فرض کنید همین الان می‌خواهید نوشتن یک کتاب غیر داستانی را آغاز کنید. مسلما برای شروع پروسه نویسندگی اشتیاق فراوانی دارید، اما پیش از هر کاری باید در مورد کتابی که می‌خواهید بنویسید، تحقیق کنید. اولین مشکلی که اکثر نویسنده‌های آثار غیر داستانی با آن روبه‌رو می‌شوند این است که نمی‌دانند چطور باید برای نوشتن چنین کتاب‌هایی تحقیق کنند. حتی شاید برخی از آن‌ها ندانند که تحقیق کردن به عنوان گام اول نگارش کتاب غیر داستانی تا چه اندازه اهمیت دارد.

مهم نیست چقدر در نویسندگی تجربه داشه باشید، حتی اگر یک نویسنده حرفه‌ای باشید باز هم ممکن است با یک اشتباه جزئی اعتبار خود را نزد خوانندگان آثار خود از دست بدهید.

من سال‌هاست که مشغول وبلاگ‌نویسی و تولید محتوا در فضای وب و همین‌طور ترجمه آثار نویسنده‌های مختلف هستم، پس شاید منطقی به نظر برسد اگر بخواهم همین حالا در زمینه تولید محتوا یا نویسندگی بنویسم و در این امر تنها به تجربیات خودم تکیه کنم، مگر نه؟ اما پاسخ من به این سوال قطعا منفی است، چون اتکا به تجربیات شخصی اشتباه بزرگی است. فقط کافی است یک نکته را در طول دوران فعالیت خودم اشتباه متوجه شده باشم، آن زمان است که اعتبار خودم را به باد می‌دهم و دیگران من را نویسنده تنبلی قلمداد خواهند کرد که حوصله نداشته برای کتابی که خودش نوشته است کمی بیشتر تحقیق کند.

وقتی صحبت از تحقیق در مورد نوشتن یک کتاب غیر داستانی به میان می‌آید باید در نظر داشته باشید که قصد دارید چه مقدار از جزئیات را در اثر خود به کار بگیرید. از آن مهم‌تر، در تمام طول نگارش کتاب خود باید به حقایق وفادار بمانید. هر چقدر هم که یک تصور به نظرتان جذاب باشد، اگر با واقعیت تطابق نداشته باشد باید آن را کنار بگذارید. علاوه بر این، هرگز نباید نتایج واقعی تحقیقات خود را به نفع نظرات خود تغییر بدهید.

تحقیق و جست‌وجو برای نوشتن یک کتاب غیر داستانی می‌تواند جریان جالبی باشد و حتی ممکن است بسیاری از تصورات ذهنی شما در طول این پروسه به کلی تغییر کنند، اما در هر حال باید به خاطر داشته باشید که در هر لحظه از تحقیقات خود باید به مخاطبان خود فکر کنید. سر اصلی نویسندگی در همین یک اصل به ظاهر ساده پنهان شده است.

چه مشغول نوشتن یک کتاب آموزشی باشید و چه یک بیوگرافی، وظیفه شما به عنوان نویسنده این است که بتوانید با متون خود آن‌چنان با مخاطب خود ارتباط برقرار کنید که او خیلی زود و ساده مجذوب موضوع و شیوه نگارش شما بشود.

۵ نکته برای تحقیق در مورد یک کتاب غیر داستانی

حال که می‌دانیم برای نوشتن کتاب‌های غیر داستانی به تحقیق کردن نیاز داریم، خوب است نکاتی گذرا و ساده را در همین رابطه با هم مرور کنیم تا بدانیم دقیقا باید به چه طریق این مرحله را با موفقیت پشت سر گذاشت.

