چرا کاربران محتوای اینترنتی را به اشتراک می‌گذارند؟

اشتراک گذاری محتوای اینترنتی

یکی از اهداف وبلاگنویسها این است که بازدیدکنندهها مطالب وبلاگشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. البته این موضوع صرفا محدود به بلاگرها نمیشود، هر کسی که در اینترنت به تولید محتوا مشغول باشد، یکی از اهداف اصلیاش همین است. اما برای دست یافتن به این هدف مهم، پیش از هر چیز باید بدانیم که کاربران اصلا چرا محتوای اینترنتی را با یکدیگر به اشتراک میگذارند؟

به هر حال، هر چه که باشد کاربران اینترنتی مثل من و شما آدمهایی هستند که پشت کامپیوتر خود نشستهاند و به محتوای تولید شده شما نگاه میکنند. برای آنکه بتوانید میزان به اشتراک گذاشته شدن مطالب خود را افزایش بدهید، باید اول با روحیات این افراد آشنا شوید و بدانید چه دلایلی آنها را راضی میکند تا محتوای شما را همرسانی کنند

پی بردن به این نکات میتواند اهمیت زیادی داشته باشد، چون هر بار که محتوای شما به اشتراک گذاشته میشود، افراد بیشتری نوشتارهای شما را مشاهده میکنند؛ افرادی که هر کدامشان میتوانند مجددا آن را همرسانی کنند. بر همین اساس است که محتوای شما دست به دست میشود و به مرور محبوب میگردد.

این مقاله را من برای وبلاگنویسها آماده میکنم تا با کلیات رفتاری بازدیدکنندههای خود برای افزایش همرسانی مطالبشان آشنا شوند، ولی این مطلب برای همه اهالی تولید محتوا میتواند مفید باشد؛ از کاربران فعال شبکههای اجتماعی گرفته تا صاحبان کانالهای تلگرامی (که البته چندان دل خوشی از آنها ندارم).

بدون مقدمهچینی اضافی، میرویم سراغ پاسخ به این سوال که چرا کاربران محتوای اینترنتی را به اشتراک میگذارند؟

۱برای آنکه خودشان را به دیگران معرفی کنند

کتابخانهها خیلی جالب هستند. شما با نگاه کردن به کتابخانه یک فرد میتوانید به شخصیت او پی ببرید. کتابهایی که در کتابخانه شما جا خوش کردهاند نشان دهنده سلیقه شما هستند و گویای اینکه بیشتر به چه موضوعاتی علاقهمند هستید. هیچ کس کتابی که دوست ندارد را در کتابخانهاش نمیگنجاند. شاید البته نسل جدید زیاد به کتاب خواندن علاقه نداشته باشد، اما اگر کسی اهل کتابخوانی باشد، قطعا کتابخانهاش معرف شخصیت اوست.

همین موضوع در مورد لینکهایی که به اشتراک میگذاریم هم صادق است. درست مثل کتابهای توی کتابخانه، لینکهایی که در اکانتهای خود در شبکههای اجتماعی یا وبلاگهایمان همرسانی میکنیم هم به نوعی معرف شخصیت ما هستند. یکی از اهداف به اشتراک گذاری مطالب، این است که خودمان را به دیگران معرفی کنیم و بگوییم که به چه موضوعاتی علاقه داریم. مثلا اگر کسی مطالب مربوط به تکنولوژی را در توییترش توییت میکند، به فالوئرهایش ثابت میکند که اهل تکنولوژی است و از رویدادهای روز این موضوع آگاهی دارد. یا اگر کسی مطالب وبلاگ من را در فیسبوکش بازنشر کند، نشانگر این است که وبلاگنویسی را دوست دارد.

۲برای ارائه محتوای جالب به دنبال کنندهها

یکی دیگر از خصوصیات اکثر کاربران اینترنتی این است که آنچه برای خودشان جالب به نظر میرسد را دوست دارند با دیگران هم به اشتراک بگذارند. اصلا اساس کار شبکههای اجتماعی هم بر همین مبنا بنا شده است؛ به اشتراک گذاشتن محتوای جالب. هر کسی که شما را دنبال میکند به این خاطر است که مثل شما از مطالبی که بازنشر میکنید خوشش میآید

اگر میپرسید منظورم از محتوای اینترنتی جالب چیست، باید بگویم هر نوع محتوایی که حاوی نکات آموزشی کامل و واضح باشد، یا گویای مباحث نو و بدیع باشد و برای مخاطب ارزشمند قلمداد شود، محتوای جالب در نظر گرفته میشود. این نوع محتوا معمولا با میزان اشتراک گذاری بالایی مواجه خواهد شد. برای آنکه میزان اشتراک گذاری محتوای خود را تخمین بزنید، کافی است از خودتان بپرسید: آیا این محتوا از دید بازدیدکنندههای من جالب به نظر میرسد؟

۳برای افزایش دنبال کنندهها

دلیل واضح بعدی این است که کاربران اینترنتی دوست دارند با بازنشر محتوای مورد علاقه خود، به تعداد دنبال کنندههای خود بیافزایند. همانطور که ما بلاگرها با تولید محتوای اینترنتی مفید و کارآمد سعی داریم شمار مخاطبان خودمان را افزایش دهیم، کسانی هم که مطالب ما را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند سعی میکنند دنبال کنندههای خود را بیشتر و بیشتر کنند

