سعی نکن فراموش کنی

همیشه وقتی از چیزی ناراحت می‌شوید و موضوعی اعصاب‌تان را خورد می‌کند، بالاخره کسی پیدا می‌شود که بگوید «بهش فکر نکن». هر بار که این جمله را می‌شنوم خنده‌ام می‌گیرد. این لبخند من قطعا از رضایت نیست، بلکه به نظرم این جمله آن‌قدر غلط است که تنها واکنش مناسب همین لبخند زدن است. آخر اصلا مگر می‌شود که به یک موضوع خاص اصلا فکر نکرد؟

اگر کسانی که این جمله را با هدف دل‌داری دادن به راحتی به زبان می‌آوردند، می‌دانستند که با این جمله در واقع فقط صورت مساله را پاک می‌کنند و حتی اثر منفی در فرد مقابل به جا می‌گذارند، شاید هرگز چنین چیزی نمی‌گفتند. خودتان امتحان کنید؛ سعی کنید به یک موضوع خاص، چه مثبت یا چه منفی، اصلا فکر نکنید. دیری نمی‌گذرد که می‌فهمید از همان لحظه بیشتر از همیشه به آن موضوع فکر کرده‌اید.

پدیده‌ای که مسیح حیدری زاده از آن با عنوان سندرم Dory یاد می‌کند نه تنها کاملا واقعی است، بلکه روی همین موضوع تاکید دارد که سعی و تلاش برای فراموش کردن یک موضوع، سبب می‌شود که بیشتر از قبل به آن فکر کنید.

اگر بخواهیم همان سندرم Dory را مثال بزنیم، باید به این حقیقت اشاره کنیم که ما آدم‌ها کسانی را که ناراحت‌مان کرده‌اند را بیشتر به خاطر می‌سپاریم و به آن‌ها فکر می‌کنیم. حال علت چیست؟ علت فقط خود ما هستیم که ناخودآگاه سعی می‌کنیم این خاطرات بد را فراموش کنیم اما نتیجه عکس می‌گیریم.

برای این‌که از این چاه عمیق رهایی پیدا کنیم باید سیستم مغزی خودمان را دور بزنیم! چطور؟ به نظر من بهترین راه حل این است که به جای اینکه بیهوده بکوشیم یک موضوع منفی را فراموش کنیم، باید سعی کنیم فکر کردن به موضوعات مثبت را افزایش دهیم. زیرکانه‌ترین راه برای کمتر فکر کردن به افکار منفی این است که ذهن خود را در افکار مثبت محاصره کنیم، به طوری که وقت و دقت کمتری برای پرداختن به خاطرات بد داشته باشد.

پس از این پس سعی نکن فراموش کنی، در عوض مثبت اندیش باش.

بیشتر، کوتاه‌تر، شخصی‌تر؛ نگاهی به تغییرات اخیر این وبلاگ

اگر از آن دسته از دوستانی باشید که قبلا یکی دو بار به وبلاگ من سر زده باشید، احتمالا امروز که دوباره به اینجا سر بزنید متوجه تغییراتی خواهید شد؛ تغییراتی هر چند اندک اما قطعا موثر برای من که نویسنده وبلاگ هستم. تا همین چند روز پیش، من استانداردهای خاص خودم را در وبلاگ‌نویسی داشتم و به آن‌ها معتقد بودم و همواره سعی می‌کردم این استانداردها را رعایت کنم. مثلا معتقد بودم که هر پست وبلاگ باید حداقل هزار کلمه داشته باشد تا بتوان به آن گفت یک پست کامل، یا این‌که هر پست باید حتما یک یا چند تصویر مرتبط در خودش گنجانده باشد، یا این‌که بیش از حد شخصی نباشد.

اما از این پس برای وبلاگ‌نویسی قرار است کمتر به خودم سخت بگیرم و آن را تبدیل به یک فعالیت کاملا لذت‌بخش کنم. البته پیش از این هم از نوشتن لذت می‌بردم، اما این استانداردها کمی مرا محدود کرده بودند. از این به بعد دیگر قرار نیست به این فکر کنم که نوشتارم دقیقا چند کلمه‌ای شده است و هر زمان که فکر کنم کافی است، نوشته را به پایان می‌رسانم. دیگر قرار نیست برای هر پست نیم ساعت یا بیشتر به دنبال عکس‌های مرتبط و غیر تکراری بگردم. از حالا قصد دارم کمی شخصی‌تر از قبل بنویسم و خودم را از قید و بند دسته‌بندی‌های محدود موضوعی خلاص کنم، به هر حال هر چه باشد این یک وبلاگ شخصی است و مخاطب یک وبلاگ شخصی انتظار دارد نویسنده بیشتر از خودش و نظراتش بنویسد.

البته من تقریبا همه این کارها را تا امروز بیشتر در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دادم و در مورد هر سوژه‌ای که به نظرم جالب می‌آمد، در حد یکی دو پست کوتاه می‌نوشتم. اما از امروز سعی دارم این عادت را به وبلاگ شخصی خودم هم وارد کنم. آیا این یعنی دیگر کمتر در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذارنم؟ هنوز خودم هم نمی‌دانم، اما با توجه به این‌که از محتوای کلی شبکه‌های اجتماعی در بین کاربران فارسی چندان دلخوش نیستم احتمالش هست که فعالیتم در این پلتفرم‌ها کمتر شود. ولی چیزی که مسلم است این است که از این پس مرا بیشتر در این وبلاگ یا پرسه در وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام خواهید دید. امیدوارم نتیجه این کار هم برای خودم و هم مخاطبان این وبلاگ بهتر از گذشته باشد.

