در هر اثر نوشتاری، این آرایه‌های ادبی هستند که توانایی‌های نویسنده را به رخ مخاطب می‌کشانند. مسلما اولین موضوعی که هر نویسنده‌ای باید به آن توجه کند این است که باید طوری بنویسد تا مخاطبان به راحتی متوجه منظور او بشود. اما از سوی دیگر، در اکثر مواقع و خصوصا در هنگام داستان‌نویسی، این مهم است که آوای نویسندگی شما به اندازه کافی قدرتمند باشد.

چه در حال نوشتن یک کتاب غیر داستانی باشید و چه مشغول نگارش یک رمان، در هر دو حالت به آوی نویسندگی نیاز دارید. یکی از شیوه‌های ایجاد تمایز در آوی نویسندگی نیز، به کار بردن آرایه‌های ادبی است. آرایه‌های ادبی به طرز چشم‌گیری می‌توانند نیروی شما در داستان‌سرایی و نویسندگی را تقویت کنند و درون‌مایه مورد نظر شما را برجسته سازند.

قبل از این‌که آرایه‌های ادبی را در نوشتار خود به کار ببرید، بهتر است بدانید که آرایه ادبی چه معنا و مفهومی دارد و دقیقا چه زمانی می‌توانید از آن استفاده کنید. پس بیایید با مفهوم آرایه ادبی آشنا شویم.

آرایه ادبی یعنی چه؟

آرایه ادبی، شکلی از توصیف است برای رساندن مفاهیم که اغلب از طریق مقایسه دو کلمه با معانی آشنا برای مخاطب، نویسنده را به هدفش می‌رساند.

انواع فراوانی از آرایه‌های ادبی وجود دارند. این‌که شما به عنوان نویسنده از کدام آرایه‌های ادبی در متن خود استفاده کنید اغلب به لحن نوشتارتان بستگی دارد. اگر مشغول نوشتن زندگی‌نامه خود هستید و اساسا خودتان را انسان بذله‌گویی می‌دانید، پس حتما باید از جناس بیشتر از باقی آرایه‌های ادبی استفاده کنید تا لحن خود را به شکل روشن‌تری به مخاطب منتقل نمایید.

از سوی دیگر، اگر در حال نوشتن یک پادآرمان‌شهر باشید، به کار بردن بیش از حد جناس می‌تواند اعتبار شما در داستان‌سرایی را از بین ببرد. در عوض احتمالا باید بیشتر از تشبیه کمک بگیرید. آرایه ادبی تکرار هم در این شرایط می‌تواند به شما در توصیف صحنه‌های خاصی از داستان مدد برساند.

این‌که بدانید در چه زمانی از نوشتار خود از کدام آرایه ادبی استفاده کنید، مهارتی ضروری در نویسندگی قلمداد می‌شود. با این همه باید به خاطر بسپارید که آرایه‌های ادبی با این هدف به کار برده می‌شوند که به متن قدرت و تکامل ببخشند، نه این‌که خودشان در کانون توجه قرار بگیرند.

۲۱ نمونه از آرایه‌های ادبی

حال که به خوبی با مفهوم آرایه‌های ادبی آشنا شدید، در ادامه انواع متداول و پرکاربرد این آرایه‌ها را با ذکر مثال به شما معرفی می‌کنم. پیشنهاد می‌کنم بعد از خواندن هر کدام از این موارد، سعی کنید خودتان چند مثال دیگر در ذهن‌تان بسازید تا به خوبی با هر کدام از این آرایه‌ها آشنایی پیدا کنید.

۱- واج‌آرایی: به تکرار یک حرف یا صدا در یک متن واج‌آرایی می‌گویند. در جمله «سوز سرما سراسر بدنم را فرا گرفت.» شاهد واج‌آرایی حرف «س» هستیم.

۲- تلمیح: هر گاه نویسنده در متن نوشتار خود به داستان یا مثالی معروف اشاره کند، به طوری که آن داستان یا مثال برای اکثر مخاطبان آشنا باشد، آن‌گاه می‌گویند نویسنده از آرایه تلمیح استفاده کرده است. مثلا در جلمه «تو واقعا من را به یاد اسکروج می‌اندازی.» می‌بینیم که نویسنده با به کار بردن اسم اسکروج به عنوان شخصیت مشهور خلق شده توسط چارلز دیکنز، سعی دارد به کمک آرایه تلمیح به خسیس بودن سوژه جلمه خود اشاره کند.

