رویدادی برای معرفی ضعیف چند محصول نسبتا خوب اما زشت و تکراری

دیشب بالاخره نوبت گوگل رسید که محصولات جدید خودش را معرفی کند. راستش را بخواهی تا همین چند ساعت قبل از شروع رویداد انتظار نداشتم اتفاق جدید یا هیجان‌ انگیزی رخ بدهد، چون تقریبا همه چیز از قبل لو رفته بود. اما توییتی که اکانت گوگل در توییتر منتشر کرد سبب شد کنجکاوی من و خیلی‌های دیگر جلب شود. گوگل در توییت خود نوشته بود که اگر فکر می‌کنید همه چیز را در مورد محصولات جدید ما می‌دانید پس حتما امشب کنفرانس را ببینید. این توییت باعث شد همه به این فکر بیافتند که شاید تمام آن تصاویر و ویدیوهای لو رفته از محصولات جدید گوگل بیخود بوده و گوگل در واقع تمام این مدت داشته سر به سر همه می‌گذاشته، یا حداقل پای اسمارت فونی در میان هست که هیچ چیز از آن لو نرفته است.

با این تفکر رویداد دیشب گوگل را با دقت مشاهده کردم و در نهایت فهمیدم هیچ خبری نبوده و اطلاعات لو رفته تقریبا همگی صحیح بوده‌اند و خبری هم از یک دیوایس اسرار آمیز نبود. گرچه از بابت توییت شیطنت آمیز گوگل کمی ناراحت شده بودم، اما این ناراحتی در مقابل حس بدی که از اجرای بسیار ضعیف پرزنترها در این رویداد به من دست داد چندان قابل توجه نبود. ارائه دهندگان به شکل خیلی مشخصی سعی داشتند آن‌چه حفظ کرده‌اند را بدون کم و کاست تحویل مخاطبان بدهند ولی خیلی از مواقع در این زمینه موفق نبودند، تپق می‌زدند یا بخشی از حرف‌ها یادشان می‌رفت و چند ثانیه سکوت می‌کردند تا حرف‌شان یادشان بیاید، گاهی هم سوتی می‌داند و از تصاویر روی پرده عقب می‌افتادند. البته اجرای شرکت‌های دیگر هم چندان تعریفی ندارد، اما از گوگل انتظار چنین اجرای ضعیفی نمی‌رفت.

از اجرا که بگذریم، می‌رسیم به خود محصولات. اولین محصول که گوگل هوم هاب نام داشت در واقع همان اسپیکر هوشمند گوگل هوم بود که به یک صفحه نمایش مجهز شده بود. در مورد این محصول تقریبا چیز جدیدی وجود نداشت چون قبل از گوگل، شرکت‌های دیگر دست به کار شده بودند و نمونه‌های مشابه و حتی بهتر و زیباتری ساخته بودند. شاید بزرگ‌ترین مزیت گوگل هوم هاب این باشد که توسط خود گوگل ساخته شده و هماهنگی بیشتری با اکوسیستم نرم‌افزاری این شرکت دارد. محصول بعدی گوگل پیکسل اسلیت بود که در واقع رقیبی است برای مایکروسافت سرفیس پرو یا آیپد شرکت اپل. این دیوایس در واقع همه آن چیزی است که می‌توان از یک تبلت هیبرید انتظار داشت، فقط با این تفاوت که مبتنی بر سیستم عامل کروم است. پیکسل اسلیت از نظر ظاهری شبیه به آیپد پرو و از نظر نرم‌افزاری تا حدودی شبیه مایکروسافت سرفیس پرو است، ولی با این همه از نظر من در بین این سه دیوایس، تا این‌جا سرفیس پرو کامل‌ترین و بهترین است.

