چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

وبلاگ‌نویسی

خیلی ناراحت کننده است این حقیقت که بسیاری از وبلاگ‌نویس‌ها حدود سه ماه پس از راه انداختن وبلاگ‌شان، از همه چیز ناامید می‌شوند و وبلاگ خودشان را رها می‌کنند. اگر از این‌ها بپرسید که چرا دست از کار برداشتند، اغلب خواهند گفت که چون هیچ کس نوشتارهای‌شان را نمی‌خواند به این نتیجه رسیدند که کارشان بیهوده بوده است و در وبلاگ‌نویسی استعداد ندارند.

حقیقتش را به شما بگویم، من هم تا به حال بارها در این موقعیت قرار گرفته‌ام ولی خوشبختانه هنوز تسلیم نشده‌ام. شاید البته چند وقتی نوشتن را کنار بگذارم و استراحتی بکنم، اما دست آخر مجددا به جای اول برمی‌گردم. علتش هم این است که نمی‌توانم دست از نوشتن بکشم. هر بار چند وقتی از وبلاگ‌نویسی دور می‌مانم حس می‌کنم انگار چیزی در زندگی‌ام کم شده است. اگر شما هم اهل نویسندگی باشید، قطعا من را درک می‌کنید.

از خودم که بگذریم، می‌دانم که وبلاگ‌نویس‌های تازه‌کار زیادی پیدا می‌شوند که از بی‌مخاطب بودن وبلاگ‌ شخصی‌شان گله دارند و از خودشان می‌پرسند که اگر کسی وبلاگ‌شان را نمی‌خواند پس چرا باید بنویسند؟ در ادامه سعی می‌کنم به این سوال پاسخ بدهم.

۱- برای دل خودتان بنویسید

اگر نوشتن آرام‌تان می‌کند، اگر با نوشتن دل‌تان خنک می‌شود و سرتان گرم، پس فقط بنویسید. به دنبال دلیل و بهانه نباشید. شاید کسی به آن‌چه انجام می‌دهید اهمیت ندهد، اما قطعا به علت کارتان فکر می‌کند. قبل از این‌که دست به کیبورد شوید باید از خودتان بپرسید که اصلا چرا می‌خواهید چیزی بنویسید. اگر هدف‌تان صرفا مشهور شدن یا پول به دست آوردن باشد، من از همین حالا به شما اطمینان می‌دهم که بهتر است وقت‌تان را صرف کار بهتری بکنید. اما اگر مثل من از نوشتن لذت می‌برید، پس به کارتان ادامه دهید. در مورد هر چه دوست دارید وبلاگ‌نویسی کنید؛ اصلا مهم نیست. مهم این است که خودتان لذت ببرید.

۲- وبلاگ‌نویسی به شما اجازه می‌دهد بیشتر بیاموزید

هر نویسنده‌ای برای این‌که بتواند بیشتر و بهتر بنویسد، باید بیشتر مطالعه کند. مطالعه کردن هم به افزایش دانش منجر خواهد شد. هیچ وبلاگ‌نویس کار بلدی نیست که در روز چند ساعتی وقت صرف خواندن کتاب‌ها و مقالات و وبلاگ‌های دیگران نکند. همین نوشتن بهانه خوبی است برای یاد گرفتن؛ چرا باید به خاطر این‌که دیگران به نوشته‌های شما اهمیت نمی‌دهند، فرصت بیشتر آموختن را از خودتان بگیرید؟

۳- وبلاگ شما، یک نمایش نوشتاری از زندگی‌تان خواهد شد

تصور کنید پنج سال دیگر وقتی برمی‌گردید و به پست‌های قدیمی‌تان نگاهی می‌اندازید، تک تک لحظات پنج سال گذشته از ذهن‌تان عبور خواهد کرد. به غیر از این، زمانی که ببینید این شما بوده‌اید که تمام این مدت بی‌توجه به همه مشکلات مشتاقانه به کارتان ادامه دادید و ثابت قدم ماندید، قطعا به خودتان افتخار خواهید کرد. اساسا وبلاگ هر چه قدمت بیشتری داشته باشد، برای نویسنده‌اش ارزش بیشتری می‌آفریند.

۴- وبلاگ‌تان می‌تواند ویترین هویت شما در اینترنت باشد

هر کاری که وقت و دقت خرجش بکنید حتما نتیجه‌ای برای شما خواهد داشت. وبلاگ هم همین‌طور است. در آینده اگر یک فرصت کاری برای‌تان پیش آمد یا خواستید خودتان را به دیگران معرفی کنید، می‌توانید آدرس وبلاگ‌ شخصی‌تان را به آن‌ها بدهید تا نگاهی بیاندازند و با طرز فکر و شیوه نگارش و سبک زندگی‌تان بیشتر آشنا شوند. به بیان دیگر، شما می‌توانید از وبلاگ شخصی خود به عنوان یک ویترین استفاده نمایید؛ ویترینی از خودتان و افکارتان و کارهایی که انجام داده‌اید.

۵- به مرور به یک نویسنده حرفه‌ای بدل خواهید شد

از قدیم گفته‌اند که کار نیکو کردن از پر کردن است. وقتی مرتبا به نوشتن ادامه بدهید کم‌کم با اصول و فنون نگارش آشنا خواهید شد، دایره لغات‌تان گسترش خواهد یافت و به یک نویسنده حرفه‌ای تبدیل می‌شوید. بر همین مبنا، می‌توانید در رزومه خود نویسندگی را هم به حرفه‌های‌تان اضافه کنید. از آن گذشته، در اثر ارتباط با وبلاگ‌نویس‌های دیگر، جزئی خواهید شد از یک جمع کاربلد در زمینه وبلاگ‌نویسی.

وبلاگ‌نویسی

۶- خودتان را فقط با خودتان مقایسه کنید

شاید پیش خودتان فکر کنید که چرا فلان شخص موفق شده برای وبلاگش آن همه بازدید کننده جذب کند اما شما نتوانسته‌اید. همیشه یادتان باشد که نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید. هر کسی جایگاه و شرایط خودش را دارد. هر کسی اهداف خودش را دنبال می‌کند. پس عاقلانه این است که خودتان را فقط با خودتان مقایسه نمایید. در این صورت می‌توانید هر روز باعث پیشرفت خودتان بشوید.

۷- نوشتن به بهتر فکر کردن کمک می‌کند

وقتی موضوعی را به نوشتار تبدیل می‌کنید، ذهن‌تان در رابطه با آن موضوع منظم می‌گردد و همین سبب می‌شود که بتوانید بهتر فکر کنید. در حین نوشتن، اگر به نقطه ابهامی برسید، مجبور می‌شوید برای رفع این ابهام بیشتر فکر کرده و مطالعه نمایید. دست یافتن به گوشه‌های پنهان موضوعات با نوشتن است که ممکن می‌شود. به همین دلیل است که می‌گویند اگر می‌خواهید بهتر تصمیم بگیرید، باید از نوشتن کمک بگیرید.

۸- با اشخاص و چهره‌های بیشتری آشنا می‌شوید

یک تولید کننده محتوا قبل از این‌که تولید کننده محتوا باشد، یک مصرف کننده محتواست. تا وقتی مطالب و نوشته‌های دیگران را به ذهن‌تان راه ندهید، هرگز نمی‌توانید از ذهن خود خروجی بگیرید و به یک نویسنده خوب بدل شوید. همان‌طور که بالاتر اشاره کردم، شما برای نوشتن باید وبلاگ‌های دیگران را بخوانید، باید کتاب‌های مرتبط با موضوع وبلاگ خودتان را مطالعه کنید. این ضرورت باعث می‌شود که با اشخاص و چهره‌های بیشتری آشنا شوید، از سبک نوشتارشان آگاه گردید و در مطالب خودتان به جمله‌های کلیدی این اشخاص اشاره نمایید.

