثابت کرده است که کسانی که رمان‌های زیادی می‌خوانند در پیدا کردن کلمات مترادف تواناتر هستند. از سوی دیگر، از آن‌جا که شما مترادف‌ها و کلمات جدید را در قالب داستان می‌آموزید، خیلی راحت و سریع‌تر در ذهن‌تان ذخیره می‌شوند و احتمال این‌که کلمات جدید را فراموش کنید خیلی کم است. بعد از خواندن و به اتمام رساندن چندین رمان و داستان، وقتی شروع به نوشتن مطالب جدیدتان می‌کنید خودتان متوجه خواهید شد که چقدر در پیدا کردن مترادف‌ها سریع‌تر و قدرتمندتر شده‌اید.

برای عادت کردن به مطالعه کتاب

رمان‌ها و داستان‌ها

کسانی که هنوز به کتاب خواندن عادت ندارند، بهترین کار این است که از رمان‌ها آغاز به کار کنند. داستان‌ها و رمان‌ها به دلیل جذابیتی که دارند می‌توانند خواننده را به سمت خود بکشانند و در خود غرق کنند. همین گیرایی باعث می‌شود کسی که قبلا شاید بعد از ۱۰ دقیقه کتاب خواندن خسته می‌شد و آن را کنار می‌گذاشت، بدون این‌که خودش متوجه بشود یکی دو ساعت به خواندن ادامه بدهد و اصلا هم احساس خستگی نکند. با این روش، این اشخاص می‌توانند به کتاب خواندن عادت کنند و به آن علاقه‌مند شوند.

Ann Patchett: خواندن کتاب‌های داستانی نه تنها قوه تخیل و خلاقیت ما را افزایش می‌دهند، بلکه مهارت تنها بودن را هم به ما می‌آموزند. داستان‌ها به ما قدرت احساس هم‌دلی با کسانی را می‌دهند که تا کنون هرگز آن‌ها را ملاقات نکرده‌ایم، به ما اجازه می‌دهند که زندگی‌هایی را تجربه کنیم که خودمان هرگز نمی‌توانستیم در واقعیت به خود ببینیم، همه این‌ها به این خاطر است که کتاب‌های داستانی ما را جای شخصیت اصلی داستان قرار می‌دهند.

برای بالا بردن خلاقیت در نویسندگی

نویسندگان رمان‌ها استادان بلامنازع خلاقیت در نویسندگی هستند. تکنیک‌هایی که این نویسنده‌ها در داستان‌های خود به کار می‌برند خیره کننده و مثال زدنی است. هر نویسنده‌ای در هر سطحی هم که باشد، می‌تواند کلی فوت و فن از رمان‌نویس‌ها بیاموزد و این میسر نمی‌شود مگر با خواندن رمان‌ها و آثار داستانی مختلف و متنوع. هر چه در این حیطه بیشتر پیش بروید و کتاب‌های داستانی بیشتری بخوانید، بیشتر می‌فهمید که هنر خلاقیت در نویسندگی انتهایی ندارد. ریزه‌کاری‌هایی که رمان‌نویس‌ها برای بالا بردن گیرایی داستان‌های خود به کار می‌برند هر کدام به تنهایی لایق ساعت‌ها تفکر و تمرین و تکرار هستند.

برای آن‌که لذت‌بخش است!

چه دلیلی بالاتر از این؟ اصلا ما برای چه کتاب می‌خوانیم؟ اصلی‌ترین هدف تمام کسانی که به کتاب خواندن روی می‌آورند این است که از خواندن کتاب‌ها لذت ببرند. درست مثل کسی که از سریال دیدن و فیلم دیدن لذت می‌برد، یا بازی‌بازی که از تجربه بازی‌های ویدیویی لذت می‌برد، یا ورزش‌کاری که از ورزش کردن لذت می‌برد، کسی هم که اهل کتاب و کتاب‌خوانی است از مطالعه آثار مختلف لذت می‌برد. حال چرا باید رمان‌ها که یکی از دل‌چسب‌ترین دسته‌های کتاب‌ها است را کنار بگذاریم؟ رمان بخوانید و از خواندش لذت ببرید و این نکته را فراموش نکنید که تا وقتی خودتان از خواندن خوش‌تان نیاید نمی‌توانید چیزی بنویسید که دیگران را به سمت خودش بکشاند.

