گوتنبرگ؛ تجربه‌ای لذت‌بخش‌تر با وردپرس

امروز که وردپرس را باز کردم تا مطلب جدیدی که در ذهنم بود را در وبلاگم یادداشت کنم، با پیغام جدیدی از سوی وردپرس مواجه شدم. در این پیغام از ویژگی جدیدی اسم برده شده بود به نام گوتنبرگ. با دقت بیشتری که پیغام را خواندم متوجه شدم این ویژگی در اصل ادیتور جدید وردپرس است که هنوز در مرحله آزمایشی به سر می‌برد، اما وردپرس به من پیشنهاد کرده بود این ادیتور را امتحان کنم. گرچه می‌توانستم کلا این پیام را نادیده بگیرم و از همان ادیتور قبلی استفاده کنم، اما کنجکاوی سبب شد که روی دکمه نصب گوتنبرگ کلیک کنم.

بعد از نصب گوتنبرگ و فعال‌سازی آن، به سمت صفحه ارسال یک نوشته جدید هدایت شدم. در این صفحه یک نوشتار انگلیسی آماده پیش رویم دیدم که در اصل هدفش آشنا کردن کاربر با امکانات ادیتور جدید وردپرس بود. باید اعتراف کنم که در ابتدا از این همه تغییرات کمی گیج شدم، اما بعد از کمی کلنجار رفتن با این ادیتور، شیوه کارش دستم آمد.

به این فکر افتادم که کمی در مورد گوتنبرگ از گوگل راهنمایی بخواهم. با چند دقیقه جست‌وجو نکات جالبی دستگیرم شد. مثلا فهمیدم که گوتنبرگ خیلی قبل‌تر از این حرف‌ها به عنوان یک پروژه در گیت‌هاب در حال توسعه بوده و هست و کاربران می‌توانستند آن را به عنوان یک افزونه در وبلاگ خودشان فعال نمایند. این‌که من امروز به تازگی با این ادیتور آشنا شدم شاید علتش این بوده که چند وقتی وردپرس را آپدیت نکرده بودم و امروز که آپدیت کردم پیغام مربوط به گوتنبرگ را دریافت نموده‌ام.

نکته دیگری که به آن پی بردم این بود که گوتنبرگ قرار است از نسخه پنجم وردپرس با این سیستم مدیریت محتوا کاملا ادغام شود و دیگر صرفا یک افزونه جداگانه نباشد. از سوی دیگر، همان‌طور که قبل‌تر متوجه شده بودم، گوتنبرگ هنوز در حالت بتا به سر می‌برد و هنوز با نسخه کامل خودش فاصله دارد. جدا از این، هنوز با باقی امکانات خود وردپرس هم هماهنگی کاملی ندارد.

در کنار تمامی این موارد و مشکلاتی که هنوز در این ادیتور مشاهده می‌شوند، به نظر من بازنشست کردن TinyMCE و جایگزین کردنش با گوتنبرگ تازه نفس و مدرن، حرکت عاقلانه‌ای از سوی وردپرس است.

با محبوب شدن پلتفرم‌های نوینی همچون مدیوم که مهم‌ترین ویژگی‌شان آسانی در تولید محتوا به کمک ادیتورهایی ساده و خلوت است، از وردپرس انتظار می‌رفت که با ارائه امکاناتی مشابه و به روز رسانی ادیتور کهن‌سالش خودی نشان بدهد. به هر حال، وردپرس سلطان سیستم‌های مدیریت محتوا محسوب می‌شود و نه من و نه باقی طرفداران وردپرس انتظار ندارند که به رقبایی از جنس مدیوم ببازند یا حداقل از آن‌ها عقب بیافتد. فکر می‌کنم این حرکت سبب می‌شود که کابران بیشتری به سمت وردپرس کشیده شوند.

به عنوان یک وبلاگ‌نویس و تولید کننده محتوا که از هشت سال پیش به طور مداوم در حال استفاده از وردپرس هستم باید بگویم که از گوتنبرگ راضی هستم و امیدوارم روز به روز کامل‌تر شود. در واقع با دیدن گوتنبرگ آن‌قدر هیجان‌زده شدم که اصلا یادم رفت همان ابتدا در مورد چه چیزی می‌خواستم بنویسم که وردپرس را باز کردم.

آیا پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی می‌توانند جایگزین وبلاگ‌ها شوند؟

پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

هر کسی که در زمینه وبلاگ‌نویسی فعال باشد، قطعا با پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی هم آشنایی دارد. نویسنده‌هایی که به زبان انگلیسی وارد هستند مطمئنا مدیوم را می‌شناسند، بلاگرهای ایرانی هم از نمونه‌های مشابه بومی‌اش مثل ویرگول خبر دارند، برخی از وبلاگ‌نویس‌های ایرانی هم مثل من قبلا در ویرگول چند مقاله‌ای منتشر کرده‌اند. بله! من قبلا در شبکه‌های اجتماعی با این نوع پلتفرم‌ها مخالفت کرده بودم (که البته دلایلش را در ادامه همین پست می‌نویسم) ولی برای تجربه هم که شده چند مطلب در آن نوشتم. حتی کار به آن‌جا کشید که در ویرگول از اتحاد بلاگرهای وب فارسی نوشتم و درخواست کردم که تولید کننده‌های محتوا برای مقابله با محتوای زرد، از این پلتفرم کمک بگیرند. البته این نوشته را اکنون از ویرگول پاک کرده‌ام چون به نظرم چنین پلتفرم‌هایی پتانسیل محقق کردن این آرزو را ندارند که علت این را هم در ادامه شرح خواهم داد.