چرا و چطور باید از آلودگی‌های صوتی در محیط کار دوری کنید

آلودگی‌های صوتی

آلودگی‌های صوتی از آن دست آلودگی‌هایی هستند که چون دیده نمی‌شوند کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. اصوات مزاحم به خصوص برای کسانی که روی صدا حساسیت دارند، گاهی اوقات می‌توانند حکم شکنجه را پیدا کنند. نکته‌ای که بسیاری از مدیران کسب‌وکارها و شرکت‌ها چندان به آن دقت نمی‌کنند همین موضوع است. آن‌ها باید بدانند که محیط کاری که برای کارمندان خودشان فراهم کرده‌اند تا چه حد در برابر آلودگی صوتی ایمن است (یا اصلا هست یا نه!). مقاله مفصل Kayla Matthews در این مورد توضیحات کاملی دارد:

شش راه برای کاهش آلودگی‌های صوتی در محیط کار

هر کجا که باشید، آلودگی‌های صوتی می‌توانند کار کردن را برای شما سخت کنند، روی شرایط روحی و روانی شما تاثیر بگذارند و قدرت تمرکز شما را به چالش بکشند. تحقیقات زیادی وجود دارند که نتایج آن‌ها بر ضرورت دوری از اصوات مزاحم در محیط کار تاکید می‌کنند.

ترافیک صوتی می‌تواند ریسک بیماری‌های قلبی و دیابت را افزایش دهد

شکی نیست که صدای ممتد ترافیک و رفت‌وآمد در نزدیکی محل کار یا پشت در اتاق شما مزاحمت فراوانی ایجاد می‌کند، اما محققان پی برده‌اند که این موضوع همچنین ریسک بیماری‌های قلبی را در افراد افزایش می‌دهد. آن‌ها نشان‌گرهای خونی بیش از ۱۴۴ هزار انسان بالغ در هلند و نروژ را مورد آزمایش قرار دادند و متوجه شدند که مشکلات قلبی چطور با اصوات مزاحم رفت‌وآمدها و خودروها و آلودگی‌های صوتی در ارتباط هستند.

آن‌ها دریافتند که افزایش تنها ۵ دسیبل صوتی می‌تواند میزان قند خود را ۰.۳ درصد افزایش دهد. بعلاوه، دانشمندان پی برده‌اند که آلودگی صوتی به خاطر تاثیرات مستقیمی که بر روی افزایش میزان استرس و به هم ریختن چرخه خواب می‌گذارد می‌تواند مشکلات بلند مدتی را برای سلامتی فرد ایجاد کند.

ارتباط بین آلودگی‌های صوتی با ایجاد اختلال در سلامت روانی

اگر روی آلودگی‌های صوتی حساس هستید، قرار گرفتن در معرض این آلودگی‌ها می‌تواند شما را خشمگین یا ناراحت کند. البته برای دریافتن این حقیقت احتمالا نیازی به تحقیقات علمی ندارید، ولی با این حال دانشمندان تاثیرات مشابهی را در بین موش‌ها مشاهده کرده‌اند.

دانشمندان بعد از قرار دادن موش‌ها در معرض آلودگی‌های صوتی برای مدت طولانی، فهمیدند که نگرانی و افسردگی موش‌ها به اندازه قابل توجهی افزایش یافته است. علاوه بر این، از میزان فعالیت و جنب‌وجوش موش‌ها نیز کاسته شده بود.

مسلما تاثیراتی که در موش‌ها مشاهده شده لزوما با همان کیفیت و کمیت در انسان‌ها مشاهده نخواهد شد. اما با این حال، اگر می‌خواهید از آثار دقیق آلودگی‌های صوتی اطلاع پیدا کنید، این نوع تحقیقات بر روی حیوانات می‌توانند تا حدودی شما را در جریان موضوع قرار دهند.

آلودگی‌های صوتی می‌توانند تاثیرات مثبت اصوات طبیعی بر روی خلاقیت را کاهش دهند

آلودگی‌های صوتی

به احتمال زیاد تا به حال پیش از خواب برای آرام شدن به صدای باران یا پرنده‌ها گوش داده‌اید، اما آیا تا به حال این فعالیت را در محیط کار نیز امتحان کرده‌اید؟

نتایج یک تحقیق کوچک نشان می‌دهد که وقتی افراد به اصوات آرام‌بخش گوش می‌دهند، کارها را با دقت و تمرکز بیشتری به انجام می‌رسانند. شاید دقیقا به همین خاطر است که برخی از محیط‌های کاری فضاهای روبازی را تهیه کرده‌اند تا کارمندان با بردن لپ‌تاپ‌شان به این فضاها بتوانند با دقت بیشتری به کارهای‌شان رسیدگی کنند.

گرچه می‌توانید در محیط کار به صداهای ضبط شده از طبیعت گوش کنید و نتایج مشابهی را دریافت نمایید، اما مسلما گوش دادن به صدای طبیعی و واقعی طبیعت و قرار گرفتن در یک فضای روباز نتایج بهتری را به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر، متاسفانه تحقیقاتی دیگر اثبات کرده که آلودگی‌های صوتی می‌توانند آثار مثبت اصوات طبیعی و آرام‌بخش را خنثی کنند.

مطابق نتایج این تحقیقات، آلودگی‌های صوتی‌ای که خود انسان‌ها ایجاد می‌کنند تقریبا دو برابر بلندتر از صداهای آرام‌بخش پس‌زمینه شنیده می‌شوند و به بیان دیگر، اصوات آرام‌بخش را خفه می‌کنند.

به همین دلیل است که کسانی که مشغول شنیدن اصوات آرام‌بخش هستند، باید صداهایی که خودشان تولید می‌کنند را با این اصوات آرام‌بخش هماهنگ کنند و سعی کنند با ایجاد آلودگی‌های صوتی، نواهای آرام‌بخش را ساکت نکنند. این موضوع به خصوص در محیط‌های کاری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چون در هنگام تمرکز بر روی کارها و ایده‌پردازی، اصوات آرام‌بخش همراه خوبی می‌توانند باشند.

اصوات بلند، استرس را افزایش می‌دهند

اکثریت معتقد هستند که حتی زیباترین و دوست‌داشتنی‌ترین صداها و آهنگ‌ها هم وقتی با صدای خیلی بلند پخش بشوند آزار دهنده خواهند شد. در یک تحقیق مرتبط، از افراد درخواست شد که وقتی با هدفون به موسیقی گوش می‌دهند جدول سودوکو حل کنند.