اولین پیش‌نویس یک نوشتار، به هیچ دردی نمی‌خورد

پیش‌نویس

تصور کنید همین الان تصمیم گرفتید که یک پست جدید بنویسید. مسلما اولین کاری که می‌کنید این است که یک عنوان خوب برای آن انتخاب می‌کنید و سپس نوشتن را آغاز می‌نمایید و بعد از چند دقیقه هم احساس می‌کنید که همه آن‌چه لازم بوده را نوشته‌اید و دیگر باید کار را به اتمام برسانید. بعد از انتخاب برچسب‌ها و تصویر شاخص، نشان‌گر ماوس خود را به سمت دکمه انتشار می‌برید و مطلب را منتشر می‌نمایید. این مرحله آخر، دقیقا همان کاری است که نباید انجام دهید، چون اولین پیش‌نویس یک نوشتار به هیچ دردی نمی‌خورد.

خیلی از بلاگرهای مبتدی این تصور اشتباه را دارند که نوشتن یک پست، کاری یک مرحله‌ای و فوری است، در حالی که یکی از رموز موفقیت بلاگرهای مشهور این است که می‌دانند برای انتشار یک پست در وبلاگ‌شان باید چندین مرحله را بگذرانند و کار فقط با نوشتن به اتمام نمی‌رسد.

البته باید این را هم یادآور بشوم که وقتی می‌گویم اولین پیش‌نویس یک نوشتار به هیچ دردی نمی‌خورد منظورم این نیست که مشکل از نویسنده این پیش‌نویس است و اگر بیشتر تمرین کنید می‌توانید به جایی برسید که با همان پیش‌نویس اول کارتان راه بیافتد. نه! منظور این است که اولین پیش‌نویس هر نویسنده‌ای در هر موضوعی با هر انگیزه‌ای به هیچ دردی نمی‌خورد. این ماهیت اصلی اولین پیش‌نویس‌ها است که قابل انتشار نباشند.

بنابراین خیال نکنید که مقصر شما هستید که به اندازه کافی در نوشتن خوب نیستید، چون از نظر من همه برای نوشتن “به اندازه کافی” خوب هستند. فقط تفاوت در این‌جاست که برخی‌ها با وجود این‌که می‌دانند اولین پیش‌نویس‌شان کارایی انتشار ندارد، ولی از روی تنبلی یا بی‌حوصلگی و رفع تکلیف همان را منتشر می‌کنند تا به دیگران بگویند که وبلاگ‌شان مدام (یا حتی هر روز) به روز رسانی می‌شود.

قبل از این‌که بپردازم به این موضوع که پس از نوشتن اولین پیش‌نویس نوشتارتان باید چه اقداماتی انجام دهید، بد نیست به این نکته هم بپردازم که خیلی راحت می‌توان متوجه شد که روی یک نوشتار به اندازه کافی کار و ویرایش شده یا این‌که دقیقا همان پیش‌نویس اول به انتشار رسیده است. پیش‌نویس‌ها معمولا پر هستند از غلط‌های املایی و انشایی و عدم هماهنگی بخش‌های مختلف متن و پاراگراف‌بندی نامناسب. پیش‌نویس‌های اول بیشتر شبیه یک ترکیب ناهمگون از کلمات هستند که باید مرتب گردند. حال بپردازیم به کارهایی که باید بعد از نوشتن پیش‌نویس اول به آن‌ها عمل کنید:

چند ساعتی رهایش کنید

اولین و مهم‌ترین کار این است که بعد از نوشتن اولین پیش‌نویس مطلب خود، آن را برای چند ساعت در حالت پیش‌نویس رها کنید و به هیچ عنوان به آن فکر نکنید. از آن جهت که چند دقیقه (یا چند ساعت) گذشته را صرف فکر کردن به موضوع نوشتار و تبدیل این افکار به متن کرده‌اید، حتما اکنون چشم‌ها و ذهن‌تان خسته شده و حال و حوصله فکر کردن بیشتر به آن موضوع و نوشتار را ندارد. پس بهتر است به خودتان استراحت بدهید و کاری با نوشتارتان نداشته باشید.