۹- اعتبار خود در فضای آنلاین را افزایش می‌دهید

شاید در ابتدا وبلاگ‌تان از نظر خودتان چیز چندان مهمی نباشد. اما تقریبا همه ما روی وبلاگ‌هایی که سال‌هاست با ثبات و استحکام به فعالیت خودشان ادامه داده‌اند جور دیگری حساب می‌کنیم. فرض کنید دو وبلاگ با موضوع یکسان را جلوی شما بگذارند که یکی از آن‌ها از سال ۱۳۹۵ شروع به فعالیت کرده و دیگری از سال ۱۳۸۵. کدام یک بیشتر به چشم‌تان می‌آید؟ مسلما وبلاگی که قدمت بیشتری دارد. حال اگر شما هم در وبلاگ‌نویسی ثابت قدم باشید، ده سال دیگر برای خودتان در فضای آنلاین صاحب اعتبار خواهید بود.

۱۰- نوشتن روی سبک زندگی‌تان هم تاثیر مثبت می‌گذارد

وقتی هر روز صبح با این تفکر از خواب بیدار شوید که امروز می‌خواهید در مورد چه موضوعی تحقیق کنید و بنویسید، کم‌کم متوجه خواهید شد که سبک زندگی‌تان هم دچار تغییر و تحول می‌شود. با این کار، به جای این‌که ساعت‌ها از وقت با ارزش خودتان را برای وب‌گردی بی‌هدف هدر کنید، به فعالیت‌های آنلاین خود هدف می‌بخشید. به مرور می‌فهمید که این روند سازنده، روی شخصیت شما هم تاثیر مثبت گذاشته و کمک کرده است که شخصیت مورد نظرتان را شکل بدهید.

۱۱- الهام‌ بخش دیگران خواهید بود

افراد با تجربه و خوش سابقه همیشه و در هر زمینه‌ای الهام بخش دیگران هستند. هر کس بخواهد کاری را شروع کند، یکی از انگیزه‌های اولیه‌اش رسیدن به جایگاه افراد با تجربه در آن حوزه کاری است. وبلاگ‌نویسی هم چنین است. اگر شما یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای و کاربلد باشید می‌توانید منبع الهام وبلاگ‌نویس‌های تازه کار باشید. اگر کسی بخواهد از وبلاگ‌نویس‌های موفق مثال بزند، قطعا نام شما هم در لیست آن‌ها گنجانده خواهد شد. این‌که دیگران شما را سرلوحه کار خودشان قرار دهند، احساس خیلی خوبی دارد.

۱۲- وبلاگ‌نویسی به پول زیادی احتیاج ندارد

یکی از متداول‌ترین بهانه‌هایی که در رابطه با نوشتن و هدایت کردن یک وبلاگ با دامنه و هاست شخصی می‌شنوم این است که ما پول کافی برای این کار را نداریم. به همین دلیل است که اکثر بلاگرها به سمت سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان یا پلتفرم‌های اجتماعی جذب می‌شوند. اصلی‌ترین مشکل نوشتن در این نوع سرویس‌ها این است که شما هیچ وقت صاحب اصلی محتوای تولید شده خودتان نخواهید بود. در عوض اگر در وبلاگ خودتان که هاست و دامنه شخصی دارد به نوشتن مشغول شوید، از این بابت خیال‌تان راحت است که برای همیشه نوشتارهای‌تان تحت نام و برند خودتان منتشر می‌شوند و شما صاحب واقعی نوشته‌های‌تان هستید. باور کنید ساختن یک وبلاگ با هاست و دامنه شخصی پول چندان زیادی لازم ندارد. کافی است سری به قیمت هاست و دامنه در سایت‌های ارائه دهنده این نوع خدمات بزنید.

حرف آخر

این مطلب را نوشتم تا بگویم اگر من دست از وبلاگ‌نویسی نمی‌کشم به این دلایل است، اما با این حال منظورم این نیست که باید از تبلیغ کردن وبلاگ و محتوای خودتان ناامید بشوید. به هر صورت، بازاریابی هم بخشی از کار است. اگر نخواهید از شبکه‌های اجتماعی به نفع وبلاگ‌تان بهره ببرید یا این‌که فکر کنید کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های دیگر یا وبلاگ‌نویسی میهمان کارهای بیهوده‌ای هستند، مطمئن باشید که اشتباه می‌کنید.

حرفم این است که اگر روی تبلیغ کردن وبلاگ‌تان وقت گذاشتید اما زود به نتیجه نرسیدید، نباید کلا از نوشتن کنار بکشید. در وهله اول برای دل خودتان بنویسید، بعد سعی کنید توجه دیگران را به سمت وبلاگ‌تان جذب کنید.

ایوان ویلیامز؛ یکی از مهره‌های کلیدی در شکل‌گیری دنیای وبلاگ‌نویسی

ایوان ویلیامز و وبلاگ‌نویسی

این روزها در اینترنت به غیر از شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های اینترنتی، تعداد پرشماری از وبلاگ‌های مختلف هم یافت می‌شوند که هر کدام محتوا و اهداف منحصر به فرد خودشان را دارند. همین مجموعه متنوع از وبلاگ‌ها است که اینترنت را به دنیایی جذاب تبدیل کرده است. همین وبلاگ و وبلاگ‌نویسی است که خوراک محتوای رسانه‌های دیگر از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا حتی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها را فراهم می‌نماید.

دیگر تقریبا همه ما می‌دانیم وبلاگ چیست، ولی چند نفر از ما با تاریخچه آن آشنایی داریم؟ چند نفر از ما می‌دانیم که وبلاگ‌ها از چه زمانی و به دست چه کسانی پدید آمدند و به چه شکلی محبوب شدند و دنیای وبلاگ‌نویسی کنونی را خلق کردند؟ این‌ها مواردی هستند که هر بلاگری باید بداند تا با کاری که انجام می‌دهد آشنایی بیشتری پیدا کند.

وبلاگ‌ها از اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی بود که کم‌کم شروع به شکل‌گیری کردند. آن روزها وبلاگ‌‌نویس‌ها کارشان پیدا کردن و منتشر کردن هر چیز جالبی بود که در اینترنت پیدا می‌کردند. به بیان واضح‌تر، وبلاگ‌ها در آن دوران دقیقا مثل کانال‌های تلگرامی امروز بودند که در آن‌ها می‌شد از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد را یافت. آن زمان تولید محتوا به آن شکلی که امروز می‌شناسیم اصلا وجود نداشت و کار وبلاگ‌نویس‌ها بیشتر شبیه کاوش در اینترنت بود تا نوشتن و ویرایش.

اما این ایوان ویلیامز بود که در ۲۳ آگوست ۱۹۹۹ با همکاری مگ هوریهان، شرکت Pyra Labs را پدید آورد: شرکتی که محصول اصلی‌اش سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگر یا همان بلاگ اسپات بود. این سرویس سبب شد تا شکل و شمایل متداولی که امروزه از وبلاگ‌ها می‌شناسیم به مرور پدید آید.

ایوان ویلیامز در کسب درآمد از کسب‌وکارهایی که راه می‌اندازد هیچ وقت تخصص نداشته است. بلاگر هم همین‌طور بود. سرویس وبلاگ‌دهی رایگان بلاگر برای شرکت Pyra Labs تقریبا هیچ سود مالی‌ای به همراه نداشت. شرایط کار در این شرکت به خاطر ضرر و زیان‌ها آن‌چنان سخت شد که ایوان ویلیامز متوجه شد که به غیر از خودش فقط ۶ نفر کارمند دیگر برایش در این شرکت باقی مانده است. البته بلاگر یک نسخه غیر رایگان هم داشت که خدمات ویژه‌ای برای کاربران فراهم می‌آورد، اما تقریبا هیچ کس به سراغ نسخه پولی بلاگر نمی‌رفت.

