آزمایش موفقیت در پرسنال برندینگ

چندی پیش مطلبی نوشتم در زمینه تعریف پرسنال برندینگ. اگر آن نوشته را نخواندی و الان هم دوست نداری این صفحه را رها کنی و به صفحه نوشتار مذکور بروی، به طور خلاصه برایت می‌گویم که به نظر من تعریف صحیح پرسنال برندینگ این است که در جمعی که تو در آن حضور نداری، دیگران در مورد تو چه می‌گویند. اگر حرف‌های‌شان اغلب مثبت باشد، این یعنی در پرسنال برندینگ موفق بوده‌ای و خودت را به یک برند موفق تبدیل کردی، اما اگر اکثر حرف‌های‌شان در مورد تو منفی باشد، پس باید در مورد استراتژی‌های برندینگ شخصی‌ات تجدید نظر نمایی.

حالا ممکن است برای برخی‌ها این سوال پیش بیاید که چطور می‌توان فهمید که دیگران در موردشان چه می‌گویند آن هم وقتی خودشان در جمع حضور ندارند. گرچه این روزها به لطف شبکه‌های اجتماعی، هر فرد نسبتا سرشناسی می‌تواند با جست‌وجوی نام خودش متوجه بشود که نظر دیگران در موردش چیست، ولی راه بهتری هم برای آزمایش میزان موفقیت در پرسنال برندینگ هم وجود دارد؛ راهی که در مقایسه با جست‌وجو در شبکه‌های اجتماعی هم درد کمتری دارد و هم نتیجه‌اش معتبرتر است.

به هر حال اگر با پلتفرم‌های اجتماعی آشنا باشی، حتما می‌دانی که کاربران این پلتفرم‌ها معمولا از فحاشی و زدن حرف‌های ناراحت کننده خجالت نمی‌کشند، در ضمن خیلی‌ها بیشتر از روی حسودی یا دلایل دیگر در مورد افراد موفق مختلف اظهار نظر می‌کنند. با این حساب اگر تو یکی از آدم‌های نسبتا موفق و تا حدودی سرشناس باشی که سعی داری خودت را به یک برند (در هر موضوعی) تبدیل کنی، خیلی نمی‌توانی به اظهار نظرهای موجود در شبکه‌های اجتماعی اعتماد کنی.

راه عاقلانه‌تر و معتبرتری که از آن حرف می‌زنم، یک نظرسنجی خیلی ساده است؛ یک نظرسنجی ساده از اطرافیانت در مورد خودت. کافی است از دوستان و نزدیکانت بخواهی که در سه کلمه تو و شخصیت تو را توصیف کنند. می‌دانم لابد الان با خودت می‌گویی معلوم است که اطرافیانت سعی می‌کنند جانب احترام را حفظ کنند و با صداقت در مورد تو اظهار نظر نخواهند کرد. بله، کاملا درست فکر می‌کنی. ولی در این آزمایش هم هدف این نیست که کسی خارج از ادب و احترام در مورد یک برند شخصی حرف بزنند و نظر بدهند؛ هدف یافتن یک طرح کلی از بین نظرات موثق دیگران است.

اگر می‌خواهی بدانی تا چه حد راه پرسنال برندینگ را درست رفته‌ای، از تمام دوستان و اطرافیان خودت بخواه که در مورد تو سه کلمه که پیش از هر چیز به ذهن‌شان می‌رسد را بگویند. مثلا ممکن است یک نفر در مورد تو بگوید: صبور، مصمم، محکم و فرد دیگری بگوید: پیگیر، جدی، صبور و دیگری بگوید: راسخ، بردبار، توانا و باقی هم به همین صورت. وقتی به اندازه کافی نظرات افراد را جمع‌آوری کردی، باید از بررسی یک به یک آن‌ها خودداری کنی و در عوض سعی کنی با نگاه کردن به جمیع نظرات، نقاط اشتراک و طرح اصلی نهفته در این نظرات را بیابی. اگر خصوصیت پنهان در این طرح اصلی، با هدف تو از پرسنال برندینگ یکسان بود به خودت آفرین بگو و به همان راهی که تا الان پیمودی ادامه بده و اگر چنین نبود، حتما سعی کن مسیر خودت را تغییر بدهی.