دوباره آن را بخوانید

بعد از چند ساعت استراحت، وقت آن است که یک بار به طور کامل (و ترجیحا با صدای بلند) آن‌چه را که نوشته‌اید برای خودتان بخوانید. از این طریق متوجه می‌شوید که اصلا چه چیزی نوشتید. مطمئنا با این کار، اشکالات زیادی در متن پیدا خواهید کرد؛ برخی از این اشکالات املایی هستند و برخی دیگر انشایی. تمام اشکالات و اشتباهات را یادداشت کنید و تا زمانی که خواندن متن را به اتمام نرسانده‌اید، به سراغ حل این اشکالات نروید.

اشتباهات خود را تصحیح کنید

وقتی تمام اشتباهات را پیدا کردید، می‌توانید تک به تک این اشکالات را رفع نمایید. اگر جایی کلمه‌ای را غلط نوشته‌اید آن را تصحیح نمایید، اگر کلمه‌ای را در یک پاراگراف بیش از حد تکرار کرده‌اید از مترادف‌ها کمک بگیرید، اگر پاراگرف‌ها بیش از حد طولانی شده‌اند و خواندن متن را سخت کرده‌اند در مورد آن تجدیدنظر کنید، اگر می‌بینید می‌توانید بخشی از متن را به لیست‌های گلوله‌ای یا شماره‌ای تبدیل کنید حتما این کار را انجام دهید چون باعث ساده‌تر شدن اسکن مطالب توسط چشمان مخاطب می‌شود. من دوست دارم نام این مرحله را مرحله لکه‌گیری بگذارم.

پیش‌نویس

نکات آخر را به متن اضافه نمایید

اگر فکر می‌کنید چیزی را از قلم انداخته‌اید، اکنون وقت آن است که به متن اضافه کنید. شاید در هنگام نوشتن اولین پیش‌نویس خود مباحث و نکاتی را نادیده گرفته بوده‌اید، خوب به نکات جا افتاده فکر کنید و هر چه به نظرتان ضروری می‌رسد در جای مناسب به متن بیافزایید. حتی می‌توانید چند جمله از بزرگان را نیز به نوشتار اضافه نمایید تا جذابیت متن را بالا ببرید.

یک بار دیگر بخوانید

حالا که تمام تغییرات لازم را در متن ایجاد کرده‌اید باید یک بار دیگر آن را بخوانید تا مطمئن شوید مشکلی در آن وجود نداشته باشد. می‌دانم ممکن است الان بگویید که حوصله‌اش را ندارید، ولی اگر خود شما که نویسنده مطلب هستید حال و حوصله خواندن آن را نداشته باشید، چطور می‌توانید توقع داشته باشید که دیگران پست‌های وبلاگ شما را بخوانند؟

حالا منتشرش کنید

اکنون می‌توانید با خیال راحت اقدام به انتشار نوشته خود کنید. با این حساب دیگر مطمئن هستید که هیچ کس نمی‌تواند به نوشتار شما ایرادی بگیرد و بگوید که ناقص است یا غلط املایی یا انشایی دارد (مگر این‌که از دست‌تان در رفته باشد). اگر چند بار این مراحل را تکرار کنید، دیگر عادت می‌کنید و تا زمانی که همه این کارها را انجام نداده‌اید دست‌تان به سمت دکمه انتشار نخواهد رفت. ضمنا می‌توانید این حق را هم پیدا کنید که به بلاگرهایی که اولین پیش‌نویس خودشان را منتشر می‌کنند ایراد بگیرید و وبلاگ خودتان را برای‌شان مثال بزنید تا آن‌ها هم متوجه تفاوت در نتیجه کار بشوند.

در نهایت باید به این موضوع هم اشاره کنم که انجام تمامی مراحلی که در بالا ذکر شد، نباید بیشتر از دو روز طول بکشد، به این خاطر که بعد از دو روز دیگر آن تمایل قبل برای رفع اشتباهات و انتشار مطلب را از دست خواهید داد و نوشتار به نظرتان قدیمی می‌آید، حتی ممکن است کلا آن را رها کنید و به سراغ نوشتن یک مطلب جدید بروید.