در سال ۲۰۰۳، بخت به ویلیامز رو کرد و گوگل تصمیم گرفت Pyra Labs و سرویس بلاگر را خریداری نماید. پس از آن، هدف دیگر به سود رساندن بلاگر نبود، بلکه گوگل قصد داشت این سرویس وبلاگ‌نویسی را به شهرت برساند. به همین خاطر بود که تمام امکانات پولی بلاگر رایگان شد و حتی برخی دیگر از سرویس‌های شرکت گوگل مثل سرویس ویرایش عکس پیکاسا، در بلاگر ادغام شدند.

در آن دوران، ایوان ویلیامز گفت از این‌ اتفاق بسیار خوشحال است و آرزویش پیوستن به گوگل بوده. اما یک سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۴، او گوگل را ترک کرد و به سراغ پروژه‌های شخصی خودش رفت.

ایوان ویلیامز و وبلاگ‌نویسی

در همان سال، ویلیامز شرکت Odeo را به وجود آورد؛ شرکتی که کارش تولید و پخش پادکست بود. دو سال بعد، یعنی در سال ۲۰۰۶ او با همکاری بیز استون شرکت Obvious Corporation را تشکیل داد. این شرکت صاحب تمام تولیدات Odeo شد و چند محصول دیگر را هم تولید نمود. یکی از محصولات شرکت Obvious Corporation، توییتر بود.

در آوریل سال ۲۰۰۷، توییتر از زیر سایه Obvious Corporation خارج شد و خودش به یک شرکت واحد و مستقل بدل گردید. می‌توان گفت که توییتر، دومین پلتفرم وبلاگ‌نویسی ایوان ویلیامز بوده است. توییتر را می‌توان در دسته شبکه‌های اجتماعی قرار داد، اما یادمان نرود که این سرویس در اصل یک پلتفرم میکروبلاگینگ است. به بیان دیگر، هر کسی که در توییتر فعالیت می‌کند، یک وبلاگ‌نویس به حساب می‌آید و هر توییت هم یک پست وبلاگی در ابعاد ۲۸۰ کاراکتر. افزون بر این، امکانات جدیدی که به تازگی به توییتر اضافه شده‌اند، مثل مومنت‌ها یا رشته توییت‌ها، هر کدام سبب شده‌اند که این پلتفرم میکروبلاگینگ شباهت بیشتری به یک پلتفرم وبلاگ‌نویسی پیدا کند البته با شکل و شمایل خاص خودش. حتی برخی‌ها در توییتر رمان‌نویسی هم می‌کنند!

ایوان ویلیامز تا سال ۲۰۱۰ روی توییتر تمرکز داشت، اما از آن زمان سکان هدایت توییتر را به دیک کاستولو سپرد و باز هم به سراغ پروژه‌های شخصی خودش و ادامه همکاری‌اش با بیز استون در Obvious Corporation رفت (هر چند Obvious Corporation در سال ۲۰۱۳ منحل شد).

۲۵ سپتامبر ۲۰۱۲ بود که ویلیامز سومین پلتفرم وبلاگ نویسی خودش را به وجود آورد. این پلتفرم را می‌توان ترکیبی از بلاگر و توییتر دانست؛ پلتفرمی که خصوصیات تولید محتوای خودش را از بلاگر قرض گرفته و ویژگی‌های اجتماعی‌اش را نیز از توییتر. این سرویس در واقع یک پلتفرم وبلاگ‌نویسی اجتماعی است که در آن نویسنده‌ها محتوای خودشان را زیر سقف سایت مدیوم منتشر می‌نمایند و این قابلیت را دارند که نویسنده‌های دیگر را دنبال کنند و با هم در ارتباط باشند.

مدیوم هم مثل توییتر و بلاگر هنوز موفق نشده سودآوری کلانی برای ایوان ویلیامز ایجاد کند اما با محبوبیت خوبی مواجه گردیده است. هر چند آمار دقیقی از این محبوبیت در دست نیست، اما نویسنده‌های خوبی در این سرویس مشغول فعالیت هستند. البته نمونه‌های بومی این سرویس هم برای کاربران ایرانی به وجود آمده مثل روال یا ویرگول. مدیوم می‌تواند آغازگر موج جدیدی در اینترنت باشد؛ موجی به نام وبلاگ‌نویسی اجتماعی. البته برای یک وبلاگ‌نویس، این نوع پلتفرم‌ها هرگز نخواهند توانست جای وبلاگ شخصی با دامنه و هاست اختصاصی را بگیرند، ولی به هر حال پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی نیز برای خودشان پدیده نوینی هستند که می‌توانند بلاگرها را بیشتر با یکدیگر آشنا کنند. به بیان دیگر، مدیوم و سرویس‌های مشابه آن جایگاه مناسبی هستند هم برای نویسنده‌ها که با هم آشنا شوند و هم مخاطب‌ها که تفاوت انواع محتوا و نویسنده را بهتر درک کنند.

در هر صورت، ایوان ویلیامز را به جرات می‌توان در خط مقدم دنیای پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی دانست. هر چند وی در شکل‌گیری وردپرس نقشی نداشته است، اما مسلما اگر افکار و ایده‌ها و تلاش‌های ایوان نبود شاید وبلاگ‌نویسی به این مفهوم که امروز می‌شناسیم وجود نداشت. شاید بد نباشد این مطلب را با جمله‌ای کوتاه از ویلیامز در مورد وبلاگ‌ها تمام کنم. او در یک سخنرانی در سال ۲۰۰۱ گفت:

به نظر من، پدیده وبلاگ در سه هدف خلاصه می‌شود: تداول، اختصار و شخصیت.

تحلیل شما از این جمله چیست؟

ذکر این نکته در ۱۴۰ کاراکتر نگنجد! به وبلاگ مراجعه بفرمایید

توییتر

اگر مثل من در توییتر فعال باشید، حتما با ماهیت و قوانین این پلتفرم اجتماعی آشنا هستید. یکی از معروف‌ترین خصوصیات توییتر این است که شما فقط می‌توانید در ۱۴۰ کاراکتر حرف خود را بزنید و در قالب یک توییت آن را منتشر کنید. به همین خاطر به توییتر می‌گویند یک پلتفرم میکروبلاگینگ که در واقع یعنی همان وبلاگ ولی در سایز کوچکش که هر پست آن فقط ۱۴۰ کاراکتر گنجایش دارد.

این را برای آن دسته از افرادی گفتم که آشنایی چندانی با توییتر ندارند. ولی من و آن‌هایی که از صبح تا شب در توییتر یا مشغول توییت کردن هستیم یا لایک و ریتوییت کردن، این چیزها را خیلی خوب می‌دانیم.

چیزی که برای من جالب به نظر می‌رسد این است که قبل از این‌که توییتر وجود داشته باشد، تقریبا اکثر آدم‌ها وقتی می‌خواستند حرف‌شان در اینترنت منتشر کنند دست به دامان تنها راه ممکن یعنی وبلاگ می‌شدند که البته در آن دوران هم اغلب به سراغ سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان مثل بلاگ‌فا می‌رفتند که برای بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های باتجربه امروز، حکم زمین خاکی دیروز برای فوتبالیست‌ها را دارد.

آن زمان هم سازوکار مثل توییتر امروزی بود. هر کسی یک پستی در رابطه با یک موضوع خاص می‌نوشت، چه کوتاه و چه بلند. بعد آن را با زدن یک کلیک منتشر می‌کرد. شب بعد که دوباره به وبلاگش سر می‌زد می‌دید یک عده وبلاگ‌نویس دیگر زیر پستش کامنت گذاشتند که “وبلاگ خوبی داری، به وبلاگ من هم سر بزن!” که به نوعی می‌توان گفت همان حکم لایک را داشت.

اسم وبلاگ‌ها هم مثل اسم اکثر کاربران امروز توییتر گاهی نام خود شخص بود و اغلب هم اسامی عجیب و غریبی که شاید هرگز پیش از آن به ذهن هیچ بنی بشری خطور نکرده بود.

اما امروز خبری از آن همه وبلاگ و آن بازدیدها و کامنت‌های معمول زیر پست‌های ریز و درشت وبلاگ‌ها نیست. در عوض هر کسی هر چه بخواهد بنویسد به سراغ یکی از شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های پیام‌رسان می‌رود.

