صدمین نوشتار وبلاگ

این صدمین پست من در این وبلاگ است. حقیقت را بگویم، خودم خیلی شگفت‌زده و خوشحال هستم. به یاد ندارم قبلا در تمام نه سال فعالیتم در حیطه وبلاگ‌نویسی، تعداد مطالبم در یک وبلاگ سه رقمی شده باشد. مجموع نوشته‌هایم تا امروز را که نمی‌دانم و حسابش از دستم در رفته است، اما مطمئنم این اولین بار است که در یک وبلاگ تعداد نوشته‌هایم به عدد صد می‌رسد. اعتراف می‌کنم روزی که این وبلاگ را راه‌اندازی کردم حتی فکرش را هم نمی‌کردم که آن را به این‌جا برسانم.

گرچه من این وبلاگ را تحت یک دامنه دیگر در مهر ماه سال ۱۳۹۴ راه‌اندازی کردم، ولی با توجه به این‌که وبلاگ شخصی من با دامنه جدید کم‌کم شکل فعالیت متفاوتی پیدا کرد، پس من هم تاریخ تاسیس این وبلاگ را همان دوم اردیبهشت ۹۶ می‌دانم، یعنی همزمان با تاریخ انتشار اولین پست آرشیو وبلاگ.… ادامه نوشتار

مزایای اشتراک گذاری اتوماتیک محتوا در شبکه‌های اجتماعی برای وبلاگ‌نویس‌ها

اگر از هر وبلاگ‌نویسی بپرسی که نظرش در مورد شبکه‌های اجتماعی چیست، به طور حتم خواهد گفت پلتفرم‌های اجتماعی در کنار تمام مشکلاتی که برای وبلاگ و وبلاگ‌نویسی ایجاد کرده‌اند اما فوایدی هم برای بیشتر دیده شدن محتوای وبلاگ هم دارند. شبکه‌های اجتماعی بسته به ماهیت و محبوبیت خود، تعداد کاربران فراوانی را به سمت خودشان جذب می‌کنند و هر کجا که کاربران زیادی وجود داشته باشند، جای مناسبی است برای شروع بازاریابی برای محتوای وبلاگ. شاید بلاگرهایی وجود داشته باشند که کلا از شبکه‌های اجتماعی غافل باشند، اما وبلاگ‌نویس‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی برای افزایش بازدیدکننده‌های وبلاگ خود کمک می‌گیرند خیلی زودتر به نتیجه دلخواه‌شان دست پیدا می‌کنند.… ادامه نوشتار

هفده سال پیش اتفاق افتاد

دقیقا هفده سال پیش در چنین روزی بود که یک اتفاق مهم در دنیای اینترنت فارسی رخ داد. دقیقا از هفده سال پیش دنیایی خلق شد که من و بسیاری دیگر درگیرش شدیم. دقیقا هفده سال پیش بود که اولین وبلاگ فارسی پا به عرصه وجود گذاشت و رسمی را پایه‌گذاری کرد که تا امروز ادامه داشته است. از آن روز، ما وبلاگ‌نویس‌ها شانزدهم شهریور را گرامی می‌داریم؛ روزی با عنوان روز وبلاگستان فارسی.

امروز هفدهمین بار است که روز وبلاگستان فارسی را ارج می‌نهیم. از این بابت بسیار خرسندم که در چنین روزی در جمع وبلاگ‌نویس‌ها قرار دارم و می‌توانم در این زمینه نوشته‌ای هر چند کوتاه و مختصر بنویسم.… ادامه نوشتار

از پست‌های طولانی تا پست‌های کوتاه

من به عنوان یک وبلاگ‌نویس تا همین چند ماه پیش همیشه بر این عقیده بودم که پست‌های وبلاگی باید حتما طولانی باشند و منظورم از طولانی بالای هزار کلمه بود. تا این‌که از یکی دو ماه پیش تصمیم گرفتم نوشتن پست‌های کوتاه را امتحان کنم و به خودم قول دادم هر روز یک پست بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ کلمه تولید کنم. از آن زمان تا کنون موفق شدم هر روز به این قولی که به خودم دادم پایبند بمانم و همین تعهدی که برای خودم ایجاد کردم سبب شده است که به هر قیمتی که شده به این روند ادامه بدهم.… ادامه نوشتار

سبک نوشتار وبلاگ‌ها چگونه باشد بهتر است؟

من تقریبا همیشه وبلاگ‌ها و وبلاگ‌نویس‌های فارسی را دنبال می‌کردم و مطالب‌شان را می‌خوانده‌ام؛ خیلی قبل‌تر از این‌که خودم هم وبلاگ‌نویس بشوم. از همان دوران قدیم تا کنون یک اختلاف همیشگی بین وبلاگ‌نویس‌ها وجود داشته است و آن هم سبک نوشتار و نوع نگارش است. این روزها که در ویرگول به عنوان یک پلتفرم وبلاگ‌نویسی اجتماعی ایرانی وقت می‌گذرانم این مشکل بیشتر به چشمم می‌خورد. بد ندانستم اگر کمی در مورد این اختلاف سلیقه بیشتر توضیح بدهم.