این روش یک متد منطقی و کارآمد برای آزمودن موفقیت در پرسنال برندینگ است که به هر کس که در این زمینه می‌کوشد پیشنهادش می‌کنم. بد نیست یک بار دیگر هم یادآوری کنم که دیدگاه خودت را به شبکه‌های اجتماعی محدود نکن و بیشتر به دنبال نتایج و نظرات ملموس در دنیای واقعی باش.

پرسنال برندینگ دقیقا یعنی چه؟

وقتی ناپلوئون هیل در سال ۱۹۳۷ در فصل ششم کتاب Think and Grow Rich برای اولین بار ایده پرسنال برندینگ را مطرح کرد، کمتر کسی تصور می‌کرد که روزی این موضوع تا این حد مهم و محبوب بشود. از آن زمان تا کنون این عبارت بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفته است. اگر بخواهیم به گذشته نگاهی بیاندازیم، خواهیم دید که هر کسی برای خودش تعریف متمایز و منحصر به فردی از پرسنال برندینگ داشته و دارد. همین موضوع سبب شده است که برندینگ شخصی تبدیل به یک سوژه عجیب بشود؛ عجیب از این منظر که تقریبا همه ما با آن آشنا هستیم ولی تقریبا هیچ کدام نمی‌دانیم معنا و مفهوم اصلی آن چیست. 

بر همین اساس امروز تصمیم گرفتم کمی به مفهوم پرسنال برندینگ بپردازم. طی چند روز گذشته داشتم در شبکه‌های اجتماعی در مورد تعاریف کاربران از پرسنال برندینگ تحقیق می‌کردم. برخی‌ها برندینگ شخصی را در تعداد دنبال‌کننده‌های بیشتر در شبکه‌های اجتماعی می‌بینند و فکر می‌کنند که هر کس پرفالوئرتر باشد پس درک بهتر و بیشتری از برندینگ شخصی دارد. برخی دیگر پول می‌دهند تا عکس‌شان در مجلات و بیلبوردها بخورد یا رپورتاژ می‌دهند به این وبلاگ و آن وبسایت که اسم‌شان را به عنوان پدر دیجیتال مارکتینگ و پدر جد شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کنند و تصور می‌کنند که صرفا با پول خرج کردن می‌توان در پرسنال برندینگ موفق شد.

عده‌ای هستند که درک‌شان از پرسنال برندینگ این است که باید با زدن حرف‌های تعجب برانگیز و عموما اشتباه، خودشان را در کانون توجه قرار بدهند و با این کار در واقع یک موج ایجاد کنند و خودشان روی این موج سوار شوند و بالا بروند. کاری ندارم که آیا این روش کار می‌کند یا نه، اما آن‌چه مطمئن هستم این است که این موضوع هیچ ربطی به پرسنال برندینگ ندارد، این بیشتر شبیه یک شیوه کثیف برای جلب توجه است.

از همه این موارد که بگذریم، آن‌چه اکثریت افراد از پرسنال برندینگ می‌شناسند تعریف و تمجید کردن از خودشان و بزرگ‌نمایی توانایی‌های‌شان است. شاید صدها بار مواجه شدم با کسانی که تمام مدت مشغول غلو کردن در مورد توانایی‌های خودشان هستند. حتی کسانی هم هستند که صرفا ادعا می‌کنند در فلان کار حرفه‌ای هستند، در حالی که در حد یک مبتدی هم اطلاعات ندارند.

تعریف صحیح، دقیق و اصلی پرسنال برندینگ این است که دیگران در جمعی که تو در آن حضور نداری، در مورد تو چه می‌گویند. به همین سادگی. همان‌طور که در این تعریف دیده می‌شود، برندینگ شخصی هیچ ربطی به گفته‌های فرد در مورد خودش ندارد، هیچ ربطی به آن‌چه با تبلیغات سعی می‌کند از خودش نشان بدهد هم ندارد. همه چیز به این بستگی دارد که دیگران در مورد تو چه فکری می‌کنند. برند شخصی را نه می‌توان خرید و نه می‌توان تلقین کرد. این مجموع رفتارها و کارهای هر فرد است که می‌تواند روی برند شخصی او تاثیر مثبت یا منفی بگذارد.

