آن چیز که خوار آید، هرگز به کار نیاید

آ

افراد خیلی زیادی را می‌شناسم که به نگه داشتن وسایلی که به آن‌ها نیازی ندارند عادت کرده‌اند. حتما تو هم این آدم‌ها را در زندگی روزانه‌ات بارها دیده‌ای و می‌بینی.

مثلا یک سری وسیله ورزشی می‌خرند و گوشه اتاق می‌گذارند تا اگر بر فرض محال خواستند ورزش کنند از این وسیله ورزشی نیز استفاده نمایند، در حالی که خودشان هم می‌دانند که آن وسیله چندان به کارشان نمی‌آید. یا می‌روند اسکی می‌خرند در حالی که آگاه هستند که تا به حال اسکی نکرده‌اند و این کار را بلد نیستند و در آینده هم به احتمال زیاد قصد ندارند اسکی کردن را یاد بگیرند!

برخی‌ها می‌روند کلی وسایل آشپزی و کیک‌پزی می‌خرند و می‌گذارند گوشه قفسه‌های کابینت، به این امید که اگر روزی تصمیم گرفتند کیک بپزند یا غذای خاصی را درست کنند از این وسایل استفاده کنند در حالی که خودشان می‌دانند آن روز به احتمال زیاد هرگز نخواهد رسید. یا می‌روند کلی کاسه و بشقاب و لیوان تزئینی می‌خرند فقط با این هدف که آن‌ها را در یک قفسه در گوشه خانه خود به نمایش بگذارند. تنها زمانی هم که این کاسه و بشقاب‌های تزئینی را از قفسه بیرون می‌آورند، نزدیک عید سال نو است که می‌خواهند آن‌ها را بشویند و دوباره سر جای‌شان بگذارند.

برخی دیگر می‌روند جاکفشی می‌خرند با این هدف که از آن به بعد کفش‌های خود را همان جایی که از پا در می‌آورند رها نکنند. جاکفشی را گوشه خانه می‌گذارند و بعد مجددا کفش‌های خود را همان جایی که از پا در می‌آورند رها می‌کنند. دیری نمی‌گذرد که دوباره کفش‌ها روی هم تلنبار می‌شوند و جاکفشی همچنان خالی باقی می‌ماند.

عده‌ای می‌روند ده‌ها مدل لباس مختلف می‌خرند و همه را در کمدشان آویزان می‌کنند، ولی در نهایت فقط یکی دو مدل از آن لباس‌ها را به طور متداول می‌پوشند و بقیه را می‌گذارند در کمد خاک بخورند.

همه این آدم‌ها بلا استثنا یک بخشی هم در خانه خود دارند که به آن می‌گویند انباری. هر وقت متوجه شدند که انبوه وسایل اضافی‌شان جلوه بصری خانه‌شان را به هم زده است، وسایل اضافه را جمع می‌کنند و همه را در آن انباری روی هم انبار می‌کنند. وقتی هم به آن‌ها می‌گویی خوب چرا از دست این وسایل خلاص نمی‌شوی؟ می‌گویند: آن چیز که خوار آید، روزی به کار آید!

یک مینیمالیست هرگز با این جلمه کنار نمی‌آید. از دید یک مینیمالیست، آن چیز که خوار آید، هرگز به کار نیاید، پس باید از دست هر آن‌چه خوار است خلاص شد. حالا چطور می‌توانی وسایلی که به آن‌ها نیاز نداری را از زندگی خودت حذف کنی؟ سه راه در اختیار داری:

اول، دور ریختن. اگر در بین وسایلی که به دردت نمی‌خورند مواردی هستند که مطمئن هستی به غیر از خودت به درد هیچ کس دیگری هم نمی‌خورند، بدون معطلی و شک و تردید آن‌ها را دور بریز.

دوم، اهدا کردن. اگر وسایلی داری که به کار خودت نمی‌آیند ولی فکر می‌کنی می‌توانند به درد افراد نیازمند بخورند، بهترین راه این است که آن‌ها را به کسانی که نیاز دارند اهدا کنی.

و سوم، فروختن. چنانچه وسایلی داری که به درد خودت نمی‌خورند ولی به نظرت ارزشمند می‌آیند، می‌توانی آن‌ها را در سرویس‌های اینترنتی مرتبط تبلیغ کنی و آن‌ها را به دیگران بفروشی. تازه از این طریق پولی هم به جیب می‌زنی.

تو به عنوان یک مینیمالیست آزاد هستی که هر کدام از این سه راه را برای وسایل غیر ضروری انتخاب کنی، ولی هرگز اجازه نداری این وسایل را پیش خودت نگه داری و همه را روی هم تلنبار کنی. این را هیچ وقت فراموش نکن.

افزودن دیدگاه

بهراد جاود یک بلاگر مینیمالیست