مسئولیت‌پذیری شوخی نیست!

روزی روزگاری در سیاره‌ای خیلی خیلی دورتر از زمین، موجوداتی زندگی می‌کردند که شناخت دقیقی از مسئولیت‌پذیری نداشتند. در این سیاره هر کسی هر زمان که دلش می‌خواست هر کجا که موقعیتش پیش می‌آمد و بحث یک مسئولیت پیش کشیده می‌شد، فورا دست بالا می‌برد و آن مسئولیت را می‌قاپید و از این بابت خوشحال هم می‌شد؛ درست مثل این‌که مسئولیت یک شکلات است که پرتاب کرده باشند به سمت آسمان و همه آن پایین با دهان باز سعی می‌کردند مسیر دهان خودشان را با مسیر سقوط شکلات تنظیم کنند تا نکند خدای نکرده شکلات در دهان دیگری بیافتد.

حالا هر کس از دور شوق و ذوق این موجودات برای قبول مسئولیت‌ها را می‌دید پیش خودش فکر می‌کرد که آفرین!… ادامه نوشتار

آفلاین فکر کن

تا به حال چند بار پیش آمده که در حال وب‌گردی و چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی مشغول فکر کردن به مشکلات و سوالاتت شده باشی؟ چند بار تا کنون پیش آمده که جلوی کامپیوتر یا لپ‌تاپت بنشینی یا اسمات فونت را در دست بگیری و غرق در افکارت بشوی؟ اگر از نسل کنونی و از آدم‌های امروزی باشی یا به هر طریقی در دنیای گجت‌ها و اینترنت فعالیت داشته باشی، حتما تا الان حداقل یکی دو بار در میانه فعالیت‌های اینترنتی‌ات مشغول فکر کردن شده‌ای و حتما می‌دانی که در این مواقع تقریبا هیچ وقت نمی‌توانی برای افکارت به نتیجه قانع کننده‌ای برسی.… ادامه نوشتار

از گیاهان انرژی بگیر

در این روزگار پر از دردسر و مشکلات مختلف، خیلی ساده است که انرژی ما زود تمام شود. بعضی روزها آن‌قدر کار و مشغله روی سر آدم فرو می‌ریزد که هنوز به نیمه روز نرسیده خستگی و آشفتگی در تک تک سلول‌ها احساس می‌شود. چیزی نمی‌گذرد که کم‌کم متوجه می‌شوی حال کار کردن نداری، مدام در حال خمیازه کشیدن هستی، حوصله فکر کردن و تمرکز کردن را نداری و دوست داری زمان با سرعت بیشتری بگذرد تا تو بالاخره از شر کار کردن خلاص بشوی و بروی کمی استراحت کنی.

این حس عجیبی نیست. شاید خیلی از ما، یا اصلا چرا راه دور برویم، خود من بارها و بارها این حس را تجربه کرده‌ام.… ادامه نوشتار

ویل اسمیت و دیوار اراده

وقتی داشتم کتاب فوق‌العاده برتری خفیف، نوشته جف اولسون را می‌خواندم به یک داستان جالب از ویل اسمیت برخوردم. این داستان در رابطه با اراده بود و این‌که اگر انسان باور داشته باشد که از پس انجام کاری برمی‌آید پس حتما موفق خواهد شد. بد ندیدم اگر این داستان را با تو هم در میان بگذارم تا باور کنی اگر بخواهی و بکوشی حتما می‌توانی.

روزی از روزها، پدر ویل اسمیت یک دیوار آجری بزرگ را خراب کرد و سپس از او و برادر ویل خواست که آن دیوار را دوباره از نو بسازند. ویل و برادرش از این حرف پدر خود بسیار تعجب کرده بودند.… ادامه نوشتار

تو خود پاسخی

همه ما در زندگی خود با پرسش‌های فراوانی مواجه می‌شویم. انگار دنیای ما پر شده از انواع و اقسام پرسش‌های کوچک و بزرگ که پاسخ اکثر آن‌ها را هنوز نمی‌دانیم. بعضی از ما به این فکر می‌کنند که با وجود تمام تلاش‌هایی که انجام می‌دهند چرا هنوز نمی‌توانند به جایگاهی که آرزویش را دارند دست پیدا کنند؟ برخی دیگر به این می‌اندیشند که چرا هنوز نمی‌توانند روی پای خودشان بایستند و به کسی وابسته نباشند؟ عده‌ای هم متحیرند که با آن همه مشغله کاری که برای خودشان درست کرده‌اند چگونه می‌توانند از زندگی لذت ببرند؟

می‌بینی، انگار هر کسی سوال‌های خودش را در ذهنش دارد و این سوال‌ها را هر روز بارها و بارها از خودش می‌پرسد و معمولا به هیچ پاسخی هم دست پیدا نمی‌کند.… ادامه نوشتار

محدودیت زمانی یعنی بیشتر و بهتر کار کردن

ددلاین یا همان محدودیت زمانی برای خیلی‌ها به خصوص فریلنسرها موضوع چندان جذابی نیست. همه ما در هر کاری که هستیم از ددلاین دل خوشی نداریم. اگر به خودمان بود دوست داشتیم وقت‌مان نامحدود می‌بود و کارهای‌مان را هر زمان که دل‌مان می‌خواست و حسش را داشتیم انجام دهیم، دوست داشتیم هیچ کس به ما گیر ندهد و مجبور نبودیم به خاطر تاخیر در به اتمام رساندن کارها به کسی جواب پس بدهیم. اگر چنین روندی امکان‌پذیر بود، آن وقت می‌توانستیم با اطمینان بگوییم که به شغل رویایی خود دست یافته‌ایم.