جالب این‌جاست که در این تحقیق صدای بلند منجر به کاهش خلاقیت نشد. اما با این وجود، بر مبنای گزارش‌های تجربی بسیاری از افراد حاضر در این تحقیق، بین صدای بلند و افزایش استرس ارتباط خاصی وجود دارد. اکثر مشارکت کنندگان در این آزمایش عنوان کردند که ترجیح می‌دادند در هنگام حل جدول، موسیقی را با صدای کم گوش کنند.

صدای همکاران پرسروصدا، مزاحم‌ترین نوع اصوات هستند

اگر دقت کنید، صدای یک کولر را خیلی راحت‌تر می‌توان نادیده گرفت تا صدای صحبت کردن آدم‌ها در نزدیکی شما. حرف زدن همکاران، مکالمات تلفنی آن‌ها، سرفه کردن و عطسه کردن‌شان، ورق زدن کاغذهای‌شان، این‌ها اصواتی هستند که نمی‌توان به این سادگی نادیده گرفت.

تحقیقات دانشگاهی ثابت کرده‌اند که آلودگی‌های صوتی انسان‌ها خیلی مزاحم‌تر از آلودگی‌های صوتی تولید شده توسط ماشین‌ها و ابزارها هستند. دلیل چنین حقیقتی این است که انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و به طور ناخودآگاه جذب صداهایی می‌شوند که انسان‌های اطراف‌شان تولید می‌کنند.

نتیجه ۲۴۰ پژوهش مرتبط ثابت کرده است که آلودگی‌های صوتی انسانی زمانی به حداکثر می‌رسند که متشکل از یک گفت‌وگوی متناوب بین دو یا چند نفر باشند. این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که صحبت‌های ممتد و متوالی یک فرد واحد معمولا کمترین میزان تغییر در ریتم و آهنگ را دارد، در حالی که یک گفت‌وگوی متشکل از دو یا چند نفر ریتم واحدی ندارد و خیلی راحت‌تر می‌تواند حواس شما را از کارتان پرت کند.

همسایه‌های پرسروصدا و مشکلاتی که برای سلامتی شما ایجاد می‌کنند

آلودگی‌های صوتی

شما تا اینجا به این موضوع پی برده‌اید که آلودگی‌های صوتی چطور می‌توانند سلامتی شما را به خطر بیاندازند، اما در مورد همسایه‌های پرسروصدایی که فکر می‌کنند به غیر از خودشان هیچ جنبنده‌ای در اطراف‌شان وجود ندارد چه فکری می‌کنید؟

اطلاعات جمع‌آوری شده در رابطه با تاثیرات همسایه‌های مزاحم بر روی سلامتی اشخاص، نشان می‌دهد که توجه کردن بیش از حد به آن‌ها می‌تواند خستگی مفرط، احساس درد در مفاصل و مشکلات تنفسی را به دنبال داشته باشد. عجیب نیست که همین تحقیقات ثابت کرده است که بین همسایه‌های پرسروصدا و افزایش ریسک سر درد ارتباط مستقیمی وجود دارد.

مشکل اصلی این‌جاست که شما تا زمانی که در یک محیط مستقر نشوید نمی‌توانید متوجه بشوید که اطرافیان شما چقدر آلودگی صوتی تولید می‌کنند. شاید بخواهید برای کار ریموت، در محیط خانه خود یک اتاق کار داشته باشید اما به مرور متوجه بشوید که همسایه‌های شما خیلی پرسروصداتر از آن هستند که به شما اجازه چنین کاری را بدهند و عملا امکان تمرکز بر روی کار ریموت برای شما غیرممکن می‌شود.

افزایش میزان ریسک بیماری در محیط‌های کاری باز

کارمندانی که بیمار می‌شوند و برای بهبود سلامتی خود مجبور می‌شوند چند روزی را از کار خود دور بمانند، بر سر این موضوع که نکند از کارهای‌شان عقب بمانند استرس فزاینده‌ای را تجربه می‌کنند. این کارمندان پس از این‌که دوباره سلامتی خودشان را به دست می‌آوردند باید آن مدتی که سر کار نبودند را جبران کنند. همین موضوع سبب می‌شود که خلاقیت کارمندان در دوره پس از بیماری افزایش یابد، چون به جای تمرکز بر روی کیفیت کارشان، بیشتر به این فکر می‌کنند که سرعت کار خود را بالا ببرند تا کارهای عقب افتاده را جبران نمایند.

طبق تجربه، کار کردن در محیط‌های کاری باز ریسک بیمار شدن کارمندان را بالا می‌برد، این در حالی است که کار کردن در محیط‌های کاری بسته و دفاتر کاری خصوصی این ریسک را کاهش می‌دهد – و یکی از دلایل اصلی چنین حقیقتی این است که در محیط‌های کاری باز آلودگی صوتی بیشتری وجود دارد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کارمندانی که در محیط‌های کاری باز مشغول به کار هستند به مرخصی‌های کوتاه مدت بیشتری می‌روند، در حالی که در کارمندان مشغول در محیط‌های کاری خصوصی این مورد کمتر دیده می‌شود. این آمار در بین کارمندان خانم بیشتر از کارمندان آقا مشاهده شده است.

افراد حاضر در پژوهش‌های مرتبط اعلام کرده‌اند که آلودگی‌های صوتی روی سلامتی‌شان اثر منفی گذاشته است، به همین خاطر سیستم ایمنی بدن‌شان در برابر بیماری‌ها مقاومت کمتری نشان می‌دهد. آن‌ها همچنین گفته‌اند که محیط‌های کاری باز به پخش شدن ساده‌تر میکروب‌ها و آلودگی‌ها کمک می‌کنند.

به جز این موارد، دانشمندان فهمیده‌اند که کمبود حریم خصوصی بصری در محیط‌های کاری باز هم می‌تواند روی سیستم ایمنی بدن اثرات منفی بگذارد.