چرا کاربران محتوای اینترنتی را به اشتراک می‌گذارند؟

اشتراک گذاری محتوای اینترنتی

یکی از اهداف وبلاگنویسها این است که بازدیدکنندهها مطالب وبلاگشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. البته این موضوع صرفا محدود به بلاگرها نمیشود، هر کسی که در اینترنت به تولید محتوا مشغول باشد، یکی از اهداف اصلیاش همین است. اما برای دست یافتن به این هدف مهم، پیش از هر چیز باید بدانیم که کاربران اصلا چرا محتوای اینترنتی را با یکدیگر به اشتراک میگذارند؟

به هر حال، هر چه که باشد کاربران اینترنتی مثل من و شما آدمهایی هستند که پشت کامپیوتر خود نشستهاند و به محتوای تولید شده شما نگاه میکنند. برای آنکه بتوانید میزان به اشتراک گذاشته شدن مطالب خود را افزایش بدهید، باید اول با روحیات این افراد آشنا شوید و بدانید چه دلایلی آنها را راضی میکند تا محتوای شما را همرسانی کنند

پی بردن به این نکات میتواند اهمیت زیادی داشته باشد، چون هر بار که محتوای شما به اشتراک گذاشته میشود، افراد بیشتری نوشتارهای شما را مشاهده میکنند؛ افرادی که هر کدامشان میتوانند مجددا آن را همرسانی کنند. بر همین اساس است که محتوای شما دست به دست میشود و به مرور محبوب میگردد.

این مقاله را من برای وبلاگنویسها آماده میکنم تا با کلیات رفتاری بازدیدکنندههای خود برای افزایش همرسانی مطالبشان آشنا شوند، ولی این مطلب برای همه اهالی تولید محتوا میتواند مفید باشد؛ از کاربران فعال شبکههای اجتماعی گرفته تا صاحبان کانالهای تلگرامی (که البته چندان دل خوشی از آنها ندارم).

بدون مقدمهچینی اضافی، میرویم سراغ پاسخ به این سوال که چرا کاربران محتوای اینترنتی را به اشتراک میگذارند؟

۱برای آنکه خودشان را به دیگران معرفی کنند

کتابخانهها خیلی جالب هستند. شما با نگاه کردن به کتابخانه یک فرد میتوانید به شخصیت او پی ببرید. کتابهایی که در کتابخانه شما جا خوش کردهاند نشان دهنده سلیقه شما هستند و گویای اینکه بیشتر به چه موضوعاتی علاقهمند هستید. هیچ کس کتابی که دوست ندارد را در کتابخانهاش نمیگنجاند. شاید البته نسل جدید زیاد به کتاب خواندن علاقه نداشته باشد، اما اگر کسی اهل کتابخوانی باشد، قطعا کتابخانهاش معرف شخصیت اوست.

همین موضوع در مورد لینکهایی که به اشتراک میگذاریم هم صادق است. درست مثل کتابهای توی کتابخانه، لینکهایی که در اکانتهای خود در شبکههای اجتماعی یا وبلاگهایمان همرسانی میکنیم هم به نوعی معرف شخصیت ما هستند. یکی از اهداف به اشتراک گذاری مطالب، این است که خودمان را به دیگران معرفی کنیم و بگوییم که به چه موضوعاتی علاقه داریم. مثلا اگر کسی مطالب مربوط به تکنولوژی را در توییترش توییت میکند، به فالوئرهایش ثابت میکند که اهل تکنولوژی است و از رویدادهای روز این موضوع آگاهی دارد. یا اگر کسی مطالب وبلاگ من را در فیسبوکش بازنشر کند، نشانگر این است که وبلاگنویسی را دوست دارد.

۲برای ارائه محتوای جالب به دنبال کنندهها

یکی دیگر از خصوصیات اکثر کاربران اینترنتی این است که آنچه برای خودشان جالب به نظر میرسد را دوست دارند با دیگران هم به اشتراک بگذارند. اصلا اساس کار شبکههای اجتماعی هم بر همین مبنا بنا شده است؛ به اشتراک گذاشتن محتوای جالب. هر کسی که شما را دنبال میکند به این خاطر است که مثل شما از مطالبی که بازنشر میکنید خوشش میآید

