وبلاگ‌نویسی

من و این‌جا و آینده

future

این آخرین پست من در این وبلاگ خواهد بود. شاید تعجب برانگیز باشد برای برخی‌ها، برای خودم بیش از همه. طی صد روز گذشته من به وبلاگ‌نویسی روزانه روی آوردم و خوشحالم که توانستم جزو معدود نویسنده‌های وبلاگستان فارسی باشم که موفق شدم صد روز هر روز به نوشتن بپردازم. به خودم و همه مخاطبان این وبلاگ در طی این صد روز وعده‌هایی دادم که برخی از آن‌ها را توانستم انجام دهم و برخی دیگر را نتوانستم. آخرین پست این وبلاگ را به توضیح در مورد دلایل موفق شدن یا شکست خوردنم در به نتیجه رساندن این وعده‌ها و همین‌طور تصمیمات آینده‌ام خواهم پرداخت.

اولین و اصلی‌ترین وعده من این بود که تا جایی که می‌توانم به روزانه‌نویسی خودم ادامه بدهم. درست در روز صد و سوم این نوشته را منتشر می‌کنم و این یعنی صد و سه روز روزانه‌نویسی کردم. شاید جالب باشد که بدانی من همین حالا چهارده پست آماده دیگر هم دارم که می‌توانم به طور روزانه منتشر کنم و این روند را همچنان ادامه بدهم تا این چهارده نوشته تمام شود. اما این کار را نمی‌کنم چون دیگر تصمیم خودم را گرفتم.

کدام تصمیم؟ توضیح می‌دهم. اما قبل از آن، قرار بر این بود که این وبلاگ از نظر ظاهری بازسازی شود و به شکل مینیمال‌تری به کار خودش ادامه بدهد، ولی متاسفانه به خاطر برخی از مشکلات شرایط مهیا نشد که این تصمیم عملی بشود.

در مورد این‌که چه تصمیمی برای بعد از این وبلاگ گرفتم باید بگویم که قصد دارم بیشتر و جدی‌تر از گذشته در حیطه علم و تکنولوژی که زمینه موضوعی مورد علاقه‌ام است کار کنم. این می‌تواند شامل اظهار نظرات بیشتر در این زمینه‌ها و همین‌طور تولید محتوا به شکل گروهی باشد. واضح‌تر از این چیزی نخواهم گفت چون نمی‌خواهم همه چیز را لو بدهم.

از این‌جا به کجا می‌روم؟ مسلما توییتر برای من بهترین انتخاب است چون مخاطبان و دنبال کننده‌های نسبتا زیادی در آن‌جا دارم. البته این می‌تواند موقت باشد. شاید در آینده در باقی شبکه‌های اجتماعی هم فعال شوم، شاید هم نه. می‌دانم که وعده داده بودم دیگر به سراغ شبکه‌های اجتماعی نروم اما این هم یکی از همان وعده‌هایی است که نتوانستم بر آن پایبند بمانم. شاید دلیلش فالوئرهایی است که به سختی به دست آوردم و نمی‌خواهم از دست‌شان بدهم، شاید هم نه.

حالا اگر می‌پرسی چرا وبلاگ‌نویسی در وبلاگ شخصی را کنار می‌گذارم، بد نیست بگویم که به نظرم ادامه دادن به این کار چندان معقول نیست. من از سال ۸۸ تا امروز یکی از طرفداران پر و پا قرص وبلاگ‌نویسی بودم و هستم ولی اکنون بعد از صد روز نوشتن به این نتیجه رسیدم که گرچه به روز نگه داشتن وبلاگ شخصی با انتشار مطالب روزانه قطعا در افزایش تعداد بازدید کننده‌ها اثر دارد، ولی این چیزی نیست که اکثریت مخاطبان محتوای اینترنتی می‌خواهند.

با هم که تعارف نداریم، این خوب است که چندین بازدیدکننده ثابت برای وبلاگ خودت داشته باشی، اما جذب مخاطب در وبلاگستان فارسی خیلی سخت‌تر از این حرف‌هاست چون مخاطب زیادی در این زمینه اصلا وجود ندارد. کاربران فارسی اینترنت یا شاید بتوان گفت کاربران اینترنت در جهان از محتوای نوشتاری آن هم در قالب وبلاگ شخصی و انفرادی زیاد خوش‌شان نمی‌آید. شاید عکس و ویدیو و یا حتی صوت جامعه مخاطب گسترده‌تری داشته باشد، اما کمتر کسی حوصله می‌کند که یک وبلاگ نوشتاری صرف را دنبال کند و این برای تولید کننده محتوای نوشتاری که برای تولید هر پست کلی زمان و حواس به خرج می‌دهد هزینه سنگینی به حساب می‌آید.