تمامی تحقیقاتی که در بالا به آن‌ها اشاره شد نشان می‌دهند که اگر می‌خواهید به بیشترین میزان خلاقیت خود دست یابید و سلامتی خود را حفظ کنید، باید از شر آلودگی‌های صوتی در محیط کار خلاص شوید. برای شروع می‌توانید از راه حل‌های زیر کمک بگیرید.

۱- مدیر خود را به ارائه محیط‌های کاری ساکت تشویق کنید

آلودگی‌های صوتی

بحث داغ محیط‌های کاری باز به این زودی‌ها قرار نیست کنار گذاشته شود، چون این نوع دکوراسیون هم برای مدیران از لحاظ مالی منفعت دارد و هم برای کارمندان جذابیت ظاهری دارد. اگر شما در چنین محیط کاری مشغول به فعالیت هستید با مدیران خود نسبت به منافع محیط‌های کاری خصوصی صحبت کنید.

به عنوان مثال، محیط‌های کاری خصوصی با درب‌ها یا دیوارهای ضد صدا راه ساده‌ای هستند برای ساختن محیط‌های کاری زیبا و مدرن و در عین حال ساکت، هدفی که از طریق محیط‌های کاری باز قابل دست‌یابی نیست.

بعلاوه، اگر آن‌قدر خوش‌شانس باشید که در محیطی کار کنید که اتاق‌ها و طبقات زیادی دارد، می‌توانید پیشنهاد بدهید که برخی از اتاق‌ها را به اتاق سکوت و استراحت تبدیل کنند، یا این‌که یک طبقه را کلا به این هدف اختصاص بدهند.

۲- هدفون‌های ضد نویز بپوشید

شاید تا به حال برای دوری جستن از آلودگی‌های صوتی اطراف خودتان، پوشیدن هدفون را امتحان کرده باشید. این روش خوبی است، اما روش بهتر این است که از هدفون‌های ضد نویز کمک بگیرید.

این هدفون‌ها خودشان را با صدای اطراف وفق می‌دهند و کاری می‌کنند که آلودگی‌های صوتی فرصت کمتری برای ایجاد مزاحمت برای شما پیدا کنند. ضمنا یادتان باشد، همان‌طور که بالاتر گفتیم، صدای زیاد موسیقی هم می‌تواند میزان استرس را در فرد بالا ببرد. هدفون‌های ضد نویز، یکی از بهترین راه‌ها برای مقابله با این مشکلات است.

تحقیقی که روی توسعه‌دهندگان یک شرکت نرم‌افزاری کانادایی انجام شده نشان می‌دهد که گوش دادن به موسیقی در حین کار، می‌تواند عملکرد کارمندان را بهبود ببخشد. پژوهش دیگری هم پیش از این اثبات کرده بود که گوش دادن به موسیقی، انجام دادن کارهای روتین و تکراری را برای کارمندان راحت‌تر و قابل تحمل‌تر می‌کند. با این حال، حواس‌تان به میزان صدای موسیقی باشد و هرگز آن را از ۷۰ دسیبل بالاتر نبرید.

اگر می‌خواهید میزان معمول نویز محیط اطراف خودتان را بسنجید می‌توانید از اپ NIOSH Noise Meter برای iOS استفاده کنید. این اپ از میکروفون خود دیوایس کمک می‌گیرد تا نویز محیط اطراف شما را مورد سنجش قرار دهد و بفهمد که آیا این نویز به حدی هست که برای سلامتی و خلاقیت شما مضر باشد یا خیر.

۳- به نویز سفید گوش کنید

آلودگی‌های صوتی

اگر در محیطی کار می‌کنید که در آن دوری از ترافیک و سروصدا غیرممکن است، نویز سفید می‌تواند برای شما نقش یک ناجی را ایفا کند. برخی‌ها باور دارند که نویز سفید به آن‌ها کمک می‌کند که راحت‌تر تمرکز کنند چون باعث می‌شود به اصوات اطراف فکر نکنند.

یکی از کارهایی که می‌توانید انجام دهید این است که یک فن را روشن کنید، حال می‌خواهد یک واحد مجزا باشد یا یک فن در داخل یک دستگاه تصفیه هوا. البته این کار شاید بهترین راه حل نباشد چون می‌تواند دمای محیط کار را برای خودتان و دیگران ناخوشایند گرداند. از سوی دیگر، شاید کارمندان نزدیک‌تان مثل شما دیدگاه مثبتی نسبت به نویز سفید نداشته باشند.

گزینه بهتر، استفاده از اپ رایگان Noisli است. این اپ می‌تواند برای شما در حین کار نویزهای مختلف تولید کند. 

۴- از مبلمان کاری ساکت استفاده کنید

چه به خاطر مواد به کار رفته در آن‌ها باشد و چه به دلیل طراحی مکانیکی‌شان، به احتمال زیاد شما هم با مبلمانی مواجه شده‌اید که از خودشان صدا تولید می‌کنند.

به عنوان مثال، مبلمان چرمی هنگامی که با پوست انسان برای مدتی تماس داشته باشد از خودش صدا تولید می‌کند، یا یک صندلی قدیمی می‌تواند با هر بار حرکت کردن شما روی آن جیر جیر کند.

وقتی می‌خواهید برای محیط کار خود مبلمان خریداری کنید، قبل از خرید آن را به همان شکلی که در محیط کارتان قرار است استفاده کنید امتحان نمایید و مطمئن شوید که هیچ نوع صدایی از خودش تولید نمی‌کند.

۵- از کارمندان بخواهید به طور مداوم بازخوردهای خود را به اشتراک بگذارند

یکی از متداول‌ترین مشکلات پدید آورنده آلودگی صوتی در محیط‌های کاری این است که کارمندان عادت‌های متفاوتی دارند – مثل بلند حرف زدن یا کوبیدن انگشت‌ها بر روی میز – که این عادت‌ها به آلودگی صوتی محیط می‌افزایند. متاسفانه، بسیاری از کارمندان از کار کردن در چنین محیط‌هایی احساس خوبی ندارند چون فکر می‌کنند اگر به تنهایی اعتراض کنند، کارمند مزاحم نه تنها به مزاحمت خودش پایان نمی‌دهد، بلکه شاید بدتر هم رفتار کند.