اشتراک گذاری محتوای اینترنتی

این روزها خیلی از کاربران شبکههای اجتماعی، لینک مطالب مورد نظرشان را همراه با دیدگاهشان در پلتفرمهای اجتماعی به اشتراک میگذارند. از این طریق، آنها نه تنها خود مطلب را همرسانی کردهاند، بلکه نظر خودشان را هم در مورد آن نوشتار بیان نمودهاند. به بیان دیگر، به این شکل آنها هم به نوعی تولید کننده محتوا محسوب میشوند؛ تولید کنندهای که با سنجاق کردن نظرش روی نوشتار نویسنده اول، یک بسته محتوایی جدید را منتشر مینماید. همین روند میتواند به صورت زنجیرهای ادامه پیدا کنند و در نهایت به افزایش (و گاهی کاهش) دنبال کنندههای یک کاربر شود. البته در نهایت پیروز میدان شما تولید کننده محتوای اصلی هستید که مطلبتان در بین کاربران پخش میشود.

۴برای اینکه ارزشمند به نظر برسند

چارلز لیدبیتر، نویسنده کتاب We Think: The Power Of Mass Creativity میگوید: ما همان چیزی هستیم که به اشتراک میگذاریم.

وقتی کسی محتوایی خاص در یک موضوع به خصوص را به اشتراک میگذارد، یکی از اهدافش این است که برای دنبال کنندههایش، در همان زمینه ارزشمند به نظر برسد. به بیان دیگر، آنها دوست دارند تا حدودی خودشان را جای تولید کننده محتوا بگذارند و با همرسانی مطالبش، به دنبال کنندههای خود بگویند که نوشتار را خواندهاند، فهمیدهاند و اطلاعات خوبی در آن زمینه دارند. جالب نیست؟ نویسندهها نه تنها دانش خودشان را با بازدید کنندهها در میان میگذارند، بلکه به آنها کمک میکنند که مثل متخصصان امر به نظر برسند.

به همین خاطر است که پیشنهاد میشود که به اشتراک گذاری محتوای خود را تا حد امکان ساده نمایید. از دکمههای اشتراک گذاری در پلتفرمهای اجتماعی مختلف هرگز غافل نشوید.

۵برای آنکه بگویند عاشق چه برند و محتوایی هستند

واضحترین دلیل به اشتراک گذاشتن مطالب توسط کاربران، این است که به دیگران نشان بدهند به چه برندها و محتوایی علاقهمند هستند و به آنها اهمیت میدهند. اگر محتوایی که تولید میکنید بتواند رضایت مخاطبان شما را فراهم کند، آنها به شما، محتوای شما و برندتان علاقه پیدا میکنند و این علاقه را با به اشتراک گذاشتن این محتوا بروز میدهند. گرچه این آرزوی هر تولید کننده محتوایی به حساب میآید، اما دست یافتن طرفدار برای محتوا در این بازار پر رقابت کار بس دشواری است.

نتیجهگیری

در هر صورت، به اشتراک گذاری نوعی از بازاریابی محتوا به سبک دهان به دهان است. این نوع از بازاریابی در مقایسه با اکثر روشهای متداول، هزینه کمتری روی دست تولید کننده میگذارد و در عین حال نتایج مثبت بیشتری هم با خودش به همراه میآورد. بازنشر محتوا از فردی به فرد دیگر میتواند در مدت کوتاهی برای صاحب محتوا شهرت قابل توجهی ایجاد نماید.

اما نقطه ضعف این نوع بازاریابی این است که سختیهای زیادی دارد. راضی کردن مخاطب برای همرسانی مطالب کار سادهای نیست و به صرف زمان و انرژی زیادی احتیاج دارد. بدون برنامهریزیهای بلند مدت نباید انتظار داشته باشید که همه برای بازنشر مطالبتان سر و دست بشکنند. در آینده، برای بلاگرهای عزیز در رابطه با روشهای افزایش به اشتراک گذاری نوشتارهای وبلاگ بیشتر خواهم نوشت.

یک وبلاگ بیشتر به کدام یک احتیاج دارد، محتوای عمیق یا محتوای سطحی؟

محتوای عمیق

هر وقت حرف از وبلاگ‌نویسی به میان می‌آید، یکی از متداول‌ترین پرسش‌ها این است که مطالب وبلاگ باید چقدر طولانی باشند؟ این سوال شاید در ابتدا کمی پیچیده به نظر برسد، چون هر کس برای خودش نظر و عقیده‌ای متفاوت ارائه می‌دهد. برخی‌ها معتقدند که همین که بیشتر از ۳۰۰ کلمه باشد کفایت می‌کند، برخی دیگر می‌گویند به خاطر بهبود سئوی وبلاگ، مطالب باید بالای ۱۰۰۰ کلمه باشند، بعضی‌ها هم کلا به هیچ کدام از این قوانین پایبند نیستند و می‌گویند هر چقدر دلت خواست بنویس. اگر بخواهیم صادقانه به ماجرا نگاه کنیم، خواهیم فهمید که یکی از علل اصلی کم بودن تعداد وبلاگ‌نویس‌ها دقیقا همین مساله است. تقریبا همه بلاگرها این را می‌دانند که اگر می‌خواهند وبلاگ‌شان در موتورهای جست‌وجو و همین‌طور از دید بازدید کننده‌ها معتبر باقی بماند، باید قادر باشند که محتوای طولانی یا بهتر است بگویم محتوای عمیق تولید کنند. تولید محتوای عمیق هم کار هر کسی نیست.

منظورم از محتوای عمیق، یک بسته محتوایی در رابطه با موضوعی خاص است که حاوی تمامی جزئیات و ناگفته‌های آن موضوع به خصوص باشد. تنها در این صورت است که می‌توان تعداد کلمات مطالب وبلاگ را افزایش داد.

از آنجایی که این روزها کمتر کسی را می‌توان یافت که حوصله انتشار اطلاعات یا شاید هم کسب دانش کافی در یک زمینه به خصوص را داشته باشد، روی این حساب از تعداد بلاگرهای مفید کاسته شده است. نتیجه‌اش هم شده تبدیل شدن وبلاگستان فارسی به بیابانی خالی از محتوای کارآمد. آن عده محدودی هم که هنوز به کارشان مشغول هستند، گاهی دچار تنبلی می‌شوند و برای پر کردن تعداد کلمات پست‌های خود، یک موضوع را با لحن‌های مختلف مدام تکرار می‌کنند که این هم منجر به جلوگیری از تولید و بازنشر محتوای نو می‌گردد.

امروز برای آن‌هایی این مطلب را می‌نویسم که این سوال واقعا در ذهن‌شان نقش بسته و جوابش را هنوز نمی‌دانند. لازم است با هم مروری داشته باشیم بر این‌که اصلا منظور از یک پست وبلاگی کامل چیست؟ هر چند ممکن است برخی‌ها دلسرد شوند و فکر کنند وبلاگ‌نویسی به این راحتی هم که تصور می‌کردند نیست، اما گاهی یادآوری حقیقت بهتر از به سر بردن در یک خواب و خیال اشتباه است.

میزان استاندارد حداقل ۳۰۰ کلمه است

بگذارید اول کمی دلخوشی بدهم. از نظر موتورهای جست‌وجو، هر متنی که بالای ۳۰۰ کلمه داشته باشد استاندارد است. این یعنی موتورهای جست‌وجو فقط مطالب بالای ۳۰۰ کلمه را یک پست وبلاگی به حساب می‌آورند. اگر از افزونه Yoast SEO روی وبلاگ وردپرسی خود استفاده کرده باشید، احتمالا این نکته مورد توجه‌تان قرار گرفته است.

اما این‌که می‌گویم استاندارد منظورم دقیقا حداقل مقدار ممکن است. یعنی برای شمایی که می‌خواهید به وبلاگ‌نویسی به چشم یک حرفه نگاه کنید، نوشتن یک مطلب حداقل ۳۰۰ کلمه‌ای باید مثل یک شوخی مضحک باشد. به بیان دیگر، فقط مقدمه پست‌تان باید ۳۰۰ کلمه را پر کند و از آن به بعد به سراغ شرح موضوع پست بروید.

محتوای عمیق

میزان معقول حدودا ۱۰۰۰ کلمه است

بعد از مقدمه پست که حداقل ۳۰۰ کلمه را به آن اختصاص دادید، باید حداقل ۷۰۰ کلمه بعدی را به شرح آن‌چه می‌خواهید بنویسید اختصاص بدهید. حتما از خودتان می‌پرسید چه ضرورتی دارد که این اجبار رعایت شود؟ علت تاکید بر این اجبار این است که هر چه تعداد کلمات پست‌های شما بیشتر باشد، شانس شما در پخش کردن کلمه کلیدی در کل متن نیز بیشتر می‌شود. خودتان قضاوت کنید، خوانایی یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای که ۵ بار از کلمه کلیدی در آن استفاده شده بیشتر است یا متنی ۱۲۰۰ کلمه که ۷ بار از کلمه کلیدی در آن استفاده شده؟

به غیر از این، در متون طولانی شانس شما در استفاده از تیترها و لیست‌ها در داخل پست بیشتر خواهد بود. همان‌طور که قطعا می‌دانید، بازدید کننده‌های وبلاگ شما معمولا هیچ وقت مطالب شما را از ابتدا تا انتها نمی‌خوانند، آن‌ها ابتدا نوشتار شما را با چشم خود اسکن می‌کنند؛ به این معنی که اول تیتر اصلی را می‌خوانند، بعد تیترهای داخل متن را می‌خوانند، بعد لیست‌های گلوله‌ای یا شماره‌ای را نگاهی می‌اندازند، بعد به سراغ متن‌های درشت می‌روند و اگر باز هم کنجکاو بودند شاید نوشتار را از اول تا آخر بخوانند. با این حساب خودتان فکر می‌کنید به کار بردن تیتر و لیست در داخل یک متن ۴۰۰ یا ۵۰۰ کلمه‌ای شکل منطقی و معقولی دارد؟

تاثیر منبع اصلی ترافیک روی طول محتوا

اگر می‌خواهید برای خودتان تصمیم بگیرید و یک میزان استاندارد شخصی برای پست‌های وبلاگ‌تان معین کنید، باید به این نکته هم توجه کنید که منبع اصلی ترافیک وبلاگ شما از کجاست؟ با یک نگاه به آمار بازدید وبلاگ‌تان در گوگل آنالیتیکز می‌توانید به این موضوع پی ببرید. به طور قطع این نکته باید روی تصمیم شما تاثیر بگذارد. حتما می‌پرسید چطور؟

فرض کنید بیش از ۵۰ درصد از منبع ترافیک مطالب وبلاگ شما از طریق بک‌لینک‌های یک وبلاگ دیگر شکل گرفته است. در این صورت شما باید بررسی کنید و ببینید مطالب وبلاگ مبدا معمولا چقدر طولانی هستند و سعی کنید خودتان هم مثل آن‌ها به تولید محتوا بپردازید.

