کاراکتر به عنوان یکی از ارکان اصلی تشکیل دهنده در هر داستانی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. با این حال، بسیاری از نویسنده‌ها آن‌چنان که به پی‌رنگ قصه توجه دارند، به شخصیت‌‌پردازی توجه نمی‌کنند. همین سبب می‌شود که یا داستان‌شان جذابیت کافی را نداشته باشد و یا این‌که خودشان در نوشتن داستان به زحمت بیشتری بیافتند یا این‌که حتی آن‌قدر دچار مشکل شوند که نتوانند قصه خود را به خوبی به پایان برسانند.

شما به عنوان نویسنده، هر چه بیشتر با شخصیت‌های داستان‌تان آشنایی پیدا کنید و در موردشان فکر کنید، به همان اندازه هم در نوشتن ادامه داستان خود راحت‌تر خواهید بود و از آن مهم‌تر، می‌توانید رویدادهای جالب‌تری در داستان‌تان رقم بزنید و در نتیجه خیلی آسان‌تر می‌توانید مخاطب داستان را در دنبال کردن ماجرا با خود همراه کنید؛ اتفاقی که موجب می‌شود آثارتان زودتر و بیشتر فروش بروند. چنین می‌شود که می‌توانید بر روی محبوب شدن به عنوان یک نویسنده حساب باز کنید. هرگز شخصیت‌پردازی را دست کم نگیرید.

این خیلی مهم است که کاراکترهای داستان خود را به دقت مورد بررسی قرار بدهید. قبل از این‌که دست به قلم شوید و نوشتن داستان خود را شروع کنید، سعی کنید برای چند ماه به طور مداوم و مرتب در مورد کاراکترها فکر کنید. آن‌ها را در ذهن خود بسازید و با آن‌ها زندگی کنید. در فکرتان با آن‌ها حرف بزنید و رفتار و خصوصیات منحصر به فردشان را مهندسی کنید. هر چه در این مرحله بیشتر وقت و حوصله به خرج بدهید، کارتان در مرحله نوشتن داستان آسان‌تر می‌شود.

۱۶ سوال ضروری در هنگام شخصیت‌پردازی

اهمیت بالای مرحله شخصیت‌پردازی در داستان‌نویسی من را بر آن داشت تا یک لیست برای شما تهیه کنم از پرسش‌هایی که باید در هنگام ساختن و پرداختن کاراکترها به آن‌ها فکر کنید. اگر برای به وجود آوردن شخصیت‌های داستان خود به تمامی سوالاتی که در این مقاله به آن‌ها اشاره می‌کنم خوب بیاندیشید و به جواب‌های مشخص و دقیق برای شخصیت‌پردازی برسید، می‌توانید مطمئن باشید که یکی از بزرگ‌ترین گام‌های لازم برای قوام بخشیدن به داستان خود را با موفقیت برداشته‌اید و احتمال موفقیت داستان‌تان را به اندازه چشم‌گیری افزایش داده‌اید.

۱- اسم‌شان چیست؟ احتمالا اولین موضوعی که در هنگام شخصیت‌پردازی به آن فکر می‌کنید، نام شخصیت‌هاست. شما برای انتخاب نام کاملا آزاد هستید، پس سعی کنید حسابی از خلاقیت‌تان کمک بگیرید. تازه، می‌توانید برای آن‌ها اسم مستعار هم برگزینید. شاید چند تا از شخصیت‌ها لقب هم داشته باشند. خیلی از کاراکترها فقط با نام‌شان اطلاعات زیادی را به مخاطب منتقل می‌کنند. مثلا فاروق می‌تواند نام یک شخصیت اهل جنوب باشد که احتمالا کمی هم لهجه جنوبی دارد، اما دیاکو نام یک شخصیت کرد است که از اسمش معلوم است پدر و مادرش به تاریخ خیلی علاقه داشته‌اند.

۲- چند سال سن دارند؟ سن و سال شخصیت‌ها نقش تاثیرگذاری در روند داستان دارد. هر کاراکتری بر مبنای سن و سالش رفتار متفاوتی در برابر وقایع داستان از خودش نشان می‌دهد یا به شکل متفاوتی با دیگر کاراکترها رفتار می‌کند. سن کاراکترها حتی در نحوه ارتباط گرفتن مخاطبان داستان با آن‌ها نیز نقش دارد. لحن توصیف داستان هم بر مبنای سن و سال کاراکترها تغییر می‌کند. مسلما نباید از یک کاراکتر پیر انتظار رفتار کودکانه داشت، مگر آن‌که هدف نوشتن داستان خنده‌دار و کمدی باشد.

