برای بستن ESC را فشار دهید

نویسندگی

62 مقاله

خیلی از ما ممکن است در وجود خود روحیه کمال‌گرایی داشته باشیم. البته هر کسی به میزان متفاوتی با کمال‌گرایی ارتباط دارد. آن دسته از کسانی که دوست دارند همه امور بی‌نقص باشند و هیچ ایرادی را نمی‌توانند تحمل کنند، از جمله افرادی هستند که شدیدا دچار کمال‌گرایی شده‌اند. این روحیه در برخی از زمینه‌ها ممکن است تا حدودی مفید واقع شود، ولی قطعا در درازمدت سبب ناراحتی و افسردگی فرد خواهد شد. حال در بین تمامی مشاغل، نویسندگی یکی از آن کارهایی است که برای یک آدم کمال‌گرا مشکلات فراوانی را ایجاد می‌کند. شاید در بین نویسنده‌های مطرح دنیا وجود داشته باشند کسانی که خودشان را کمال‌طلب بدانند و به این موضوع افتخار هم بکنند. آن‌ها خودشان را نویسنده‌هایی بی‌نقص می‌دانند که هیچ ایرادی را در کارهای خود تحمل نمی‌کنند. این نوع نویسنده‌ها احتمالا متوجه نواقص کارشان نمی‌شوند، چون هیچ نوشتاری وجود ندارد که کاملا بی‌نقص باشد. گذشته از…

وقتی می‌گوییم زاویه دید اول شخص منظور آن است که نویسنده یا همان راوی داستان می‌کوشد تا اطلاعات قصه را از دیدگاه خودش با مخاطب در میان بگذارد. ممکن است شما مشغول تعریف کردن یک داستان از گذشته خود باشید یا شاید دارید در مورد اتفاقات زمان حال نظر می‌دهید، اما در هر حال تا زمانی که فاعل جملات‌تان اول شخص مفرد است، پس به احتمال زیاد مشغول نگارش یا توصیف یک داستان از زاویه دید اول شخص هستید. زاویه دید پیش‌فرض ما انسان‌ها در هنگام توصیف آن‌چه دیده‌ایم، زاویه دید اول شخص است و به همین دلیل داستان‌های با راوی اول شخص تا این حد بین نویسنده‌ها و مخاطبان آثار داستانی محبوب و متداول به شمار می‌روند. اگر همین حالا از شما بخواهند یک متن را روی کاغذ بنویسید، به احتمال خیلی زیاد این متن پر خواهد بود از کلماتی مثل «من» یا «خودم». به عنوان مثال، پاراگراف داستانی…

راه‌های زیادی برای کسب درآمد از طریق نویسندگی وجود دارد و تبدیل شدن به یک نویسنده آزادکار یکی از همین راه‌هاست. شیوه کار خیلی ساده است. شما به عنوان یک آزادکار به صورت پروژه به پروژه با کارفرماهای مختلف همکاری می‌کنید و برای آن‌ها می‌نویسید. حال این نوشتن می‌تواند به شکل تولید محتوای نوشتاری باشد، یا کپی رایتینگ، یا وبلاگ‌نویسی و یا هر نوع نوشتن دیگری که کارفرما بخواهد و در بازه تخصصی شما جای بگیرد. اما در این میان یک مساله مهم وجود دارد و آن هم این است که بازار آزادکاری خیلی شلوغ است. خیلی خیلی شلوغ. کافی است در پلتفرم‌های آزادکاری چرخی بزنید تا متوجه بشوید هزاران هزار نویسنده آزادکار دیگر وجود دارند که حاضرند با کمترین قیمت ممکن و در سریع‌ترین زمان پروژه‌ها را برای کارفرما به اتمام برسانند. با این وجود، برای هر نویسنده آزادکاری ممکن است این سوال پیش بیاید که چطور می‌توان در…

تا به حال اسم شخصیت کاتالیست به گوش‌تان خورده است؟ اغلب اوقات وقتی می‌خواهیم یک داستان را بخوانیم، فقط به شخصیت اصلی و شخصیت متضاد اهمیت می‌دهیم یا همان پروتاگونیست و آنتاگونیست. اما کاراکترهای مهم دیگری هم در یک داستان وجود دارند که اگر نویسنده حرفه‌ای باشد قطعا به آن‌ها توجه کرده و چنین شخصیت‌هایی را در داستانش گنجانده است. یکی از این کاراکترها، شخصیت اثرگذار یا Impact نام دارد. اولین بار ملانی آن فلیپ و کریس هانتلی در کتابی به اسم Dramatica: New Theory of Story بود که حرف شخصیت اثرگذار را به میان آوردند. بعدتر برخی‌ها اسم چنین کاراکتری را شخصیت کاتالیست گذاشتند، اما در مجموع منظور یکی است. از نام‌گذاری و تاریخچه این شخصیت که بگذریم، می‌رسیم به ماهیت آن. یکی از اهداف این شخصیت در کل داستان این است که روی یک کاراکتر دیگر تاثیر بگذارد و سبب شود که او به نحوی تغییر کند. به…

تصور کنید الان کتاب‌تان را به دست انتشارات رسانده‌اید و تمامی مراحل سپری شده است و حالا یک نسخه اولیه از کتاب در دستان‌تان قرار دارد. حال فقط مرحله نمونه‌خوانی باقی مانده است. نمونه‌خوانی آخرین مرحله پیش از چاپ اثر است و طی آن یک نمونه‌خوان باید کل اثر را با دقت مورد بررسی قرار دهد تا مطمئن شود نمونه اولیه از نظر املایی، انشائی و چاپی هیچ‌گونه ایراد و اشکالی نداشته باشد. مسلما شاید اولین فکری که به نظرتان برسد این باشد که بهتر است یک نمونه‌خوان استخدام کنید تا این کار را برای کتاب شما انجام بدهد. ایده بدی نیست. اصلا اگر از من می‌پرسید می‌گویم شما حتما باید از کمک یک نمونه‌خوان حرفه‌ای بهره ببرید، اما واقعیت این است که هیچ کس مثل خودتان اثر شما را نمی‌شناسد. اگر سعی کنید خودتان در این زمینه مهارت کسب کنید و حرفه‌ای شوید، لطف بزرگی به خود می‌کنید. نمونه‌خوانی…