اگر منبع اصلی ترافیک از فیسبوک بود، باید روی به کار بردن تیترها و لیست‌ها در داخل متن دقت بیشتری داشته باشید، یعنی هر چه تعداد لیست‌ها و متن‌های درشت در نوشتارهای‌تان بیشتر باشد، توجه مخاطب فیسبوک راحت‌تر جلب می‌شود. لازمه به کار بردن متن‌های درشت و لیست‌ها و تیترها هم تولید محتوای عمیق است. اگر منبع اصلی ترافیک‌تان توییتر بود، باید این را در نظر داشته باشید که اهالی توییتر به خواندن پست‌های بیش از حد طولانی علاقه‌ای ندارند، پس شاید بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰ کلمه برای شما معیار مناسبی باشد.

محتوای عمیق

دیده شدن مهم است، اما خوانایی مهم‌تر است

همه این نکات را گفتم که یادآور شوم محتوا انواع و اقسام دارد و محتوای عمیق یا به عبارت دیگر محتوای طولانی، از انواع ناب آن به حساب می‌آید که تولید کننده حرفه‌ای لازم دارد. اما حس می‌کنم روی بخش دوم جمله به اندازه کافی در این مقاله تاکید نداشته‌ام. چرا که با وبلاگ‌های زیادی مواجه بوده‌ام که با این‌که مطالب طولانی تهیه می‌کنند، اما ساختار محتوا آن‌طور که باید و شاید نبوده و نیست.

برای آن‌که بتوانید از پس تولید محتوای عمیق برآیید، باید بدانید که قرار نیست سر خودتان، دیگران یا موتورهای جست‌وجو را شیره بمالید. یک پست وبلاگی کامل، پستی است که هم اندازه‌اش کافی باشد و هم ساختار مناسب و یکسانی داشته باشد. اگر بناست در رابطه با یک موضوع خاص مقاله‌ای بنویسید، باید کل مقاله در خدمت همان موضوع باشد. این‌طور نباشد که برای پر کردن تعداد کلمات پست، دست به دامان موضوعات دیگر یا خاطرات و داستان‌هایی شوید که هیچ ربطی به تیتر اصلی پست ندارد.

این را همه ما خوب می‌دانیم که خواندن یک متن ۱۰۰۰ کلمه‌ای (یا بیشتر) خودش به تنهایی کار سختی است، ولی این هنر بلاگر است که چنان شیوا و جذاب متن را بپردازد که خواندنش برای مخاطب به یک تجربه هیجان انگیز و آموزنده بدل شود. دقیقا اینجاست که فرق بین یک وبلاگ‌نویس با یک وبلاگ‌نویس‌نما مشخص می‌شود.

فقط باید تمرین کرد

بالاتر در مقدمه این پست هم گفتم که این مطلب شاید باعث شود برخی‌ها نسبت به ادامه کار وبلاگ‌نویسی دلسرد شوند چون تصور می‌کردند همین که بتوانند چیزی بنویسند هر چند کوتاه و مختصر کارشان را انجام داده‌اند. اما دنیای بلاگر بودن فراتر از یک رفع مسئولیت ساده است.

ولی با این همه، لازم است این را هم بگویم که یک زمانی برای من هم نوشتن مطالب بالای ۱۰۰۰ کلمه خیلی سخت بود. شاید ماه‌ها طول کشید تا فهمیدم چطور می‌توانم ترسم را کنار بگذارم و به مغزم اجازه بدهم آن‌چه خودش می‌خواهد را به انگشتانم منتقل کند. فقط با تمرین کردن است که می‌توان به نتیجه مطلوب رسید. بعضی اوقات که شروع به نوشتن یک پست می‌کنم اصلا متوجه گذر زمان نمی‌شوم، سر می‌چرخانم و می‌بینم دو ساعت است بی‌وقفه مشغول نوشتن هستم.

به عنوان تمرین، یکی از بهترین راه‌کارها برای تقویت قدرت‌تان در تولید محتوای عمیق از نظر من این است که سعی کنید به مرور به محدودیت تعداد کلمات پست‌های وبلاگ‌تان بیافزایید. مثلا این هفته اگر فقط می‌توانید پست‌های ۴۰۰ کلمه‌ای بنویسید، هفته بعد را به خودتان قول بدهید که فقط پست‌های ۵۰۰ کلمه‌های خواهید نوشت. به مرور آن‌قدر این روند را افزایش دهید تا به معیار دلخواه خودتان دست پیدا کنید؛ تا جایی که وقتی پست‌تان را خواندید، هم از نظر تعداد کلمات و هم خوانایی آن رضایت کامل داشته باشید. بار دیگر تاکید می‌کنم که خوانایی پست را فراموش نکنید.

