آن‌چه داری فدا کن، تا به شرایط بهتری برسی

آ

روزی روزگاری، شخصی در یک جای دور افتاده در یک ساحل ناشناخته رها شده بود و باید راهی پیدا می‌کرد تا جان خودش را نجات بدهد. او که هیچ وسیله خاصی در اختیار نداشت تا از خودش محافظت کند، تصمیم می‌گیرد از هر آن‌چه در اطراف خودش می‌دید وسایلی مفید بسازد. برای همین اقدام به جمع‌آوری چوب کرد. بعد از کلی تلاش و سخت‌کوشی، او کلی چوب برای خودش جمع کرد.

حالا او کلی چوب در اختیار داشت که می‌توانست با آن هر چه می‌خواهد بسازد. او تصمیم می‌گیرد با چوب‌هایش یک خانه در همان ساحل ناشناخته بسازد تا از این طریق از خودش محافظت کند. گرچه ساختن یک خانه در آن ساحل شاید ایده خوبی به نظر می‌رسید، ولی آن‌چه او نمی‌دانست این بود که اگر همان لحظه از داشتن یک خانه دل می‌کند و با آن چوب‌ها یک قایق می‌ساخت و به آب می‌زد، کمی جلوتر به یک آبادی می‌رسید و به امکانات بیشتری دست پیدا می‌کرد.

زندگی من و تو هم داستان مشابهی دارد. خیلی از اوقات ما دل‌مان می‌خواهد که به شرایط بهتری برسیم، ولی حاضر نیستم برای دست یافتن به آن شرایط بهتر، از داشته‌های خودمان بگذریم. اگر برایت سوال شده است، باید بگویم که بله! همیشه برای این‌که روی پله بالاتر قرار بگیری، باید شهامت داشته باشی و از پله‌ای که روی آن قرار داری دل بکنی و روی پله بعدی قدم بگذاری.

چند مثال می‌زنم تا بهتر متوجه موضوع بشوی. فرض کن در شرکتی مشغول به کار هستی که تلاش‌هایت چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند. با این‌که بهتر از دیگران کار می‌کنی، ولی مدیرانت به جای تشویق کردن تو، مدام کار بهتری از تو طلب می‌کنند و یا همکارانت کارهای خودشان را نیز روی دوش تو می‌اندازند. حال اگر شهامت نداشته باشی که از شغل فعلی خودت صرف نظر کنی، هرگز نخواهی فهمید که شرکت دیگری هم وجود دارد که برای تو بیش از این‌ها ارزش قائل می‌شود.

یا تصور کن که دلت می‌خواهد زندگی سالم‌تری داشته باشی ولی حاضر نیستی تغییری در رژیم غذایی خودت ایجاد کنی. مشخص است که تا وقتی گوشت خوردن را فدای خوردن سبزیجات بیشتر نکنی نمی‌توانی به آن زندگی سالم‌تری که دلت می‌خواهد دست پیدا کنی.

یا فکر کن که واقعا می‌خواهی سبک زندگی مینیمال را حتی برای مدتی هم که شده امتحان کنی، ولی قبول نمی‌کنی که برای مینیمالیست شدن باید از داشتن چیزهای غیر ضروری چشم بپوشانی. مسلما، تا زمانی که راضی نشوی از بخش قابل توجهی از داشته‌هایت بگذری، نمی‌توانی یک مینیمالیست واقعی بشوی.

مطمئنم خودت هم می‌توانی ده‌ها یا شاید صدها مثال دیگر در مورد زندگی خودت بزنی. خودت را گول نزن، یا برای خواسته‌هایت، از داشته‌هایت بگذر و یا تا ابد روی همان پله‌ای که قرار داری باقی بمان و درجا بزن.

افزودن دیدگاه

بهراد جاود یک بلاگر مینیمالیست