از این موارد که بگذریم می‌رسیم به محصولات اصلی که همان پیکسل ۳ و پیکسل ۳ اکس ال هستند. همان محصولاتی که مدت‌ها منتظرشان بودیم و ستاره اصلی این رویداد بودند. اساسا گوگل در سری پیکسل هیچ وقت در طراحی ظاهری حضور درخشانی نداشته و این سری از پیکسل فون‌ها هم بر همین قانون مبتنی هستند. مشکلی که از نظر سخت‌افزاری به پیکسل ۳ اکس ال وارد است، همان ناچ بزرگ و زشت بالای صفحه نمایش است. صد رحمت به ناچ آیفون ۱۰، حداقل روی آیفون ۱۰ این ناچ به یک دردی می‌خورد، وگرنه در پیکسل ۳ اکس ال خبری از آنلاک گوشی با اسکن چهره هم نیست!

خوشبختانه روی پیکسل ۳ ناچی دیده نمی‌شود. البته هر دو دیوایس لبه‌های پایین بزرگی دارند برای گنجاندن اسپیکرهای استریو که این از نظر من مزیت بزرگی است. قدرت همیشگی گوگل در اسمارت فون‌هایش همان دوربین است که در این سری هم این قدرت دیده می‌شود؛ چه از نظر نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری. البته توانایی‌های نرم‌افزاری سری پیکسل همیشه در بین دیوایس‌های اندرویدی برترین بوده و هست و احتمالا خواهد بود.

نمی‌خواهم بیش از این به موضوع و جزئیاتش بپردازم، اما به نظرم ستاره اصلی این مراسم پیکسل ۳ بود که از پیکسل ۳ اکس ال کوچک‌تر اما زیباتر به نظر می‌رسید. می‌دانم که ناچ این روزها به یک استاندارد بین شرکت‌های سازنده سخت‌افزارهای موبایل تبدیل شده است، اما خوشبختانه در این مورد هنوز سامسونگ وارد بازی نشده است و ترجیح داده سبک طراحی خودش را حفظ کند. در حال حاضر فکر می‌کنم سری گلکسی اس و نوت عنوان زیباترین و بهترین اسمارت فون‌های نسل کنونی را در اختیار دارند. بگذریم که از برخی جهات همچون تعداد پیکسل‌ها در هر اینچ، اسمارت فون خودم یعنی گلکسی اس ۹ پلاس قوی‌تر از پیکسل ۳ و پیکسل ۳ اکس ال است.

مرثیه‌ای برای گوگل پلاس

خبر کوتاه بود و شکه کننده: گوگل قصد دارد به زودی درب‌های گوگل پلاس را بر روی عموم کاربران ببندد. دلایلی که گوگل برای این اقدام آورده ناراحت کننده است. گوگل با انتشار این خبر اعتراف کرده که در سال ۲۰۱۵ اطلاعات برخی از کاربران این پلتفرم لو رفته است ولی گوگل تا امروز ترجیح داده چیزی نگوید، به جز این، میزان استفاده کاربران از گوگل پلاس خیلی کمتر از چیزی بود که فکر می‌کردیم. طبق آماری که خود گوگل داده، بیش از ۹۰ درصد کاربران کمتر از ۵ ثانیه در این پلتفرم وقت می‌گذرانند!

حقیقتش را بخواهی، کم و بیش انتظارش را داشتم. خیلی وقت بود که گوگل پلاس مرده بود و فقط مثل یک مرده متحرک این سو و آن سو می‌رفت. با توجه به شناختی که از گوگل داشتم فکر می‌کردم خیلی زودتر از این‌ها تیر خلاص را به پلاس بزند. گوگل پلاس در سال ۲۰۱۴ مرد، همان روزی که ویک گاندوترا یعنی خالق گوگل پلاس از آن جدا شد، گوگل پلاس هم به یک کمای عمیق رفت.