شاید با خواندن پاراگراف اول این مقاله، تصور کنید که قرار است در پاراگراف‌های بعدی یک بند از این نوع پلتفرم‌ها بدگویی کنم و بگویم که به هیچ وجه نباید در ویرگول یا امثالش به نوشتن بپرازید. خیر، از همین حالا خیال‌تان را راحت کنم که چنین نیست. هدفم چیز دیگری است.

برای یک وبلاگ‌نویس که شاید سال‌هاست وقت خود را صرف نوشتن در وبلاگ خودش کرده است و حالا با نوشتن در ویرگول مجذوب ظاهر زیبا و سادگی و نرخ بیشتر تعامل در این سرویس شده است، اولین سوال این است که حالا چه کار کند؟ آیا باید وبلاگ خودش را به کلی فراموش کند و کلا به ویرگول مهاجرت کند یا این‌که بهتر است ویرگول را رها کند و وبلاگ خودش را حفظ نماید؟ هدف من این است که به همین سوال پاسخ بدهم.

پیش از هر چیز بیایید مزایا و معایب پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی را با هم مرور کنیم.

مزایای پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

یک راه رایگان و بی‌زحمت برای نوشتن: برای تولید محتوا در ویرگول یا سرویس‌های مشابه، به تنها چیزی که نیاز دارید فقط یک اکانت است که ساختن آن به دانش خاصی احتیاج ندارد و از آن مهم‌تر این‌که کاملا رایگان است. با این‌که کار کردن با سیستم مدیریت محتوایی مثل وردپرس و ساختن وبلاگ وردپرسی با دامنه و هاست شخصی به هیچ وجه کار سخت و پیچیده و گرانی نیست، ولی باز هم نمی‌توان منکر سادگی و رایگان بودن پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی به عنوان یک مزیت بزرگ شد.

پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

رابط کاربری جذاب و ساده: ویژگی مشترک تمامی پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی، جذابیت و سادگی رابط کاربری آن‌هاست. در این پلتفرم‌ها هیچ خبری از عناصر مزاحم نیست و سعی شده روی خود محتوا و مطالب نویسنده‌ها تاکید شود. این در مقایسه با امکاناتی که وردپرس به بلاگر می‌دهد (از جمله شخصی سازی سایدبار و فوتر و افزونه‌ها و ابزارک‌ها و…) گرچه محدودتر است، اما برای نویسنده‌هایی که حال و حوصله کلنجار رفتن با امکانات اضافه را ندارند، ویرگول می‌تواند گزینه جذاب‌تری باشد.

تعامل‌پذیری بیشتر: یکی دیگر از مزایای قابل توجه سرویس‌های مشابه ویرگول این است که مطالب نویسنده‌ها بازخوردهای بیشتر و سریع‌تری دریافت می‌کنند. یک بلاگر که در وبلاگ خودش چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفته، حالا با نوشتن در ویرگول می‌بیند که خیلی راحت می‌تواند در کانون توجه قرار بگیرد و به آسانی چندین کامنت و چندین لایک کاسب بشود. این در حالی است که دریافت بازخورد در وبلاگ‌های شخصی به زحمت و زمان خیلی بیشتری احتیاج دارد.

آشنایی با بلاگرهای دیگر: از آن‌جا که پلتفرم‌هایی همچون ویرگول یا مدیوم ماهیتی اجتماعی دارند، این شانس برای نویسنده‌ها به وجود می‌آید که در یک محیط دور هم جمع بشوند و با یک‌دیگر آشنا شوند؛ شانسی که به دست آوردنش با سیستم‌های مدیریت محتوا چندان محتمل نیست یا اگر هم باشد، در حد و اندازه پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی نیست.

معایب پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

مغایرت با پرسنال برندینگ: مهم‌ترین هدف نویسندگانی که در وبلاگ شخصی خود با هاست و دامنه اختصاصی به تولید محتوا می‌پردازند، تلاش برای پیش بردن پرسنال برندینگ خودشان است. حال این‌که نویسنده‌هایی که در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی مشغول نوشتن هستند شانسی برای بولد کردن برند خودشان ندارند، چون تمام مطالب‌شان با برند همان پلتفرم منتشر و به اشتراک گذاشته می‌شوند. دست آخر، چیزی که بازدیدکننده‌ها به یاد می‌آورند این است که یک مطلب خوب را در ویرگول یا مدیوم خوانده‌اند، نه در وبلاگ شخصی فلان شخص.