اما امروز می‌خواهم طرز فکر تو را در مورد محدودیت زمانی برای انجام دادن کارها عوض کنم.… ادامه نوشتار

این یک عنوان جذاب است!

برای یک وبلاگ‌نویس هیچ چیز بیشتر از جذب مخاطب جذاب‌تر نیست. هیچ بلاگری نیست که از چند مخاطب جدید خوشش نیاید. اما به دست آوردن هر یک مخاطب برای یک وبلاگ کار خیلی سختی است، به خصوص اگر آن وبلاگ تازه کارش را شروع کرده باشد. گرچه بخشی از کار باز می‌گردد به بازاریابی مطالب در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، ولی بخش اعظم پروسه جذب مخاطبین جدید برای وبلاگ به خود بلاگر بستگی دارد. این هنر یک بلاگر است که بتواند بازدید کننده‌ها را به سمت خودش بکشاند.

حال چرا می‌گویم هنر؟ چون بلاگر باید خودش حداقل یک دلیل قانع کننده به دست دیگران بدهد تا آن‌ها او و وبلاگش را بخوانند و دنبال کنند.… ادامه نوشتار

مراقب خودت باش

حتما الان پیش خودت فکر کردی من قرار است در این پست بگویم که مواظب باش اتفاقی برایت نیافتد، سعی کن از پیاده‌رو بروی و با دقت از خیابان بگذری تا ماشین به تو نزند، حواست باشد دزد کیف یا موبایلت را نزند و از این جور حرف‌ها. البته مسلما همه این موارد جای خودشان را دارند، اما منظور من از نوشتن این تیتر برای این نوشتار کلا چیز دیگری است. منظورم این است که باید مراقب خودت باشی تا دیگران با تو به درستی رفتار کنند.

لابد حالا می‌پرسی “یعنی چه که باید مراقب خودم باشم که دیگران با من به درستی رفتار کنند؟ مگر اصلا طرز رفتار دیگران با من ربطی به مراقبت از خودم دارد؟ این دیگر چه جور حرفی است؟” تعجب نکن!… ادامه نوشتار

این‌جا اکنون امن‌(تر) است

آن قدیم‌ترها، هشت نه سال پیش که تازگی وبلاگ‌نویسی را شروع کرده بودم، تمام درکم از وبلاگ همین راه‌اندازی یک بلاگ رایگان در سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان بود. همین که یک قالب از بین قالب‌های از پیش طراحی شده انتخاب کنم و بدون هیچ دردسری شروع کنم به نوشتن و منتشر کردن نوشتارهایم فکر می‌کردم الان دیگر آخر وبلاگ‌نویسی هستم. اما به هر حال از آن‌جا که هر موضوعی به مرور و با تجربه آموخته می‌شود، من هم کم‌کم فهمیدم که سیاره وبلاگ‌نویسی فقط در نوشتن خلاصه نمی‌شود بلکه بخش مهم‌تری هم دارد؛ بخش هدایت فنی وبلاگ.

دیری نگذشت که فهمیدم داشتن یک وبلاگ با دامنه و هاست شخصی خیلی بهتر از استفاده کردن از سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان است چون در آن صورت کنترل بیشتری روی محتوا و خود وبلاگ دارم.… ادامه نوشتار

حلقه دوستانت را متنوع کن

وقتی می‌خواهی رابطه دوستی جدیدی را آغاز کنی، برای پیدا کردن یک دوست جدید دقیقا به چه خصوصیاتی فکر می‌کنی؟ معمولا دوست داری با چه کسانی در ارتباط باشی و رفت و آمد کنی؟ اگر مثل خیلی‌ها باشی حتما الان می‌گویی دوست داری با کسانی رفاقت کنی که از نظر ذهنی و فکری به طور کلی شبیه خودت باشند. حتما فکر می‌کنی هر چه دیدگاه‌های دوستانت نسبت به موضوعات مختلف بیشتر شبیه به نگرش‌های خودت در رابطه با همان موضوعات باشد، این نشانه خوبی است و احتمالا این نوع ارتباطات برای تو طول عمر و دوام بیشتری خواهند داشت.

اما من امروز می‌خواهم کاملا عکس این موضوع را به تو ثابت کنم.… ادامه نوشتار