اگر میپرسید منظورم از محتوای اینترنتی جالب چیست، باید بگویم هر نوع محتوایی که حاوی نکات آموزشی کامل و واضح باشد، یا گویای مباحث نو و بدیع باشد و برای مخاطب ارزشمند قلمداد شود، محتوای جالب در نظر گرفته میشود. این نوع محتوا معمولا با میزان اشتراک گذاری بالایی مواجه خواهد شد. برای آنکه میزان اشتراک گذاری محتوای خود را تخمین بزنید، کافی است از خودتان بپرسید: آیا این محتوا از دید بازدیدکنندههای من جالب به نظر میرسد؟

۳برای افزایش دنبال کنندهها

دلیل واضح بعدی این است که کاربران اینترنتی دوست دارند با بازنشر محتوای مورد علاقه خود، به تعداد دنبال کنندههای خود بیافزایند. همانطور که ما بلاگرها با تولید محتوای اینترنتی مفید و کارآمد سعی داریم شمار مخاطبان خودمان را افزایش دهیم، کسانی هم که مطالب ما را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند سعی میکنند دنبال کنندههای خود را بیشتر و بیشتر کنند

اشتراک گذاری محتوای اینترنتی

این روزها خیلی از کاربران شبکههای اجتماعی، لینک مطالب مورد نظرشان را همراه با دیدگاهشان در پلتفرمهای اجتماعی به اشتراک میگذارند. از این طریق، آنها نه تنها خود مطلب را همرسانی کردهاند، بلکه نظر خودشان را هم در مورد آن نوشتار بیان نمودهاند. به بیان دیگر، به این شکل آنها هم به نوعی تولید کننده محتوا محسوب میشوند؛ تولید کنندهای که با سنجاق کردن نظرش روی نوشتار نویسنده اول، یک بسته محتوایی جدید را منتشر مینماید. همین روند میتواند به صورت زنجیرهای ادامه پیدا کنند و در نهایت به افزایش (و گاهی کاهش) دنبال کنندههای یک کاربر شود. البته در نهایت پیروز میدان شما تولید کننده محتوای اصلی هستید که مطلبتان در بین کاربران پخش میشود.

۴برای اینکه ارزشمند به نظر برسند

چارلز لیدبیتر، نویسنده کتاب We Think: The Power Of Mass Creativity میگوید: ما همان چیزی هستیم که به اشتراک میگذاریم.

وقتی کسی محتوایی خاص در یک موضوع به خصوص را به اشتراک میگذارد، یکی از اهدافش این است که برای دنبال کنندههایش، در همان زمینه ارزشمند به نظر برسد. به بیان دیگر، آنها دوست دارند تا حدودی خودشان را جای تولید کننده محتوا بگذارند و با همرسانی مطالبش، به دنبال کنندههای خود بگویند که نوشتار را خواندهاند، فهمیدهاند و اطلاعات خوبی در آن زمینه دارند. جالب نیست؟ نویسندهها نه تنها دانش خودشان را با بازدید کنندهها در میان میگذارند، بلکه به آنها کمک میکنند که مثل متخصصان امر به نظر برسند.

به همین خاطر است که پیشنهاد میشود که به اشتراک گذاری محتوای خود را تا حد امکان ساده نمایید. از دکمههای اشتراک گذاری در پلتفرمهای اجتماعی مختلف هرگز غافل نشوید.

۵برای آنکه بگویند عاشق چه برند و محتوایی هستند

واضحترین دلیل به اشتراک گذاشتن مطالب توسط کاربران، این است که به دیگران نشان بدهند به چه برندها و محتوایی علاقهمند هستند و به آنها اهمیت میدهند. اگر محتوایی که تولید میکنید بتواند رضایت مخاطبان شما را فراهم کند، آنها به شما، محتوای شما و برندتان علاقه پیدا میکنند و این علاقه را با به اشتراک گذاشتن این محتوا بروز میدهند. گرچه این آرزوی هر تولید کننده محتوایی به حساب میآید، اما دست یافتن طرفدار برای محتوا در این بازار پر رقابت کار بس دشواری است.

نتیجهگیری

در هر صورت، به اشتراک گذاری نوعی از بازاریابی محتوا به سبک دهان به دهان است. این نوع از بازاریابی در مقایسه با اکثر روشهای متداول، هزینه کمتری روی دست تولید کننده میگذارد و در عین حال نتایج مثبت بیشتری هم با خودش به همراه میآورد. بازنشر محتوا از فردی به فرد دیگر میتواند در مدت کوتاهی برای صاحب محتوا شهرت قابل توجهی ایجاد نماید.