چرا ایمیل مارکتینگ برای وبلاگ، از جذب دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی مهم‌تر است؟

ایمیل مارکتینگ

اگر سری به هر کدام از وبلاگ‌های محبوب خارجی بیاندازید، متوجه خواهید شد که تمامی این وبلاگ‌ها یک ویژگی مشترک دارند و آن هم تاکیدشان برای گرفتن ایمیل شما به عنوان مخاطب است. اغلب وبلاگ‌نویس‌های معتبر سعی می‌کنند به هر بهانه‌ای که شده شما را راضی کنند تا ایمیل خود را به آن‌ها بدهید. برخی از آن‌ها از پنجره‌های پاپ‌آپ استفاده می‌کنند، برخی دیگر به شما وعده می‌دهند که اگر ایمیل خود را بدهید، آن‌ها هم یک نسخه رایگان از کتاب‌شان را برای شما ایمیل می‌کنند. به طور کلی اکثرشان به تاثیرات مثبت ایمیل مارکتینگ اعتقاد راسخ دارند.

حالا اگر به وبلاگ‌های داخلی سری بزنید و آن را با وبلاگ‌های بلاگرهای خارجی مقایسه کنید، می‌بینید که بلاگرهای ایرانی یا زیاد روی این موضوع تاکید ندارند، یا اگر هم داشته باشند صرفا به خاطر الگوبرداری از همکاران خارجی‌شان بوده است و خودشان هم نمی‌دانند ایمیل بازدیدکننده‌ها چرا به دردشان می‌خورد. بلاگرهای ایرانی بیشتر دوست دارند روی بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی وقت صرف کنند و حال و حوصله لیست بیلدینگ را ندارند. به همین دلیل است که در سایدبار اکثر وبلاگ‌های فارسی به جای باکس عضویت در خبرنامه وبلاگ، لینک عضویت در کانال تلگرام یا دنبال کردن نویسنده در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر و اینستاگرام جلب توجه می‌کند.

با این حساب، لازم دیدم به عنوان یک بلاگر ایرانی نسبتا قدیمی یادآوری کنم که چرا باید به عنوان یک وبلاگ نویس، به لیست بیلدینگ و ساختن یک لیست ایمیل برای خبرنامه وبلاگ اهمیت بیشتری بدهید. گفتم قدیمی، چون بلاگرهای قدیمی‌تر از من، همان بلاگرهای ایرانی نام‌دار و خوش ذوقی که جای برخی‌های‌شان واقعا خالی است، ارزش لیست بیلدینگ را می‌دانستند و در ستون کناری وبلاگ‌شان، علاوه بر لینکدونی (یکی دیگر از فرهنگ‌های خوب وبلاگ‌نویسی که این روزها کم‌کم فراموش می‌شود) یک باکس عضویت در خبرنامه وبلاگ هم جای می‌دادند و به جذب آدرس ایمیل بازدیدکننده‌ها مشغول بودند.

گرچه شاید از نظر بعضی از وبلاگ‌نویس‌های مدرن و امروزی، ایمیل حداقل در ایران دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد و ارزش وقت صرف کردن ندارد، ولی بد نیست مزایای ایمیل در برابر شبکه‌های اجتماعی را یادآوری کنم تا مجددا به جایگاه قابل احترام بازاریابی با ایمیل پی ببریم:

۱- یک مکاتبه شخصی و به دور از هیاهو

این خیلی شیرین است که بتوانید در توییتر چند هزار نفر فالوئر به دست بیاورید یا برای اکانت‌تان در اینستاگرام کلی طرفدار جذب کنید، اما مطمئن باشید هیچ وقت نمی‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی به طور مداوم با تک تک طرفداران خود در رابطه با برند و وبلاگ‌تان به طور شخصی و خصوصی مکاتبه نمایید. امکانی که ارسال انبوه ایمیل برای شما فراهم می‌کند، این است که بتوانید به طور منظم (مثلا هر یک هفته یک بار یا به طور ماهانه) به یکایک بازدیدکنندگانی که ایمیل‌شان را به شما داده‌اند یک ایمیل اختصاصی بفرستید و آن‌ها را از آخرین رویدادهای وبلاگ‌تان آگاه سازید. این یعنی یک راه عالی برای جلوگیری از فراموش شدن وبلاگ‌تان از ذهن مخاطبان.

۲- یک راه ارتباطی بدون هیچ محدودیتی

یکی از مشکلات شبکه‌های اجتماعی، محدودیت‌هایی است که این پلتفرم‌ها با خودشان به همراه دارند. شاید از دید کسی که از شبکه‌های اجتماعی برای تفریح و سرگرمی استفاده می‌کند محدودیتی در این پلتفرم‌ها وجود نداشته باشد، اما از دید من و شمای وبلاگ‌نویس قطعا محدودیت‌هایی احساس می‌شود. مثلا در توییتر شما در هر توییت فقط می‌توانید ۲۸۰ کاراکتر را بگنجانید، یا در فیسبوک باید با الگوریتم‌های این پلتفرم دست و پنجه نرم کنید تا بلکه بتوانید پیام خود را به افراد بیشتری نشان بدهید. از این‌ها گذشته، با توجه به حجم بالای محتوای تولید شده در تمامی این شبکه‌های اجتماعی، عمر محتوای شما کوتاه و محدود خواهد بود و بعد از مدتی در انبوهی از محتوای کاربران دیگر گم می‌شود. این در حالی است که ایمیل به شما اجازه می‌دهد تا پیام خود را به هر شکل و ظاهری که خودتان می‌پسندید، در اختیار تمام کسانی قرار دهید که در خبرنامه وبلاگ‌تان عضو شده‌اند.