مشکلی با توییتر یا فیسبوک یا بقیه شبکه‌های اجتماعی ندارم ولی گاهی اوقات بعضی از کاربران این شبکه‌های اجتماعی حرف‌هایی می‌زنند که تعجب می‌کنم!

یکی توییت می‌کند که حالا که توییتر و امثالش هستند دیگر چه کسی سراغ وبلاگ می‌رود. با وجود توییتر دیگر وبلاگ مرده است. یا دیگری در توییتش با تعجب می‌پرسد مگر هنوز کسی هم وبلاگ می‌نویسد؟

مساله اینجاست که انگار در میانه راه اضافه شدن شبکه‌های اجتماعی به جمع وبلاگ‌ها، عده بسیاری از ما دچار سوءتفاهم شدیم. اصلا اینکه فکر کنیم شبکه‌های اجتماعی رقیب وبلاگ‌ها هستند کاملا اشتباه است.

شبکه‌های اجتماعی با هدف ایجاد یک راه ارتباطی ساده بین کاربران و ایجاد یک بستر برای بازنشر محتوای دلخواه شکل گرفتند، نه تبدیل شدن به تنها و بهترین راه نشر محتوا.

هر چند می‌توان گفت که خود وبلاگ‌نویس‌ها هم در این میان بی‌تقصیر نیستند. خیلی از ما وقتی با پدیده‌هایی مثل توییتر و فیسبوک مواجه شدیم کم کم از وبلاگ زده شدیم. برای ما هم جالب بود که می‌توانستیم هم سطحی‌تر و کمتر بنویسیم و هم بیشتر دیده شویم. افزایش شمارنده‌های دنبال کننده‌ها، لایک‌ها و ریتوییت‌ها و بازنشرها برای ما آن‌قدر راضی کننده بود که کلا وبلاگ و فضای وبلاگ‌نویسی را فراموش کردیم.

هر چند که دیگر خیلی از وبلاگ‌های خوب قدیمی دیگر متوقف شده‌اند یا این‌که دیگر آن کیفیت و سرعت سابق را ندارند که صد حیف، ولی هنوز هستند وبلاگ‌نویس‌هایی هر چند تازه‌کار و جوان‌تر ولی مشتاق‌تر برای نوشتن در وبلاگ که سعی می‌کنند وبلاگستان فارسی را زنده نگه دارند که صد شکر.

وقتی یک نفر یک رشته توییت یا همان توییت استورم می‌نویسد یا از یک مجموعه از توییت‌هایش مومنت درست می‌کند (که یکی از جنگولک بازی‌های جدید توییتر هست این مومنت!)، یا وقتی یک نفر در پروفایل فیسبوکش یک پست می‌گذارد به چه بلندی و البته گاها با کیفیت و نوشتار فوق‌العاده خوب، از خودم می‌پرسم آخر این جایش اینجاست؟ چه می‌شد در وبلاگت یک مطلب درست و حسابی می‌نوشتی و لینکش را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاشتی؟

آخر هر طور فکر می‌کنم می‌بینم این نوع محتوا جایش در وبلاگ منطقی‌تر است. هم خود نویسنده دستش برای نوشتن آزادتر است و هم بازدیدکننده‌ها می‌توانند بعد از خواندن مطلب با شخص نویسنده و دیگر مطالب و کارهایش بیشتر آشنا شوند. جدا از این، نویسنده تا هر وقت بخواهد صاحب اصلی مطالبی خواهد بود که در وبلاگش می‌نویسد چون تحت نام دامنه مورد نظرش ذخیره می‌شوند؛ نه در یک پلتفرم اجتماعی که طول عمر هر محتوای منتشر شده در آن خیلی خیلی محدودتر از طول عمر یک پست در وبلاگ است.

اصلا اگر وبلاگ خوب نبود که سازندگان شبکه‌های اجتماعی خودشان را نمی‌کشتند که سرویس‌هایی مشابه سرویس‌های وبلاگ‌نویسی در پلتفرم خودشان ایجاد کنند. اگر وبلاگ خوب نبود که توییتر توییت استورم و مومنت را نمی‌ساخت. اگر وبلاگ خوب نبود که فیسبوک سراغ Notes نمی‌رفت. اگر وبلاگ خوب نبود که تلگرام به فکر تلگراف نمی‌افتاد. اگر وبلاگ خوب نبود که مدیوم را درست نمی‌کردند. می‌بینید! حتی آن‌ها هم سعی دارند ایده وبلاگ‌نویسی را با شکل و شمایلی بزک شده به خورد کاربران خودشان بدهند، در حالی که اصلیت وبلاگ و وبلاگ‌نویسی همانی بوده که هست و همانی می‌ماند که هست.

با این حال مقاومت برخی‌ها در مقابل وبلاگ‌نویسی می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. مثلا خیلی‌ها حال و حوصله ندارند برای خودشان وبلاگ درست کنند و زحمت مدیریت و به روز رسانی آن را تحمل کنند. برخی‌ها حالش را ندارند چیزی بیشتر از ۱۴۰ کاراکتر در هر مرحله بنویسند. مخاطب‌ها هم بد عادت شدند. برای خواندن یک پست وبلاگی در قالب یک زنجیره توییت به صورت ۱۴۰ کاراکتر به ۱۴۰ کاراکتر حوصله دارند ولی اگر همان مطالب را به هم متصل کنید و در قالب یک پست واحد بخواهید تحویل‌شان بدهید بعد خواندن کلمه دوم خسته می‌شوند و تب مرورگرشان را می‌بندند. این هم تقصیر پدیده جداسازی محتواست که توییتر پیشتازش حساب می‌شود.

دست آخر، خواستم بگویم اگر این روزها کمتر مطالعه می‌کنیم، تقصیر شبکه‌های اجتماعی نیست. تقصیر خودمان است که چشمان خودمان را به محتوای مقطعی و کوتاه عادت دادیم. تقصیر خودمان است که چشمان و مغز خودمان را تنبل کرده‌ایم. تقصیر بعضی از ما تولید کننده‌های محتوای نوشتاری است که به خاطر چند تا لایک و ریتوییت بیشتر، کلا بی‌خیال محتوای درست و حسابی شدیم. با این حال هنوز هم جای امیدواری هست که چندتایی وبلاگ خوب پیدا می‌شود. به امید این‌که تعدادشان بیشتر شود.

چطور وبلاگ جدید خود را به مرحله سودآوری مالی برسانید

سودآوری

وبلاگ‌نویسی برای اکثر بلاگرها یک کار لذت بخش محسوب می‌شود به این معنی که وبلاگ‌نویس‌های برتر معمولا برای سود مالی دست به کیبورد نمی‌شوند؛ چه صاحب یک وبلاگ قدیمی باشند و چه به تازگی یک وبلاگ جدید راه انداخته باشند. این را قبلا هم بارها در نوشتارهایم ذکر کرده‌ام.

اما اگر بخواهم منصفانه به این موضوع بپردازم باید اعتراف کنم که به هر حال وبلاگ‌نویس‌ها هم باید از زمان و تلاشی که خرج وبلاگ‌شان می‌کنند درآمدی به دست بیاورند. حال این درآمد هر چقدر هم که کم باشد می‌تواند بعدا خرج بهبود وضعیت آن وبلاگ بشود. در هر صورت نگه‌داری و مدیریت یک وبلاگ مخارجی هم دارد؛ مخارجی مثل تمدید یا خرید دامنه و هاست، اضافه کردن امکانات ظاهری و فنی به وبلاگ و یا استخدام نویسنده یا نیروهای کاری دیگر.

چنان‌چه به تازگی یک وبلاگ راه‌اندازی کرده‌اید و به دنبال راهی برای کسب درآمد از طریق وبلاگ خود هستید، من این مقاله را برای شما نوشته‌ام. در ادامه می‌خواهم شما را با یک نقشه کامل در جهت رساندن وبلاگ‌تان به مرحله درآمدزایی آشنا کنم.