ایجاد یک فرهنگ کاری پویا که در آن کارمندان بتوانند به راحتی نسبت به یک دیگر بازخوردهای خود را به اشتراک بگذارند، می‌تواند به کاهش آلودگی صوتی و افزایش رضایت کاری منجر شود. وقتی همه کارمندان در این فعالیت اشتراک داشته باشند، دیگر کسی برای ابراز اعتراض خود احساس تنهایی نمی‌کند. کمتر کردن فعالیت‌هایی مثل حرف زدن بلند مدت پشت بلندگوها که ممکن است مزاحمت صوتی ایجاد کنند هم می‌تواند به این هدف کمک کند.

۶- اختصاص یک محدوده زمانی برای سکوت در کل محیط کار

آلودگی‌های صوتی

اگر آلودگی صوتی برای اکثر کارمندان یک شرکت آزار دهنده شود، بهترین راهکار این است که برای مدتی به طور کلی سکوت را در محیط حاکم کنید. شرکتی به نام Milanote یکی از شرکت‌هایی است که دست به چنین اقدامی زد و زمان‌هایی را برای برقراری سکوت در تمام محیط کار اختصاص داد – بدون هیچ گفت‌وگو و مکالمه تلفنی و ملاقاتی از هر نوع.

کارمندان شرکت Milanote همچنین در این محدوده زمانی اجازه ندارند از اسمارت فون‌ها یا هر دیوایس مشابه دیگری استفاده نمایند.

اما حقیقت این است که شاید اطاعت از قوانین محدوده زمانی سکوت برای تمامی کارکنان یک شرکت ممکن نباشد. مثلا مدیر یک شرکت شاید نتواند برای نصف یک روز خودش را از دنیای خارج جدا کند و به رعایت سکوت بپردازد. اما با این حال، حتی یک مدیر هم می‌تواند با انجام کارهای متداول خود در پشت درهای بسته، از میزان آلودگی صوتی برای دیگر کارمندان بکاهد.

تحقیقات ثابت کرد که اجرای برنامه محدوده زمانی سکوت برای کارمندان Milanote، بیش از ۲۳ درصد افزایش خلاقیت را برای آن‌ها به همراه داشته است.

بلافاصله با مزاحمت‌ها مقابله کنید

هیچ وقت نمی‌توان در هنگام کار کردن به طور کامل از آلودگی‌های صوتی دوری جست، مگر این‌که دفتر کارتان در کابینی در یک جنگل باشد که ده هزار کیلومتر از نزدیک‌ترین جاده و پنج هزار کیلومتر از نزدیک‌ترین موجود زنده فاصله داشته باشد. با این حال با خواندن این مقاله، حالا راه حل‌هایی در اختیار دارید که بتوانید این آلودگی‌ها را به حداقل برسانید – و تحقیقاتی هم که در این نوشتار به آن‌ها اشاره شد به شما ثابت کردند که مقابله با آلودگی صوتی برای شما باید به یک ضرورت تبدیل شود.

پنج راه برای بهبود مهارت برقراری ارتباط با دیگران

مهارت برقراری ارتباط

هر زمان سخن از برقراری ارتباط با دیگران به میان می‌آید، برخی‌ها تصور می‌کنند که این کار نیاز به هیچ دانش و شناختی ندارد. اما در اصل این موضوع هم مثل خیلی از موضوعات دیگر یک مهارت است و نیازمند تمرین و تکرار. مهارت برقراری ارتباط با دیگران، از جمله آن مهارت‌هایی است که هر کسی در هر حیطه کاری، همواره به آن احتیاج دارد. به هر حال از قدیم گفته‌اند که انسان یک موجود اجتماعی است و خوراک این موجود اجتماعی هم چیزی نیست جز ارتباطات. حال اگر کسی شیوه صحیح برقراری ارتباط را بلد نباشد، محکوم است به قبول هر شرایطی که برایش پیش می‌آید.

از آن‌جا که موفق‌ترین انسان‌ها همیشه کسانی بوده‌اند که می‌توانستند به کمک قدرت بیان خودشان، شرایط را مطابق میل خود تغییر دهند، تحقیق کردن و پی بردن به فنون برقراری ارتباط را برای خودم و دیگران ضروری می‌دانم. بر همین اساس، امروز به مقاله‌ای از Naomi Lantzman از وبلاگ Addicted2Success برخوردم که در همین مورد بود. برگردان فارسی این مقاله را با شما به اشتراک می‌گذارم و امیدوارم شما هم مثل من از خواندنش لذت ببرید.

یادگیری این پنج مهارت به شما کمک می‌کند که درک بهتری از خودتان و دیگران داشته باشید

چطور به کسی که برای‌تان مهم است، احساس خود را نشان می‌دهید؟ به غیر از این‌که باید همیشه در مواقع حساس در کنارش باشید، در انتخاب کلماتی که به زبان می‌آورید و نحوه‌ای که صحبت‌ها را می‌شنوید نیز باید دقت داشته باشید. تقویت مهارت برقراری ارتباط به شما این فرصت را می‌دهد که هر گاه به اندازه کافی اعتماد و پشتیبانی و درک مشترک وجود داشت بتوانید یک ارتباط صمیمانه برقرار نمایید. بعلاوه، هر چه بهتر بتوانید دیگران را بفهمید، به اهداف پنهان پشت افکار و اعمال‌شان راحت‌تر پی خواهید برد. این‌که بدانید چه چیزی طرف مقابل شما را آزرده‌خاطر یا خوشحال می‌کند، شما را قادر می‌سازد که بتوانید بازخورد او را زودتر از خودش پیش‌بینی نمایید. به کمک مهارت‌های ارتباطی، این توانایی را کسب خواهید کرد که هر زمان لازم بود سمت و سوی بحث‌ها را تغییر بدهید. در یک کلام، با داشتن مهارت کافی در گفت‌وگو، می‌توانید ارتباطات خود را تقویت کنید.