عدم امکان مالکیت کامل محتوا: درست مثل هر توییتی که در توییتر منتشر می‌کنید، یا هر پستی که در فیسبوک به اشتراک می‌گذارید، تمام مطالبی هم که در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی منتشر می‌نمایید تحت مالکیت صد در صد شما نیست. مالک اصلی نوشته‌های شما همان پلتفرمی است که مطلب را در آن منتشر کرده‌اید، حتی اگر در ظاهر این‌طور به نظر نرسد. این در صورتی است که وقتی مطالب خود را با دامنه و هاست شخصی خودتان عرضه می‌نمایید، مالکیت کامل آن مطالب کاملا در اختیار شماست و شما حق دارید هر زمان هر کاری که خواستید با این مطالب انجام دهید.

پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی

محدودیت‌های ظاهری: با این‌که سادگی رابط کاربری ویرگول یا مدیوم از جمله نقاط قوت آن‌ها هستند، اما از دید یک وبلاگ‌نویس که دوست دارد مطالبش را در ظاهر و قالب دلخواه خودش به مخاطب ارائه کند همین مزیت‌شان تبدیل به نقطه ضعف خواهد شد. یک نویسنده در وردپرس این امکان را دارد که در سایدبار و فوتر وبلاگش ویجت‌های مورد نظرش را بیافزاید، به وبلاگش برگه‌های مختلف اضافه کند، باکس خبرنامه و دنبال کردن او در شبکه‌های اجتماعی را در بخشی از وبلاگش بگنجاند و هزاران امکانات دیگر که وردپرس در اختیار کاربران خودش قرار داده است.

وبلاگ شخصی بهتر است یا پلتفرم وبلاگ‌نویسی اجتماعی؟

همه این موارد را نوشتم تا برسم به پاسخ همین سوال. به نظر من بستگی دارد این سوال را چه کسی بپرسد. اگر شما کسی هستید که دوست دارید هر از گاهی چند خطی بنویسید و از دریافت بازخورد دیگران لذت ببرید و وبلاگ‌نویسی را به صورت جدی دنبال نمی‌کنید، فکر می‌کنم محیطی مثل ویرگول برای شما ایده‌آل باشد. اما برای یک نویسنده یا بلاگر حرفه‌ای اوضاع فرق می‌کند.

وبلاگ‌نویس‌های حرفه‌ای نمی‌توانند در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی نتایجی را به دست بیاورند که از طریق وبلاگ خودشان به دست خواهند آورد. با وجود این‌که ویرگول و مدیوم و… مزایای خودشان را دارند، اما هرگز نمی‌توانند با وبلاگ‌های واقعی با دامنه و هاست شخصی مقابله کنند. از آن‌جایی که هر کسی فارغ از این‌که نویسندگی بلد هست یا نه، این توانایی را دارد که در این پلتفرم‌ها اقدام به انتشار محتوا کنند، نتیجه می‌شود مجموعه‌ای ناموزون از نوشتارهای باکیفیت و بی‌کیفیت که زیر یک نام و برند به بازدیدکننده‌ها عرضه می‌شود. اما از سوی دیگر، وقتی یک بازدیدکننده وارد وبلاگ یک بلاگر حرفه‌ای می‌شود، انتظار دارد هر چه می‌خواند جذاب و گیرا باشد و این انتظارش نیز برآورده خواهد شد.

به همین خاطر است که می‌گویم برای یک بلاگر، وبلاگ باید هدف اول و اصلی باشد. هر چه می‌خواهید بنویسید، هر زمان که می‌خواهید بنویسید، پیش از هر گزینه دیگری، باید به سراغ وبلاگ خودتان بروید. باید تمام تلاش‌های خود را روی وبلاگ‌تان متمرکز کنید و سعی کنید آن را به جای دلخواه‌تان برسانید.

حال اگر دوست داشتید می‌توانید نوشته‌های خودتان را بعد از انتشار در وبلاگ‌تان، در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی هم بازنشر کنید. می‌توانید مطلب خود را عینا کپی کنید و در انتها به وبلاگ خودتان لینک بدهید، یا این‌که کمی تغییرات در آن ایجاد کنید و یک مطلب جدید از نوشتار قبلی‌تان بسازید و آن را در پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی منتشر کنید. حتی می‌توانید هر چند وقت یک بار یکی از مطالبی که برای انتشار به صورت مهمان در وبلاگ‌های دیگر در نظر گرفته‌اید را در این نوع پلتفرم‌ها منتشر نمایید.

از این طریق می‌توانید از مزایای پلتفرم‌های وبلاگ‌نویسی اجتماعی به نفع وبلاگ و برند خودتان بهره‌مند شوید. اما هر چه که شد، وبلاگ خودتان را به امید چنین پلتفرم‌هایی از بین نبرید.