صدمین نوشتار وبلاگ

این صدمین پست من در این وبلاگ است. حقیقت را بگویم، خودم خیلی شگفت‌زده و خوشحال هستم. به یاد ندارم قبلا در تمام نه سال فعالیتم در حیطه وبلاگ‌نویسی، تعداد مطالبم در یک وبلاگ سه رقمی شده باشد. مجموع نوشته‌هایم تا امروز را که نمی‌دانم و حسابش از دستم در رفته است، اما مطمئنم این اولین بار است که در یک وبلاگ تعداد نوشته‌هایم به عدد صد می‌رسد. اعتراف می‌کنم روزی که این وبلاگ را راه‌اندازی کردم حتی فکرش را هم نمی‌کردم که آن را به این‌جا برسانم.

گرچه من این وبلاگ را تحت یک دامنه دیگر در مهر ماه سال ۱۳۹۴ راه‌اندازی کردم، ولی با توجه به این‌که وبلاگ شخصی من با دامنه جدید کم‌کم شکل فعالیت متفاوتی پیدا کرد، پس من هم تاریخ تاسیس این وبلاگ را همان دوم اردیبهشت ۹۶ می‌دانم، یعنی همزمان با تاریخ انتشار اولین پست آرشیو وبلاگ. با این حساب، من در دومین سال فعالیت این وبلاگ موفق شده‌ام صدمین پست خودم را تقدیمت کنم. امیدوارم تو به عنوان مخاطب من تا اینجای کار از نوشتارهایم راضی بوده باشی.

طی چند هفته گذشته بارها با خودم فکر کردم در صدمین پست خودم در مورد چه چیزی بنویسم بهتر است؟ هزاران ایده مختلف به ذهنم خطور کرد، اما در نهایت فکر می‌کنم منطقی باشد اگر بخواهم چند خطی در مورد آینده این وبلاگ بنویسم تا بدانی چه نقشه‌هایی در سر می‌پرورانم.

پیش از هر چیز، این را مشخص کنم که روند وبلاگ‌نویسی روزانه من قرار است همچنان ادامه پیدا کند. طبق وعده‌هایی که حدود دو ماه پیش به خودم دادم، تا جایی که توانایی کافی داشته باشم هر روز یادداشتی هر چند کوتاه و مختصر در این وبلاگ منتشر خواهم کرد، آن هم با هر موضوع جالبی که به ذهنم برسد. من بر این باور هستم که یک وبلاگ شخصی باید چنین باشد، پس این نظم تولید محتوا را حفظ خواهم کرد.

به غیر از این، به زودی قرار است ظاهر این وبلاگ کمی تغییر کند. از چند روز پیش با یکی از دوستان خیلی خوبم آقای عباس شکیبا و دوستان دیگر مشغول تبادل نظر در مورد ظاهر جدید این وبلاگ هستیم و طرح‌های اولیه آن را آماده کرده‌ایم. دوست ندارم در این مورد اطلاعات بیشتری را افشا سازم چون می‌خواهم سورپرایزت کنم. فقط در همین حد بگویم که قرار است با یک ظاهر کاملا مینیمال مواجه بشوی.

به دلایلی که بعدا در موردشان خواهم نوشت، این وبلاگ تنها جایی در دنیای آنلاین خواهد بود که بیشتر وقتم را در آن خواهم گذراند و به همین خاطر می‌خواهم توجه بیشتری به آن داشته باشم. فکر می‌کنم با این تغییرات، این‌جا نه تنها برای من بلکه برای تو هم جالب‌تر و جذاب‌تر از گذشته بشود. 

شاید انتظار داشتی برای صدمین پست وبلاگ با یک مقاله مفصل و طولانی مواجه بشوی، اما من سادگی و اختصار را بیشتر می‌پسندم. دقیقا صد روز دیگر در مقاله دویستم خودم، باز هم در مورد آینده این وبلاگ گپ خواهیم زد.

چطور وبلاگ جدید خود را به مرحله سودآوری مالی برسانید

سودآوری

وبلاگ‌نویسی برای اکثر بلاگرها یک کار لذت بخش محسوب می‌شود به این معنی که وبلاگ‌نویس‌های برتر معمولا برای سود مالی دست به کیبورد نمی‌شوند؛ چه صاحب یک وبلاگ قدیمی باشند و چه به تازگی یک وبلاگ جدید راه انداخته باشند. این را قبلا هم بارها در نوشتارهایم ذکر کرده‌ام.

