دنیای صفحه کلیدهای ریز و جمله‌های نصفه نیمه بی‌ریخت!

در دوران قدیم، منظورم همین ده پانزده سال پیش است نه صد سال قبل، آن وقت‌ها هرگاه می‌خواستیم مطلبی بنویسیم برایش حسابی آماده می‌شدیم. مثلا اگر می‌خواستیم یک نامه بنویسیم، سعی می‌کردیم تا جایی که بلدیم دقت و حوصله به خرج بدهیم؛ جمله‌بندی‌ها و پاراگراف‌بندی‌ها را رعایت می‌کردیم، زیاده‌نویسی نمی‌کردیم و یک راست می‌رفتیم سر اصل مطلب، بهترین کلمه‌ها را برمی‌گزدیم و هر آن‌چه از املاء و انشاء آموخته بودیم را به کار می‌بردیم تا در نهایت با نامه خودمان روی مخاطب اثر بگذاریم. حتی اگر کلمه‌ای را بلد نبودیم یا حس می‌کردیم نحوه نگارش‌مان قوی نیست، می‌رفتیم کتاب می‌خواندیم و تحقیق می‌کردیم تا بهتر و درست‌تر نوشتن را یاد بگیریم.

خاطرم هست آن زمان‌ها بیشتر افراد یک دفترچه یادداشت یا دفتر خاطرات هم برای خودشان داشتند و هر روز در آن می‌نوشتند تا نوشتن از یادشان نرود. هر کسی که بودیم و هر کاری که داشتیم، اگر سر سوزن ذوقی در دل‌مان بود، حتما برای نوشتن وقت می‌گذاشتیم. به بیان دیگر، دستان‌مان با قلم و کاغذ ناآشنا نبود.

مدرن شدیم و بی‌ادب!

اما روزگار امروزمان را ببینید! همه ما یک وسیله نقلی منقول با خودمان حمل می‌کنیم که همیشه و همه‌جا همراه‌مان است؛ همان که اسمش را گذاشتیم موبایل یا تلفن هوشمند؛ همان صفحه نمایشی که از صبح تا شب و گاها از شب تا صبح به آن خیره‌ایم. دیگر تمام کارهای خودمان را با همین وسیله انجام می‌دهیم. دیگر خبری از دفتر و دفترچه و قلم و کاغذ و مداد و پاک‌کن و تمبر و پاکت نامه نیست. دیگر برای فرستادن یا گرفتن نوشته از هم‌دیگر شوق و ذوق چندانی نداریم. دیگر نگران خوش خط یا بد خط بودن خودمان نیستیم.

هر چه بخواهیم برای هم بنویسیم، با یک صفحه کلید ریز مجازی می‌نویسیم و از طریق پیام‌رسان‌های مجازی به طور کاملا مجازی برای هم ارسال می‌کنیم. همه پیام‌های ما حس و حال مجازی به خودشان گرفته‌اند.

حالا حس و حالش به کنار، هر چه کنیم بالاخره باید با دنیای امروزی کنار آمد و حقایق را پذیرفت. مشکل اصلی همان صفحه کلیدهای ریز مجازی است که تبدیل شده‌اند به راه انتقال پیام‌های نوشتاری. اکثر افراد را وقتی در حین نوشتن پیام می‌بینی، دارند با سرعتی سرسام‌آور روی حرف‌های این صفحه کلید لعنتی می‌کوبند و با هر کوبیدن حرف‌ها را به کلمه و کلمه‌ها را به جمله تبدیل می‌کنند و بعد بدون این‌که وقت داشته باشند آن‌چه نوشته‌اند را بخوانند، روی دکمه ارسال می‌کوبند و تمام. پیام ارسال شد!

نوشتار مرتبط: چه کسی را نویسنده دانند؟

مشکلی که در این میان پیش می‌آید این است که در حین تایپ کردن با آن صفحه کلید جیبی، خیلی از کلمات را اشتباهی نوشته‌ایم؛ تازه وای به روزی که به تلفن هوشمند خودمان این اجازه را داده باشیم که به جای ما غلط‌ها را تشخیص دهد و اصلاح کند. نتیجه این جور نوشتن‌ها می‌شود یک سری متن پر از غلط املایی.

از این گذشته، چون تقریبا همه ما این روزها وقت زیادی برای نوشتن نداریم و می‌خواهیم سریعا بحث را پیش ببریم یا تمام کنیم، و با وجود نرم‌افزارهایی که ارسال پیام‌های خیلی کوتاه را ممکن کرده‌اند، ما معمولا از جمله‌های عامیانه، اصطلاحات و خلاصه‌سازی‌های مدرن من‌درآوردی استفاده می‌کنیم تا در کمترین زمان ممکن بیشترین مفهوم ممکن را به طرف مقابل منتقل نماییم. نتیجه این هم می‌شود کلی غلط انشایی.

