برای بستن ESC را فشار دهید

ادبیات

5 مقاله

در هر اثر نوشتاری، این آرایه‌های ادبی هستند که توانایی‌های نویسنده را به رخ مخاطب می‌کشانند. مسلما اولین موضوعی که هر نویسنده‌ای باید به آن توجه کند این است که باید طوری بنویسد تا مخاطبان به راحتی متوجه منظور او بشود. اما از سوی دیگر، در اکثر مواقع و خصوصا در هنگام داستان‌نویسی، این مهم است که آوای نویسندگی شما به اندازه کافی قدرتمند باشد. چه در حال نوشتن یک کتاب غیر داستانی باشید و چه مشغول نگارش یک رمان، در هر دو حالت به آوی نویسندگی نیاز دارید. یکی از شیوه‌های ایجاد تمایز در آوی نویسندگی نیز، به کار بردن آرایه‌های ادبی است. آرایه‌های ادبی به طرز چشم‌گیری می‌توانند نیروی شما در داستان‌سرایی و نویسندگی را تقویت کنند و درون‌مایه مورد نظر شما را برجسته سازند. قبل از این‌که آرایه‌های ادبی را در نوشتار خود به کار ببرید، بهتر است بدانید که آرایه ادبی چه معنا و مفهومی دارد…

آیا می‌دانید فراداستان چیست؟ هر وقت که کتاب داستانی را در دست می‌گیرد تا بخوانید، خود را وارد یک دنیای خیالی و ساختگی می‌کنید که ساخته و پرداخته ذهن نویسنده اوست. گرچه ممکن است رگه‌هایی از واقعیت در داستان پیدا کنید، اما در نهایت نویسنده برای افزودن جذابیت و گیرایی به داستان مجبور است از دنیای واقعیت دور شود و به خیال روی بیاورد که اگر چنین نباشد اسم آن اثر را نمی‌توان داستان گذاشت، بلکه باید آن را مستندنویسی یا سفرنامه یا زندگی‌نامه یا امثال این‌ها نام نهاد. داستان خیالی است. این را هم نویسنده می‌داند و هم شما. به بیان دیگر، شما می‌دانید که دارید یک ماجرای دروغین را تجربه می‌کنید. شما می‌دانید که نویسنده دارد به شما دروغ می‌گوید و نویسنده هم می‌داند که شما دارید دروغ‌های او را می‌خوانید. دروغ‌هایی که به زیبایی مهندسی شده‌اند تا یک دنیای دروغین مملو از آدم‌های دروغین را شکل بدهند….

شاید اگر از اکثر نویسنده‌ها و وبلاگ‌نویس‌ها بپرسید که مهم‌ترین بخش‌های یک نوشتار کدام‌ها هستند، احتمالا برخی‌ها به شما بگویند عنوان یا همان تیتر، برخی دیگر هم ممکن است بگویند املاء یا انشاء متن یا نحوه به اتمام رساندن و جمع کردن مطلب یا مواردی از این قبیل. طبیعی است که این روزها کمتر کسی به پاراگراف توجه کند، به خصوص با وجود بی‌دقت شدن اکثریت مخاطبان محتوای نوشتاری که شاید برای آن‌ها نیز چنان مهم نباشد که فلان نویسنده چطور پاراگراف‌های نوشتار خودش را تنظیم می‌کند. اگرچه عنوان و املاء و انشاء و نحوه جمع کردن مطلب همگی در مقام خود جایگاه مهمی دارند، ولی این پاراگراف‌ها هستند که به یک نوشتار انسجام و استحکام می‌بخشند. اگر از من بپرسید می‌گویم پاراگراف‌ها حکم آجر در یک ساختمان را دارند که اگر معمار به درستی و به خوبی آن‌ها را کنار هم بگذارد، نتیجه می‌شود ساختمانی که هم زیباست و…

تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا نویسنده‌های مشهور هیچ کدام مثل هم نمی‌نویسند؟ اگر مخاطب کمی باتجربه و هوشمند باشد، بدون این‌که نام نویسنده یک نوشتار را بداند می‌تواند حدس بزند که متن پیش رو را چه کسی نوشته است. این چه خصوصیتی است که می‌تواند نگارنده‌ها را از یک دیگر متمایز سازد؟ نام این خصوصیت آوای نویسندگی است. شاید برای شما این سوال پیش بیاید که مگر نوشتار هم آوا دارد؟ پاسخ شما مثبت است. هر نوشتاری آوای مخصوص به خودش را دارد. همین تفاوت در میان آوای نویسنده‌ها سبب می‌شود که سبک و سیاق آثار هر کدام از آن‌ها با دیگری فرق داشته باشد. با توضیحی روشن‌تر می‌توان گفت اگر به دو نویسنده متفاوت چارچوب یک داستان را بدهید و از این دو بخواهید هر کدام در چند صفحه داستانی با همین چارچوب بنویسند، هر یک داستانی کاملا متفاوت از خود عرضه می‌دارند. کار…

دستور زبان فارسی برای نویسنده حکم یک دفترچه راهنما را دارد. ما معمولا وقتی یک وسیله جدید و نسبتا پیچیده می‌خریم، اولین کاری که انجام نمی‌دهیم خواندن دفترچه راهنمای آن وسیله است. این دیگر بین اکثر ما جا افتاده است که یک راست برویم سر اصل موضوع و وقت‌مان را خرج خواندن دفترچه راهنما نکنیم. برخی‌ها خواندن دفترچه را کاری بیهوده می‌دانند و برخی دیگر دوست دارند خودشان از طرز کار وسیله مورد نظر سر دربیاورند. دلیلش هر چه که هست، کار درستی نیست. به هر حال آن دفترچه لعنتی را نوشته‌اند که قبل از هر اقدامی آن را مطالعه کنیم و صدمه‌ای به وسیله نزنیم. شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید درست نوشتن هم دفترچه راهنما دارد؛ اسمش دستور زبان فارسی است. تقریبا همه ما در طول دوران تحصیل خواسته یا ناخواسته چند واحد دستور زبان فارسی را پاس کرده‌ایم تا بتوانیم به درجات بالاتر تحصیلی برسیم. دست خودمان…