اما اگر بخواهم منصفانه به این موضوع بپردازم باید اعتراف کنم که به هر حال وبلاگ‌نویس‌ها هم باید از زمان و تلاشی که خرج وبلاگ‌شان می‌کنند درآمدی به دست بیاورند. حال این درآمد هر چقدر هم که کم باشد می‌تواند بعدا خرج بهبود وضعیت آن وبلاگ بشود. در هر صورت نگه‌داری و مدیریت یک وبلاگ مخارجی هم دارد؛ مخارجی مثل تمدید یا خرید دامنه و هاست، اضافه کردن امکانات ظاهری و فنی به وبلاگ و یا استخدام نویسنده یا نیروهای کاری دیگر.

چنان‌چه به تازگی یک وبلاگ راه‌اندازی کرده‌اید و به دنبال راهی برای کسب درآمد از طریق وبلاگ خود هستید، من این مقاله را برای شما نوشته‌ام. در ادامه می‌خواهم شما را با یک نقشه کامل در جهت رساندن وبلاگ‌تان به مرحله درآمدزایی آشنا کنم.

دو سه ماه اول

سخت‌ترین مرحله از وبلاگ‌نویسی همین دو سه ماه اول شروع به کار وبلاگ است. در این دوران چون وبلاگ‌تان شناخته شده نیست، طرفدار و مخاطب چندانی هم ندارد. به همین خاطر است که اکثر وبلاگ‌نویس‌های تازه کار در همان چند ماه اول ناامید می‌شوند و وبلاگ خود را رها می‌کنند.

موفقیت هرگز در کوتاه مدت به دست نمی‌آید. شاید بد نباشد که بگویم یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های یک بلاگر خوب، صبور بودن است. اگر شما هم صبور باشید و زود هنگام امید خود را از دست ندهید می‌توانید به مرور زمان این مرحله کند و سخت را پشت سر بگذارید و به مراحل هیجان انگیزتری از وبلاگ‌نویسی برسید.

وبلاگ‌نویسی؛ یک شغل نیمه وقت

اگر تصور می‌کنید می‌توانید از همان ابتدا به وبلاگ‌نویسی به چشم یک شغل تمام وقت نگاه کنید، قطعا اشتباه می‌کنید. بهترین استراتژی این است که در کنار شغل اصلی خودتان، وبلاگ‌نویسی را هم مثل یک شغل نیمه وقت ادامه بدهید و سعی کنید مخارج وبلاگ‌تان را موقتا از طریق همان شغل اصلی‌تان فراهم نمایید.

مهم نیست شغلی اصلی‌تان چیست. می‌توانید یک مترجم، یک کارمند بانک و یا یک دکتر باشید اما در کنار کارتان در طول روز یکی دو ساعتی را هم به وبلاگ‌نویسی اختصاص بدهید. مطمئن باشید در آینده از همین یکی دو ساعت‌ها به نتایج خوبی خواهید رسید.

معجزه آزادکاری

چند ماه که از طول عمر وبلاگ‌تان گذشت و از نظر محتوا تا حد قابل توجهی غنی شد، دیگر شما می‌توانید خودتان را یک وبلاگ‌نویس کاربلد قلمداد کنید. حالا می‌توانید به عنوان یک وبلاگ‌نویس آزادکار با وبلاگ‌های دیگر وارد همکاری بشوید.

همیشه وبلاگ‌هایی وجود دارند که به دنبال نویسنده‌های مهمان می‌گردند. می‌توانید این وبلاگ‌ها را از طریق شبکه‌های اجتماعی یا جست‌وجو در گوگل پیدا کنید و بعد به آن‌ها ایمیل بدهید و خواستار شروع همکاری با آن‌ها شوید. بد نیست در ایمیل‌تان به حداقل پنج تا از بهترین نوشتارهای خود لینک بدهید تا وبلاگ‌های میزبان با سبک نوشتن و تجربه شما بیشتر آشنا شوند.

خدمات مشاوره‌ای

اگر تا این مرحله، هم با وبلاگ‌های دیگر موفق به ایجاد یک تعامل سازنده شده باشید و هم در شبکه‌های اجتماعی به اندازه کافی و به شکل صحیح و مرتبط فعالیت کرده باشید، این مژده را به شما می‌دهم که دیگر شما در دید اکثریت یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای دانسته می‌شوید. پس زمان آن رسیده که از این حرفه خود استفاده سودآور کنید.