دو سه ماه اول

سخت‌ترین مرحله از وبلاگ‌نویسی همین دو سه ماه اول شروع به کار وبلاگ است. در این دوران چون وبلاگ‌تان شناخته شده نیست، طرفدار و مخاطب چندانی هم ندارد. به همین خاطر است که اکثر وبلاگ‌نویس‌های تازه کار در همان چند ماه اول ناامید می‌شوند و وبلاگ خود را رها می‌کنند.

موفقیت هرگز در کوتاه مدت به دست نمی‌آید. شاید بد نباشد که بگویم یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های یک بلاگر خوب، صبور بودن است. اگر شما هم صبور باشید و زود هنگام امید خود را از دست ندهید می‌توانید به مرور زمان این مرحله کند و سخت را پشت سر بگذارید و به مراحل هیجان انگیزتری از وبلاگ‌نویسی برسید.

وبلاگ‌نویسی؛ یک شغل نیمه وقت

اگر تصور می‌کنید می‌توانید از همان ابتدا به وبلاگ‌نویسی به چشم یک شغل تمام وقت نگاه کنید، قطعا اشتباه می‌کنید. بهترین استراتژی این است که در کنار شغل اصلی خودتان، وبلاگ‌نویسی را هم مثل یک شغل نیمه وقت ادامه بدهید و سعی کنید مخارج وبلاگ‌تان را موقتا از طریق همان شغل اصلی‌تان فراهم نمایید.

مهم نیست شغلی اصلی‌تان چیست. می‌توانید یک مترجم، یک کارمند بانک و یا یک دکتر باشید اما در کنار کارتان در طول روز یکی دو ساعتی را هم به وبلاگ‌نویسی اختصاص بدهید. مطمئن باشید در آینده از همین یکی دو ساعت‌ها به نتایج خوبی خواهید رسید.

معجزه آزادکاری

چند ماه که از طول عمر وبلاگ‌تان گذشت و از نظر محتوا تا حد قابل توجهی غنی شد، دیگر شما می‌توانید خودتان را یک وبلاگ‌نویس کاربلد قلمداد کنید. حالا می‌توانید به عنوان یک وبلاگ‌نویس آزادکار با وبلاگ‌های دیگر وارد همکاری بشوید.

همیشه وبلاگ‌هایی وجود دارند که به دنبال نویسنده‌های مهمان می‌گردند. می‌توانید این وبلاگ‌ها را از طریق شبکه‌های اجتماعی یا جست‌وجو در گوگل پیدا کنید و بعد به آن‌ها ایمیل بدهید و خواستار شروع همکاری با آن‌ها شوید. بد نیست در ایمیل‌تان به حداقل پنج تا از بهترین نوشتارهای خود لینک بدهید تا وبلاگ‌های میزبان با سبک نوشتن و تجربه شما بیشتر آشنا شوند.

خدمات مشاوره‌ای

اگر تا این مرحله، هم با وبلاگ‌های دیگر موفق به ایجاد یک تعامل سازنده شده باشید و هم در شبکه‌های اجتماعی به اندازه کافی و به شکل صحیح و مرتبط فعالیت کرده باشید، این مژده را به شما می‌دهم که دیگر شما در دید اکثریت یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای دانسته می‌شوید. پس زمان آن رسیده که از این حرفه خود استفاده سودآور کنید.

منظورم از استفاده سودآور این است که باید از تخصص خود به شکلی بهره ببرید که هم حرفه‌ای‌تر به نظر برسید و هم بتوانید برخی از مخارج وبلاگ‌تان را از طریق دانش خود جبران کنید. مثلا می‌توانید یک سرویس مشاوره برای وبلاگ‌نویس‌ها و نویسنده‌ها ایجاد کنید و در قبال دریافت هزینه‌ای اندک، به صورت اختصاصی و فرد به فرد آنها را در رسیدن به جایی که خودتان امروز به آن دست یافته‌اید راهنمایی کنید.

مشاوره دادن به شرکت‌ها و کسب‌وکارها

اکنون شما یک وبلاگ‌نویس محبوب و تاثیرگذار به حساب می‌آید؛ وبلاگ‌نویسی که هم وبلاگ خودش را به موفقیت‌های چشم‌گیر رسانده و هم به بلاگرها و نویسنده‌های تازه کار مشاوره می‌دهد و آن‌ها را راهنمایی می‌کند. به اعتبار همین محبوبیت در دنیای اینترنت، زمان آن رسیده که تخصص خود را در دنیای واقعی هم به کار بیاندازید.

بهترین راه‌کار این است که چندین شرکت و کسب‌وکار ترجیحا مرتبط با حوزه اطلاعاتی خود را انتخاب کنید، به آن‌ها ایمیل بدهید و پیشنهادهای خود برای بهبود حضور آن شرکت یا کسب‌وکار در شبکه‌های اجتماعی و همین‌طور جذب مشتری‌های بیشتر از طریق فعالیت مناسب و سودآور در اینترنت را به طور خلاصه ارائه بدهید. مطمئن باشید که به زودی توسط برخی از این شرکت‌ها به عنوان مشاور استخدام خواهید شد.

تبلیغ محصولات

بعد از این‌که در بین شرکت‌های رسمی نیز به اعتبار و شهرت دست پیدا کردید، کم کم پیشنهاداتی برای تبلیغ برخی از محصولات دریافت خواهید کرد. چون شما در اینترنت یک فرد تاثیر گذار هستید، مسلما اگر محصولی را به مخاطبان خود پیشنهاد بدهید، میزان فروش آن محصول به اندازه چشم‌گیری افزایش پیدا می‌کند.

به همین خاطر شرکت‌ها و سازندگان محصولات مرتبط خوشحال می‌شوند اگر شما در بین مطالب و محتوای تولیدی خودتان، اسمی هم از محصولات آن‌ها ببرید. حال این اشاره می‌تواند غیرمستقیم باشد یا به صورت مستقیم و در قالب رپورتاژ. هر چه میزان محبوبیت شما به عنوان یک وبلاگ‌نویس و تولید کننده محتوا بیشتر باشد، سود مالی حاصل از تبلیغ محصولات هم برای شما بیشتر خواهد بود.

مشترکان خبرنامه

جذب مشترک برای خبرنامه باید از همان ابتدای راه یکی از اهداف اصلی شما باشد، چون خبرنامه مزایایی دارد که هیچ پلتفرم اجتماعی یا تعاملی دیگری قادر به ارائه این مزایا نیست. شما از طریق خبرنامه می‌توانید همیشه برای مخاطبان خود از آخرین فعالیت‌ها و اقدامات خود بگویید و محتوای خودتان را برای آن‌ها تبلیغ کنید یا حتی محصولات و خدمات مورد نظر خود را از طریق خبرنامه به آن‌ها بفروشید.

پس همیشه به فکر افزایش تعداد اعضای خبرنامه خودتان باشید و در این راه از هیچ کوششی چشم‌پوشی نکنید. حتی اگر لازم شد از برخی از اهداف خود صرف نظر کنید تا زمان بیشتری برای جذب مشترک برای خبرنامه داشته باشید حتما این کار را انجام دهید و مطمئن باشید هرگز پشیمان نخواهید شد.

پایان‌نوشت

باز هم لازم می‌دانم تاکید کنم که رساندن یک وبلاگ جدید به مرحله درآمدزایی کار زمان‌بری است و احتیاج به برنامه‌ریزی‌های دقیق و دراز مدت دارد. پس سعی کنید طوری برنامه‌ریزی کنید که هر روز به هدف نهایی خود نزدیک‌تر شوید و حتی یک روز را هم از دست ندهید. اکثر وبلاگ‌نویس‌های مشهور کسانی هستند که به جای ناامید شدن، به بیشتر تلاش کردن می‌اندیشند.