۱- با یک طرح کلی شروع کنید: رمان‌نویس‌ها می‌توانند بدون طرح کلی نوشتن یک رمان را آغاز کنند و بدون هیچ مشکلی به پایان برسانند (گرچه همیشه بهتر است این روش را انتخاب نکنند)، اما این مساله برای نوشتن یک کتاب غیر داستانی صدق نمی‌کند. اگر می‌خواهید یک اثر غیر داستانی بنویسید، مجبورید یک طرح کلی داشته باشید. وقتی مشخص کردید که از طریق کتاب خود چه پیامی را به چه کسانی می‌خواهید منتقل کنید، وقت آن می‌رسد که شروع به ساختن یک طرح کلی نمایید.

به جز این‌که شما نمی‌توانید بدون داشتن یک طرح کلی یک کتاب غیر داستانی خوب بنویسید، ناشران و ویراستاران نیز یک کتاب بدون طرح را به احتمال خیلی زیاد رد خواهند کرد. علاوه بر این، با داشتن یک طرح، کار شما در هنگام نوشتن کتاب خیلی ساده‌تر می‌شود و می‌توانید از این طرح کلی به عنوان یک راهنمای تحقیقاتی استفاده نمایید تا از این طریق بر روی همان جزئیاتی که برای شما اهمیت دارند تمرکز داشته باشید.

نوشتار مرتبط: از دوستان، آشنایان و خانواده در مورد کتاب خود نظر نخواهید!

با این همه، لازم است یادآور شوم که نباید برده طرح کلی کتاب خود بشوید. اگر در طول مراحل نوشتن کتاب متوجه شدید باید جزئیاتی را به اثر خود اضافه کنید یا جزئیاتی را حذف نمایید، حتما از خودتان انعطاف‌پذیری نشان بدهید و طرح کلی خود را طوری تغییر دهید که با این تغییرات سازگاری پیدا کند.

مجددا تکرار می‌کنم که مخاطب در درجه اول اهمیت قرار دارد و این یعنی باید به هر طریقی که شده، بهترین اثر نهایی که از دست‌تان برمی‌آید را تولید کنید.

۲- از ساختار آثار داستانی کمک بگیرید: شاید جالب باشد بدانید که می‌توانید از ساختارهای آثار داستانی نیز در نوشتن کتاب غیر داستانی خود بهره جویید. ممکن است باور نکنید، ولی هر کتاب غیر داستانی ماندگاری، یک داستان را روایت می‌کند، چه یک زندگی‌نامه باشد و چه یک اثر آموزشی. گرچه در ساختارهای داستانی شخصیت اصلی تمام مراحل را تجربه می‌کند، در بیوگرافی‌ها هم سوژه به عنوان شخصیت اصلی تجربیات خودش را بیان می‌دارد و در آثار خودیاری و آموزشی هم مخاطبان در جایگاه شخصیت اصلی قرار می‌گیرند.

در زندگی‌نامه‌نویسی، شما یا سوژه شما می‌تواند به شخصیت اصلی یک مجموعه خاطرات یا یک توصیف از یک زندگی تبدیل شود. شما به عنوان نویسنده یک بیوگرافی می‌توانید مانند یک رمان‌نویس، دنباله‌ای از وقایع یک زندگی را توصیف نمایید و اثر شما می‌تواند شبیه یک داستان باشد.

حتی یک کتاب آموزشی یا خودیاری هم می‌تواند از همین فرمول استفاده کند، چون شما در واقع مشغول به اشتراک گذاشتن اطلاعات خود هستید و می‌توانید مخاطبان خود را به رسیدن به ایده‌های تازه و افکار نو ترغیب کنید؛ افکاری که در نهایت نتایجی مثبت و ماندگار خواهند داشت.

اگرچه ممکن است در مقایسه با یک رمان‌نویس با اکشن یا دیالوگ یا کاراکترها ارتباط نداشته باشید، اما همچنان با بحران‌های مشابهی سر و کار دارید و باید دلایل شکست خوانندگان کتاب خود را تشخیص بدهید و سپس بدانید که چطور می‌توانید از موفقیت آن‌ها اطمینان حاصل کنید.