منظورم از استفاده سودآور این است که باید از تخصص خود به شکلی بهره ببرید که هم حرفه‌ای‌تر به نظر برسید و هم بتوانید برخی از مخارج وبلاگ‌تان را از طریق دانش خود جبران کنید. مثلا می‌توانید یک سرویس مشاوره برای وبلاگ‌نویس‌ها و نویسنده‌ها ایجاد کنید و در قبال دریافت هزینه‌ای اندک، به صورت اختصاصی و فرد به فرد آنها را در رسیدن به جایی که خودتان امروز به آن دست یافته‌اید راهنمایی کنید.

مشاوره دادن به شرکت‌ها و کسب‌وکارها

اکنون شما یک وبلاگ‌نویس محبوب و تاثیرگذار به حساب می‌آید؛ وبلاگ‌نویسی که هم وبلاگ خودش را به موفقیت‌های چشم‌گیر رسانده و هم به بلاگرها و نویسنده‌های تازه کار مشاوره می‌دهد و آن‌ها را راهنمایی می‌کند. به اعتبار همین محبوبیت در دنیای اینترنت، زمان آن رسیده که تخصص خود را در دنیای واقعی هم به کار بیاندازید.

بهترین راه‌کار این است که چندین شرکت و کسب‌وکار ترجیحا مرتبط با حوزه اطلاعاتی خود را انتخاب کنید، به آن‌ها ایمیل بدهید و پیشنهادهای خود برای بهبود حضور آن شرکت یا کسب‌وکار در شبکه‌های اجتماعی و همین‌طور جذب مشتری‌های بیشتر از طریق فعالیت مناسب و سودآور در اینترنت را به طور خلاصه ارائه بدهید. مطمئن باشید که به زودی توسط برخی از این شرکت‌ها به عنوان مشاور استخدام خواهید شد.

تبلیغ محصولات

بعد از این‌که در بین شرکت‌های رسمی نیز به اعتبار و شهرت دست پیدا کردید، کم کم پیشنهاداتی برای تبلیغ برخی از محصولات دریافت خواهید کرد. چون شما در اینترنت یک فرد تاثیر گذار هستید، مسلما اگر محصولی را به مخاطبان خود پیشنهاد بدهید، میزان فروش آن محصول به اندازه چشم‌گیری افزایش پیدا می‌کند.

به همین خاطر شرکت‌ها و سازندگان محصولات مرتبط خوشحال می‌شوند اگر شما در بین مطالب و محتوای تولیدی خودتان، اسمی هم از محصولات آن‌ها ببرید. حال این اشاره می‌تواند غیرمستقیم باشد یا به صورت مستقیم و در قالب رپورتاژ. هر چه میزان محبوبیت شما به عنوان یک وبلاگ‌نویس و تولید کننده محتوا بیشتر باشد، سود مالی حاصل از تبلیغ محصولات هم برای شما بیشتر خواهد بود.

مشترکان خبرنامه

جذب مشترک برای خبرنامه باید از همان ابتدای راه یکی از اهداف اصلی شما باشد، چون خبرنامه مزایایی دارد که هیچ پلتفرم اجتماعی یا تعاملی دیگری قادر به ارائه این مزایا نیست. شما از طریق خبرنامه می‌توانید همیشه برای مخاطبان خود از آخرین فعالیت‌ها و اقدامات خود بگویید و محتوای خودتان را برای آن‌ها تبلیغ کنید یا حتی محصولات و خدمات مورد نظر خود را از طریق خبرنامه به آن‌ها بفروشید.

پس همیشه به فکر افزایش تعداد اعضای خبرنامه خودتان باشید و در این راه از هیچ کوششی چشم‌پوشی نکنید. حتی اگر لازم شد از برخی از اهداف خود صرف نظر کنید تا زمان بیشتری برای جذب مشترک برای خبرنامه داشته باشید حتما این کار را انجام دهید و مطمئن باشید هرگز پشیمان نخواهید شد.

پایان‌نوشت

باز هم لازم می‌دانم تاکید کنم که رساندن یک وبلاگ جدید به مرحله درآمدزایی کار زمان‌بری است و احتیاج به برنامه‌ریزی‌های دقیق و دراز مدت دارد. پس سعی کنید طوری برنامه‌ریزی کنید که هر روز به هدف نهایی خود نزدیک‌تر شوید و حتی یک روز را هم از دست ندهید. اکثر وبلاگ‌نویس‌های مشهور کسانی هستند که به جای ناامید شدن، به بیشتر تلاش کردن می‌اندیشند.

