حلقه دوستانت را متنوع کن

وقتی می‌خواهی رابطه دوستی جدیدی را آغاز کنی، برای پیدا کردن یک دوست جدید دقیقا به چه خصوصیاتی فکر می‌کنی؟ معمولا دوست داری با چه کسانی در ارتباط باشی و رفت و آمد کنی؟ اگر مثل خیلی‌ها باشی حتما الان می‌گویی دوست داری با کسانی رفاقت کنی که از نظر ذهنی و فکری به طور کلی شبیه خودت باشند. حتما فکر می‌کنی هر چه دیدگاه‌های دوستانت نسبت به موضوعات مختلف بیشتر شبیه به نگرش‌های خودت در رابطه با همان موضوعات باشد، این نشانه خوبی است و احتمالا این نوع ارتباطات برای تو طول عمر و دوام بیشتری خواهند داشت.

اما من امروز می‌خواهم کاملا عکس این موضوع را به تو ثابت کنم. تو همان مقدار که به دوستان مشابه به خودت نیاز داری، به دوستانی هم نیاز داری که از برخی جهات نظرات‌شان با تو کاملا متفاوت باشد.

دوستان هم‌نظر و مشابه با خودت، شاید در ابتدا برای تو گزینه‌های بهتری به نظر برسند، اما کسی که در حلقه دوستانش افرادی با نظرات مخالف نداشته باشد ممکن است در اکثر مواقع نتواند به درستی انتخاب کند و تصمیم بگیرد، این موضوع در مورد کسی که در تصمیم‌گیری از حرف اطرافیانش تاثیر می‌پذیرد خیلی جدی‌تر است.

بگذار یک مثال ساده برایت بزنم؛ یک فرد چاق را در نظر بگیر. این فرد در درون خودش می‌داند که داشتن اضافه وزن برای سلامتی خوب نیست و می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات فراوانی بشود. اما این فرد چاق عادت دارد با افراد چاق ارتباط برقرار کند و دوست بشود. به بیان دیگر، تقریبا تمام دوستان او مثل خودش اضافه وزن دارند.

چنین فردی حتی با وجود این‌که در پس ذهن خودش قبول دارد که اضافه وزن دارد و داشتن اضافه وزن را خوب نمی‌داند، اما وقتی در میان دوستانش قرار می‌گیرد پیش خودش فکر می‌کند مشکلی ندارد چون دوستانش و اطرافیانش هم مثل خودش هستند و اگر قرار بود مشکلی پیش بیاید حتما دوستانش هم در این مورد ابراز نگرانی می‌کردند. حتی ممکن است این افراد گاهی هم با یک‌دیگر در مورد داشتن اضافه وزن گپ بزنند، ولی باز هم چون در این خصوصیت همگی مشترک هستند سعی می‌کنند شرایط را برای خودشان عادی نشان بدهند.

حال اگر همین آدم چند دوست صمیمی ورزشکار هم داشت، این دوستان می‌توانستند او را راضی کنند که در مورد اضافه وزن خودش جدی‌تر فکر کند و با ورزش کردن و رژیم گرفتن به سلامتی خودش لطفی بکند.

می‌توانی این مثال را برای خودت در ذهنت به مسائل مختلف هم تعمیم بدهی. همان‌طور که می‌بینی داشتن دوستانی که از خیلی جهات با تو فرق دارند چندان هم بد نیست. پیشنهاد می‌کنم استانداردهای دوست‌یابی خودت را به روز رسانی کنی، با دیدی بازتر به برقراری ارتباط بنگری و حلقه دوستانت را متنوع‌تر کنی.

منتظر تایید دیگران نمان

چند روز پیش دیدمش که سخت مشغول فکر کردن بود. انگار که با خودش دعوایش شده باشد، اصلا اعصاب هیچ کاری را نداشت. برعکس همیشه که خیلی خوش برخورد و دوستانه رفتار می‌کرد، آن روز چنان می‌نمود که گویی آدم دیگری است. اگر از من می‌پرسیدی می‌گفتم قطعا این آدم همان آدمی که من می‌شناسم نیست. برایم غریبه شده بود. یکی از دوستانم را می‌گویم.

از او پرسیدم چرا این‌قدر به هم ریخته‌ای؟ کم کم متوجه شدم که او در حال تصمیم گرفتن در مورد یکی از بزرگ‌ترین انتخاب‌های زندگی‌اش است. داشت پیش خودش فکر می‌کرد که برای ادامه تحصیل اقدام کند یا این‌که درس را کنار بگذارد و وارد بازار کار بشود. البته خودش تصمیمش را گرفته بود. مشخص بود که اهل درس خواندن نیست و اگر هم ادامه تحصیل را انتخاب می‌کرد به احتمال خیلی زیاد آدم موفقی از آب در نمی‌آمد. به هر حال برخی‌ها برای تحصیلات عالی ساخته نشده‌اند. اما با این حال هنوز کمی تردید داشت.

در مورد مشکلش از من نظر خواست. به او گفتم حقیقت را بخواهی در هر کاری هم که بخواهی وارد بشوی باز هم به علم و دانش احتیاج پیدا خواهی کرد. به او گفتم تحصیلات و کار کردن مکمل یکدیگر هستند و نباید یکی را کلا رها کنی و فقط به سراغ آن یکی بروی. گفتم حتی اگر بدون تحصیلات و دانش هم وارد کاری بشوی به مرور و به صورت تجربی علوم و فنون لازم را خواهی آموخت اما قطعا بابت این نوع آموختن باید هزینه‌های گزافی بپردازی، خیلی بیشتر و جدی‌تر از هزینه‌های ادامه تحصیل.

تا این‌ها را برایش توضیح دادم فوری اخم کرد و ناراحت شد. علت را که جویا شدم، گفت من خودم تمایلی به ادامه تحصیل ندارم و فکر می‌کنم بیشتر از درس خواندن به درد کار کردن می‌خورم. به او تبریک گفتم که این خیلی خوب است که تصمیم خودش را گرفته، ولی اشتباهش این است که برای تصمیم خودش به دنبال تایید دیگران است.

ما آدم‌ها اغلب از قبول مسئولیت‌ها فراری هستیم. تصمیم‌گیری هم ذاتا مسئولیت را به همراه خودش دارد. پس خیلی‌ها دوست دارند که دیگران به جای آن‌ها تصمیم بگیرند یا حداقل تصمیمات‌شان را دیگران هم تایید کنند. در این صورت خیال‌شان راحت است که اگر یک روزی متوجه شدند این تصمیم غلط بوده، این امکان را دارند که یک نفر دیگر را به جای خودشان سرزنش کنند.

اما طریق انسان‌های بزرگ چنین نیست. نشانه رشد عقلی و شخصیتی همین توانایی تصمیم‌گیری بدون اتکا به دخالت دیگران است. مشورت گرفتن قطعا کار درستی است، اما در نهایت فراموش نکن که تصمیم آخر را باید خودت بگیری و این را هم بدان که هیچ کس به اندازه خودت دلسوز زندگی و آینده تو نیست. با شهامت و مصمم باش و خودت برای خودت تصمیم بگیر. نگران عواقبش نباش. همیشه به خودت بگو که اگر هم بعدا به این نتیجه رسیدی که تصمیم اشتباهی گرفتی، حداقل در آن لحظه فکر می‌کردی این بهترین انتخاب است؛ انتخابی که خودت انجام دادی و حالا اگر هم غلط بوده باید از آن پند بگیری تا در آینده تصمیمات صحیح‌تری اتخاذ کنی.