وبلاگ‌نویسی را از کجا شروع کنید؟

وبلاگ نویسی

امروز که رفتم ایمیل‌هایم را چک کنم، دیدم که یکی از مخاطبان وبلاگم از من در مورد اینکه چطور وبلاگ‌نویسی را شروع کند و آن را به مرحله درآمدزایی برساند راهنمایی خواسته است. به خودم گفتم چه موضوعی بهتر از این برای یک پست جدید. هر چند در گذشته مطالبی مرتبط با این موضوع نوشته‌ام، اما هیچ وقت بر اساس تجربیات شخصی خودم به طور عمومی به این سوال جواب نداده‌ام.

گرچه هر وبلاگ‌نویسی راه و روش مخصوص به خودش را دارد و هر کسی ممکن است پاسخ متفاوتی به این پرسش بدهد. در واقع نمی‌توان گفت موفقیت و کسب درآمد از راه وبلاگ‌نویسی خصوصا در ایران، فقط یک راه مشخص و واضح دارد. راهی که من بلدم ممکن است به درد یک عده بخورد و برای عده‌ای دیگر فایده‌ای نداشته باشد. پس این مقاله یک مرجع نیست، فقط شرح یک تجربه شخصی است.

بنابراین سعی می‌کنم تا حد امکان صادق و روراست باشم.

با عشق و علاقه بنویسید

اولین و مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه کنید این است که وبلاگ‌نویسی را نباید یک شغل به حساب بیاورید. نوشتن، چه کتاب باشد و چه وبلاگ و چه هر چیز دیگری، ذوق و علاقه می‌خواهد و هر آنچه با ذوق و علاقه فرد سر و کار داشته باشد هنر محسوب می‌شود. نویسنده‌ای که به کارش علاقه نداشته باشد هیچ وقت نمی‌تواند نوشتاری خواندنی و جذاب خلق کند.

وبلاگ‌نویسی هم همین طور است. اگر بخواهید آن را یک شغل بدانید، گاهی خود را مجبور به نوشتن می‌کنید و این یعنی افت کیفیت محتوای شما. در عوض اگر به مغز خود این آزادی عمل را بدهید که هر وقت خواست سوژه پیدا کند و خودش آن را تحلیل کند و به دستان شما فرمان دهد کلمات را روی کیبورد پیاده کنند، نتیجه چیزی می‌شود که شاید حتی خودتان را هم متعجب کند.

در اصل نوشتن یک هنر است و هر چه با هنر سروکار داشته باشد ارتباط مستقیمی با ذوق و علاقه هنرمند دارد. این را باور داشته باشید که هر گاه از نوشتن لذت نبردید بدانید که یک جای راه را اشتباه رفته‌اید.

و صرفا به کسب درآمد فکر نکنید

بزرگ‌ترین اشتباه وبلاگ‌نویس‌ها این است که با هدف کسب درآمد شروع به کار می‌کنند. چه بسیار وبلاگ‌هایی که با همین هدف شروع کردند و بعد از چند ماه (یا حتی چند هفته) دلسرد شدند و کار خود را رها کردند. اگر می‌خواهید با وبلاگ‌نویسی به درآمدزایی برسید باید بدانید که این یک هدف کاملا دراز مدت است و حتی ممکن است هیچ وقت هم به تحقق نرسد.

وبلاگ‌هایی که این روزها به روش‌های مختلف، چه از طریق تبلیغات بنری متعدد و چه از طریق جذب اسپانسر برای تولید محتوا به درآمدهای قابل توجه رسیده‌اند، ذره به ذره برای خودشان اعتبار ساخته‌اند تا به اینجا رسیده‌اند. حتی شاید صاحب این وبلاگ‌ها برای یکی دو سال از جیب خودشان پول خرج کرده باشند تا اعتماد دیگران را جلب کنند و بازدید وبلاگ‌شان را بالا ببرند. پس این فکر خیالی که با وبلاگ می‌توانید خیلی زود پولدار شوید را از سر خود بیرون کنید.

این روزها حتی بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های کهنه کار هم درآمدی از وبلاگ‌شان ندارند و فقط به خاطر علاقه‌شان به نوشتن هست که وبلاگ‌نویسی را ادامه داده‌اند. هر چند این دلیل نمی‌شود که فکر کنید وبلاگ‌نویسی فعالیتی است که نمی‌توانید از آن پولی به جیب بزنید. اگر راه را درست پیش بروید، اگر اهداف‌تان را به درستی انتخاب کرده باشید، به مرور راه‌های مختلفی برای کسب درآمد از این طریق برای شما ممکن خواهند شد.

در عوض، به فکر کسب اعتبار باشید

جذب اعتبار چه برای خود وبلاگ‌نویس و چه برای دامنه وبلاگ، از مهم‌ترین اهداف یک وبلاگ‌نویس باید باشد. راه‌های زیادی برای کسب اعتبار و محبوبیت وجود دارد که بهترین آنها استفاده صحیح و مرتبط از شبکه‌های اجتماعی است. اگر در زمینه وبلاگ‌تان و مقالاتی که می‌نویسید در شبکه‌های اجتماعی فعالیت داشته باشید، کم کم شناخته خواهید شد و با دیگر وبلاگ‌نویس‌های معتبر می‌توانید ارتباط برقرار کنید و با آنها لینک رد و بدل کنید که این هم در نهایت به افزایش اعتبار دامین‌تان کمک می‌کند. وقتی به عنوان یک وبلاگ‌نویس معتبر شناخته شدید، آنگاه موقعیت‌های متفاوت برای کسب درآمد هم به سمت شما روانه خواهند شد.

و یادتان باشد که به زمان نیاز دارید

به دست آوردن اعتبار کاری نیست که بتوان برای آن زمان معین کرد. گرچه بستگی به عملکرد و تخصص‌تان در وبلاگ‌نویسی و پرسنال برندینگ دارد، ولی باید این نکته را آویزه گوش‌تان کنید که معتبر شدن زمان می‌برد. سعی کنید هرگز ناامید نشوید. برخی از وبلاگ‌نویس‌ها هفت هشت سال تلاش می‌کنند تا به جایی برسند که از روز اول آرزوی آن را داشتند. اصلا لذت مدیریت وبلاگ هم در همین است که خودتان آن را از صفر به نهایت برسانید. اگر در این فکر هستید که در مدت چند ماه بتوانید وبلاگ خودتان را به شهرت برسانید،

از همین حالا بدانید که سخت در اشتباه هستید. تقریبا هیچ وبلاگ‌نویسی را نمی‌توانید پیدا کنید که در مدت چند ماه وبلاگ خودش را به اوج برساند. از آن‌جا که اساسا پیشرفت کردن یک فرآیند دراز مدت هست، پس این را در نظر داشته باشید که پیشرفت در وبلاگ‌نویسی هم بر همین اساس است. اگر اهل صبر و حوصله نیستید از همین ابتدا از وبلاگ‌نویسی چشم‌پوشی کنید، اما اگر صبوری از توانایی‌های شما هست پس یک برنامه چند ساله در ذهن خود معین کنید و سعی کنید در طی این چند سال وبلاگ خود را به همان جایی برسانید که امروز آرزویش را دارید. این خودش می‌تواند یک هدف هیجان‌انگیز دراز مدت برای شما باشد، آیا می‌توانید از پس این کار بر بیایید؟

پس فعال باشید و فعال بمانید

اغلب کاربران و مخاطبان از وبلاگ‌نویس‌هایی خوش‌شان می‌آید که همیشه فعال باشند؛ چه در زمینه وبلاگ‌نویسی، چه در شبکه‌های اجتماعی و چه پاسخ‌گویی به کامنت‌ها و ایمیل‌ها و غیره. کلید موفقیت شما در میزان و کیفیت فعالیت‌تان نهفته است. هر چند باید همیشه حواس‌تان باشد که این میزان فعالیت یک خط قرمز هم دارد و اگر از مرز این خط قرمز عبور کنید و بیش از حد فعالیت کنید، هم کیفیت کارتان افت می‌کند و هم مخاطبان خود را از دست می‌دهید.