سخنورهای موفق به دنبال الگوها هستند. هر بحثی الگوی خاص خودش را دارد. آن‌ها با خوب گوش کردن می‌توانند این الگوها را پیدا کنند و به راحتی تشخیص دهند که چه حرف‌هایی زده شد و چه حرف‌هایی ناگفته باقی ماند. علت آن است که وقتی این افراد به حرف‌ها گوش می‌دهند، در ذهن خود مشغول جست‌وجو به دنبال لحظات حساس بحث هستند و دائم خودشان را برای این لحظات آماده می‌کنند. آن‌ها نیازهای طرف مقابل خود را از داخل پیام‌های غیر مستقیم استخراج می‌کنند و بعد به طور غیر مستقیم در خلال بحث به طرف مقابل می‌فهمانند که متوجه این نیازها شده‌اند و به آن‌ها اهمیت می‌دهند.

اگر دوست دارید نشان دهید که دیگران را بهتر درک می‌کنید، اما احساس می‌کنید که کسی متوجه شما نمی‌شود یا به شما گوش نمی‌دهد، شاید دلیل اصلی در درک متقابل نهفته باشد. این یعنی ممکن است شما بدانید که طرف مقابل شما در مورد یک موضوع خاص چه احساسی دارد ولی نشان نمی‌دهید که نسبت به این مطلب آگاه هستید، و همین باعث کمرنگ‌تر شدن روابط شما می‌شود. وقتی در صحبت‌ها و رفتار خود انسجام موضوعی نداشته باشید، پیام شما در حرف‌های بی‌ربط‌تان گم می‌شود. خوشبختانه دو راه برای ارتقاء کیفیت گفت‌وگو و برقراری ارتباط وجود دارد، اما برای آن‌که درک بهتری از خودتان و دیگران داشته باشید، لازم است تمرین کنید و ذهن خود را باز نگه دارید.

اگر به این فکر می‌کردید که چطور می‌توانید با دیگران ارتباط بهتری برقرار نمایید، این پنج مهارت به شما می‌آموزد که چطور درک خود را افزایش دهید و ارتباط‌تان را تقویت کنید.

۱- چارچوب‌بندی

همه چیز در بسته‌بندی ارتباط خلاصه می‌شود! این‌که پیام شما در چه چارچوبی منتقل شود در نحوه بازخورد دیگران تاثیر شگرفی دارد. شما باید پیام خود را به شکلی ارائه دهید که نه تنها ساده باشد، بلکه آن‌چنان واضح باشد که شخص مقابل بداند شما از او انتظار چه پاسخی را دارید. بد نیست برای مدتی توجه کنید که دیگران به درخواست‌های مشابه چطور پاسخ می‌دهند تا از این طریق بتوانید الگوبرداری کنید. برای این‌که دیگران پیام شما را راحت‌تر متوجه بشوند، حتی می‌توانید از ابزاری مثل اشاره‌های بصری یا زبان بدن کمک بگیرید. با استفاده از اشاره‌های بصری این امکان را در اختیار دارید که هر گاه ضروری دانستید روی بخش‌هایی از حرف خود تاکید بگذارید، کاری که صرفا با کلمات نمی‌توان به درستی انجام داد.

۲- آینه

برای آن‌که بدانید طرف مقابل شما به دنبال چه چیزی است یا چرا به شکل خاصی رفتار می‌کند، ساده‌ترین راه این است که علت را از خودش بپرسید. اما اگر می‌خواهید بدون پرسش کردن، خودتان احساس کنید که شخص مقابل به چه چیزی فکر می‌کند یا چه احساسی دارد، بهترین راه حل آینه شدن است. وقتی پیامی را منتقل می‌کنید، به دنبال بازخوردها باشید. با دقت به نشانه‌های بصری و واکنش‌ها توجه کنید.

واکنش‌های چهره معمولا از احساسات انسان‌ها رازگشایی می‌کنند. دقت کردن به این واکنش‌ها به شما کمک می‌کند که راحت‌تر لحظات حساس گفت‌وگو را پیدا کنید – حال چه مثبت باشد و چه منفی. این‌که بدانید طرف مقابل شما اکنون چه احساسی دارد شما را قادر می‌سازد تا به همان شکلی که می‌خواهید بحث را ادامه دهید و در نهایت همان پاسخی را بشنوید که به دنبالش بودید.

سپس می‌توانید با تغییر کلمات و لحن صدا، پیام خود را طوری جهت بدهید که نیازهای طرف مقابل را هم پوشش بدهد. در حین اعمال این تغییرات، می‌توانید با توجه به واکنش‌ها بدانید که آیا به هدف نزدیک شده‌اید یا از آن فاصله گرفته‌اید. مدتی روی مهارت تغییر لحن و کلمات کار کنید تا درک بهتری در این زمینه بیابید.

۳- همدلی

همدلی یعنی توانایی دیدن مسائل از دید طرف مقابل و تشخیص چگونگی و چرایی احساسات او. همدلی می‌تواند گستره متنوعی داشته باشد، از قدرت حس کردن احساس دیگران گرفته تا پی بردن به دلیل وجود این احساس در شخص مقابل، تا برقراری ارتباط با او به وسیله به اشتراک گذاری تجربیات یا افکار مشابه. اگر می‌خواهید بهتر با دیگران ارتباط برقرار کنید، به این فکر کنید که در جریان تعامل‌ها، شخص مقابل‌تان چه احساسی می‌تواند داشته باشد.

مهارت برقراری ارتباط

وقتی بدانید که چه زمانی شنونده حرف‌های‌تان حواسش پرت شده و دیگر به شما گوش نمی‌دهد، خواهید دانست که به چه موضوعاتی اهمیت نمی‌دهند. این دقیقا همان لحظه‌ای است که آن‌ها دست از اهمیت دادن به مطلب می‌کشند. دانستن این‌که چطور بتوانید توجه مخاطب را حفظ کنید و از مباحث خسته‌کننده دوری جویید خیلی به شما کمک می‌کند چون می‌توانید گفت‌وگو را بهتر و حرفه‌ای‌تر هدایت کنید.

