apple

اپل؛ هر سال ناامید کننده‌تر از پارسال

کسانی که تا حدودی با من آشنا هستند خوب می‌دانند که من عاشق دنیای تکنولوژی هستم و همیشه در مورد کنفرانس‌ها و رویدادها و محصولات جدید شرکت‌های فناوری صحبت به میان می‌آورم، به خصوص اگر حرف از اپل باشد. این بار هم مسلما در مورد رویداد معرفی آیفون‌های جدید حرف‌های زیادی دارم، گرچه تا امروز منتظر ماندم تا به طور کامل در مورد محصولات و خود رویداد به خوبی تحقیق کنم و شتاب‌زده قضاوت نکنم. امسال هم مثل پارسال، اپل سه مدل آیفون جدید معرفی کرد (و یک مدل جدید از اپل واچ که البته نمی‌خواهم این‌جا به آن بپردازم). حتما با خواندن تیتر این نوشته متوجه شده‌ای که احساس من نسبت به این آیفون‌ها و خود رویداد چگونه است. مسلم است که راضی نیستم. روزی روزگاری نه چندان دور، اپل معروف بود به تمرکزش روی معرفی محصولاتی کمتر اما باکیفیت‌تر. در دورانی که شرکت‌های رقیبی همچون سامسونگ سالانه بیش از چندین دیوایس جدید روانه بازار می‌کردند، اپل هر سال نهایتا دو اسمارت فون عرضه می‌نمود که هر کدام در نوع خودشان شاهکاری در طراحی و کیفیت و ساختار بودند. اما در این دو سه سال اخیر، روند کاری اپل به شدت تغییر کرده است و تقریبا شکل و شمایل رقبایش را پیدا کرده است. شاید بگویی به هر حال بازار تغییر می‌کند و شرکتی که تغییرات بازار را متوجه نشود قطعا محکوم به شکست است. این حرف تا حدودی درست است، اما در مورد اپل این تغییرات به شکل مثبتی رخ نداده‌اند. این شرکت آن‌چنان دچار تکبر شده است که خودش به جای مصرف‌کننده‌ها تصمیم می‌گیرد که آن‌ها به چه چیزی نیاز دارند و چه چیزی برای آن‌ها بیهوده است. اگر شرکت‌های رقیب مدام در حال آزمودن بازخورد ویژگی‌های مختلف در دیوایس‌های خود هستند، اما اپل چنین کاری نمی‌کند و خودش در مقام تصمیم‌گیرنده ظاهر می‌شود. مثلا امسال با معرفی سه دیوایس جدید با ظاهری مشابه آیفون ۱۰، حسگر اثر انگشت به طور کلی از خط تولید آیفون حذف شد؛ فیچری که هنوز خیلی از اسمارت فون‌ها به آن مجهز هستند و حجم عظیمی از کاربران هم معتقدند که حسگر اثر انگشت در حال حاضر سریع‌ترین و بهترین روش آنلاک کردن دیوایس است. اگر بخواهی از جدیدترین آیفون‌های اپل استفاده کنی باید از اساس با این فیچر خداحافظی کنی و جالب‌تر از آن، این تمام آن چیزی نیست که با آیفون‌های نسل حاضر از دست می‌دهی. جک هدفون هم یکی دیگر از فیچرهای غایب در آیفون‌های جدید است که اپل از زمان معرفی آیفون ۷ آن را از آیفون‌ها حذف نمود، اما در عوض یک کابل اتصال لایتنینگ به جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری در پکیج آیفون‌هایش قرار می‌داد تا کاربر بتواند همچنان با این دانگل از هدفون سیمی خودش استفاده کند. امسال این دانگل هم از پکیج آیفون حذف شده است تا کاربر مجبور شود دانگل را به طور جداگانه خریداری نماید. به جز این، در شرایطی که خیلی‌ها فکر می‌کردند اپل امسال برای آیفون‌های جدید خود یک اداپتور ۱۸ واتی برای شارژ پرسرعت ارائه می‌کند، اما همچنان همان اداپتور ۵ واتی با کانکتور لایتنینگ به USB-A درون جعبه دستگاه جا خوش کرده است و کاربران باز هم باید برای استفاده از قابلیت شارژ پرسرعت در این آیفون‌ها، از شارژرها و اداپتورهای متفرقه کمک بگیرند. از تمام این موارد و البته نام‌گذاری عجیب و غریب آیفون‌های جدید که بگذریم، می‌رسیم به شیوه معرفی محصولات. من هر سال رویدادهای اپل را مشاهده می‌کردم و همیشه به جزئیاتی که در این رویدادها دیده می‌شد دقت داشتم. چیزی که امسال توجه من را به خودش جلب کرد این بود که اپل امسال بر خلاف همیشه روی آمار و ارقام اتکا نداشت. اگر رویدادهای گذشته اپل را ببینید خواهید فهمید که این شرکت همیشه علاقه داشت بگوید آیفون‌ها چند درصد از بازار را به خودشان اختصاص داده‌اند و چند درصد از دیوایس‌های اندرویدی بهتر و سریع‌تر هستند و آیفون‌های جدید دقیقا چند درصد از دیدگاه‌های مختلف نسبت به نسل قبلی‌شان بهبود داشته‌اند. به طور کلی، بخش بزرگی از رویدادهای اپل حول محور اعداد و ارقام می‌چرخید، چیزی که در رویداد چند روز پیش ملموس نبود. علت این موضوع هر چه که باشد قطعا خودشان بهتر می‌دانند. هر چند، اکنون که دقیق می‌شوم می‌بینم حق دارند روی ارقام دقیق نشوند چون اگر دقیق می‌شدند شاید به نفع‌شان نبود. شاید در آن صورت مجبور می‌شدند بگویند آیفون XR که با قیمت ۷۴۹ دلار عرضه می‌شود دقیقا همان میزان پیکسل در هر اینچ را دارد که آیفون ۴ داشت؛ واقعیتی که مسلما اپل دوست ندارد کاربران به آن توجه کنند. درست مثل والپیپر جدیدی که برای آیفون‌های جدید به کار برده بودند تا ناچ بد شکل دیوایس کمتر مورد توجه قرار بگیرد. دوربین شاید یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های این رویداد باشد، اما وقتی نگاهی به مقایسه‌هایی که بین دوربین آیفون XS و پیکسل ۲XL در اینترنت انجام شده می‌اندازیم می‌بینیم که بسیاری از افراد اعتراف کرده‌اند که دوربین دیوایسی که یک سال قبل عرضه شده چقدر بهتر از دوربین آیفون‌های جدید است. در مجموع من احساس می‌کنم که اپل هر سال در حال دور شدن از آن مفهومی است که استیو جابز از این شرکت در ذهن ما گنجانده بود. شاید برای اپل بد نباشد نگاهی بیاندازد به میزان فروش آیفون SE و فکر کند که چرا این دیوایس تا این حد موفق بوده است. شاید بد نباشد تبلیغ Thumb آیفون ۵ را دوباره ببیند، یا آیپاد تاچ را دوباره مورد قضاوت قرار دهد، یا به جای کیبورد باترفلای، به کارایی و زیبایی کیبورد مک‌بوک‌های دوران استیو جابز خیره شود، و هزاران شاید دیگر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *