گاهی خام، از پخته بهتر است

نشسته بودم روی صندلی اتاقم و روزنامه را مطالعه می‌کردم. مطلب جالبی نداشت و حوصله‌ام سر رفته بود. به این فکر افتادم که برای گذران وقت سری هم به صفحه نیازمندی‌ها بزنم. بخش نیازمندی‌ها را باز کردم و با نگاهی گذرا به آگهی‌های ریز و درشتش، آن را مثل یک کتاب ورق زدم. هنوز به صفحه آخر نرسیده بودم که نکته‌ای توجهم را جلب کرد؛ اینکه همه آگهی‌ها یک نقطه اشتراک داشتند و آن هم ضروری دانستن سابقه و تجربه بود. تقریبا

مشاهده مطلب