۴- داستان‌پردازی

با تمرین کردن بر روی مهارت داستان‌پردازی خود، می‌توانید با دیگران به شیوه‌ای ارتباط برقرار کنید که نسبت به گوش دادن به حرف‌های شما تمایل بیشتری نشان بدهند. با داستان‌ها، این قدرت را دارید که پیام‌ها و اطلاعات را به شکل گیراتری منتقل نمایید. این راه بی‌نظیری است برای ایجاد ارتباطات بیشتر و انتقال شیواتر اطلاعات. البته ناگفته نماند که داستان‌ها به جذابیت گفت‌وگوی شما نیز می‌افزایند.

با وجود این همه اطلاعات که برای جلب توجه مخاطب‌تان با هم در رقابت هستند، شما با داستان‌پردازی می‌توانید خودتان را در کانون توجه مخاطبان قرار دهید و اشتیاق آن‌ها را نزد خود حفظ کنید. یک داستان خوب نه تنها به یادها سپرده خواهد شد، بلکه دیگران را هم تشویق می‌کند که داستان‌های خودشان را به اشتراک بگذارند. با به اشتراک گذاشتن این داستان‌ها، شما علاوه بر این‌که می‌توانید ارتباطات عمیق‌تری با دیگران ایجاد کنید، بلکه این شانس را هم دارید که از تجربیات مخاطبان خود نیز بهتر آگاه شوید.

۵- گفتمان پذیرا

به خصوصیات شخصیتی طرف مقابل خود همیشه توجه داشته باشید. اگر آن‌چه شما می‌گویید با معیارهای طرف مقابل کاملا متفاوت باشد، قطعا خیلی زود گفت‌وگو را ترک می‌کند. اما اگر با جمله‌بندی مناسب و سوالات متداول از او پاسخ بخواهید و او را در بحث شرکت بدهید، می‌توانید تشخیص دهید که آیا او را به درستی درک کرده‌اید یا خیر.

چنان‌چه تعامل بحث را زنده نگه دارید، در هنگام پوشش دادن علایق مخاطب در گفت‌وگو کم نخواهید آورد. لحن و کلمات شما می‌تواند بازخوردها و پاسخ‌های با پایان باز را وارد مذاکره کند. این نوع پاسخ‌ها به شما کمک می‌کنند که بدانید آیا مخاطب‌تان با حرف‌های شما ارتباط برقرار می‌کند یا خیر و با استفاده از اطلاعاتی که از طریق این پاسخ‌ها به دست می‌آورید این قدرت را خواهید داشت که بدانید چه کلماتی بهترین نتایج را به دنبال خواهند داشت. به مرور، وقتی نشان دهید که به مخاطب خود اهمیت می‌دهید و سلایق دیگران را درک می‌کنید، خواهید دید که آن‌ها هم کم‌کم همین رفتار را نسبت به شما از خودشان نشان می‌دهند.

پایان‌نوشت

قدرت بخشیدن به این مهارت‌های ارتباطی به شما این توانایی را می‌دهد که با دیگران ارتباطات بهتری برقرار نمایید، اعتماد متقابل بیشتری به وجود بیاورید و شناخت بهتری نسبت به خودتان و دیگران کسب کنید.

گاهی یک تغییر کوچک فقط

تغییر

اگر بخواهید زندگی را تعریف کنید، هیچ وقت نمی‌توانید آن را از تغییر و تحول جدا بدانید. زندگی پر است از تغییرات و تحرکات. دنیای ساکن و راکد، دنیای مرده‌هاست. پس چطور می‌شود که برخی‌ها روزهای خود را تکراری سپری می‌کنند و حاضر نیستند هر روز رنگ تازه‌ای به دنیای خودشان ببخشند در حالی که می‌توانند به سادگی و فقط با چند تغییر کوچک، روزگار را به کام خود شیرین‌تر کنند؟

حتما لازم نیست وقتی حرف از تغییر به میان می‌آید، به فکر تغییرات عمده و اساسی بیافتید که به واقعیت رساندن‌شان نیاز به مدت‌ها برنامه‌ریزی و تلاش داشته باشد. نه! روح تازه بخشیدن به زندگی، می‌تواند خیلی ساده‌تر از این حرف‌ها باشد. همین که چیز جدیدی برای نگاه کردن به آن داشته باشید کافی است تا حس و حال خیلی بهتری پیدا کنید.

شاید بپرسید دقیقا از چه تغییراتی صحبت می‌کنم؟ امروز چند نمونه از آن‌ها را با شما در میان می‌گذارم، نمونه‌هایی که خودم آن‌ها را امتحان کردم و تاثیرشان را لمس کرده‌ام و دوست دارم شما را هم در این تجربه جذاب شریک کنم.

عوض کردن ظاهر گوشی

ساده‌ترین راه برای کمی حال خوب، عوض کردن ظاهر گوشی است. تلفن همراه ما این روزها تبدیل به وسیله‌ای شده که تقریبا همیشه و همه‌جا همراه ما هست. چه چیزی ما را مجبور کرده که هیچ وقت ظاهرش را تغییر ندهیم؟ فقط خود ما. اگر احساس کنید تلفن همراه‌تان خسته کننده و تکراری شده، هر بار با نگاه کردن به آن حال‌تان گرفته می‌شود.

راه حال این مشکل لزوما خریدن یک گوشی جدید نیست، بلکه فقط با عوض کردن یک والپیپر یا خریدن یک قاب جدید یا تغییر دادن صدای زنگ‌های گوشی، می‌توانید تلفن همراه خود را جذاب‌تر از گذشته کنید و هر بار با نگاه کردن به آن تازگی را احساس کنید.