اساسا گوگل پلاس تلاشی بود از سوی گوگل برای رقابت با بزرگانی چون فیسبوک؛ هدف این بود که گوگل بتواند همان جایگاهی را در دنیای شبکه‌های اجتماعی به دست بیاورد که اکنون در موتورهای جست‌وجو دارد. گرچه این اولین تلاش گوگل برای تصاحب این بازار نبود. شاید یادت بیاید اورکات را که در سال ۲۰۰۴ متولد شد و ده سال بعد متوقف شد، یا گوگل فرندز کانکت که سال ۲۰۰۸ به وجود آمد و سال ۲۰۱۲ نابود شد، یا گوگل باز که ۲۰۱۰ پدید آمد و ۲۰۱۱ ناپدید گردید.

اما وجه تمایز گوگل پلاس نسبت به تلاش‌های قبلی گوگل، دیدگاهی بود که پلاس بر آن بنا شده بود. بنای اصلی گوگل پلاس بر طبقه‌بندی ارتباطات در شبکه‌های اجتماعی بود آن هم با یک ایده ناب و فوق‌العاده به نام حلقه‌ها. حقیقت را بگویم، این‌که می‌شد خیلی ساده‌تر از فیسبوک افراد و دوستان را در قالب حلقه‌ها از هم متمایز کرد و برای هر حلقه محتوای خاصی را به اشتراک گذاشت فکر خیلی جذابی بود. همین فکر جذاب باعث شد از همان روزهای اول راه‌اندازی گوگل پلاس عضوش بشوم. فکر می‌کردم با این ایده، گوگل پلاس خیلی زود به یک شبکه اجتماعی مهم و تاثیرگذار تبدیل خواهد شد.

اوایل همه نشانه‌ها چنین چیزی را ثابت می‌کرد. هر روز به تعداد کاربران این پلتفرم اجتماعی اضافه می‌شد و گوگل مسلما از این موضوع خیلی راضی بود. اما نکته‌ای که گوگل فراموش کرده بود این بود که برای راضی کردن حدود یک میلیارد کاربر فیسبوک در آن زمان برای پیوستن به یک شبکه اجتماعی جدید، به چیزی فراتر از این‌ها نیاز هست. اگر می‌پرسی دقیقا چه، مسلما نمی‌توانم جوابت را بدهم چون اگر پاسخ این سوال مشخص بود قطعا تا الان یک شبکه اجتماعی دیگر روی دست فیسبوک بلند می‌شد. اما به هر حال برای مقابله با غولی مثل فیسبوک باید بیشتر تلاش می‌شد.

به هر حال، گوگل پلاس نتوانست آن چیزی بشود که ویک گاندوترا از ابتدا برایش می‌کوشید. دلایل زیادی هم برای این موضوع وجود دارد، مثلا تاکید گوگل بر روی اجباری کردن عضویت در گوگل پلاس برای استفاده از باقی سرویس‌های گوگل یا عدم توانایی مدیریت اسپم‌ها در این پلتفرم یا دیر پاسخ دادن به انتقادها در رابطه با گوگل پلاس، همه و همه دست به دست هم دادند تا این شبکه اجتماعی نیز مثل تلاش‌های قبلی گوگل محکوم به شکست بشود.

با این همه، به نظر من این آخرین باری نخواهد بود که گوگل برای تصاحب دنیای شبکه‌های اجتماعی دست به کار می‌شود. گوگل پلاس شاید تا امروز معروف‌ترین شبکه اجتماعی گوگل پلاس بوده باشد که گرچه به زودی برای عموم کاربران از بین خواهد رفت، اما میراث ارزشمندی هم برای همگان از خودش به جای گذاشت؛ مثل گوگل Photos یا سرویس چت تصویری Hangouts یا کنفرانس زنده ویدیویی Hangouts On Air که الان به شکل Youtube Live بقا یافته است.