۳- تولید محتوای تبلیغاتی با مالکیت کامل

از دیگر معضلات تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی این است که شما هر چقدر هم که در یک پلتفرم اجتماعی وقت و تلاش صرف کنید و برای خودتان طرفدار به دست بیاورید، باز هم مالک اصلی محتوای خودتان در این پلتفرم‌ها نیستید. تصور کنید یک روز یکی از همین شبکه‌های اجتماعی که شما کلی دنبال‌کننده در آن برای خودتان ایجاد کرده‌اید، کلا ورشکست شود و کارش را متوقف کند، یا به هر دلیلی اکانت‌تان در آن پلتفرم مسدود شود، یا قوانین و مقررات خودش را بر خلاف میل شما تغییر دهد، یا این‌که اصلا به دلیل شکست از رقبا از تعداد کاربرانش به اندازه قابل توجهی کاسته شود. آن وقت تمام نقشه‌های شما نقش بر آب می‌شود. در عوض، اگر ایمیل را به عنوان هدف اصلی خود برای بازاریابی وبلاگ‌تان انتخاب کنید، آن‌گاه خیال‌تان راحت است که برای همیشه مالک اصلی محتوای تبلیغاتی ایمیل‌های‌تان خواهید بود.

۴- عادت داشتن کاربران به دریافت محتوای تبلیغاتی از طریق ایمیل

کسانی که شما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند، انتظار ندارند شما فقط از وبلاگ‌تان در این شبکه‌ها صحبت به میان بیاورید. رسانه‌های اجتماعی راهی برای ارتباطات صمیمانه‌تر است و کاربران این پلتفرم‌ها چندان به دریافت مطالب تبلیغاتی از این طریق علاقه‌ای ندارند. برعکس، وقتی کسی در خبرنامه وبلاگ‌تان عضو می‌شود، این را می‌داند که قرار است هر از چند گاهی از طرف شما یک ایمیل تبلیغاتی در مورد وبلاگ‌تان دریافت کند، پس ذهنش برای دریافت این نوع محتوا آماده است و راحت‌تر آن را می‌پذیرد.

هرگز ایمیل مارکتینگ را دست کم نگیرید

اگر وبلاگ‌نویس هستید و یک وبلاگ برای خودتان دارید اما هنوز به فکر ایمیل مارکتینگ و لیست بیلدینگ نیستید، بهتر است تجدید نظر کنید. اگر به تازگی می‌خواهید یک وبلاگ شخصی بسازید، یادتان باشد که حتما از همان ابتدا شروع به ساختن لیست ایمیل برای خبرنامه وبلاگ‌تان کنید. به دلایلی که در این مطلب اشاره کردم، ایمیل مارکتینگ می‌تواند به شما در پیش‌برد اهداف وبلاگ‌تان و همین‌طور افزایش محبوبیت آن کمک شایان توجهی کند.

البته این را هم خاطر نشان کنم که منظورم از نوشتن این مقاله این نبود که بگویم بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی کار بیهوده‌ای است. نه! هر چیزی جای خودش را دارد. شبکه‌های اجتماعی هم بخشی از یک برنامه کامل بازاریابی محتواست. هدفم یادآوری اهمیت بازاریابی ایمیلی بود که این روزها کم‌کم در حال دور شدن از کانون توجه بلاگرهای ایرانی است.

در آینده مطالب بیشتری در زمینه ایمیل مارکتینگ و تکنیک‌ها و ابزارهای مناسب برای این کار خواهم نوشت.

چرا باید به وبلاگ‌نویسی ادامه دهید، حتی اگر کسی نوشتارهای شما را نمی‌خواند

وبلاگ‌نویسی

خیلی ناراحت کننده است این حقیقت که بسیاری از وبلاگ‌نویس‌ها حدود سه ماه پس از راه انداختن وبلاگ‌شان، از همه چیز ناامید می‌شوند و وبلاگ خودشان را رها می‌کنند. اگر از این‌ها بپرسید که چرا دست از کار برداشتند، اغلب خواهند گفت که چون هیچ کس نوشتارهای‌شان را نمی‌خواند به این نتیجه رسیدند که کارشان بیهوده بوده است و در وبلاگ‌نویسی استعداد ندارند.

حقیقتش را به شما بگویم، من هم تا به حال بارها در این موقعیت قرار گرفته‌ام ولی خوشبختانه هنوز تسلیم نشده‌ام. شاید البته چند وقتی نوشتن را کنار بگذارم و استراحتی بکنم، اما دست آخر مجددا به جای اول برمی‌گردم. علتش هم این است که نمی‌توانم دست از نوشتن بکشم. هر بار چند وقتی از وبلاگ‌نویسی دور می‌مانم حس می‌کنم انگار چیزی در زندگی‌ام کم شده است. اگر شما هم اهل نویسندگی باشید، قطعا من را درک می‌کنید.

از خودم که بگذریم، می‌دانم که وبلاگ‌نویس‌های تازه‌کار زیادی پیدا می‌شوند که از بی‌مخاطب بودن وبلاگ‌ شخصی‌شان گله دارند و از خودشان می‌پرسند که اگر کسی وبلاگ‌شان را نمی‌خواند پس چرا باید بنویسند؟ در ادامه سعی می‌کنم به این سوال پاسخ بدهم.