یک جفت کفش نو

حتما یادتان هست در دوران کودکی هر بار که ماه مهر فرا می‌رسید، از ذوق خریدن لوازم نو در پوست خودمان نمی‌گنجیدیم. اما بین تمام وسایلی که هر سال برای سال تحصیلی جدید برای‌مان می‌خریدند، کفش‌ها جایگاه ویژه‌ای داشتند. علتش را دقیقا نمی‌دانم، شاید چون به قول معروف پا قلب دوم ما انسان‌هاست.

اما به هر حال، یک جفت کفش نو همیشه می‌تواند حس و حال آدم را به اندازه قابل توجهی بهتر کند. پس چرا هر یکی دو ماه یک بار یک جفش کفش برای خودمان نخریم؟ هزینه زیادی هم نمی‌خواهد و با کمی پس‌انداز می‌توانید هر از گاهی کفش‌های نو خرید. این کار نه تنها روی روحیه شما تاثیر مثبتی خواهد گذاشت، بلکه سبب می‌شود که در دید دیگران ظاهر بهتری داشته باشید، پس به نوعی می‌توان گفت یک جفت کفش نو به افزایش اعتماد به نفس شما نیز کمک می‌کند.

امتحان کردن خوراکی‌های جدید

همه ما در خوراکی‌ها یک سری عادت تکراری داریم که اصطلاحا به آن می‌گوییم ذائقه. همین کلمه ذائقه یکی از بزرگ‌ترین عوامل تکراری شدن زندگی ما محسوب می‌شود. چرا ما نباید جسارت امتحان کردن مزه‌های جدید را داشته باشیم و خودمان را به یک مجموعه از مزه‌ها محدود کنیم؟

تغییر

بیایید به خوراکی‌های جدید شانس دوباره‌ای ببخشید. بار بعدی که به یک کافی‌شاپ رفتید، از روی منو چیزی را انتخاب کنید که تا به حال نخورده‌اید. وقتی در سوپرمارکت مشغول خریدن خوراکی هستید، به سراغ قفسه‌هایی بروید که تا پیش از آن فکر می‌کردید محتویات‌شان به ذائقه شما نمی‌خورد. هنگام آشپزی به خودتان جسارت دهید و از ادویه‌های جدید استفاده نمایید.

اصلا به هر طریقی که به ذهن‌تان می‌رسد با این مفهوم کسالت‌بار ذائقه مبارزه کنید. ضرری که ندارد، نهایتا اگر از مزه جدیدی خوش‌تان نیامد دیگر به سراغش نخواهید رفت، اما در عوض ممکن است مزه‌های دلچسبی هم گیرتان بیاید.

تغییر دکوراسیون

دست نزدن به ترکیب وسایل خانه یا محیط کار باعث می‌شود که محیط به مرور برای شما تکراری و خسته کننده شود. با این حال، اگر هر هفته چند دقیقه‌ای را صرف تغییر دکوراسیون محیط کنیم، به راحتی می‌توانیم از بروز این مشکل جلوگیری کنیم.

برای تغییر دکوراسیون محیط لزوما نباید وسایل جدید خریداری کنید، همین که فقط جای وسایل موجود را تغییر دهید و با آن‌ها یک ترکیب جدید به وجود بیاورید، به هدف‌تان خواهید رسید. برای این کار تنها کافی است که کمی وقت و سلیقه به خرج بدهید. مطمئن باشید که به نتیجه‌اش می‌ارزد. ممکن است تصور کنید که این تغییرات خیلی محدود و نسبتا بی‌اثر است، اما تا امتحان نکنید نمی‌توانید متوجه تاثیر این کار روی روحیه خودتان بشوید.

مقاله مرتبط: برای زندگی خود قوانین لازم‌الاجرا معین کنید

چشیدن طعم تفریحات جدید

هر کسی در اوقات فراغت خودش، به سراغ تفریحات خودش می‌رود. برخی‌ها کتاب می‌خوانند، برخی دیگر ورزش می‌کنند، بعضی‌ها به گردش و کشف محیط‌های جدید می‌پردازند و بعضی دیگر به موسیقی گوش می‌دهند یا فیلم و سریال تماشا می‌کنند.

پیشنهاد من این است که تفریح متداول شما هر چه که هست، کمی تنوع به آن تزریق کنید. مثلا اگر موسیقی گوش کردن را دوست دارید، این بار موسیقی‌هایی را گوش کنید که قبلا کمتر امتحان‌شان کردید. اگر به ورزش کردن علاقه دارید، ورزش‌های متنوع‌تری را به جدول برنامه‌های تفریحی خود اضافه کنید. اگر اهل کتاب خواندن هستید، بار بعدی که به کتاب فروشی مراجعه می‌کنید، نگاهی هم به قفسه کتاب‌هایی بیاندازید که پیش از این کمتر سراغ موضوعات‌شان می‌رفتید. فراموش نکنید که هدف این است که رنگ تازه‌ای به زندگی خودتان ببخشید.

پایان‌نوشت

شاید برخی‌ها ندانند، اما دنیا فقط به دید ما از زندگی محدود نمی‌شود. زندگی مملو است از تغییر و تحول و تنوع، و جالب‌تر این‌که هیچ کس ما را از تجربه کردن این همه تنوع منع نمی‌کند به جز خودمان. این طرز فکر خود ما است که می‌تواند یک زندگی تکراری و خسته کننده برای ما رقم بزند، یا یک دنیای زنده و شاداب و پر از تازگی‌های روزانه. فقط باید جسارت تغییر دادن و تغییر یافتن را داشته باشیم.

مسلما راه‌های ایجاد تنوع در زندگی به همین چند موردی که من در این نوشتار ذکر کردم خلاصه نمی‌شود. برای همین از شما دعوت می‌کنم که اگر شما هم در همین زمینه راهی به ذهن‌تان می‌رسد با من و دیگران به اشتراک بگذارید. شاید از این طریق بتوانیم به کمک هم، از تعداد زندگی‌های خسته کننده بکاهیم و حتی شده یک نفر را هم دوباره سر ذوق بیاوریم.