هجدهمین سال‌گرد تولد وبلاگستان فارسی

ه

شانزدهم شهریور ۱۳۹۸ برابر است با هجده سالگی وبلاگستان فارسی. هجده سال پیش در چنین روزی بود که وبلاگ سلمان به عنوان اولین وبلاگ فارسی آغاز به فعالیت کرد و پدیده‌ای را خلق نمود که من از آن به سیاره وبلاگ‌نویسی فارسی یاد می‌کنم. این سیاره امروز به دوران بلوغ خود رسیده است و در هجده سالگی، حالا مغرورتر از همیشه به حیات خود ادامه می‌دهد.

پارسال در همین روز مطلبی را به پاس هفده سالگی این سیاره نوشتم و در آن ذکر کردم که چرا به آینده وبلاگ‌نویسی فارسی امیدوار هستم. آن‌جا نوشتم که چرا لازم است ما وبلاگ‌نویس‌ها خودمان از یک‌دیگر حمایت کنیم و وبلاگ‌های خوب را به مخاطبان خود معرفی کنیم تا آن‌ها را در چرخه محتوایی مورد پسند خودمان، محتوایی که خودمان تولیدش می‌کنیم حفظ نماییم؛ محتوایی نوشتاری که از دل یک نویسنده فارسی زبان برای مخاطبانی فارسی زبان خلق می‌شود.

امروز می‌خواهم به عنوان عضوی ده ساله از این سیاره مظلوم اما مفید، مشکلی را مطرح کنم که سال‌هاست مزاحم وبلاگستان فارسی شده است؛ مشکلی که گرچه نتوانسته است زیست این سیاره را به خطر بیاندازد، ولی مانند آفتی سمج آن را آزار می‌دهد. مشکلی به نام درآمدجویی.

با این‌که خیلی‌ها معتقدند که مشکل اصلی این روزهای وبلاگ‌های فارسی، فراگیر شدن پدیده شبکه‌های اجتماعی است، ولی من اخیرا به این عقیده رسیده‌ام که شبکه‌های اجتماعی مساله آن‌چنان بزرگی برای سیاره وبلاگ‌نویسی فارسی پدیده نیاورده‌اند؛ حداقل نه به اندازه درآمدجویی.

منظورم از درآمدجویی، تلاش برای کسب درآمد از طریق محتوای نوشتاری و وبلاگ‌هاست. منظورم داشتن نگاه مادی به محتوای نوشتاری است. دوستان من، این ایده پول‌سازی از وبلاگ‌ها است که مزاحم وبلاگ‌های اصیل فارسی زبان شده است.

آن قدیم‌ترها که هنوز پول و بازاریابی محتوایی تا این حد وارد اینرنت فارسی نشده بود، وبلاگ‌های ما رنگ و بوی اصالت در خود داشتند؛ اصالتی برگرفته از احساسی که بلاگرها در نوشته‌های‌شان به جا می‌گذاشتند. آری، آن زمان نوشته‌ها نقش دل داشتند و لاجرم بر دل مخاطب می‌نشستند. کسی دنبال پول درآوردن و پولی نوشتن نبود. هر چه بود افکار شخصی نویسنده وبلاگ بود و نظر بازدید کننده‌ها. آن زمان همکاری وبلاگ‌نویس‌ها با هم پیش‌آمد عجیبی نبود و به تداول رخ می‌داد. اوج بازاریابی محتوا و جذب بازدید کننده هم به نوشتن یک کامنت “وبلاگ خوبی داری، به وبلاگ من هم سر بزن” ختم می‌شد. من به این وبلاگ‌ها می‌گویم وبلاگ‌های اصیل.

ولی این روزها به لطف پا گرفتن بازاریابی محتوا و تبلیغات اینترنتی، کمتر بویی از آن اصالت به مشام می‌رسد. هر کسی فکر وبلاگ‌نویسی به سرش بزند، سعی می‌کند یک موضوع درآمدزا پیدا کند و تا می‌تواند تبلیغات بگیرد و رپورتاژ بنویسد و پول دربیاورد. اگر هم نتواند چنین کند، دست آخر عضو یکی از همین وبلاگ‌های پول‌دار می‌شود و برای آن‌ها می‌نویسد و ترجمه می‌کند.

جو امروزی وبلاگستان فارسی روی پول و مخاطب متمرکز است. انگار هر کسی مخاطب بیشتری داشته باشد موفق‌تر است، چون می‌تواند پول بیشتری به جیب بزند. بعضی‌ها فکر می‌کنند که در مورد وبلاگ‌نویسی، هر کس پولش بیش، شانسش بیشتر!

در این میان خوشبختانه هنوز هم هستند وبلاگ‌هایی که اصالت خودشان را حفظه کرده‌اند. قبول دارم که تعدادشان کم است و هر ماه هم کمتر می‌شود؛ ولی هنوز هم وجود دارند و موجودیت خودشان را حفظ کرده‌اند. این نویسنده‌ها هنوز هم با همان شیوه قدیم می‌نویسند. گرچه بازارشان مثل قبل رونقی ندارد، ولی اهمیتی نمی‌دهند و همچنان از نوشتن لذت می‌برند.

این همه را گفتم تا به این نتیجه برسم که در هجدهمین سال‌گرد تولد وبلاگستان فارسی، اگر برای کسی سوال شد که آیا هنوز هم وقت خوبی برای ساختن یک وبلاگ هست یا نه، با سری بلند و دلی قرص پاسخ بدهم که حتما. محتوای نوشتاری و وبلاگ‌های اصیل امروز هجده سال است که زنده باقی مانده‌اند و باید با اطمینان بگویم که هرگز هم قرار نیست نابود شوند. شاید چراغ وجود این وبلاگ و آن وبلاگ خاموش شود و برای دوست‌دارانش افسوس باقی بگذارد، ولی همیشه چراغ دیگری با یک وبلاگ اصیل دیگر روشن می‌شود و این سیاره باز هم به حیات خودش ادامه می‌دهد.

وبلاگ‌نویس هستی؟ اصیل بمان. می‌خواهی وبلاگ‌نویس بشوی؟ اصالت را برگزین. سعی کن به وبلاگ به چشم یک منبع درآمد نگاه نکنی. وبلاگت را با نگرش مالی آلوده نکن. خودت باش، از خودت بنویس و همیشه اثری از خودت در نوشته‌هایت به جا بگذار. من و تو با نوشته‌های‌مان جاودان می‌شویم.

3 دیدگاه

بهراد جاود یک بلاگر مینیمالیست