۱- برای دل خودتان بنویسید

اگر نوشتن آرام‌تان می‌کند، اگر با نوشتن دل‌تان خنک می‌شود و سرتان گرم، پس فقط بنویسید. به دنبال دلیل و بهانه نباشید. شاید کسی به آن‌چه انجام می‌دهید اهمیت ندهد، اما قطعا به علت کارتان فکر می‌کند. قبل از این‌که دست به کیبورد شوید باید از خودتان بپرسید که اصلا چرا می‌خواهید چیزی بنویسید. اگر هدف‌تان صرفا مشهور شدن یا پول به دست آوردن باشد، من از همین حالا به شما اطمینان می‌دهم که بهتر است وقت‌تان را صرف کار بهتری بکنید. اما اگر مثل من از نوشتن لذت می‌برید، پس به کارتان ادامه دهید. در مورد هر چه دوست دارید وبلاگ‌نویسی کنید؛ اصلا مهم نیست. مهم این است که خودتان لذت ببرید.

۲- وبلاگ‌نویسی به شما اجازه می‌دهد بیشتر بیاموزید

هر نویسنده‌ای برای این‌که بتواند بیشتر و بهتر بنویسد، باید بیشتر مطالعه کند. مطالعه کردن هم به افزایش دانش منجر خواهد شد. هیچ وبلاگ‌نویس کار بلدی نیست که در روز چند ساعتی وقت صرف خواندن کتاب‌ها و مقالات و وبلاگ‌های دیگران نکند. همین نوشتن بهانه خوبی است برای یاد گرفتن؛ چرا باید به خاطر این‌که دیگران به نوشته‌های شما اهمیت نمی‌دهند، فرصت بیشتر آموختن را از خودتان بگیرید؟

۳- وبلاگ شما، یک نمایش نوشتاری از زندگی‌تان خواهد شد

تصور کنید پنج سال دیگر وقتی برمی‌گردید و به پست‌های قدیمی‌تان نگاهی می‌اندازید، تک تک لحظات پنج سال گذشته از ذهن‌تان عبور خواهد کرد. به غیر از این، زمانی که ببینید این شما بوده‌اید که تمام این مدت بی‌توجه به همه مشکلات مشتاقانه به کارتان ادامه دادید و ثابت قدم ماندید، قطعا به خودتان افتخار خواهید کرد. اساسا وبلاگ هر چه قدمت بیشتری داشته باشد، برای نویسنده‌اش ارزش بیشتری می‌آفریند.

۴- وبلاگ‌تان می‌تواند ویترین هویت شما در اینترنت باشد

هر کاری که وقت و دقت خرجش بکنید حتما نتیجه‌ای برای شما خواهد داشت. وبلاگ هم همین‌طور است. در آینده اگر یک فرصت کاری برای‌تان پیش آمد یا خواستید خودتان را به دیگران معرفی کنید، می‌توانید آدرس وبلاگ‌ شخصی‌تان را به آن‌ها بدهید تا نگاهی بیاندازند و با طرز فکر و شیوه نگارش و سبک زندگی‌تان بیشتر آشنا شوند. به بیان دیگر، شما می‌توانید از وبلاگ شخصی خود به عنوان یک ویترین استفاده نمایید؛ ویترینی از خودتان و افکارتان و کارهایی که انجام داده‌اید.

۵- به مرور به یک نویسنده حرفه‌ای بدل خواهید شد

از قدیم گفته‌اند که کار نیکو کردن از پر کردن است. وقتی مرتبا به نوشتن ادامه بدهید کم‌کم با اصول و فنون نگارش آشنا خواهید شد، دایره لغات‌تان گسترش خواهد یافت و به یک نویسنده حرفه‌ای تبدیل می‌شوید. بر همین مبنا، می‌توانید در رزومه خود نویسندگی را هم به حرفه‌های‌تان اضافه کنید. از آن گذشته، در اثر ارتباط با وبلاگ‌نویس‌های دیگر، جزئی خواهید شد از یک جمع کاربلد در زمینه وبلاگ‌نویسی.

وبلاگ‌نویسی

۶- خودتان را فقط با خودتان مقایسه کنید

شاید پیش خودتان فکر کنید که چرا فلان شخص موفق شده برای وبلاگش آن همه بازدید کننده جذب کند اما شما نتوانسته‌اید. همیشه یادتان باشد که نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید. هر کسی جایگاه و شرایط خودش را دارد. هر کسی اهداف خودش را دنبال می‌کند. پس عاقلانه این است که خودتان را فقط با خودتان مقایسه نمایید. در این صورت می‌توانید هر روز باعث پیشرفت خودتان بشوید.

۷- نوشتن به بهتر فکر کردن کمک می‌کند

وقتی موضوعی را به نوشتار تبدیل می‌کنید، ذهن‌تان در رابطه با آن موضوع منظم می‌گردد و همین سبب می‌شود که بتوانید بهتر فکر کنید. در حین نوشتن، اگر به نقطه ابهامی برسید، مجبور می‌شوید برای رفع این ابهام بیشتر فکر کرده و مطالعه نمایید. دست یافتن به گوشه‌های پنهان موضوعات با نوشتن است که ممکن می‌شود. به همین دلیل است که می‌گویند اگر می‌خواهید بهتر تصمیم بگیرید، باید از نوشتن کمک بگیرید.