۳- کجا به دنیا آمده‌اند؟ مشخص است که محل تولد هر کاراکتری روی روحیه و طرز رفتارش تاثیر می‌گذارد. گذشته از این، ممکن است محل تولد یک کاراکتر برای خودش اهمیت داشته و روی آن حساس باشد. ممکن است در طول جریان داستان شرایطی برای چنین کاراکتری فراهم شود که مجبور شود شهر محل تولد خودش را ترک کند. آیا واقعا چنین کاری را انجام می‌دهد؟ اگر راضی بشود شهر خودش را ترک کند، چطور می‌تواند با یک شهر دیگر و دلتنگی برای شهر خودش کنار بیاید؟

۴- خواهر و برادر دارند؟ داشتن خواهر و برادر با نداشتن آن خیلی فرق می‌کند و تاثیر بزرگی بر روی طرز فکر کاراکترها دارد. اگر شخصیت داستان شما در کودکی با خواهر یا بردارش بزرگ شده است و ارتباط خوبی با آن‌ها داشته است، مسلما در بزرگ‌سالی نیز کمتر خطر می‌کند تا به آن‌ها صدمه‌ای وارد نشود. اما اگر با آن‌ها ارتباط خوبی نداشته باشد، حتما به شکل دیگری تصمیم خواهد گرفت. اگر هم برادر یا خواهر نداشته باشد، خطر کردن برای او آسان‌تر خواهد بود.

۵- چطور به نظر می‌رسند؟ ویژگی‌های ظاهری شخصیت‌ها به شما کمک می‌کنند به شکل ساده‌تری با آن‌ها ارتباط برقرار کنید و به آن‌ها عادت کنید. گذشته از این، نحوه برخورد کاراکترها با یکدیگر می‌تواند تحت تاثیر ظاهرشان نیز قرار بگیرد. واضح است که یک شخصیت ورزشکار و قوی و خوش هیکل خیلی راحت‌تر می‌تواند حرف خودش را به کرسی بنشاند تا یک فرد تکیده و بیمار یا شاید هم معتاد.

نوشتار مرتبط: یک داستان به چه مقدار جزئیات احتیاج دارد؟

۶- چقدر تحصیلات دارند؟ میزان تحصیلات هر کاراکتری روی اخلاقیات او موثر است. کاراکتری که قبل از رسیدن به دانشگاه تحصیل را رها کرده است، فکر می‌کند کسانی که مشغول تحصیل هستند در حال تلف کردن وقت خود هستند. کسانی هم که تحصیلات سطح بالا دارند، کاراکترهای کم سوادتر را در سطح پایین‌تری می‌دانند. جدا از این، لحن و نحوه صحبت کردن کاراکترها با میزان تحصیلات‌شان ارتباط مستقیم دارد.

۷- درون‌گرا هستند یا برون‌گرا؟ اگر یک شخصیت درون‌گرا را در طول داستان خود در یک مهمانی رها کنید، قطعا یک گوشه پیدا می‌کند و سعی می‌کند همان جا بماند تا مهمانی تمام شود. اما یک شخصیت برون‌گرا در یک مهمانی می‌کوشد تا هر چقدر می‌تواند ارتباطات جدید برقرار کند.

۸- چه تفریحاتی دارند؟ شاید یکی از کاراکترهای داستان شما وقت آزاد خودش را با آشپزی کردن بگذارند. شاید یک شخصیت دیگر اهل مطالعه کردن کتاب‌ها باشد و یکی دیگر به بازی کردن مشغول شود. ممکن است برای کاراکتر داستان‌تان به این نتیجه برسید که بهتر است وقت آزاد خودش را با دویدن یا ورزش کردن بگذراند.

۹- منظم هستند یا شلخته؟ آیا کاراکتر مورد نظر داستان شما محیط اطرافش را تمیز و پاکیزه نگه می‌دارد یا این‌که عادت دارد همه وسایل خودش را در اطراف رها کند و زندگی کثیف و شلخته‌ای داشته باشد؟ شاید هم نه خیلی منظم باشد و نه خیلی شلخته. البته ممکن است این موضوع آن‌چنان در روند داستان شما نقش نداشته باشد، اما قطعا به مخاطب کمک می‌کند که به شکل بهتری با کاراکترها ارتباط برقرار نماید.