۳- تکرار: به تکرار کردن یک حرف یا کلمه در ابتدای چند جمله یا عبارت متوالی، آرایه تکرار می‌گویند. وقتی ژولیوس سزار گفت «من آمدم، من دیدم، من فتح کردم.» قطعا مشغول به کار بردن این آرایه ادبی بوده است.

۴- پاداوج: به انتقال بحث از یک موضوع مهم به یک موضوع کم‌اهمیت یا مسخره، پاداوج می‌گویند. مثلا در جمله «مغز انسان بسیار پیچیده است و زمین هم گرد است.» با آرایه پاداوج روبه‌رو هستیم.

۵- پادگذاره: با به کار بردن دو کلمه با معانی کاملا متضاد در یک جمله، شما از آرایه ادبی پادگذاره استفاده کرده‌اید. در جمله «تو به من قول داده بودی می‌مانی، اما رفتی.» مشخص است که ماندن و رفتن که متضاد یکدیگر هستند در یک جمله به کار رفته‌اند.

نوشتار مرتبط: فراداستان چیست و چه کاربردی دارد؟

۶- پس‌مرجعی: هر گاه ضمیر در یک جمله پیش از مرجع قرار داده می‌شود، آرایه پس‌مرجعی پدید می‌آید. به عنوان مثال، در جمله «بعد از آن‌که کیفش را روی میز گذاشت، فرزانه با ناراحتی اتاق را ترک کرد.» می‌بینیم که ضمیر ش قبل از مرجع خود یعنی «فرزانه» آورده شده است و این یک پس‌مرجعی محسوب می‌شود.

۷- حذف به قرینه: به حذف یک یا چند کلمه در یک عبارت گفته می‌شود که با وجود حذف شدن باز هم در بافت عبارت فهمیده می‌شوند و نبودن‌شان نقشی در مفهوم جمله ندارد. در جمله «او کتابش را برداشته (است) و از اینجا رفته است.» فعل است که داخل پرانتز قرار دارد را می‌توان به قرینه حذف نمود.

۸- به‌گویی: به معنی به کار بردن یک کلمه یا عبارت بهتر و دلنشین‌تر به جای یک کلمه یا عبارت منفی یا ناراحت کننده است. مثلا هر وقت به جای «او مرده است.» بنویسیم «او دیگر بین ما نیست.» داریم از آرایه به‌گویی استفاده می‌کنیم.

۹- گزاف‌گویی: اگر بخواهیم یک مساله را بیش از حد بزرگ‌نمایی کنیم، در واقع گزاف‌گویی یا اغراق را به کار برده‌ایم. در جمله «کیف تو به اندازه پر سبک است.» در مورد سبک بودن کیف از آرایه گزاف‌گویی کمک گرفتیم.

۱۰- وارونه‌گویی: کلامی است که نویسنده به کار می‌برد تا معنایی مغایر را به مخاطب منتقل کند. مثلا وقتی به کسی که معمولا دیر از خواب بیدار می‌شود می‌گوییم «چه انسان سحرخیزی هستی.» داریم وارونه‌گویی را به کار می‌گیریم.

۱۱- تخفیف: هر گاه برای اثبات موردی نه چندان خوشایند، از منفی کردن معکوس همان مورد استفاده می‌شود، آرایه ادبی تخفیف شکل می‌گیرد. مثلا به جای این‌که بنویسیم «او خنگ است.» می‌توانیم با تخفیف بنویسیم «او اصلا باهوش نیست.»

۱۲- مانندگویی: همان استعاره است که یعنی به کار بردن یک کلمه، عبارت یا جمله به جای ماهیتی دیگر آن هم بر اساس شباهت بین آن‌ها. در واقع مانندگویی همان تشبیهی است که مشبه و مشبه‌به از آن حذف شده باشد. مثل جمله «در پول غرق شده بود.» که یک نوع استعاره است.

نوشتار مرتبط: ۱۰ پند از دستور زبان فارسی برای درست‌تر نوشتن

۱۳- دگرنامی: اگر به جای نام بردن از یک موضوع، به موضوع دیگری که یادآور آن باشد اشاره کنیم، از دگرنامی یا کنایه استفاده کرده‌ایم. در جمله «این سوال را از اداره بپرس.» می‌بینیم که از دگرنامی استفاده شده است، چون می‌دانیم که از یک اداره نمی‌توان سوال پرسید. در این جمله منظور از اداره، افراد مشغول به کار در داخل اداره است.