بنابراین، اگر تصمیم داری وارد حیطه پرسنال برندینگ بشوی و خودت را به یک برند تبدیل کنی، تمامی تعاریف عریض و طویل و عمدتا غلط را دور بیانداز و فقط سعی کن طوری کار کنی و رفتار کنی که وقتی در جمعی حضور نداشتی و دیگران خواستند در مورد تو صحبت کنند، نتوانند از تو ایرادی بگیرند و بین خودشان بگویند که فلانی واقعا در کارش حرفه‌ای است و خوب می‌داند چطور باید با مجبوبیت کنار بیاید.

چرا ایمیل مارکتینگ برای وبلاگ، از جذب دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی مهم‌تر است؟

ایمیل مارکتینگ

اگر سری به هر کدام از وبلاگ‌های محبوب خارجی بیاندازید، متوجه خواهید شد که تمامی این وبلاگ‌ها یک ویژگی مشترک دارند و آن هم تاکیدشان برای گرفتن ایمیل شما به عنوان مخاطب است. اغلب وبلاگ‌نویس‌های معتبر سعی می‌کنند به هر بهانه‌ای که شده شما را راضی کنند تا ایمیل خود را به آن‌ها بدهید. برخی از آن‌ها از پنجره‌های پاپ‌آپ استفاده می‌کنند، برخی دیگر به شما وعده می‌دهند که اگر ایمیل خود را بدهید، آن‌ها هم یک نسخه رایگان از کتاب‌شان را برای شما ایمیل می‌کنند. به طور کلی اکثرشان به تاثیرات مثبت ایمیل مارکتینگ اعتقاد راسخ دارند.

حالا اگر به وبلاگ‌های داخلی سری بزنید و آن را با وبلاگ‌های بلاگرهای خارجی مقایسه کنید، می‌بینید که بلاگرهای ایرانی یا زیاد روی این موضوع تاکید ندارند، یا اگر هم داشته باشند صرفا به خاطر الگوبرداری از همکاران خارجی‌شان بوده است و خودشان هم نمی‌دانند ایمیل بازدیدکننده‌ها چرا به دردشان می‌خورد. بلاگرهای ایرانی بیشتر دوست دارند روی بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی وقت صرف کنند و حال و حوصله لیست بیلدینگ را ندارند. به همین دلیل است که در سایدبار اکثر وبلاگ‌های فارسی به جای باکس عضویت در خبرنامه وبلاگ، لینک عضویت در کانال تلگرام یا دنبال کردن نویسنده در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر و اینستاگرام جلب توجه می‌کند.

با این حساب، لازم دیدم به عنوان یک بلاگر ایرانی نسبتا قدیمی یادآوری کنم که چرا باید به عنوان یک وبلاگ نویس، به لیست بیلدینگ و ساختن یک لیست ایمیل برای خبرنامه وبلاگ اهمیت بیشتری بدهید. گفتم قدیمی، چون بلاگرهای قدیمی‌تر از من، همان بلاگرهای ایرانی نام‌دار و خوش ذوقی که جای برخی‌های‌شان واقعا خالی است، ارزش لیست بیلدینگ را می‌دانستند و در ستون کناری وبلاگ‌شان، علاوه بر لینکدونی (یکی دیگر از فرهنگ‌های خوب وبلاگ‌نویسی که این روزها کم‌کم فراموش می‌شود) یک باکس عضویت در خبرنامه وبلاگ هم جای می‌دادند و به جذب آدرس ایمیل بازدیدکننده‌ها مشغول بودند.