روند صحیح نوشتن یک پست در وبلاگ

وبلاگ

نوشتن یک پست در وبلاگ می‌تواند کار بسیار ساده‌ای باشد، به شرط آنکه روند صحیح آن را بلد باشید. البته منظور من پست‌هایی نیست که از طریق ترجمه مطالب وبلاگ‌های دیگر می‌نویسید، چون آن پست‌ها خودشان حاضر و آماده هستند و ساختارشان توسط نویسنده اصلی فراهم شده، شما فقط کافی است محتوای پست را ترجمه کنید.

منظور من پست‌هایی است که خودتان به دست خودتان می‌نویسید. خیلی از وبلاگ‌نویس‌های تازه کار وقتی می‌خواهند یک پست تازه در وبلاگ‌شان بنویسند، معمولا چند دقیقه‌ای به صفحه خالی پیش روی‌شان خیره می‌شوند و به این فکر می‌کنند که چه بنویسند. اگر موفق شدند که موضوعی برای نوشتن پیدا کنند، برای نوشتن هر پاراگراف بارها دچار تردید می‌شوند و جمله‌ها را پس از نوشتن پاک می‌کنند و دوباره به پست اضافه می‌کنند.

اگر رفتار این وبلاگ‌نویس‌ها را از دور نظاره کنید، خیلی راحت متوجه می‌شوید که آنها اصلا از نوشتن لذت نمی‌برند، حتی می‌توان گفت با نوشتن در واقع روح و روان خودشان را آزار می‌دهند.

اما یک وبلاگ‌نویس باتجربه از نوشتن در وبلاگش لذت می‌برد، به طوری که آنچنان غرق نوشتن می‌شود که گذر زمان را متوجه نمی‌شود. در واقع، مهم‌ترین تفاوت بین یک وبلاگ‌نویس تازه‌کار با یک حرفه‌ای در همین است که تازه‌کارها به اجبار می‌نویسند و حرفه‌ای‌ها با عشق و علاقه.

البته حرفه‌ای شدن در وبلاگ نویسی کار مشکلی نیست به شرط آنکه به آن علاقه‌مند باشید. در این پست می‌خواهم شما را با راه و روش صحیح نوشتن یک پست در وبلاگ آشنا کنم تا مطابق همین برنامه بتوانید پست‌های آینده وبلاگ خود را به رشته تحریر درآورید و به وبلاگ‌نویسی به چشم یک تفریح نگاه کنید.

۱- ایده‌پردازی در رابطه با موضوع پست

وبلاگ

اولین قدم برای نوشتن یک پست جدید این است که موضوع پست خود را معین کنید. اینکه بدون داشتن ایده مشخص شروع به نوشتن کنید، هم نوشتن برای شما سخت می‌شود و هم اینکه امکان دارد تا آخر پست چندین بار موضوع مطلب‌تان را عوض کنید. قبلا بارها با چنین پست‌هایی روبه‌رو شده‌ام؛ پست‌هایی که در چند پاراگراف اول یک موضوع دارد، در چند پاراگراف بعدی موضوع تغییر می‌کند و در پاراگراف‌های آخر نیز دوباره موضوع بحث عوض می‌شود. این نشان می‌دهد که نویسنده پست از اول نمی‌دانسته می‌خواهد در مورد چه چیزی بنویسد. حفظ وحدت موضوعی هر متنی، از ملزومات نگارش حرفه‌ای است.

برای ایده‌پردازی در رابطه با موضوع پست بعدی وبلاگ‌تان می‌توانید از ابزارهای مختلفی کمک بگیرید. خود من معمولا از راه‌های زیر ایده‌های نوشتارهایم را پیدا می‌کنم:

  • شبکه‌های اجتماعی: بهترین و اصلی‌ترین منبع برای به دست آوردن ایده، شبکه‌های اجتماعی هستند. اگر با دقت بیشتری نگاه کنید، خواهید دید که ایده پست بعدی وبلاگ‌تان در یک توییت یا یک پست در فیسبوک پنهان شده است. البته این فقط به شبکه‌های اجتماعی متن محور محدود نمی‌شود. گاهی اوقات در یک عکس در اینستاگرام یا یک ویدیو در یوتیوب هم می‌توانید به دنبال ایده پست‌های وبلاگ‌تان بگردید.
  • وبلاگ‌های ایرانی: با اینکه شاید تعداد وبلاگ‌های خوب ایرانی چندان زیاد نیست، ولی همچنان می‌توانید وبلاگ‌های ارزشمند فارسی زبانی را پیدا کنید که محتوای پرمغزی را منتشر می‌کنند. اگر پست‌های این وبلاگ‌ها را بخوانید می‌توانید از نکات ناگفته آن پست یا نکاتی که در کامنت‌هایش نوشته شده یک پست جدید بنویسید و به پست وبلاگ مرجع هم لینک بدهید. اگر به دنبال چند وبلاگ قدرتمند ایرانی می‌گردید می‌توانید به صفحه وبلاگ‌هایی که خودم دنبال می‌کنم مراجعه کنید.
  • وبلاگ‌های غیر ایرانی: یکی از تفریحات اصلی هر وبلاگ‌نویسی، مطالعه کردن است. من هم اغلب اوقات مشغول مطالعه وبلاگ‌های انگلیسی زبان در رابطه با موضوعات مورد علاقه‌ام هستم. هر از گاهی این پست‌ها را ترجمه می‌کنم، ولی بعضی اوقات هم از آنها ایده می‌گیرم تا بر اساس آن خودم دست به کیبورد شوم و یک پست جدید بنویسم. ایده همین مطلبی هم که مشغول خواندنش هستید را از یکی از مطالب ProBlogger به دست آورده‌ام.
  • کامنت‌ها و ایمیل‌ها: از دیگر منابع کسب ایده برای وبلاگ‌نویسی، نظرات و سوالات مخاطبان وبلاگ است. اگر یکی از بازدیدکننده‌های وبلاگم از طریق ایمیل از من سوالی مرتبط بپرسد یا اگر در کامنت‌ها نظر مفصل و جالب توجهی دریافت کنم، معمولا سعی می‌کنم از آن سوال یا نظر یک پست جدید تهیه کنم.

پس از اینکه به ایده مناسبی برای نوشتن دست پیدا کردید، بهتر است این ایده را جایی یادداشت کنید تا بعدا سر فرصت مشغول نوشتن در مورد آن ایده شوید. تا به حال بارها شده که ایده خوبی برای نوشتن به ذهنم رسیده، ولی به خاطر یادداشت نکردنش آن را فراموش کردم. به همین خاطر پیشنهاد می‌کنم ایده‌های خود را در یک نرم‌افزار مدیریت پروژه مثل ترلو ذخیره کنید. فقط کافی است یک کارت در بورد پست‌های وبلاگ خود در ترلو اضافه کنید، ایده خود را یادداشت کنید، و بعد هر آنچه مربوط به آن ایده هست را در آن کارت بنویسید تا در زمان نوشتن پست بتوانید به آن کارت مراجعه کنید و تمام موارد مورد نظر خود را در پست‌تان ذکر کنید تا چیزی از قلم نیافتد.

اگر از محیط کار ترلو خوش‌تان نمی‌آید و دوست دارید با یک سرویس قدرتمند ایرانی کار کنید، می‌توانید به سراغ تسکولو بروید و ایده‌های پست بعدی وبلاگ خود را در تسکولو ذخیره نمایید.

۲- نوشتن محتوای پست

قدم بعدی این است که ایده‌های خود را به یک پست در وبلاگ‌تان تبدیل کنید. برای اینکه بتوانید مرحله نوشتن پست را برای خودتان ساده کنید، بهتر است پست خود را به چند قسمت کوچک تقسیم کنید و هر بار فقط به نوشتن یک بخش از آن بپردازید. به عنوان مثال، همین پست از ۷ بخش مختلف تشکیل شده که گرچه در مجموع موضوع واحدی را پوشش می‌دهند اما قابل تجزیه هستند.