۱۴- صداواژه: هر زمان به جای نام بردن از یک فعل یا کاری، سعی کنیم با اصوات مربوطه آن را ابراز کنیم از آرایه ادبی صداواژه کمک گرفته‌ایم. مثلا «هیس» یا «ویز».

۱۵- ناسازه‌گویی: وقتی نویسنده عناصری ظاهرا متناقض را کنار هم قرار می‌دهد، در حال به کار بردن ناسازه‌گویی یا استعاره عنادیه است. مثل «عطوفت ظالمانه» یا «فریاد خاموش».

۱۶- ناسازنما: همان پارادوکس است و به گزاره‌ای گفته می‌شود که با باورهای عمومی در تناقض باشد اما با این حال ممکن است گاهی صحیح هم باشد. به عنوان نمونه به این گزاره توجه کنید: «دیگر هیچ کس به کافی‌شاپ نمی‌رود چون این روزها کافی‌شاپ‌ها همیشه شلوغ هستند.» این عبارت پارادوکس دارد اما پیام نویسنده هم چندان غلط نیست.

۱۷- جان‌بخشی: نسبت دادن خصوصیات و صفات انسانی به اشیاء و یا حیوانات را جان‌بخشی می‌گویند؛ همچون که در جمله «پروانه‌ها در آسمان می‌رقصند.» می‌بینیم و قطعا به نیکی می‌دانیم که پروانه‌ها واقعا نمی‌رقصند.

۱۸- تشبیه: توصیف این آرایه ادبی را تقریبا همه بلدیم. به مانند کردن یک کلمه به کلمه‌ای دیگر تشبیه می‌گویند. مثلا در جمله «صورتت از سرما مثل سیب، سرخ شده است.» شاهد آرایه تشبیه هستیم.

نوشتار مرتبط: ۲۲ کلمه و عبارت که یک نویسنده باید کمتر استفاده کند

۱۹- بخش‌گویی: هر گاه به جزئی از یک ماهیت اشاره کنیم و منظورمان کل آن ماهیت باشد یا برعکس هر گاه به کلیت یک ماهیت اشاره کنیم و منظورمان جزئی از آن ماهیت باشد، مشغول به کار بردن آرایه ادبی بخش‌گویی هستیم. مثلا وقتی می‌نویسیم «او نانی برای خوردن نداشت.» منظورمان صرفا نان نیست، بلکه هدف این است که بگوییم شخصیت جمله هیچ خوراکی برای سیر کردن خود در اختیار ندارد.

۲۰- همان‌گویی: تکرار بیهوده یک ایده، کلمه یا جمله را همان‌گویی می‌گویند. مثلا «اولا، پیش از هر کاری..» یا «من فکر می‌کنم که به نظر من…» یا «چرا و به چه علت این کار را انجام دادی؟».

۲۱- خردنمایی: این آرایه دقیقا متضاد اغراق است، یعنی هر وقت بخواهیم پدیده مهمی را کوچک جلوه بدهیم از خردنمایی کمک می‌گیریم. مثلا در جمله «به خاطر سیل، کمی خیس شدم.» شاهد خردنمایی هستیم.

پایان‌نوشت

این لیست مسلما شامل تمامی آرایه‌های ادبی نمی‌شود چون تعدادشان بسیار بیشتر از این‌هاست و هر کدام نیز انواع مختلفی دارند که پرداختن به هر کدام از ان‌ها یک بحث جداگانه می‌طلبد، اما موارد موجود در این نوشتار شامل مهم‌ترین و پرکاربردترین آرایه‌های ادبی می‌شود و سعی شد که تا حد امکان به طور ساده و مختصر در مورد هر کدام‌شان توضیح داده شود تا به راحتی با آن‌ها آشنا شوید.

احتمالا پیش از این هم بدون این‌که خودتان بدانید در نوشته‌های خود از آرایه‌های ادبی استفاده کرده‌اید. این آرایه‌ها مثل اسرار پر از رمز و راز هستند (حتما فهمیدید که الان از آرایه تشبیه استفاده کردم!) و همین که با مفهوم و کاربردشان آشنا شوید، با کمی تمرین می‌توانید به خوبی از آن‌ها استفاده کنید و از به کار بردن‌شان لذت ببرید.

برچسب گذاری شده در:

,