از این حرف برمی‌گردم به تصمیمم برای آینده و این‌که ممکن است به تولید محتوای صوتی در قالب پادکست یا محتوای ویدیویی با موضوع علم و تکنولوژی توجه بیشتری داشته باشم. به هر حال فعلا اگر خواستی دنبال من بگردی می‌توانی به صفحه توییتر من سر بزنی و در آن‌جا از من آخرین خبرهای عملی و فناوری را دریافت کنی و دیدگاه من در این موارد را بخوانی.

این وبلاگ هم به عنوان یک موفقیت بزرگ برای من و تمام کسانی که می‌خواهند طعم صد روز وبلاگ‌نویسی پیاپی را بچشند همچنان به همین شکل باقی خواهد ماند. این وبلاگ همچنان زنده خواهد ماند اما به روز نخواهد شد. پس تا ایده بزرگ بعدی خدانگهدار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه ها (6 دیدگاه ثبت شده)

  1. بهراد جان امیدوارم هرجا که هستی و میری کارت به خوبی پیش بره.
    از اون روزی که با پیام شاهین کلانتری تو توئیتر با وبلاگت اشنا شدم مرتب به اینجا سر میزنم و حرفهات رو می‌خونم و لذت می‌برم. نوشتنم مثل کارای دیگه نیاز به بازگشت و بازخورد مورد انتظار داره. به قول تو یک جاهایی آدم باید کلاش رو قاضی کنه ببینه نسبت به وقت و انرژی که می‌ذاره آیدی ای براش داده یا نه. خودت هم از خلاقیت تو نوشتن و اینکه با نوشتن احساس خلاق بودن می‌کنی گفته بودی (میدونم که میدونی این هم یک نوع باز خورد و جایزه ست). گاهی رشد که می‌کنیم اون سودمندی در مقابل هزینه ای که می‌کنیم کاهش پیدا میکنه و حدس می‌زنم این یک چیز طبیعیه و همینه که ما رو به سمت پیشرفت (به معنای قدمی متفاوت رو به جلو گذاشتن) سوق میده.
    بی تعارف کاری که داریم می‌کنیم کار خیر که نیست. به عنوان مثال خودم اولین نتیجه ای که از وبلاگ نویسی میخوام ببینیم رسیدن به چیزیه که می‌خوام هست. اگر نرسم یا بستر مناسب تری برای رسیدن به حال بهتر (و خواسته) پیدا کنم منم این کار رو می‌بوسم و کنار می‌گذارم.
    اونهایی که میان هرروز از فایده‌های نوشتن و هر روز نویسی می‌نویسن یا حواسشون نیست که این کار چمقدار وقت و انرژی ممکنه ببره یا احتمالا دارن از این حرف ها پول در میارن که حقشن هست و نوش جانشون که عده دیگه ای رو به این کار علاقه مند می‌کنن.
    این حرف ها رو گفتم تا اینو به عنوان یه دوست و برادر کوچکتر ازت بخوام هرجا که رفتی حداقل ماهی یک گزارش یا داستان یا درددلی از کارهایی که می‌کنی اینجا بگذاری. شاید این پیشنهاد بیجاییه اما ما هردو با شبکه های اجتماعی آشنا هستیم. اینجور جاها جایی برای حرفهای عمیق نیست. عمیقترین حرفها عمقی به اندازه چند ثانیه در ما برجا می‌ذاره.
    من وبلاگ کیان رو دنبال می‌کنم: http://kiansight.mihanblog.com/ دارم میبینم که علاقه ای به هرروز نویسی نشون نمیده ولی عوضش مطالبی که می‌گذاره در حد یک مقاله خوندنی و حرفه‌ایه و من عاشق استناد دادنهاش هستم.
    وبلاگ شاهین کلانتری رو هم همینطور : http://shahinkalantari.com/blog/ دارم می‌بینم مردی که کارش هرروز نوشتنه و این رو جزو کارهای اصلیش می‌بینه چقدر میتونه علاوه بر پیشرقت خودش، با حرفهای خوبش روی پیشرفت دیگران هم تاثیر بگذاره.
    آدمهایی مثل من و تو طبیعیه که به سود و هزینه مون نگاه کنیم. هر چی بشه امیدوارم وبلاگ رو به عنوان باری بر دوش نبینیم. اگر اشکالی نداره بذار پیشنهادم رو دوباره بگم: لطفا اینجا رو هر چند وقت یکبار به روز نگه دار. یک عاشق فناوری مثل تو میتونه حرفها و دردو دلای شنیدنی ای برای خواننده هایی (هرچند کم) مثل من داشته باشه. شاید بد نباشه به وبلاگ به عنوان یه رزومه نگاه کنیم… کاری که منم دارم کمکم بهش فکر میکنم. هم حرفه‌ایه و هم قشنگتر.
    ممنون و موفق باشی بهرادجان