۱۰- به چه موضوعی اهمیت می‌دهند؟ بالاخره هر کاراکتری در یک داستان باید به دنبال یک موضوع خاص باشد. یکی دنبال پول است، یکی به خانواده‌اش بیشتر اهمیت می‌دهد، یکی دیگر برای محبوب شدن تلاش می‌کند و دیگری به فکر انتقام است. کاراکترهای داستان شما دنبال چه هستند؟

نوشتار مرتبط: در مورد خصوصیات شخصیت‌های قهرمان و ضد قهرمان در داستان

۱۱- چه آرزویی دارند؟ این مورد دقیقا در ارتباط با مورد قبلی در حیطه شخصیت‌پردازی است. اگر کاراکتر شما بیش از هر موضوع دیگری به خانواده اهمیت بدهد، مسلما آرزو دارد یک خانواده بزرگ و پر جمعیت داشته باشد یا این‌که خانواده خودش را از دردسرها نجات بدهد. اگر کاراکتر داستان‌تان دنبال پول باشد، قطعا آرزویش این است که پول‌دارترین آدم دنیا بشود.

۱۲- از چه موضوعی می‌ترسند؟ حالا که به آمال و آرزوهای شخصیت خیالی داستان خود فکر کردید، باید به ترس‌های او هم بیاندیشید. یادتان باشد که اگر ترس‌های شخصیت شما با آرزوها و علاقه‌هایش همخوانی داشته باشد، شما بهتر می‌توانید روی مخاطب داستان خود تاثیر بگذارید. مثلا اگر آرزوی شخصیت شما داشتن یک خانواده پر جمعیت باشد، پس بزرگ‌ترین ترس او هم می‌تواند تنها ماندن و فراموش شدن در نظر گرفته شود، نه ترس از ارتفاع.

۱۳- چه نقاط ضعفی دارند؟ اگر می‌خواهید شخصیت‌های داستان شما باورپذیر بشوند و مخاطبان بتوانند راحت‌تر با آن‌ها ارتباط برقرار کنند، پس باید برای کاراکترها نقاط ضعف منحصر به فردی طراحی کنید. منظورم فقط نقاط ضعف کوچک و جزئی مثل شلخته بودن یا دیر از خواب بیدار شدن نیست، بلکه منظور ضعف‌های بزرگ‌تر است. مثلا نقطه ضعف اصلی پروتاگونیست داستان شما می‌تواند اعتماد نداشتن به دیگران باشد، یا برعکس، نقطه ضعف بزرگ او می‌تواند این باشد که خیلی راحت حرف‌های دیگران را باور می‌کند.

۱۴- چه نوع گذشته‌ای داشته‌اند؟ گذشته برای همه ما آدم‌ها مهم است، چون حس و حال کنونی ما را شکل می‌دهد. پس برای کاراکترهای داستان شما هم باید گذشته دارای اهمیت باشد. این‌که در چه نوع خانواده‌ای بزرگ شده‌اند و آیا کودکی شادی داشته‌اند یا نه، این‌که از بچگی با چه باورهایی رشد کرده‌اند و در چه طبقه اجتماعی خاصی عمرشان را سپری کرده‌اند، همگی در وضعیت فعلی آن‌ها تاثیرگذار هستند.

۱۵- در مورد خودشان چطور فکر می‌کنند؟ هیچ کس خودش را همان‌طور که به نظر می‌رسد نمی‌بیند. کاراکتر داستان شما در مورد خودش چه فکری می‌کند؟ وقتی خودش را در آینه می‌بیند کدام بخش از ظاهرش بیشتر به چشمش می‌آید؟ آیا از خودش راضی هست یا این‌که نمی‌تواند به چشم‌های خودش نگاه کند؟

۱۶- مثبت‌اندیش هستند یا منفی‌باف؟ در موقعیت‌های بد، کاراکتر قصه شما بیشتر تمایل دارد نیمه خالی لیوان را نگاه کند یا نیمه پر لیوان را؟ اگر مثبت‌اندیش باشد، حتی در سخت‌ترین شرایط هم امید خودش را از دست نمی‌دهد و اگر منفی‌باف باشد، حتی در بهترین مواقع نیز نگرانی دارد.

پایان‌نوشت

با پرسش‌هایی که در این مقاله به آن‌ها اشاره کردم، می‌توانید با شخصیت‌پردازی یک چارچوب کلی برای شخصیت‌های داستان خود بسازید و به مرور با آن‌ها آشنا شوید. اگرچه هنوز هم سوالات فراوانی هست که می‌توانند به شما در شخصیت‌پردازی کمک شایان توجهی کنند، اما همین موارد برای رسیدن به یک نمای کلی و ابتدایی از کاراکترها کافی است.

برای کاراکترهای اصلی مسلما لازم است که به تمام این سوال‌ها جواب بدهید، گرچه برای شخصیت‌های فرعی شاید چنین نیازی وجود نداشته باشد. با این حال هر چه بیشتر به این پرسش‌ها فکر کنید، داستان شما پخته‌تر به نظر می‌رسد.