خوب است در هنگام تهیه طرح کلی کتاب‌تان از خود بپرسید که کدام بخش از کتاب‌تان به شواهد بیشتری نیاز دارد یا این‌که آیا اطلاعات بیشتری وجود دارد که بتواند به اعتبار اثر شما بیافزاید و یا این‌که از نظر چه کارشناس‌هایی می‌توانید در کتاب خود کمک بگیرید.

۳- درباره ژانر کتاب خود تحقیق کنید: یک نویسنده خوب، یک مطالعه کننده بی‌نظیر است. این را بارها و بارها در نوشتارهای قبلی خودم تکرار کردم و روی آن تاکید دارم. اگر می‌خواهید نویسنده خوبی باشید، باید چند برابر آن‌چه که می‌نویسید مطالعه کنید. اگر هدف‌تان نوشتن یک کتاب غیر داستانی است، باید تا جایی که می‌توانید خود را به خواندن کتاب‌های غیر داستانی مشغول کنید. از این طریق خواهید آموخت که در نگارش چنین کتاب‌هایی چه نکاتی مفید است و چگونه باید یک کتاب غیر داستانی را به بهترین شکل نوشت.

۴- از ابزارهای تحقیق به درستی استفاده کنید: باید بکوشید که خود را به تنها یک منبع اطلاعاتی محدود نکنید و در عوض از طیف وسیعی از منابع برای تحقیقات خود کمک بگیرید. اگر چنین نکنید، ممکن است در توضیح برخی از جزئیات دچار اشتباه بشوید و قطعا برخی از مخاطبان آثار شما متوجه این اشتباهات خواهند شد. از هر کسی که فکر می‌کنید می‌تواند اطلاعات مفیدی در زمینه کتابی که می‌نویسید داشته باشد سوال کنید، هر چه می‌توانید در رابطه با موضوع مرتبط با کتاب خود مطالعه نمایید و در اینترنت به جست‌وجو بپردازید.

نوشتار مرتبط: ۵۰ روش افزایش قدرت تفکر برای یک نویسنده

۵- نوشتن را پشت گوش نیاندازید: ممکن است در ابتدا تحقیق کردن را یک نوع تکلیف در نظر بگیرید، اما باور کنید انجام دادن این کار می‌تواند بسیار سرگرم کننده باشد؛ حتی شاید بتوان گفت این کار اعتیادآور است. مطمئن باشید هر چه بیشتر بیاموزید، عطش بیشتری برای دانستن خواهید داشت. با این حال، برخی از نویسنده‌ها هستند که از تحقیق کردن به عنوان ابزاری برای تعلل در نوشتن استفاده می‌کنند. برای این‌که درگیر این مشکل نشوید، بهتر است برای تحقیقات خود یک ضرب‌العجل تعیین کنید و زمانی که این مهلت پایان پذیرفت، نوشتن را آغاز نمایید. اگر در آینده متوجه شدید که به تحقیقات بیشتری احتیاج دارید، می‌توانید برای مدتی نوشتن را کنار بگذارید و دوباره مشغول تحقیق کردن بشوید.

پایان‌نوشت

انجام تحقیقات پیش از نوشتن یک کتاب غیر داستانی حتما می‌تواند به دقت و تکامل اثر کمک شایان توجهی کند. کمترین فایده‌ای که این کار دارد این است که مخاطبان متوجه می‌شوند شما برای نوشتن کتاب وقت و حوصله فراوانی به خرج داده‌اید و بر همین اساس به شما و آثارتان اعتماد خواهند کرد. فقط کافی است تحقیق را شروع کنید تا پی ببرید چطور می‌توان در این کار غرق شد. البته حواس‌تان باشد که بالاخره باید یک زمانی دست از تحقیق بردارید و به نگارش کتاب خود بپردازید.

برچسب گذاری شده در:

,