از آن‌جا که گوگل عاشق جمع‌آوری اطلاعات از کاربران است و یک شبکه اجتماعی به او این امکان را می‌دهد که اطلاعات بیشتری در مورد ما کسب کند، پس حتما در آینده (نزدیک یا دور) شاهد یک شبکه اجتماعی دیگر از گوگل خواهیم بود. فقط سوال این‌جاست که آیا تلاش بعدی گوگل هم با شکست مواجه خواهد شد یا همان چیزی می‌شود که گوگل در این سال‌ها می‌خواسته؟

برای اینباکس، برای جیمیل

یکی دو روز پیش که داشتم اخبار تکنولوژی را کندوکاو می‌کردم به خبر توقف سرویس اینباکس گوگل برخوردم. گوگل اعلام کرده که به زودی اینباکس را از بین خواهد برد و در عوض همه تمرکز خودش را صرف سرویس محبوب‌تر جیمیل خواهد کرد. اگر بخواهم راستش را بگویم، تعجب نکردم. از همان ابتدا هم معلوم بود که اینباکس قرار نیست یک سرویس ایمیل همیشگی باشد. گوگل با اینباکس فقط می‌خواست ویژگی‌های مورد نظر خودش برای ایمیل را مورد آزمایش قرار دهد و قبل از انتقال این ویژگی‌ها به جیمیل، از کاربران بازخورد بگیرد. در واقع اینباکس برای گوگل یک پلتفرم آزمایشی بود، نه یک سرویس دائمی و جدی.

نشانه‌های زیادی وجود داشت که خبر از این می‌داد که بالاخره روزی فرا خواهد رسید که باید با اینباکس خداحافظی کرد. یکی از اصلی‌ترین این نشانه‌ها، ریدیزاین و مدرن شدن سرویس جیمیل بود و اضافه شدن بسیاری از امکانات اینباکس به جیمیل. از سوی دیگر، تاخیر فراوان برای انتشار نسخه آیفون ۱۰ اینباکس هم نشانه مهم دیگری برای اثبات این حقیقت بود.

در هر حال، به نظر من اینباکس سرویس ایمیل فوق‌العاده‌ای بود. یادم می‌آید از همان روزهای اولی که این سرویس معرفی شد من به جمع کاربرانش پیوستم و از همان ابتدا از آن خوشم آمد. رابط کاربری ساده و جذابی که داشت سبب می‌شد تا کاربر در هنگام استفاده از این سرویس دچار سردرگمی نشود. امکاناتی همچون باندل کردن ایمیل‌های مرتبط یا اسنوز کردن پیام‌ها و هماهنگی‌اش با تسک‌ها و ریمایندرها همگی سبب می‌شد که نتوان به راحتی رقیبی برای آن پیدا کرد.

خوشبختانه در حال حاضر حجم قابل توجهی از این امکانات به نسخه جدید جیمیل اضافه شده است و فقط برخی از ویژگی‌ها همچون باندل کردن ایمیل‌ها مانده‌اند که به گفته خود گوگل به زودی به جیمیل افزوده خواهند شد. اینباکس سرویس بسیار خوبی بود، اما نسخه جدید جیمیل این توانایی را دارد که در آینده نزدیک جای خالی اینباکس را پر کند.

البته این رسم گوگل است که سرویس‌های خوب خودش را قربانی می‌کند. اکثر کاربران محصولات گوگل دیگر به این رسم عادت کرده‌اند. گرچه در مورد اینباکس خوشبختانه جیمیل به عنوان جایگزین وجود دارد. یادمان نرود که جیمیل تعداد کاربران بیشتری دارد و به خاطر طول عمر بیشترش از محبوبیت و مقبولیت بالاتری نیز بین کاربران برخوردار است. برای قربانی کردن اینباکس گوگل را سرزنش نمی‌کنم، چون فراهم کردن همه امکانات برای جیمیل انتخاب عاقلانه‌ای است؛ ولی در عین حال دلم برای اینباکس تنگ خواهد شد.