۸- با اشخاص و چهره‌های بیشتری آشنا می‌شوید

یک تولید کننده محتوا قبل از این‌که تولید کننده محتوا باشد، یک مصرف کننده محتواست. تا وقتی مطالب و نوشته‌های دیگران را به ذهن‌تان راه ندهید، هرگز نمی‌توانید از ذهن خود خروجی بگیرید و به یک نویسنده خوب بدل شوید. همان‌طور که بالاتر اشاره کردم، شما برای نوشتن باید وبلاگ‌های دیگران را بخوانید، باید کتاب‌های مرتبط با موضوع وبلاگ خودتان را مطالعه کنید. این ضرورت باعث می‌شود که با اشخاص و چهره‌های بیشتری آشنا شوید، از سبک نوشتارشان آگاه گردید و در مطالب خودتان به جمله‌های کلیدی این اشخاص اشاره نمایید.

۹- اعتبار خود در فضای آنلاین را افزایش می‌دهید

شاید در ابتدا وبلاگ‌تان از نظر خودتان چیز چندان مهمی نباشد. اما تقریبا همه ما روی وبلاگ‌هایی که سال‌هاست با ثبات و استحکام به فعالیت خودشان ادامه داده‌اند جور دیگری حساب می‌کنیم. فرض کنید دو وبلاگ با موضوع یکسان را جلوی شما بگذارند که یکی از آن‌ها از سال ۱۳۹۵ شروع به فعالیت کرده و دیگری از سال ۱۳۸۵. کدام یک بیشتر به چشم‌تان می‌آید؟ مسلما وبلاگی که قدمت بیشتری دارد. حال اگر شما هم در وبلاگ‌نویسی ثابت قدم باشید، ده سال دیگر برای خودتان در فضای آنلاین صاحب اعتبار خواهید بود.

۱۰- نوشتن روی سبک زندگی‌تان هم تاثیر مثبت می‌گذارد

وقتی هر روز صبح با این تفکر از خواب بیدار شوید که امروز می‌خواهید در مورد چه موضوعی تحقیق کنید و بنویسید، کم‌کم متوجه خواهید شد که سبک زندگی‌تان هم دچار تغییر و تحول می‌شود. با این کار، به جای این‌که ساعت‌ها از وقت با ارزش خودتان را برای وب‌گردی بی‌هدف هدر کنید، به فعالیت‌های آنلاین خود هدف می‌بخشید. به مرور می‌فهمید که این روند سازنده، روی شخصیت شما هم تاثیر مثبت گذاشته و کمک کرده است که شخصیت مورد نظرتان را شکل بدهید.

۱۱- الهام‌ بخش دیگران خواهید بود

افراد با تجربه و خوش سابقه همیشه و در هر زمینه‌ای الهام بخش دیگران هستند. هر کس بخواهد کاری را شروع کند، یکی از انگیزه‌های اولیه‌اش رسیدن به جایگاه افراد با تجربه در آن حوزه کاری است. وبلاگ‌نویسی هم چنین است. اگر شما یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای و کاربلد باشید می‌توانید منبع الهام وبلاگ‌نویس‌های تازه کار باشید. اگر کسی بخواهد از وبلاگ‌نویس‌های موفق مثال بزند، قطعا نام شما هم در لیست آن‌ها گنجانده خواهد شد. این‌که دیگران شما را سرلوحه کار خودشان قرار دهند، احساس خیلی خوبی دارد.

۱۲- وبلاگ‌نویسی به پول زیادی احتیاج ندارد

یکی از متداول‌ترین بهانه‌هایی که در رابطه با نوشتن و هدایت کردن یک وبلاگ با دامنه و هاست شخصی می‌شنوم این است که ما پول کافی برای این کار را نداریم. به همین دلیل است که اکثر بلاگرها به سمت سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان یا پلتفرم‌های اجتماعی جذب می‌شوند. اصلی‌ترین مشکل نوشتن در این نوع سرویس‌ها این است که شما هیچ وقت صاحب اصلی محتوای تولید شده خودتان نخواهید بود. در عوض اگر در وبلاگ خودتان که هاست و دامنه شخصی دارد به نوشتن مشغول شوید، از این بابت خیال‌تان راحت است که برای همیشه نوشتارهای‌تان تحت نام و برند خودتان منتشر می‌شوند و شما صاحب واقعی نوشته‌های‌تان هستید. باور کنید ساختن یک وبلاگ با هاست و دامنه شخصی پول چندان زیادی لازم ندارد. کافی است سری به قیمت هاست و دامنه در سایت‌های ارائه دهنده این نوع خدمات بزنید.

حرف آخر

این مطلب را نوشتم تا بگویم اگر من دست از وبلاگ‌نویسی نمی‌کشم به این دلایل است، اما با این حال منظورم این نیست که باید از تبلیغ کردن وبلاگ و محتوای خودتان ناامید بشوید. به هر صورت، بازاریابی هم بخشی از کار است. اگر نخواهید از شبکه‌های اجتماعی به نفع وبلاگ‌تان بهره ببرید یا این‌که فکر کنید کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های دیگر یا وبلاگ‌نویسی میهمان کارهای بیهوده‌ای هستند، مطمئن باشید که اشتباه می‌کنید.

حرفم این است که اگر روی تبلیغ کردن وبلاگ‌تان وقت گذاشتید اما زود به نتیجه نرسیدید، نباید کلا از نوشتن کنار بکشید. در وهله اول برای دل خودتان بنویسید، بعد سعی کنید توجه دیگران را به سمت وبلاگ‌تان جذب کنید.