واقعا سرت شلوغ است؟

شرح حال انسان‌های امروزی خیلی جالب است. همه آن‌ها همیشه سرشان شلوغ است. هر لحظه که آن‌ها را می‌بینی یا هر بار که می‌خواهی با آن‌ها صحبت کنی متوجه می‌شوی وقت ندارند و سرشان شلوغ است. آن‌قدر همه سرشان شلوغ است که تو فکر می‌کنی انگار همه‌شان مشغول انجام دادن کار مهمی هستند؛ از همان کارهای ضروری که اگر انجام نشود دنیا از حرکت باز می‌ایستد و هزاران اتفاق ناگوار به طور همزمان بر سر همه نازل می‌شود.

خیلی دوست دارم پشت یک بلندگو با صدای بلند رو به همه آن‌ آدم‌هایی که سر خودشان را شلوغ می‌دانند فریاد بزنم و بپرسم “واقعا سرتان شلوغ است؟ مگر دارید چه کار می‌کنید؟” تمام آن لحظه‌هایی که کله‌شان در صفحه‌نمایش‌هایی با ابعاد مختلف فرو رفته است، یعنی آن همه وقت را مشغول انجام دادن کارهای مفید و سازنده هستند؟ مگر ممکن است کسی چند ساعت متوالی بنشیند پشت کامپیوتر یا یک اسمارت فون را بگیرد جلوی چشم‌هایش و تمام آن چند ساعت را به انجام دادن فعالیتی ارزشمند اختصاص دهد؟ مسلما نه.… ادامه نوشتار

برای خلاق‌تر بودن، دنبال تنوع باش

یکی از سوالات بزرگی که خیلی از ما همیشه از خودمان می‌پرسیم این است که چطور خلاق‌تر باشیم؟ به هر حال، اکثر آدم‌ها بر سر این موضوع اتحاد نظر دارند که خلاقیت یک خصوصیت مثبت است که می‌تواند روی بهبود موقعیت‌های زندگی و کاری موثر باشد. تقریبا همه ما می‌دانیم که اکثر آدم‌های موفق، آدم‌های خلاقی هم هستند. کسانی که مسائل مختلف را از جنبه‌های متمایزی مورد بررسی قرار می‌دهند و به پاسخ‌های می‌رسند که دیگران قادر به پیدا کردن‌شان نیستند، در واقع موفقیت خود را مدیون خلاقیت‌شان هستند و در این هیچ شکی نیست. پس عادی است اگر همه ما بخواهیم خلاق‌تر باشیم.… ادامه نوشتار

مثل یک کارآگاه حرفه‌ای، باهوش باش

داشتم بعد از مدت‌ها یک بار دیگر سریال منتالیست را می‌دیدم و به این فکر می‌کردم که پاتریک جین چطور می‌تواند تا این حد باهوش باشد. البته قبول دارم که در برخی مواقع هوش و ذکاوت پاتریک جین فراتر از تصورات انسانی می‌شود که آن هم به خاطر جذاب‌تر کردن داستان است، ولی در اکثر مواقع او معماها و پرونده‌ها را خیلی ساده حل می‌کند، آن‌قدر ساده که بعد از چند بار دیدن سریال به این نتیجه رسیدم که اگر دقت می‌کردم من هم می‌توانستم به پاسخ برسم.

واقعا مثل پاتریک جین باهوش بودن کار خیلی پیچیده‌ای نیست. تنها ابزاری که لازم دارد استفاده صحیح از مغز است، همان چیزی که همه ما داریم اما اغلب ما به درستی از آن کمک نمی‌گیریم.  در اصل، مغز ما آدم‌ها پیشرفته‌ترین کامپیوتر دنیاست و پیشرفته‌ترین کامپیوتر دنیا هم باقی خواهد ماند.… ادامه نوشتار

چطور همین الان یک پست جدید بنویسی؟

وبلاگ‌نویسی بر خلاف آن‌چه که خیلی‌ها تصور می‌کنند کار طاقت‌فرسایی نیست. اساسا نویسندگی یک فعالیت ذهنی لذت‌بخش و جذاب است به شرط آن‌که بدانی چگونه با ذهن خودت برای نوشتن ارتباط برقرار کنی. مشکلی که در اکثر نوشته‌های آموزش نویسندگی یا آموزش وبلاگ‌نویسی می‌بینم این است که بیش از حد به حواشی می‌پردازند. امروز می‌خواهم یک راست بروم سر اصل مطلب و به تو کمک کنم که همین الان، دقیقا همین حالا دست به کار شوی و یک نوشته جدید به وبلاگت اضافه کنی.

قبل از شروع، یک جای خوب برای نوشتن انتخاب کن. محلی که برای نوشتن انتخاب می‌کنی از خود نوشته و نحوه نوشتنت خیلی مهم‌تر است چون تقریبا روی تمام مراحل تولید محتوا توسط تو تاثیر مستقیم می‌گذارد.… ادامه نوشتار

همیشه تسلیم شدن ساده‌تر است

کسی که به دست‌آوردی در زندگی خودش رسیده است، در واقع نتیجه ممارست خود در انجام دادن یک امر هدفمند را تجربه می‌کند. او مدت‌ها یک برنامه مشخص را به طور مداوم و منظم دنبال و تکرار کرده است تا این‌که بالاخره استعدادی در خودش را به شکوفایی رسانده و به هدفی خاص دست یافته است. حال این سوال پیش می‌آید که پس چرا اکثر آدم‌ها توانایی انجام دادن چنین کاری را ندارند؟ چرا اغلب مردم تسلیم شدن را به تلاش کردن ترجیح می‌دهند؟