اما نقطه ضعف این نوع بازاریابی این است که سختیهای زیادی دارد. راضی کردن مخاطب برای همرسانی مطالب کار سادهای نیست و به صرف زمان و انرژی زیادی احتیاج دارد. بدون برنامهریزیهای بلند مدت نباید انتظار داشته باشید که همه برای بازنشر مطالبتان سر و دست بشکنند. در آینده، برای بلاگرهای عزیز در رابطه با روشهای افزایش به اشتراک گذاری نوشتارهای وبلاگ بیشتر خواهم نوشت.

یک وبلاگ بیشتر به کدام یک احتیاج دارد، محتوای عمیق یا محتوای سطحی؟

محتوای عمیق

هر وقت حرف از وبلاگ‌نویسی به میان می‌آید، یکی از متداول‌ترین پرسش‌ها این است که مطالب وبلاگ باید چقدر طولانی باشند؟ این سوال شاید در ابتدا کمی پیچیده به نظر برسد، چون هر کس برای خودش نظر و عقیده‌ای متفاوت ارائه می‌دهد. برخی‌ها معتقدند که همین که بیشتر از ۳۰۰ کلمه باشد کفایت می‌کند، برخی دیگر می‌گویند به خاطر بهبود سئوی وبلاگ، مطالب باید بالای ۱۰۰۰ کلمه باشند، بعضی‌ها هم کلا به هیچ کدام از این قوانین پایبند نیستند و می‌گویند هر چقدر دلت خواست بنویس. اگر بخواهیم صادقانه به ماجرا نگاه کنیم، خواهیم فهمید که یکی از علل اصلی کم بودن تعداد وبلاگ‌نویس‌ها دقیقا همین مساله است. تقریبا همه بلاگرها این را می‌دانند که اگر می‌خواهند وبلاگ‌شان در موتورهای جست‌وجو و همین‌طور از دید بازدید کننده‌ها معتبر باقی بماند، باید قادر باشند که محتوای طولانی یا بهتر است بگویم محتوای عمیق تولید کنند. تولید محتوای عمیق هم کار هر کسی نیست.

منظورم از محتوای عمیق، یک بسته محتوایی در رابطه با موضوعی خاص است که حاوی تمامی جزئیات و ناگفته‌های آن موضوع به خصوص باشد. تنها در این صورت است که می‌توان تعداد کلمات مطالب وبلاگ را افزایش داد.

از آنجایی که این روزها کمتر کسی را می‌توان یافت که حوصله انتشار اطلاعات یا شاید هم کسب دانش کافی در یک زمینه به خصوص را داشته باشد، روی این حساب از تعداد بلاگرهای مفید کاسته شده است. نتیجه‌اش هم شده تبدیل شدن وبلاگستان فارسی به بیابانی خالی از محتوای کارآمد. آن عده محدودی هم که هنوز به کارشان مشغول هستند، گاهی دچار تنبلی می‌شوند و برای پر کردن تعداد کلمات پست‌های خود، یک موضوع را با لحن‌های مختلف مدام تکرار می‌کنند که این هم منجر به جلوگیری از تولید و بازنشر محتوای نو می‌گردد.

امروز برای آن‌هایی این مطلب را می‌نویسم که این سوال واقعا در ذهن‌شان نقش بسته و جوابش را هنوز نمی‌دانند. لازم است با هم مروری داشته باشیم بر این‌که اصلا منظور از یک پست وبلاگی کامل چیست؟ هر چند ممکن است برخی‌ها دلسرد شوند و فکر کنند وبلاگ‌نویسی به این راحتی هم که تصور می‌کردند نیست، اما گاهی یادآوری حقیقت بهتر از به سر بردن در یک خواب و خیال اشتباه است.