وبلاگ‌نویسی را از کجا شروع کنید؟

وبلاگ نویسی

امروز که رفتم ایمیل‌هایم را چک کنم، دیدم که یکی از مخاطبان وبلاگم از من در مورد اینکه چطور وبلاگ‌نویسی را شروع کند و آن را به مرحله درآمدزایی برساند راهنمایی خواسته است. به خودم گفتم چه موضوعی بهتر از این برای یک پست جدید. هر چند در گذشته مطالبی مرتبط با این موضوع نوشته‌ام، اما هیچ وقت بر اساس تجربیات شخصی خودم به طور عمومی به این سوال جواب نداده‌ام.

گرچه هر وبلاگ‌نویسی راه و روش مخصوص به خودش را دارد و هر کسی ممکن است پاسخ متفاوتی به این پرسش بدهد. در واقع نمی‌توان گفت موفقیت و کسب درآمد از راه وبلاگ‌نویسی خصوصا در ایران، فقط یک راه مشخص و واضح دارد. راهی که من بلدم ممکن است به درد یک عده بخورد و برای عده‌ای دیگر فایده‌ای نداشته باشد. پس این مقاله یک مرجع نیست، فقط شرح یک تجربه شخصی است.

بنابراین سعی می‌کنم تا حد امکان صادق و روراست باشم.

با عشق و علاقه بنویسید

اولین و مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه کنید این است که وبلاگ‌نویسی را نباید یک شغل به حساب بیاورید. نوشتن، چه کتاب باشد و چه وبلاگ و چه هر چیز دیگری، ذوق و علاقه می‌خواهد و هر آنچه با ذوق و علاقه فرد سر و کار داشته باشد هنر محسوب می‌شود. نویسنده‌ای که به کارش علاقه نداشته باشد هیچ وقت نمی‌تواند نوشتاری خواندنی و جذاب خلق کند.

وبلاگ‌نویسی هم همین طور است. اگر بخواهید آن را یک شغل بدانید، گاهی خود را مجبور به نوشتن می‌کنید و این یعنی افت کیفیت محتوای شما. در عوض اگر به مغز خود این آزادی عمل را بدهید که هر وقت خواست سوژه پیدا کند و خودش آن را تحلیل کند و به دستان شما فرمان دهد کلمات را روی کیبورد پیاده کنند، نتیجه چیزی می‌شود که شاید حتی خودتان را هم متعجب کند.

در اصل نوشتن یک هنر است و هر چه با هنر سروکار داشته باشد ارتباط مستقیمی با ذوق و علاقه هنرمند دارد. این را باور داشته باشید که هر گاه از نوشتن لذت نبردید بدانید که یک جای راه را اشتباه رفته‌اید.

و صرفا به کسب درآمد فکر نکنید

بزرگ‌ترین اشتباه وبلاگ‌نویس‌ها این است که با هدف کسب درآمد شروع به کار می‌کنند. چه بسیار وبلاگ‌هایی که با همین هدف شروع کردند و بعد از چند ماه (یا حتی چند هفته) دلسرد شدند و کار خود را رها کردند. اگر می‌خواهید با وبلاگ‌نویسی به درآمدزایی برسید باید بدانید که این یک هدف کاملا دراز مدت است و حتی ممکن است هیچ وقت هم به تحقق نرسد.

وبلاگ‌هایی که این روزها به روش‌های مختلف، چه از طریق تبلیغات بنری متعدد و چه از طریق جذب اسپانسر برای تولید محتوا به درآمدهای قابل توجه رسیده‌اند، ذره به ذره برای خودشان اعتبار ساخته‌اند تا به اینجا رسیده‌اند. حتی شاید صاحب این وبلاگ‌ها برای یکی دو سال از جیب خودشان پول خرج کرده باشند تا اعتماد دیگران را جلب کنند و بازدید وبلاگ‌شان را بالا ببرند. پس این فکر خیالی که با وبلاگ می‌توانید خیلی زود پولدار شوید را از سر خود بیرون کنید.