پاسخ این سوال خیلی ساده است. علت این است که تسلیم شدن همیشه ساده‌تر است. ما انسان‌ها اصولا موجودات تنبلی هستیم.… ادامه نوشتار

حقیقت چهره‌های مختلفی دارد

از این به بعد اگر خواستی بگویی فلان شخص حقیقت را می‌گوید، خوب دقت کن. با شنیدن کلمه حقیقت چه احساسی به تو دست می‌دهد؟ اکثر آدم‌ها با شنیدن این کلمه حس اعتماد و آرامش را تجربه می‌کنند چون تصور می‌کنند ماهیت حقایق مثبت است. اما امروز می‌خواهم تو را با ماهیت واقعی واقعیت‌ها آشنا کنم؛ ماهیتی که شاید چندان هم مثبت نیست.

پنهان‌کارها در نشان دادن ماهیت اصلی حقیقت همیشه به ما کمک می‌کنند. این‌ها کسانی هستند که می‌دانند حقیقت یک موجود واحد است اما با چهره‌هایی مختلف. وقتی از یک پنهان‌کار حقیقت را بخواهی، او هم به تو واقعیت را خواهد گفت، اما نه واقعیت کامل، بلکه نسخه‌ای از واقعیت را که خودش دوست دارد تحویلت بدهد.… ادامه نوشتار

مقدمه‌ای در توصیف سبک‌ زندگی مینیمال

اگر به توصیف چند کلمه‌ای وبلاگ من که درست در زیر نامم نوشته‌ام دقت کرده باشی، متوجه کلمه مینیمال خواهی شد. من وبلاگ خودم را یک وبلاگ مینیمال شخصی توصیف کرده‌ام. حال اگر برایت سوال شده که منظورم از مینیمال چیست، باید این مژده را بدهم که از این پس قصد دارم یک دسته‌بندی اختصاصی جدید برای این موضوع در این وبلاگ ایجاد کنم. از حالا بنا دارم که هر از گاهی تو را با جزئیات یک سبک زندگی جالب آشنا کنم که خودم چند ماهی هست واردش شده‌ام و هر روز چیزهای جدیدی از آن می‌آموزم. می‌خواهم تو را به دنیای جذاب مینیمالیسم وارد کنم.… ادامه نوشتار

قناعت، بهانه‌ای است برای فرار از مسیر سخت پیشرفت

ما از کودکی با آموزش‌های معمول مختلفی بزرگ شدیم که برخی از آن‌ها کاملا درست و برخی دیگر اساسا غلط بوده‌اند. یکی از این آموزه‌های غلط قناعت کردن به آن معنی که در ذهن‌مان گنجانده شده است. قانون قناعت می‌گوید باید نسبت به آن‌چه داریم خوشنود باشیم و به خاطرش شاکر باشیم. حال آن‌که قناعتی که اکثر ما می‌شناسیم به معنی راضی شدن به موقعیت فعلی خود و تلاش نکردن برای موقعیتی بهتر است.

حالا بیا نگاهی بیاندازیم به این‌که چرا قناعت به همین مفهوم عمومی تا این حد فراگیر شده است. راضی بودن به موقعیت فعلی برای انسان‌های سطح متوسط یا حتی انسان‌های راکد، یک قانون بسیار شیرین و رضایت‌بخش است.… ادامه نوشتار

تنها در اتاقی ساکت، روزی چند لحظه

هر روز صبح که چشم از خواب باز می‌کنیم، وارد یک دنیای کاملا شلوغ می‌شویم. صدای نوتیفیکیش‌های موبایل و زنگ‌های تلفن‌ و سر و صدای تلویزیون و هیاهوی مردم در خیابان و جیغ و داد ماشین‌ها و موتورها و اصواتی که با هدفون به خورد گوش و مغزمان می‌دهیم. لیست اصواتی که از صبح تا شب می‌شنویم و برای‌مان عادی شده‌اند تمامی ندارد. جالب است، تا وقتی به این صداها فکر نمی‌کنیم چندان به نظرمان نمی‌آیند، اما اکنون که برخی از آن‌ها را نام بردم فکر می‌کنم تو هم مثل من با خواندن اسم هر کدام‌شان صدای خاصی در ذهنت شنیده‌ای و ابرو در هم کشیده‌ای و حالا با من موافقی که واقعا اصوات مزاحمی هستند.… ادامه نوشتار

به مرور حرفه مورد علاقه‌ات را خواهی یافت

وقتی عبارت حرفه مورد علاقه را می‌شنوی چه کاری در ذهنت نمایان می‌شود؟ شاید الان پاسخ این سوال را بدانی و با اطمینان کامل نام یک حرفه خاص را به زبان بیاوری، شاید هم هنوز مطمئن نباشی و چندین حرفه مختلف به ذهنت خطور کند، شاید هم هنوز اصلا نمی‌دانی که واقعا عاشق چه کاری هستی و ترجیح می‌دهی در برابر این سوال سکوت اختیار کنی.

اگر یادت باشد، از کودکی از همه ما می‌پرسیدند وقتی بزرگ شدی دوست داری چه کاره بشوی. آن زمان درک درستی از مشاغل و حرفه‌ها نداشتیم و هر چه به نظر خوب و قشنگ می‌آمد را نام می‌بردیم.… ادامه نوشتار