میزان استاندارد حداقل ۳۰۰ کلمه است

بگذارید اول کمی دلخوشی بدهم. از نظر موتورهای جست‌وجو، هر متنی که بالای ۳۰۰ کلمه داشته باشد استاندارد است. این یعنی موتورهای جست‌وجو فقط مطالب بالای ۳۰۰ کلمه را یک پست وبلاگی به حساب می‌آورند. اگر از افزونه Yoast SEO روی وبلاگ وردپرسی خود استفاده کرده باشید، احتمالا این نکته مورد توجه‌تان قرار گرفته است.

اما این‌که می‌گویم استاندارد منظورم دقیقا حداقل مقدار ممکن است. یعنی برای شمایی که می‌خواهید به وبلاگ‌نویسی به چشم یک حرفه نگاه کنید، نوشتن یک مطلب حداقل ۳۰۰ کلمه‌ای باید مثل یک شوخی مضحک باشد. به بیان دیگر، فقط مقدمه پست‌تان باید ۳۰۰ کلمه را پر کند و از آن به بعد به سراغ شرح موضوع پست بروید.

محتوای عمیق

میزان معقول حدودا ۱۰۰۰ کلمه است

بعد از مقدمه پست که حداقل ۳۰۰ کلمه را به آن اختصاص دادید، باید حداقل ۷۰۰ کلمه بعدی را به شرح آن‌چه می‌خواهید بنویسید اختصاص بدهید. حتما از خودتان می‌پرسید چه ضرورتی دارد که این اجبار رعایت شود؟ علت تاکید بر این اجبار این است که هر چه تعداد کلمات پست‌های شما بیشتر باشد، شانس شما در پخش کردن کلمه کلیدی در کل متن نیز بیشتر می‌شود. خودتان قضاوت کنید، خوانایی یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای که ۵ بار از کلمه کلیدی در آن استفاده شده بیشتر است یا متنی ۱۲۰۰ کلمه که ۷ بار از کلمه کلیدی در آن استفاده شده؟

به غیر از این، در متون طولانی شانس شما در استفاده از تیترها و لیست‌ها در داخل پست بیشتر خواهد بود. همان‌طور که قطعا می‌دانید، بازدید کننده‌های وبلاگ شما معمولا هیچ وقت مطالب شما را از ابتدا تا انتها نمی‌خوانند، آن‌ها ابتدا نوشتار شما را با چشم خود اسکن می‌کنند؛ به این معنی که اول تیتر اصلی را می‌خوانند، بعد تیترهای داخل متن را می‌خوانند، بعد لیست‌های گلوله‌ای یا شماره‌ای را نگاهی می‌اندازند، بعد به سراغ متن‌های درشت می‌روند و اگر باز هم کنجکاو بودند شاید نوشتار را از اول تا آخر بخوانند. با این حساب خودتان فکر می‌کنید به کار بردن تیتر و لیست در داخل یک متن ۴۰۰ یا ۵۰۰ کلمه‌ای شکل منطقی و معقولی دارد؟

تاثیر منبع اصلی ترافیک روی طول محتوا

اگر می‌خواهید برای خودتان تصمیم بگیرید و یک میزان استاندارد شخصی برای پست‌های وبلاگ‌تان معین کنید، باید به این نکته هم توجه کنید که منبع اصلی ترافیک وبلاگ شما از کجاست؟ با یک نگاه به آمار بازدید وبلاگ‌تان در گوگل آنالیتیکز می‌توانید به این موضوع پی ببرید. به طور قطع این نکته باید روی تصمیم شما تاثیر بگذارد. حتما می‌پرسید چطور؟

فرض کنید بیش از ۵۰ درصد از منبع ترافیک مطالب وبلاگ شما از طریق بک‌لینک‌های یک وبلاگ دیگر شکل گرفته است. در این صورت شما باید بررسی کنید و ببینید مطالب وبلاگ مبدا معمولا چقدر طولانی هستند و سعی کنید خودتان هم مثل آن‌ها به تولید محتوا بپردازید.

اگر منبع اصلی ترافیک از فیسبوک بود، باید روی به کار بردن تیترها و لیست‌ها در داخل متن دقت بیشتری داشته باشید، یعنی هر چه تعداد لیست‌ها و متن‌های درشت در نوشتارهای‌تان بیشتر باشد، توجه مخاطب فیسبوک راحت‌تر جلب می‌شود. لازمه به کار بردن متن‌های درشت و لیست‌ها و تیترها هم تولید محتوای عمیق است. اگر منبع اصلی ترافیک‌تان توییتر بود، باید این را در نظر داشته باشید که اهالی توییتر به خواندن پست‌های بیش از حد طولانی علاقه‌ای ندارند، پس شاید بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰ کلمه برای شما معیار مناسبی باشد.