این روزها حتی بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های کهنه کار هم درآمدی از وبلاگ‌شان ندارند و فقط به خاطر علاقه‌شان به نوشتن هست که وبلاگ‌نویسی را ادامه داده‌اند. هر چند این دلیل نمی‌شود که فکر کنید وبلاگ‌نویسی فعالیتی است که نمی‌توانید از آن پولی به جیب بزنید. اگر راه را درست پیش بروید، اگر اهداف‌تان را به درستی انتخاب کرده باشید، به مرور راه‌های مختلفی برای کسب درآمد از این طریق برای شما ممکن خواهند شد.

در عوض، به فکر کسب اعتبار باشید

جذب اعتبار چه برای خود وبلاگ‌نویس و چه برای دامنه وبلاگ، از مهم‌ترین اهداف یک وبلاگ‌نویس باید باشد. راه‌های زیادی برای کسب اعتبار و محبوبیت وجود دارد که بهترین آنها استفاده صحیح و مرتبط از شبکه‌های اجتماعی است. اگر در زمینه وبلاگ‌تان و مقالاتی که می‌نویسید در شبکه‌های اجتماعی فعالیت داشته باشید، کم کم شناخته خواهید شد و با دیگر وبلاگ‌نویس‌های معتبر می‌توانید ارتباط برقرار کنید و با آنها لینک رد و بدل کنید که این هم در نهایت به افزایش اعتبار دامین‌تان کمک می‌کند. وقتی به عنوان یک وبلاگ‌نویس معتبر شناخته شدید، آنگاه موقعیت‌های متفاوت برای کسب درآمد هم به سمت شما روانه خواهند شد.

و یادتان باشد که به زمان نیاز دارید

به دست آوردن اعتبار کاری نیست که بتوان برای آن زمان معین کرد. گرچه بستگی به عملکرد و تخصص‌تان در وبلاگ‌نویسی و پرسنال برندینگ دارد، ولی باید این نکته را آویزه گوش‌تان کنید که معتبر شدن زمان می‌برد. سعی کنید هرگز ناامید نشوید. برخی از وبلاگ‌نویس‌ها هفت هشت سال تلاش می‌کنند تا به جایی برسند که از روز اول آرزوی آن را داشتند. اصلا لذت مدیریت وبلاگ هم در همین است که خودتان آن را از صفر به نهایت برسانید. اگر در این فکر هستید که در مدت چند ماه بتوانید وبلاگ خودتان را به شهرت برسانید،

از همین حالا بدانید که سخت در اشتباه هستید. تقریبا هیچ وبلاگ‌نویسی را نمی‌توانید پیدا کنید که در مدت چند ماه وبلاگ خودش را به اوج برساند. از آن‌جا که اساسا پیشرفت کردن یک فرآیند دراز مدت هست، پس این را در نظر داشته باشید که پیشرفت در وبلاگ‌نویسی هم بر همین اساس است. اگر اهل صبر و حوصله نیستید از همین ابتدا از وبلاگ‌نویسی چشم‌پوشی کنید، اما اگر صبوری از توانایی‌های شما هست پس یک برنامه چند ساله در ذهن خود معین کنید و سعی کنید در طی این چند سال وبلاگ خود را به همان جایی برسانید که امروز آرزویش را دارید. این خودش می‌تواند یک هدف هیجان‌انگیز دراز مدت برای شما باشد، آیا می‌توانید از پس این کار بر بیایید؟

پس فعال باشید و فعال بمانید

اغلب کاربران و مخاطبان از وبلاگ‌نویس‌هایی خوش‌شان می‌آید که همیشه فعال باشند؛ چه در زمینه وبلاگ‌نویسی، چه در شبکه‌های اجتماعی و چه پاسخ‌گویی به کامنت‌ها و ایمیل‌ها و غیره. کلید موفقیت شما در میزان و کیفیت فعالیت‌تان نهفته است. هر چند باید همیشه حواس‌تان باشد که این میزان فعالیت یک خط قرمز هم دارد و اگر از مرز این خط قرمز عبور کنید و بیش از حد فعالیت کنید، هم کیفیت کارتان افت می‌کند و هم مخاطبان خود را از دست می‌دهید.