گرچه شاید از نظر بعضی از وبلاگ‌نویس‌های مدرن و امروزی، ایمیل حداقل در ایران دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد و ارزش وقت صرف کردن ندارد، ولی بد نیست مزایای ایمیل در برابر شبکه‌های اجتماعی را یادآوری کنم تا مجددا به جایگاه قابل احترام بازاریابی با ایمیل پی ببریم:

۱- یک مکاتبه شخصی و به دور از هیاهو

این خیلی شیرین است که بتوانید در توییتر چند هزار نفر فالوئر به دست بیاورید یا برای اکانت‌تان در اینستاگرام کلی طرفدار جذب کنید، اما مطمئن باشید هیچ وقت نمی‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی به طور مداوم با تک تک طرفداران خود در رابطه با برند و وبلاگ‌تان به طور شخصی و خصوصی مکاتبه نمایید. امکانی که ارسال انبوه ایمیل برای شما فراهم می‌کند، این است که بتوانید به طور منظم (مثلا هر یک هفته یک بار یا به طور ماهانه) به یکایک بازدیدکنندگانی که ایمیل‌شان را به شما داده‌اند یک ایمیل اختصاصی بفرستید و آن‌ها را از آخرین رویدادهای وبلاگ‌تان آگاه سازید. این یعنی یک راه عالی برای جلوگیری از فراموش شدن وبلاگ‌تان از ذهن مخاطبان.

۲- یک راه ارتباطی بدون هیچ محدودیتی

یکی از مشکلات شبکه‌های اجتماعی، محدودیت‌هایی است که این پلتفرم‌ها با خودشان به همراه دارند. شاید از دید کسی که از شبکه‌های اجتماعی برای تفریح و سرگرمی استفاده می‌کند محدودیتی در این پلتفرم‌ها وجود نداشته باشد، اما از دید من و شمای وبلاگ‌نویس قطعا محدودیت‌هایی احساس می‌شود. مثلا در توییتر شما در هر توییت فقط می‌توانید ۲۸۰ کاراکتر را بگنجانید، یا در فیسبوک باید با الگوریتم‌های این پلتفرم دست و پنجه نرم کنید تا بلکه بتوانید پیام خود را به افراد بیشتری نشان بدهید. از این‌ها گذشته، با توجه به حجم بالای محتوای تولید شده در تمامی این شبکه‌های اجتماعی، عمر محتوای شما کوتاه و محدود خواهد بود و بعد از مدتی در انبوهی از محتوای کاربران دیگر گم می‌شود. این در حالی است که ایمیل به شما اجازه می‌دهد تا پیام خود را به هر شکل و ظاهری که خودتان می‌پسندید، در اختیار تمام کسانی قرار دهید که در خبرنامه وبلاگ‌تان عضو شده‌اند.

۳- تولید محتوای تبلیغاتی با مالکیت کامل

از دیگر معضلات تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی این است که شما هر چقدر هم که در یک پلتفرم اجتماعی وقت و تلاش صرف کنید و برای خودتان طرفدار به دست بیاورید، باز هم مالک اصلی محتوای خودتان در این پلتفرم‌ها نیستید. تصور کنید یک روز یکی از همین شبکه‌های اجتماعی که شما کلی دنبال‌کننده در آن برای خودتان ایجاد کرده‌اید، کلا ورشکست شود و کارش را متوقف کند، یا به هر دلیلی اکانت‌تان در آن پلتفرم مسدود شود، یا قوانین و مقررات خودش را بر خلاف میل شما تغییر دهد، یا این‌که اصلا به دلیل شکست از رقبا از تعداد کاربرانش به اندازه قابل توجهی کاسته شود. آن وقت تمام نقشه‌های شما نقش بر آب می‌شود. در عوض، اگر ایمیل را به عنوان هدف اصلی خود برای بازاریابی وبلاگ‌تان انتخاب کنید، آن‌گاه خیال‌تان راحت است که برای همیشه مالک اصلی محتوای تبلیغاتی ایمیل‌های‌تان خواهید بود.

۴- عادت داشتن کاربران به دریافت محتوای تبلیغاتی از طریق ایمیل

کسانی که شما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند، انتظار ندارند شما فقط از وبلاگ‌تان در این شبکه‌ها صحبت به میان بیاورید. رسانه‌های اجتماعی راهی برای ارتباطات صمیمانه‌تر است و کاربران این پلتفرم‌ها چندان به دریافت مطالب تبلیغاتی از این طریق علاقه‌ای ندارند. برعکس، وقتی کسی در خبرنامه وبلاگ‌تان عضو می‌شود، این را می‌داند که قرار است هر از چند گاهی از طرف شما یک ایمیل تبلیغاتی در مورد وبلاگ‌تان دریافت کند، پس ذهنش برای دریافت این نوع محتوا آماده است و راحت‌تر آن را می‌پذیرد.