چرا گوگل هنوز نتوانسته فیسبوک را شکست دهد؟

گوگل

شاید در این موضوع کسی مخالفتی نداشته باشد که گوگل در دنیای اینترنت حکم یک غول بزرگ را دارد که تا به حال بسیاری از رقبای خودش را از مسیر خارج کرده و روز به روز به عظمت خودش افزوده است، به طوری که امروز در بسیاری از زمینه‌ها بی‌رقیب است. قبل‌تر یکی از بزرگ‌ترین رقبای گوگل، یاهو بود که تقریبا در تمام زمینه‌های فعالیت گوگل یک محصول رقابتی ارائه کرده بود، اما در نهایت این گوگل بود که توانست یاهو را زیر پای خودش له کند و به پادشاه موتورهای جست‌وجو تبدیل شود. به جز موتور جست‌وجو، سرویس ایمیل گوگل یا همان جیمیل هم یکی از برترین سرویس‌های مدیریت ایمیل در دنیاست. برای اشتراک گذاری ویدیو هم اولین اسمی که به ذهن هر کسی خطور می‌کند یوتیوب است که آن هم تحت سلطه گوگل فعالیت می‌کند. در زمینه سرویس‌های نقشه هم کمتر کسی می‌تواند با گوگل مپ مقابله کند، حتی شرکتی به عظمت اپل هم سعی کرد در این حیطه با گوگل رقابت کند، اما هنوز هم اپل مپ موفق نشده به دقت و گستردگی گوگل مپ نزدیک بشود. ضمنا Waze را هم فراموش نکنیم که تقریبا دل همه را برده است، آن هم برای گوگل است. در سیستم‌عامل‌های موبایل گوگل با اندروید مشغول رقابتی سخت و تنگاتنگ با iOS است و به عنوان یکی از برترین سیستم‌عامل‌های موبایل شناخته می‌شود. سرویس بلاگر هم به عنوان یک سیستم وبلاگ‌دهی رایگان همچنان یکی از پرطرفدارترین‌هاست.

با تمام این حرف‌ها، گوگل هنوز نتوانسته در برخی از زمینه‌ها به مقام پادشاهی دست پیدا کند؛ در برخی موارد به خاطر این‌که خودش از رقابت کردن انصراف داده یا هنوز وارد نشده و در برخی دیگر از موارد هم به این دلیل که با وجود تلاش برای رقابت موفق نشده قد علم کند. یکی از آن حیطه‌هایی که گوگل چند بار تلاش کرد که تحت کنترل خودش درآورد، شبکه‌های اجتماعی بوده است. سال‌هاست که همه فیسبوک را سزدم‌دار دنیای شبکه‌های اجتماعی می‌دانند، اما سوال این‌جاست که چرا گوگل با این همه توانایی هنوز موفق نشده که فیسبوک را زمین بزند؟

گوگل به موقع شروع کرد…

گوگل

شاید برخی‌ها تصور کنند که علت شکست گوگل این بوده که به موقع وارد میدان نشده و به فیسبوک و باقی رقبا اجازه داده است که عرصه را تصاحب نمایند. این دیدگاه کاملا غلط است. گوگل دقیقا هم‌زمان با فیسبوک شروع به کار کرد، آن هم با یک پلتفرم اجتماعی با نام Orkut. این پلتفرم که نامش را از خالقش وام گرفته بود، موفق شد در مدت زمان حیاتش بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر برای خودش فراهم آورد، اما این پلتفرم هرگز نتوانست در حد و اندازه بزرگانی چون فیسبوک باشد. برای همین بود که در سال ۲۰۱۱ گوگل تصمیم گرفت یک شبکه اجتماعی دیگر را در کنار Orkut راه‌اندازی نماید. در ادامه بیشتر در مورد گوگل پلاس صحبت خواهیم کرد اما قبل از آن بد نیست به این اشاره کنم که گوگل در سال ۲۰۱۴ به طور کلی Orkut را متوقف نمود، عملی که از دید خالق ترکیه‌ای این پلتفرم یعنی Orkut Büyükkökten چندان فکر عاقلانه‌ای نبود و به همین دلیل تصمیم گرفت خودش یک پلتفرم اجتماعی دیگر به راه اندازد با نام Hello که البته هنوز نتوانسته موفقیت چشم‌گیری کسب کند.