مزایا و معایب استفاده از نام خودتان به عنوان نام دامنه وبلاگ

نام

اگر قصد دارید برای خودتان یک وبلاگ راه اندازی کنید، مهم‌ترین سوالی که باید با آن مواجه شوید این است که چه نامی را برای دامنه وبلاگ‌تان انتخاب کنید. این را می‌دانید که نام دامنه وبلاگ‌تان باید منحصر به فرد و خاص و در عین حال کوتاه و گویا باشد. می‌دانید که نام دامنه باید با موضوع و محتوای وبلاگ همخوانی داشته باشد. نظرتان در مورد نام خودتان چیست؟ آیا می‌توانید از نام خودتان به عنوان دامنه وبلاگ استفاده کنید؟

مزایا

مسلما برای پاسخ به این سوال باید دید که هدف‌تان از راه اندازی یک وبلاگ چیست. اگر مثل من قصد دارید یک وبلاگ شخصی داشته باشید، بهترین راه حل همان استفاده از نام خودتان است. با این کار علاوه بر اینکه دیگر لازم نیست خیلی روی این مساله وقت و فکر به خرج دهید، بلکه می‌توانید از این دامنه برای کمک به سلف برندینگ خودتان هم بهره‌مند شوید. قطعا داشتن یک وبلاگ با دامنه هم نام با اسم خودتان تاثیر زیادی روی تبلیغ کاراکترتان دارد.

علاوه بر این، وقتی از نام خودتان برای دامنه وبلاگ‌تان استفاده می‌کنید در واقع آینده موضوعات وبلاگ‌تان را تضمین می‌کنید. هر زمان که بخواهید می‌توانید در مورد هر چیزی که خواستید بنویسید و نگران این موضوع نباشید که نام دامنه با محتوای وبلاگ همخوانی ندارد. مثلا اگر در حال ترجمه یک کتاب هستید می‌توانید در موردش در وبلاگ‌تان هر چقدر که خواستید وبلاگ‌نویسی کنید و در کنارش در مورد هر موضوع دیگری مثل خلاقیت و کارآفرینی هم بنویسید. این وبلاگ خودتان است و نام دامنه‌اش نیز هم‌نام شماست پس محدودیتی در انتخاب موضوع نخواهید داشت.

اما اگر بخواهید نام دامنه را بر اساس موضوع وبلاگ انتخاب کنید، آنگاه مجبور خواهید شد که برای همیشه موضوعات محتوای وبلاگ را محدود به معنای همان نام دامنه کنید. مثلا وبلاگی مثل دیجیتاتو به خاطر نامش که دنیای دیجیتال و تکنولوژی را در ذهن تداعی می‌کند، هیچ وقت نمی‌تواند (و البته نباید) در مورد موضوعاتی مثل مد یا ورزش یا سیاست به تولید محتوا بپردازد.

بگذریم که یکی از مزایای دیگرش برخورداری از امکان استفاده از یک ایمیل کاملا شخصی است. شاید برای بسیاری از افراد این خیلی مهم نباشد، ولی به هر حال برای سلف برندینگ هم که شده داشتن یک ایمیل با دامنه خودتان می‌تواند به نفع‌تان تمام شود.

معایب

از سوی دیگر، اگر نام شما یک نام متداول باشد ممکن است متوجه شوید که دامنه هم‌نام شما قبلا توسط فرد دیگری خریداری شده است. به جز این، اگر به دنبال جذب نویسنده هستید و دلتان نمی‌خواهد فقط خودتان تنها نویسنده وبلاگ‌تان باشید، باید بدانید که کمک گرفتن از نویسنده‌های دیگر در بین وبلاگ‌هایی که نام دامنه‌شان با نام صاحب وبلاگ یکسان است چندان معمول نیست؛ هر چند جذب نویسنده مهمان (و نه دائم) می‌تواند راه حل خوبی باشد.

در هر حال اگر تصمیم گرفتید از نام خودتان برای دامنه وبلاگ‌تان استفاده کنید، بد نیست به این نکته هم توجه کنید که مشتری اول و آخرش خودتان خواهید بود. اگر هدف‌تان از راه‌اندازی وبلاگ این است که در نهایت یک روزی آن را بفروشید و پولی به جیب بزنید، بهتر است سراغ اسم خودتان برای نام دامنه نروید و دامنه‌ای را انتخاب کنید که در آینده مشتری داشته باشد و خریدار بتواند از آن به نفع خودش استفاده کند.

چند نمونه

از مزایا و معایب که بگذریم، می‌رسیم به قسمت شیرین این مقاله یعنی چند نمونه از افراد محبوبی که از نام خودشان به عنوان دامنه وبلاگ‌شان استفاده کرده‌اند. به هر حال همیشه نمونه‌های موفق انگیزه‌ای هستند برای دنبال کردن یک هدف معین.