قبل از هر چیز یادآوری می‌کنم که سبک نوشتار یک نویسنده چه وبلاگ‌نویس باشد و چه نویسنده کتاب یا هر شاخه دیگری، کاملا مبتنی بر سلیقه نویسنده است.… ادامه نوشتار

انگار واقعا یک جای کارشان می‌لنگد!

این چند روزی که کمتر وقتم را خرج شبکه‌های اجتماعی می‌کنم احساس آرامش بیشتری دارم. با این همه هر از گاهی برای بازنشر محتوای خودم و نویسنده‌هایی که دنبال می‌کنم به پلتفرم‌های اجتماعی سر می‌زنم. نکته جالبی که این روزها توجه من و برخی دیگر را به خودش جلب کرده این است که چطور برخی از مطالب و نوشته‌ها بدون هیچ دلیل منطقی در این پلتفرم‌ها محبوب می‌شوند!

مثلا یک نفر یک توییت چند کلمه‌ای کاملا ساده و اغلب بی‌محتوا منتشر می‌کند و ناگهان هزاران بار لایک و ریتوییت به دست می‌آورد. یا یک کاربر معمولی یک مطلب ساده را منتشر می‌کند اما بازخورد قابل توجهی دریافت نمی‌کند، اما یک کاربر دیگر دقیقا همان مطلب را بدون ذکر نام و نشان صاحب اصلی محتوا کپی می‌کند و ده‌ها برابر صاحب اصلی محتوا بازخورد مثبت می‌گیرد.… ادامه نوشتار

دل‌نوشته‌ها ناجی وبلاگستان فارسی

روزی روزگاری در دورانی نه چندان دور، همین چند سال پیش سرزمینی وجود داشت به نام وبلاگستان فارسی که برای خودش برو و بیایی داشت. آن روزها اگر از معدود آدم‌هایی بودی که کامپیوتر داشتی و اهل چت هم نبودی، به احتمال خیلی زیاد یک وبلاگ برای خودت داشتی و در آن مشغول نوشتن بودی. آن روزها وبلاگ‌ها رونق بیشتری نسبت به امروز داشتند و البته شکل و شمایل امروزی را هم نداشتند.

واضح‌تر بگویم، در وبلاگ‌های فارسی نسل اول باید انتظار هر چیزی را می‌داشتی، از ریزش برف و باران روی مطالب وبلاگ گرفته تا پخش آهنگ‌های مختلف در پس‌زمینه.… ادامه نوشتار

به کلمات مجال حکمرانی بده

اگر وبلاگ‌نویس باشی، چه از وردپرس استفاده کنی و چه از پلتفرم‌های غیر رایگان یا رایگان دیگر، قطعا یکی از کارهایی که از انجام دادنش لذت می‌بری این است که ظاهر وبلاگت را همان‌طور که دوست داری تغییر بدهی. قبول دارم، حق داری، این یکی از بزرگ‌ترین جذابیت‌های دنیای وبلاگ‌نویسی است. اگر مثل من از وردپرس استفاده کنی، هر وقت دلت بخواهد می‌توانی اجزای سایدبار وبلاگت را تغییر بدهی، ترکیب رنگی وبلاگت را عوض کنی یا اصلا به طور کل ظاهر وبلاگت را بکوبی و از نو بسازی. این آزادی عمل خیلی لذت‌بخش است.

اما امروز می‌خواهم به تو پیشنهاد جسورانه‌ای بدهم.… ادامه نوشتار

ننویس، بخوان بعد بنویس

نوشتن جذاب است. این جمله شاید برای خیلی از کسانی که می‌شنوند هیچ جذابیتی نداشته باشد. برای کسانی که این نوشته را می‌خوانند شاید تا حدودی جذاب باشد چون اگر از نوشتن خوش‌شان نمی‌آمد احتمالا در وبلاگ من وقت خودشان را تلف نمی‌کردند. شما که داری این نوشته را می‌خوانی شاید مفهوم حرفم را درک کنی، حتی شاید خودت هم مثل من از نوشتن بدت نیاید. بله، قطعا نوشتن برای من و شما که قدرت کلمات را درک می‌کنیم جذاب است.

اما نوشتن فقط یک خروجی نیست؛ ورودی هم می‌خواهد. درست مثل یک وسیله برقی می‌ماند. تا وقتی یک جاروبرقی را به برق نزنی نمی‌توانی انتظار داشته باشی همه چیز را هورت بکشد.… ادامه نوشتار

گوتنبرگ؛ تجربه‌ای لذت‌بخش‌تر با وردپرس

امروز که وردپرس را باز کردم تا مطلب جدیدی که در ذهنم بود را در وبلاگم یادداشت کنم، با پیغام جدیدی از سوی وردپرس مواجه شدم. در این پیغام از ویژگی جدیدی اسم برده شده بود به نام گوتنبرگ. با دقت بیشتری که پیغام را خواندم متوجه شدم این ویژگی در اصل ادیتور جدید وردپرس است که هنوز در مرحله آزمایشی به سر می‌برد، اما وردپرس به من پیشنهاد کرده بود این ادیتور را امتحان کنم. گرچه می‌توانستم کلا این پیام را نادیده بگیرم و از همان ادیتور قبلی استفاده کنم، اما کنجکاوی سبب شد که روی دکمه نصب گوتنبرگ کلیک کنم.… ادامه نوشتار