چه باید کرد؟

حالا تکلیف چیست؟ ما ماندیم و کلی متن‌های کوتاه مملو از اشتباه عمدی و سهوی. پس کجا رفت آن همه دقتی که به خرج می‌دادیم تا چنان متن‌هایی بنویسیم که در یک نگاه دل و ذهن طرف مقابل‌مان را درگیر کنند؟

می‌دانید که می‌دانم نمی‌توان انتظار بی‌جا داشت. به هر روی، زندگی‌ها امروزی‌تر شده‌اند و سرعت جایگزین دقت شده است. نمی‌خواهم بگویم باید دوباره برگردیم به دوران نامه دادن و نامه نوشتن، یا دوران ورق زدن کتاب فرهنگ لغات برای پیدا کردن یک کلمه مناسب و درخور. نمی‌خواهم بگویم دوباره برگردیم به روزگار قلم به دست گرفتن و تمرین خط کردن، یا به روزگار نوشتن‌های روزانه در دفترچه خاطرات.

نه! چنین توقعی از انسان امروزی ندارم. اما با این همه، اگر بخواهیم می‌توانیم از این به بعد بهتر و بیشتر بنویسیم. با همان صفحه کلید مجازی و تلفن هوشمند هم می‌توانیم بهتر بنویسیم. با دقت بیشتری بنویسیم. برای نوشتن دقت بیشتری به خرج بدهیم و جمله‌هایی بنویسیم که غلط املایی نداشته باشند. جمله‌هایی بنویسیم که بیش از اندازه سطحی و مختصر نباشند. حداقل در مواقعی که لازم است می‌توانیم چنین کارهایی را انجام بدهیم.

نوشتار مرتبط: ۲۲ کلمه و عبارت که یک نویسنده باید کمتر استفاده کند

نمی‌دانم، شاید هم دارم حساسیت بیش از حد از خودم نشان می‌دهم، ولی وقتی می‌بینم برای انتقال پیام‌های کاری یا احساسی در فضای سرد مجازی بیشتر از دو دقیقه وقت گذاشته نمی‌شود و تازه همان هم کلی اشتباه دارد، لجم می‌گیرد و در دلم با خودم می‌گویم که دوست نگارنده من، می‌مردی یک کمی بهتر می‌نوشتی تا دست کم فکر کنم که برای طرف مقابلت ذره‌ای احترام قائل هستی؟

جالب‌تر این‌که من خودم معمولا این موضوع را رعایت می‌کنم و همیشه برای نوشتن پیام‌های مجازی از علم و ادب مایه می‌گذارم. مثلا برای نوشتن پست‌های وبلاگی ساعت‌ها یا گاهی روزها می‌کوشم و می‌جوشم، اما در نهایت یک نفر می‌آید زحمت می‌کشد و در دو کلمه جوابم را می‌دهد. آخ که چقدر ما بلاگرها از این کامنت «عالی بود» متنفریم!

حالا پیام‌های کوتاه یهویی یا همان مسیج‌هایی که در تلگرام و واتس‌اپ به هم می‌دهیم به جای خود، ولی غلط املایی و انشایی در مواردی مثل ایمیل دیگر واقعا عجیب است. آن یکی ایمیل کاری می‌فرستد، از هر ده کلمه پنج کلمه‌اش اشتباه است!

البته ما انتظار نداریم بعضی‌ها شیوه پاراگراف‌بندی و جمله‌بندی را بلد باشند، یا بدانند کجا از ویرگول استفاده کنند و کجا از نقطه و کجا از نقطه ویرگول؛ حتی نمی‌خواهیم نیم‌فاصله را رعایت کنند. برای من یکی کافی است که آخر نوشته‌های مجازی‌شان خطاب به من یا دیگران ننویسند «با نهایت اخترام» یا «سپاسگذارم» یا اولش یادشان نرود سلام کنند. این نکته‌ها سخت که نیست! هست؟ فکر نکنم!

پایان‌نوشت

بگذارید این بحث سوزناک را کم کم به پایان ببرم و نتیجه‌گیری کنم. بیایید کمی بیشتر به نوشتن اهمیت بدهیم. اصلا مهم نیست با چه ابزاری می‌نویسیم؛ چه قلم و کاغذ باشد، چه ماشین تحریر، چه کیبورد و کامپیوتر و چه تلفن‌های هوشنمد. شایسته است که خوب بنویسیم و از آن مهم‌تر درست بنویسیم. پیشنهاد می‌کنم این دو کار را امتحان کنید، مطمئن باشید پشیمان نخواهید شد.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.