تارا جنتیل: او برای میزبانی از تمام کارهای آنلاینش از نام خودش به عنوان دامنه وبلاگش استفاده می‌کند.

ست گودین: ست یکی از محبوب‌ترین وبلاگ‌های کل اینترنت را دارد. با اینکه وبلاگش روی تایپ‌پد میزبانی می‌شود ولی او هم نام خودش را به عنوان دامنه انتخاب کرده.

جف بولاس: او یکی از وبلاگ‌نویس‌های سرشناس در زمینه بازاریابی اینترنتی و وبلاگ‌نویسی است. جف با اینکه از نام خودش در دامنه وبلاگش استفاده کرده ولی هر از گاهی از نویسندگان دیگر هم استقبال می‌کند تا به صورت مهمان در وبلاگش مطلبی بنویسند.

نیل پتل: نیل از شناخته شده‌ترین وبلاگ‌نویس‌ها در مورد سئو و بهینه سازی موتورهای جست‌وجو است. نیل پتل علاوه بر استفاده از نام خودش در دامنه، روی سلف برندینگ و تبلیغ اسم و چهره خودش هم انرژی زیادی به خرج می‌دهد.

اگر دامنه هم‌نام شما قبلا خریداری شده بود چطور؟

همان‌طور که بالاتر ذکر کردم، ممکن است تصمیم بگیرید که از اسم خودتان برای دامنه وبلاگ‌تان استفاده کنید اما به هنگام خرید دامنه متوجه شوید که فرد دیگری قبلا آن دامنه را خریداری کرده است. در این صورت چه کار می‌کنید؟ برای رفع این مشکل راه حل‌های مختلفی دارید. مثلا می‌توانید از یک اکستنشن دیگر به غیر از دات کام برای وبلاگ‌تان استفاده کنید؛ مثلا me. یا net.

یا اینکه ترکیب نام‌تان را کمی تغییر دهید، مثلا اگر اسم شما سعید فرهادی است و دامنه saeedfarhadi.com را قبلا خریداری کرده‌اند، می‌توانید دامنه sfarhadi.com را برای خودتان ثبت کنید (مثلا خودم دامنه behradj92.com را انتخاب کردم چون در تمام اینترنت با یوزرنیم behradj92 مشغول فعالیت هستم). یا اینکه می‌توانید کمی از خلاقیت خود کمک بگیرید. به عنوان مثال اگر نام شما رامین است می‌توانید دامنه ram.in را برای خودتان خریداری کنید. گزینه آخر هم می‌تواند این باشد که به کسی که دامنه مورد نظر شما را خریده تماس بگیرید و او را راضی کنید دامنه را به شما بفروشد، البته این راه کمی سخت و گران است.

سخن آخر

در مجموع باید گفت که اگر دوست دارید یک وبلاگ شخصی داشته باشید که در آن از علایق و تجارب خود بنویسید و به یک موضوع خاص محدود نباشید و از آن برای برندینگ خودتان هم بهره‌مند شوید، بهترین کار این است که از نام خودتان برای دامنه وبلاگ استفاده کنید. اما اگر دوست دارید وبلاگی در رابطه با یک موضوع متمرکز داشته باشید و بتوانید چند نویسنده و همکار برایش جذب کنید و یک برند مجزا برای آن وبلاگ راه اندازی کنید، باید وقت بیشتری روی انتخاب نام دامنه صرف کنید و دامنه‌ای را انتخاب کنید که با تمام این اهداف هماهنگی داشته باشد و گویای موضوع محتوای وبلاگ نیز باشد.

وقت خود را برای شبکه‌های اجتماعی ناکارآمد تلف نکنید

شبکه‌های اجتماعی

بحث تازه‌ای نیست. فقط کافی است سری به یکی از وبلاگ‌های مورد علاقه خود بزنید تا ببینید آن وبلاگ تقریبا در تمام شبکه‌های اجتماعی شناخته شده (و گاها شناخته نشده) مشغول فعالیت است و در آنها اکانت دارد. از توییتر و فیسبوک بگیرید تا گوگل پلاس و کلوب و تلگرام (البته اگر بشود این آخری را شبکه اجتماعی دانست). همیشه وقتی با این مساله مواجه می‌شوم از خودم می‌پرسم چرا باید مسئولان این وبلاگ‌ها تا این حد انرژی خود را هدر بدهند و وقت خودشان را تلف کاری کنند که نتیجه قابل توجهی هم برای‌شان ندارد؟ مگر به انتخاب شبکه‌های اجتماعی فکر نکرده‌اند؟