هرگز ایمیل مارکتینگ را دست کم نگیرید

اگر وبلاگ‌نویس هستید و یک وبلاگ برای خودتان دارید اما هنوز به فکر ایمیل مارکتینگ و لیست بیلدینگ نیستید، بهتر است تجدید نظر کنید. اگر به تازگی می‌خواهید یک وبلاگ شخصی بسازید، یادتان باشد که حتما از همان ابتدا شروع به ساختن لیست ایمیل برای خبرنامه وبلاگ‌تان کنید. به دلایلی که در این مطلب اشاره کردم، ایمیل مارکتینگ می‌تواند به شما در پیش‌برد اهداف وبلاگ‌تان و همین‌طور افزایش محبوبیت آن کمک شایان توجهی کند.

البته این را هم خاطر نشان کنم که منظورم از نوشتن این مقاله این نبود که بگویم بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی کار بیهوده‌ای است. نه! هر چیزی جای خودش را دارد. شبکه‌های اجتماعی هم بخشی از یک برنامه کامل بازاریابی محتواست. هدفم یادآوری اهمیت بازاریابی ایمیلی بود که این روزها کم‌کم در حال دور شدن از کانون توجه بلاگرهای ایرانی است.

در آینده مطالب بیشتری در زمینه ایمیل مارکتینگ و تکنیک‌ها و ابزارهای مناسب برای این کار خواهم نوشت.

یک بازاریاب دیجیتال چه خصوصیاتی دارد؟

بازاریاب دیجیتال

شاید بارها و بارها عبارت بازاریاب دیجیتال به گوش‌تان خورده باشد، اما آیا واقعا می‌دانید که یک بازاریاب دیجیتال دارای چه خصوصیاتی است و چطور می‌تواند از پس وظایف کارش بر بیاید؟ اگر پاسخ این سوال را نمی‌دانید بد نیست یادآور شوم که بازاریابی دیجیتال کار اصلا ساده‌ای نیست و هر کسی نمی‌تواند در این کار حرفه‌ای شود. اگر شما هم دلتان می‌خواهد وارد حرفه بازاریابی دیجیتال شوید بهتر است این پست را بخوانید تا بدانید چه وظایف و شرایطی در انتظارتان است.

اولین و مهم‌ترین خصوصیت یک بازاریاب دیجیتال این است که می‌تواند مثل یک جارو برقی اطلاعات را جمع‌آوری کند. دیگران از یک بازاریاب دیجیتال انتظار دارند که بتواند در هر زمینه‌ای کمی اطلاعات داشته باشد تا بتواند در موردش بنویسد و سخنرانی کند و با دیگران ارتباط برقرار کند. پس یک بازاریاب دیجیتال حرفه‌ای زمان زیادی را برای خواندن و جمع‌آوری اطلاعات صرف می‌کند. مطالعه کردن کتاب‌های مرتبط با یک تخصص خاص، خواندن مطالب و پست‌های اینترنتی و حتی پست‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند، بخش اعظمی از زندگی یک بازاریاب دیجیتال را به خود اختصاص می‌دهد. اگر یک فرد عادی روزی نیم ساعت به مطالعه می‌پردازد، یک بازاریاب دیجیتال باید حداقل چهار یا پنج برابر بیشتر وقت صرف خواندن و به دست آوردن اطلاعات کند.

بعلاوه، یک بازاریاب دیجیتال باید قادر باشد که تمام اطلاعات به دست آورده را به شکلی صحیح به اشتراک بگذارد. شیوه این اشتراک گذاری می‌تواند در قالب یک پست در فیسبوک، یک توییت، یک خبرنامه، یک پست وبلاگی یا یک گزارش ویدیویی باشد. در هر صورت، وظیفه پردازش تمام اطلاعات دریافتی و تبدیل این اطلاعات به یک بسته اطلاعاتی قابل فهم و درک برای گروه مخاطبان بر عهده بازاریاب دیجیتال است.