محتوای عمیق

دیده شدن مهم است، اما خوانایی مهم‌تر است

همه این نکات را گفتم که یادآور شوم محتوا انواع و اقسام دارد و محتوای عمیق یا به عبارت دیگر محتوای طولانی، از انواع ناب آن به حساب می‌آید که تولید کننده حرفه‌ای لازم دارد. اما حس می‌کنم روی بخش دوم جمله به اندازه کافی در این مقاله تاکید نداشته‌ام. چرا که با وبلاگ‌های زیادی مواجه بوده‌ام که با این‌که مطالب طولانی تهیه می‌کنند، اما ساختار محتوا آن‌طور که باید و شاید نبوده و نیست.

برای آن‌که بتوانید از پس تولید محتوای عمیق برآیید، باید بدانید که قرار نیست سر خودتان، دیگران یا موتورهای جست‌وجو را شیره بمالید. یک پست وبلاگی کامل، پستی است که هم اندازه‌اش کافی باشد و هم ساختار مناسب و یکسانی داشته باشد. اگر بناست در رابطه با یک موضوع خاص مقاله‌ای بنویسید، باید کل مقاله در خدمت همان موضوع باشد. این‌طور نباشد که برای پر کردن تعداد کلمات پست، دست به دامان موضوعات دیگر یا خاطرات و داستان‌هایی شوید که هیچ ربطی به تیتر اصلی پست ندارد.

این را همه ما خوب می‌دانیم که خواندن یک متن ۱۰۰۰ کلمه‌ای (یا بیشتر) خودش به تنهایی کار سختی است، ولی این هنر بلاگر است که چنان شیوا و جذاب متن را بپردازد که خواندنش برای مخاطب به یک تجربه هیجان انگیز و آموزنده بدل شود. دقیقا اینجاست که فرق بین یک وبلاگ‌نویس با یک وبلاگ‌نویس‌نما مشخص می‌شود.

فقط باید تمرین کرد

بالاتر در مقدمه این پست هم گفتم که این مطلب شاید باعث شود برخی‌ها نسبت به ادامه کار وبلاگ‌نویسی دلسرد شوند چون تصور می‌کردند همین که بتوانند چیزی بنویسند هر چند کوتاه و مختصر کارشان را انجام داده‌اند. اما دنیای بلاگر بودن فراتر از یک رفع مسئولیت ساده است.

ولی با این همه، لازم است این را هم بگویم که یک زمانی برای من هم نوشتن مطالب بالای ۱۰۰۰ کلمه خیلی سخت بود. شاید ماه‌ها طول کشید تا فهمیدم چطور می‌توانم ترسم را کنار بگذارم و به مغزم اجازه بدهم آن‌چه خودش می‌خواهد را به انگشتانم منتقل کند. فقط با تمرین کردن است که می‌توان به نتیجه مطلوب رسید. بعضی اوقات که شروع به نوشتن یک پست می‌کنم اصلا متوجه گذر زمان نمی‌شوم، سر می‌چرخانم و می‌بینم دو ساعت است بی‌وقفه مشغول نوشتن هستم.

به عنوان تمرین، یکی از بهترین راه‌کارها برای تقویت قدرت‌تان در تولید محتوای عمیق از نظر من این است که سعی کنید به مرور به محدودیت تعداد کلمات پست‌های وبلاگ‌تان بیافزایید. مثلا این هفته اگر فقط می‌توانید پست‌های ۴۰۰ کلمه‌ای بنویسید، هفته بعد را به خودتان قول بدهید که فقط پست‌های ۵۰۰ کلمه‌های خواهید نوشت. به مرور آن‌قدر این روند را افزایش دهید تا به معیار دلخواه خودتان دست پیدا کنید؛ تا جایی که وقتی پست‌تان را خواندید، هم از نظر تعداد کلمات و هم خوانایی آن رضایت کامل داشته باشید. بار دیگر تاکید می‌کنم که خوانایی پست را فراموش نکنید.