منظورم از شبکه‌های اجتماعی ناکارآمد آن دسته از شبکه‌هایی هستند که فعالیت شما در آنها چندان فایده‌ای ندارد. اگر زمانی که خرج فعالیت در این شبکه‌های اجتماعی می‌کنید را صرف فعالیت در شبکه‌های اجتماعی مهم‌تر کنید قطعا زودتر به نتیجه دلخواه‌تان خواهید رسید. حالا چطور می‌شود فهمید که کدام یک از شبکه‌های اجتماعی برای شما ناکارآمد هستند؟

راه حل ساده است. تنها کافی است از خودتان بپرسید مخاطبان هدف‌تان در کدام شبکه‌های اجتماعی فعالیت بیشتر و زنده‌تری دارند. هر نامی که در این لیست قرار نگرفت را می‌توانید ناکارآمد بدانید. مثلا گوگل پلاس در بین ایرانی‌ها کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد، پس لزومی ندارد شما وقت‌تان را هدرش کنید. یا لینکداین بیشتر به درد کارها و ارتباطات حرفه‌ای می‌خورد پس شاید بهتر باشد آن را هم کنار بگذارید و به سراغ شبکه‌های اجتماعی با جامعه عمومی‌تر بروید.

خود من به عنوان یک وبلاگ نویس، بیش از هر شبکه دیگری از توییتر استفاده می‌کنم. توییتر از دید من یک وسیله ارتباطی فوق‌العاده سریع و ساده است که به من اجازه می‌دهد پیام‌های خودم را در کوتاه‌ترین زمان و شکل ممکن به مخاطبانم منتقل کنم. از طرف دیگر گروه مخاطبان هدف من نیز در این شبکه اجتماعی فعالیت قابل توجهی دارند. پس توییتر از هر جهت برای من یک شبکه اجتماعی ایده‌آل است.

به غیر از توییتر، از فیسبوک و اینستاگرام هم استفاده می‌کنم. فیسبوک برای من مثل وسیله‌ای است برای آشنایی با وبلاگ‌نویس‌های جدید و تقویت ارتباطاتم با وبلاگ‌نویس‌هایی که می‌شناسم. با دنبال کردن صفحه و پروفایل این وبلاگ‌نویس‌ها، هم از آخرین پست‌ها و مطالب‌شان آگاه می‌شوم و هم از میان همین پست‌ها ایده پست بعدی وبلاگ خودم را پیدا می‌کنم. از این گذشته می‌توانم لینک پست‌های خودم را نیز با آنها به اشتراک بگذارم و از آنها نظرشان را بپرسم.

اینستاگرام نیز برای من جنبه یک وسیله ارتباطی با مخاطبان عام را دارد. در این شبکه اجتماعی معمولا عکس‌هایی مرتبط با حیطه کاری وبلاگم به اشتراک می‌گذارم تا از این طریق به تعداد دنبال کنندگان خود در اینستاگرام بیافزایم. هر از گاهی هم به پست‌های وبلاگم در اینستاگرام لینک می‌دهم ولی سعی می‌کنم بیشتر با عکس‌ها مخاطبان خودم را جذب کنم.

اما نمی‌توان گفت که استراتژی من برای شما هم مفید است. هر کسی با توجه به حیطه کاری و تخصصش به یک استراتژی منحصر به فرد در انتخاب و استفاده از شبکه‌های اجتماعی احتیاج دارد. شاید فیسبوک برای شما هیچ وقت به درد نخورد و در عوض پینترست را به آن ترجیح بدهید. انتخاب‌تان هر چه که باشد این را در نظر داشته باشید که لازم نیست در تمام شبکه‌های اجتماعی اکانت داشته باشید و در آنها فعال باشید. فقط روی شبکه‌هایی تمرکز کنید که مخاطبان هدف‌تان در آن جمعیت بیشتر و فعال‌تری دارند.

در انتها خوشحال می‌شوم اگر در بخش دیدگاه‌ها لیست شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده خود را با من به اشتراک بگذارید و بگویید که هر کدام را به چه دلیلی انتخاب کرده‌اید.