برای بستن ESC را فشار دهید

نگارش

4 مقاله

من بارها گفته‌ام که نویسندگی یک نوع هنر است و پابلو پیکاسو هم یک بار جایی گفت هنر یک دروغ است؛ دروغی که سبب می‌شود تا ما حقیقت را درک کنیم. اما با این حال برخی از نویسنده‌ها آن‌چنان درگیر هنر نوشتن می‌شوند که کم کم به خودشان هم دروغ می‌گویند و بدتر این‌که چنین دروغ‌هایی را باور می‌کنند. موفق شدن در حیطه نویسندگی اصلا کار آسانی نیست. برای نویسنده شدن نه تنها به دانش و تخصص و صبر و حوصله نیاز دارید، بلکه باید از جهات فراوانی خود را برای یک مسیر پر فراز و نشیب نیز آماده سازید. باید بدانید که گاهی اوقات هر چه کنید نمی‌توانید بنویسید، گاهی هر چه می‌نویسید باز هم از کار خود راضی نمی‌شوید، گاهی مدام به خودتان گیر می‌دهید در حالی که کارتان چندان هم بد نشده است، گاهی کم می‌آورید و به این فکر می‌افتید که بروید سراغ یک حرفه دیگر،…

شاید اگر از اکثر نویسنده‌ها و وبلاگ‌نویس‌ها بپرسید که مهم‌ترین بخش‌های یک نوشتار کدام‌ها هستند، احتمالا برخی‌ها به شما بگویند عنوان یا همان تیتر، برخی دیگر هم ممکن است بگویند املاء یا انشاء متن یا نحوه به اتمام رساندن و جمع کردن مطلب یا مواردی از این قبیل. طبیعی است که این روزها کمتر کسی به پاراگراف توجه کند، به خصوص با وجود بی‌دقت شدن اکثریت مخاطبان محتوای نوشتاری که شاید برای آن‌ها نیز چنان مهم نباشد که فلان نویسنده چطور پاراگراف‌های نوشتار خودش را تنظیم می‌کند. اگرچه عنوان و املاء و انشاء و نحوه جمع کردن مطلب همگی در مقام خود جایگاه مهمی دارند، ولی این پاراگراف‌ها هستند که به یک نوشتار انسجام و استحکام می‌بخشند. اگر از من بپرسید می‌گویم پاراگراف‌ها حکم آجر در یک ساختمان را دارند که اگر معمار به درستی و به خوبی آن‌ها را کنار هم بگذارد، نتیجه می‌شود ساختمانی که هم زیباست و…

نویسنده بودن یعنی چه؟ به چه کسی می‌گویند نویسنده؟ اصلا نویسنده کیست؟ این سوالی است که شاید در ذهن بسیاری از ما جا خوش کرده باشد، اما به هر دلیلی پاسخ مطلوبی برای آن نیافته‌ایم. اگر از هر کسی بپرسید که نویسنده یعنی چه، حتما به شما می‌گوید نویسنده کسی است که می‌نویسد. نویسنده کسی است که می‌نویسد! تعریف ساده‌ای به نظر می‌رسد اما قطعا کامل نیست. اگر یک سری به لغت‌نامه دهخدا بزنیم با تعریفی مشابه روبه‌رو می‌شویم. دهخدا چنین تعریف کرده است که «نویسنده یعنی آن‌که نوشتن تواند.» گرچه نمی‌توان گفت این معنا اشتباه است ولی با جرات می‌شود گفت که این معنا ناقص است. یعنی هر کس نوشتن بلد باشد نویسنده است؟ پس با این حساب یک کودک ده ساله هم که مختصر دانشی از املاء و انشاء دارد نیز باید نویسنده دانسته شود که چنین حسابی با عقل جور در نمی‌آید. این روزها با فراگیر شدن…

هر کس که بخواهد به نویسندگی بپردازد، پیش از همه این پرسش در ذهنش نقش می‌بندد که چطور می‌توان نویسنده خوبی بود؟ حال چه یک نویسنده نوپا باشید و چه یک نویسنده باتجربه، این سوال حتما برای شما پیش خواهد آمد. در مورد تقویت قدرت نویسندگی هر چه که بیاموزید باز هم کم است. روشن است که نویسندگی هم مثل هر مهارت دیگری با تمرین و تکرار قوت می‌یابد. اگرچه استعداد هم در این میان نقش قابل توجهی دارد، اما استعداد نویسندگی داشتن کافی نیست. هر کس می‌خواهد نویسنده بشود باید تمرینات به خصوصی را به طور مرتب و حتی روزانه دنبال کند تا دستش و ذهنش به نوشتن عادت کند. چه بسیار نویسنده‌هایی که در ابتدا استعداد نوشتن نداشتند اما با تمرین به یک نویسنده تمام عیار تبدیل شدند. ۷ درس برای تقویت قدرت نویسندگی امروز می‌خواهم به چند درس آموزنده در همین رابطه بپردازم تا شاید بتوانم از…