انعطاف پذیر بودن نیز از ملزومات حرفه بازاریابی دیجیتال است. هر گروهی از مخاطبان فرهنگ و آداب مخصوص به خودش را دارد و یک بازاریاب دیجیتال برای آنکه بتواند به درستی اطلاعات خودش را به این گروه‌ها منتقل کند، باید بلد باشد که خودش را با آن گروه و آدابش وفق دهد. مثلا ادبیات و لحن ایده‌آل در توییتر با فرهنگ متداول در فیسبوک تفاوت‌های زیادی دارد. یک بازاریاب دیجیتال حرفه‌ای باید بتواند یک پیام را آنچنان تغییر دهد که توجه مخاطبان هر دو شبکه اجتماعی را جلب کند. کار ساده‌ای نیست اما با تمرین می‌توان آن را آموخت.

گذشته از تمام این موارد، یک بازاریاب دیجیتال باید یک متخصص در برقراری ارتباط با دیگران نیز باشد. برخوردار بودن از قدرت تاثیرگذاری در فرد مقابل و خوب صحبت کردن از ملزومات این شغل است. بازاریابی دیجیتال مبتنی بر ارتباطات است؛ چه ارتباط با همکاران و کارفرمایان و چه ارتباط با گروه مخاطبان. کسی که نتواند در دنیای پر رقابت بازاریابی دیجیتال خودش را نشان دهد و توجه دیگران را به خودش جلب کند نمی‌تواند آینده درخشانی در این حرفه داشته باشد.

خودکفایی هم یکی دیگر از خصوصیات این شغل است. بازاریاب‌های دیجیتال حداقل برای چند ماه یا چند سال اول فقط خودشان هستند و خودشان و کسی قرار نیست به آنها کمک کند. این شیوه کار کردن را خود بازاریاب‌ها نیز دوست دارند چون مجبور می‌شوند همه کارها را خودشان انجام دهند و خودکفا بشوند و بر تمام جبنه‌های شناخته شده و نشده این کار مسلط شوند. شاید در آینده بتوانید چندین کارمند برای خودتان فراهم کنید و شرکت خودتان را داشته باشید، اما در آن زمان نیز همه از شما انتظار دارند که بیشتر از بقیه تخصص و مهارت داشته باشید تا بتوانید کارمندان خود را مدیریت و هدایت کنید.

آمار و ارقام باید در ذهن شما جزو اولین اولویت‌ها باشد. هیچ کس از بازاریابی استقبال نمی‌کند که بدون توجه به آمار دقیق کارش را انجام می‌دهد. بازاریابی چه دیجیتال باشد و چه غیر دیجیتال، ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با آمار دارد. کسی که نداند دقیقا چه ساعتی یک پیام را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارد، یا نداند گروه مخاطبان کارفرما در کدام یک از شبکه‌های اجتماعی بیشترین فعالیت را دارند، یا بلد نباشد چطور میزان تعامل کاربران با پیام‌های به اشتراک گذاشته شده را ردیابی کند و بسنجد، هیچ وقت نمی‌تواند یک بازاریاب دیجیتال موفق شود.

در نهایت بهتر است این را بدانید که علاقه داشتن به کار بازایابی دیجیتال فقط نیمی از راه است. باقی راه آشنا بودن با تمام مواردی است که در بالا به آنها اشاره کردم. اگر فکر می‌کنید می‌توانید ساعت‌ها و روزها مطالعه کنید، اگر فکر می‌کنید در انتقال پیام‌ها قدرت خوبی دارد، اگر آنقدر اعتماد به نفس دارید که بتوانید در بین رقبا به چشم بیایید، اگر برای انجام دادن وظایف‌تان به کمک دیگران نیازی ندارید و اگر همیشه به آمار و ارقام توجه می‌کنید، پس بدانید که می‌توانید با خیال راحت‌تری وارد عرصه بازاریابی دیجیتال شوید.