…اما مسیر را اشتباه رفت

گوگل

وقتی در سال ۲۰۱۱ گوگل از شبکه اجتماعی گوگل پلاس رونمایی کرد، فقط یک هدف را دنبال می‌کرد و ‌آن هم ساختن یک فیسبوک دیگر برای رقابت کردن با فیسبوک اصلی.

از حق نگذریم، گوگل پلاس یکی دو ایده متمایز هم داشت. مثلا بر خلاف فیسبوک که همه چیز به فرند لیست‌ها خلاصه می‌شد، پلاس فکر حلقه‌ها را پیاده‌سازی کرد، به این معنی که هر کاربر می‌توانست در گوگل پلاس دوستانش را در حلقه‌هایی متفاوت طبقه‌بندی کند. اما اگر بخواهیم در کل به گوگل پلاس نگاه کنیم، می‌بینیم که از اساس هیچ تفاوتی با فیسبوک نداشت و تقریبا هر چه در گوگل پلاس دیده می‌شد، در فیسبوک هم وجود داشت. سوال این بود که کاربران فیسبوک چرا باید شبکه اجتماعی دلخواه و قدیمی خودشان را رها کنند و به یک شبکه اجتماعی دیگر که درست مثل فیسبوک است بپیوندند.

بر همین اساس بود که گوگل تصمیم گرفت برای جبران کاری که از ابتدا با تفکر اشتباه آغاز کرده بود، کمی سخت‌گیرانه‌تر برای جذب کاربران به سمت پلاس تلاش کند. تا همین چند سال پیش شما برای کامنت گذاشتن در یوتیوب یا استفاده کردن از برخی از دیگر امکانات گوگل، مجبور بودید در گوگل پلاس عضو بشوید. گوگل البته بعدها این اجبارها را از میان برداشت اما نتیجه این شد که اکانت‌هایی در گوگل پلاس ساخته شدند که هرگز حتی یک پست هم در این پلتفرم به اشتراک نگذاشته بودند. تناقض میان تعداد اکانت‌های موجود در گوگل پلاس و تعداد کاربران فعال ماهانه این پلتفرم سبب شد تا گوگل پلاس به شهر ارواح معروف شود.

اکنون هم پلاس برای گوگل تبدیل شده است به یک آزمایشگاه فیچرها و محصولات جدید. خیلی از امکانات اولیه گوگل پلاس به مرور زمان از این پلتفرم جدا شدند و به صورت مجزا ادامه یافتند و در حال حاضر هم هیچ شباهتی با آن گوگل پلاسی که از ابتدا می‌شناختیم ندارد، شاید حتی بتوان گفت بیشتر شبیه پینترست است تا فیسبوک.

حکایت همچنان باقی‌ست

گوگل

شاید گوگل تا امروز در دنیای پر رقابت شبکه‌های اجتماعی جایگاه چندان مهمی را کسب نکرده باشد، اما با این همه هنوز هم گوگل این فرصت را در اختیار دارد که با یک تلاش حساب شده و صحیح، فیسبوک و دیگر پلتفرم‌های اجتماعی را زیر سایه عظمت خود له کند. با وجود آن حجم غیر قابل باور اطلاعاتی گوگل از کاربران اینترنت دارد، همیشه این خطر برای باقی مهره‌های کلیدی صفحه شطرنج شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که توسط گوگل به نابودی کشیده شوند.

گوگل در این راه دو گزینه پیش رو دارد. اولی خریدن یک شبکه اجتماعی و به تکامل رساندن آن است (مثل توییتر)، و دومی ساختن یک شبکه اجتماعی جدید با طرز فکری نوین و متمایز. به نظر شما آیا گوگل روزی دست به چنین کاری خواهد زد؟