اگر هنوز به نوشتن از خودتان عادت نکرده‌اید، توصیه می‌کنم هر روز فقط یکی از بخش‌های پست خود را بنویسید و بعد نوشتن را تا روز بعد کنار بگذارید. فردای آن روز یک بار دیگر بخش قبلی را مطالعه کنید و ایراداتش را رفع کنید و سپس بخش دوم را بنویسید و این روند را تا تمام شدن پست ادامه دهید. ممکن است این کار سبب شود که نوشتن پست‌ها طول بکشد، ولی به مرور زمان به شما کمک می‌کند که راحت‌تر و روان‌تر افکار خود را به نوشتار تبدیل کنید. پس از مدتی که به این نوع نوشتن عادت کردید، سعی کنید روزی دو بخش از پست‌های خود را بنویسید. وقتی به نوشتن دو بخش در هر روز عادت کردید، نوشتن روزی سه بخش را شروع کنید و آنقدر به این کار ادامه دهید تا اینکه بالاخره بتوانید به سادگی از اول تا آخر یک پست را در یک روز بنویسید.

وبلاگ

۳- اضافه کردن عکس به متن

محتوای تصویری از مهم‌ترین بخش‌های یک پست وبلاگی باکیفیت است. پستی که در آن عکسی دیده نشود، مثل غذایی است که نمک ندارد. بنابراین باید به مطالب خود عکس‌های مرتبط و مناسب اضافه کنید. برای پیدا کردن عکس‌های خوب می‌توانید از موتور جست‌وجوی گوگل استفاده کنید. کافی است عبارت مورد نظر خود را در گوگل جست‌وجو کنید و سپس روی Images کلیک کنید. حالا می‌توانید عکس مورد نظر خود را با ابعاد دلخواه پیدا کرده و دانلود کنید و در نهایت به پست خود اضافه کنید.

البته اکثر عکس‌هایی که در صفحه عکس‌های گوگل یافت می‌شوند تکراری هستند و اکثر بازدیدکننده‌ها، مشابه این عکس‌ها را در وبلاگ‌های دیگر دیده‌اند. اگر به دنبال عکس‌های ویژه و غیر تکراری می‌گردید می‌توانید از عکس‌های استاک استفاده کنید. بیشتر عکس‌های استاک پولی هستند، اما منابعی مثل Pexels و Picjumbo نیز هستند که عکس‌های استاک خود را به صورت رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند.

۴- ویرایش پست

بعد از نوشتن پست و اضافه کردن عکس به متن آن، باید حداقل یک بار کل پست را مطالعه کنید تا ایرادهای آن را بگیرید یا اگر چیزی را جا انداخته بودید به پست اضافه کنید. متاسفانه غلط املایی و انشایی فراوان در پست‌های برخی از وبلاگ‌نویس‌ها، به وضوح نشان می‌دهد که خودشان هم حوصله خواندن پست‌های وبلاگ‌شان را ندارند، چه برسد به بقیه.

رفع غلط‌های املایی و انشایی فقط بخشی از مرحله ویرایش پست محسوب می‌شود. در این مرحله شما باید تیترها و لیست‌ها را هم به پست اضافه کنید. تیترها که در واقع جدا کننده جزئیات متن پست هستند و به خواننده کمک می‌کنند که در یک نگاه کوتاه بتواند پست شما را با چشمانش اسکن کند. لیست‌های گلوله‌ای و شماره‌ای نیز مطالعه پست را ساده‌تر می‌کنند. گاهی اوقات هم لازم است که نکات مهم موجود در متن را با فونت درشت یا ایتالیک بنویسید تا توجه مخاطب را به آن نکات جلب کنید. همه این موارد به مرحله ویرایش پست تعلق دارند، مرحله‌ای که باعث شکل گرفتن پست شما می‌شود.

۵- زمان‌بندی یا انتشار پست

حالا که تمامی موارد بالا را یک به یک انجام داده‌اید، زمان آن رسیده که پست خود را منتشر کنید. البته شما می‌توانید همان لحظه پست خود را در وبلاگ‌تان منتشر کنید، ولی من اغلب اوقات پست‌های وبلاگم را زمان‌بندی می‌کنم تا هر زمان که خودم خواستم به طور اتوماتیک در وبلاگ منتشر شود. البته از دید من زمان‌بندی پست‌ها فکر بهتری است چون بهتر می‌توانید محتوای وبلاگ خود را مدیریت نمایید، اما اگر برای منتشر کردن پست جدیدتان در وبلاگ نمی‌توانید بیشتر از این صبر کنید پس آن را همین حالا منتشرش نمایید.

وبلاگ

۶- به اشتراک گذاری پست در شبکه‌های اجتماعی

بر خلاف تصورتان، کار شما با انتشار پست در وبلاگ‌تان تمام نمی‌شود؛ بلکه تازه شروع می‌شود. اولین کاری که بعد از انتشار پست باید انجام دهید این است که آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید. البته بعضی از وبلاگ‌نویس‌ها در این زمینه کمی زیاده‌روی می‌کنند و پست‌های خود را در هر شبکه اجتماعی که به ذهن‌شان می‌رسد به اشتراک می‌گذارند.

شما این اشتباه را مرتکب نشوید. پست‌های وبلاگ‌تان را فقط در پلتفرم‌هایی به اشتراک بگذارید که بیشترین جامعه مخاطبان را در آنها به دست آورده‌اید. تعداد فالوئرهای من در توییتر نسبتا زیاد است، پس قطعا اولین جایی که پست‌هایم را در آن به اشتراک می‌گذارم توییتر است. پس از آن به سراغ فیسبوک و لینکداین هم می‌روم.

ضمنا فقط به اشتراک گذاری لینک پست کافی نیست، باید در مورد پست‌تان کمی هم توضیح بدهید تا کاربران شبکه‌های اجتماعی قبل از ورود به وبلاگ شما بدانند که موضوع پست جدید شما چیست و آیا دوست دارند آن را مطالعه کنند یا خیر.

۷- پاسخ دادن به کامنت‌ها

در آخرین و می‌توان گفت مهم‌ترین مرحله از روند صحیح نوشتن یک پست در وبلاگ، وظیفه شما به عنوان یک وبلاگ‌نویس این است که به کامنت‌های بازدیدکننده‌ها و مخاطبان خود پاسخ بدهید. با پاسخ دادن به کامنت‌ها، به مخاطبان خود ثابت می‌کنید که به نظرات‌شان اهمیت می‌دهید و دیدگاه‌های‌شان را در مطالب خود به کار می‌برید؛ چه در شبکه‌های اجتماعی کامنت بدهند و چه در وبلاگ. البته بعضی از کامنت‌ها بیشتر شبیه به اسپم هستند، مثل عالی بود، یا خیلی خوب بود. این نوع کامنت‌ها به پاسخ نیاز ندارند. همیشه بودند و همیشه هم خواهند بود. اما کامنت‌هایی که معنا و مفهوم دارند و به ارزش پست‌های وبلاگ شما اضافه می‌کنند، ارزش پاسخ دادن را نیز دارند. پس برای پاسخ‌گویی به کامنت‌های پرمفهوم وقت بگذارید تا بازدیدکننده‌ها هم از کامنت گذاشتن برای شما لذت ببرند.

وبلاگ

روند صحیح نوشتن یک پست در وبلاگ

بار بعدی که خواستید یک پست در وبلاگ‌تان بنویسید، خوب است نگاهی به این لیست بیاندازید تا مطابق آن پیش بروید. خیلی زود به این برنامه عادت خواهید کرد و متوجه خواهید شد که با این برنامه، نوشتن هم برای شما ساده‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌شود. اگر سوالی در این مورد داشتید یا اگر خواستید مرحله‌ای را به این لیست اضافه کنید، می‌توانید آن را در بخش کامنت‌ها با من در میان بگذارید.