هفده سال پیش اتفاق افتاد

دقیقا هفده سال پیش در چنین روزی بود که یک اتفاق مهم در دنیای اینترنت فارسی رخ داد. دقیقا از هفده سال پیش دنیایی خلق شد که من و بسیاری دیگر درگیرش شدیم. دقیقا هفده سال پیش بود که اولین وبلاگ فارسی پا به عرصه وجود گذاشت و رسمی را پایه‌گذاری کرد که تا امروز ادامه داشته است. از آن روز، ما وبلاگ‌نویس‌ها شانزدهم شهریور را گرامی می‌داریم؛ روزی با عنوان روز وبلاگستان فارسی.

امروز هفدهمین بار است که روز وبلاگستان فارسی را ارج می‌نهیم. از این بابت بسیار خرسندم که در چنین روزی در جمع وبلاگ‌نویس‌ها قرار دارم و می‌توانم در این زمینه نوشته‌ای هر چند کوتاه و مختصر بنویسم. راستش را بخواهی حالا که فکرش را می‌کنم می‌بینم از زمانی که وبلاگ‌نویسی را شروع کردم تا به حال در مورد روز وبلاگستان فارسی چیزی ننوشته‌ام. برایم جالب است! در هر حال این اولین بار است که به این موضوع می‌پردازم.

بعد از کمی چرخ زدن در اینترنت و خواندن چند مقاله با همین مضمون، متوجه شدم که اکثر وبلاگ‌نویس‌ها در این روز شروع می‌کنند به انتقاد کردن از وضعیت وبلاگستان فارسی. شاید حجم قابل توجهی از مقالات مرتبط، به کمبودهای این حیطه بین بلاگرهای ایرانی پرداخته باشد، اما در این نوشته که مشغول خواندنش هستی به هیچ وجه خبری از مرور کردن کمبودها و نکات منفی نیست.

برعکس خیلی‌ها، من به آینده وبلاگ‌نویسی فارسی کاملا امیدوار هستم. ممکن است به عقیده بعضی از دوستانم وبلاگ‌ها دیگر رونق گذشته را نداشته باشند و کمتر مورد توجه قرار بگیرند، ولی من می‌گویم که وبلاگستان فارسی که اکنون به هفده سالگی رسیده تازه بالغ شده است. این‌که تعداد وبلاگ‌ها کمتر از چند سال اول دوران زندگی وبلاگستان است کاملا صحت دارد، این‌که شبکه‌های اجتماعی تمرکز خیلی از بلاگرها را به سمت خودشان جذب کرده‌اند و سبب شده‌اند که بلاگرها از وبلاگ‌شان غافل شوند کاملا صحت دارد، ولی با این همه، وبلاگ‌هایی که تا امروز باقی مانده‌اند از جنس وبلاگ‌های دائمی هستند.

وبلاگ‌نویس‌های امروز وقتی به نوشتن مشغول می‌شوند یا به فعالیت خود ادامه می‌دهند، اغلب یک هدف منطقی دارند و می‌دانند که دقیقا از وبلاگ‌شان چه می‌خواهند. آن‌ها که هنوز می‌نویسند یا آن‌ها که در آینده به جمع ما خواهند پیوست اکثرا از نوشتن لذت می‌برند و اهداف‌شان به مسائل کم اهمیتی مثل کسب درآمد از وبلاگ یا کسب شهرت محدود نمی‌شود. بلاگرهای این نسل و نسل‌های آینده دیگر مثل گذشته دید اشتباهی نسبت به وبلاگ‌نویسی ندارند چون می‌دانند که از راه نوشتن نمی‌توان به این اهداف زودهنگام و کم‌ارزش رسید.

با این همه، این وظیفه ما وبلاگ‌نویس‌هاست که به حفظ و بقای وبلاگستان فارسی کمک کنیم و این میسر نمی‌شود مگر با همکاری با یکدیگر. این من و توی وبلاگ‌نویس هستیم که هفده سال دنیای وبلاگ‌های فارسی را زنده نگه داشته‌ایم و از این به بعد هم باید به همت خود بیافزاییم و بیشتر بکوشیم تا با وجود عرصه‌های فراوان نشر و بازنشر محتوای زرد و سطحی، همچنان به تولید و اشتراک گذاری محتوای مفید کمک کنیم.

در مجموع، امید من این است که وبلاگ‌نویسی از این پس با اقبال بیشتری مواجه شود. من به عنوان عضو کوچکی از وبلاگستان فارسی از زمانی که این وبلاگ را راه‌اندازی کردم در کنار پرداختن به موضوعات دیگر، به فوت و فن‌های وبلاگ‌نویسی هم پرداخته‌ام و خواهم پرداخت تا به نوبه خودم کمکی کنم به کسانی که دوست دارند وارد این دنیای جذاب بشوند؛ درست مثل عزیزانی همچون عباس شکیبا و شاهین کلانتری و باقی دوستانی که در صفحه وبلاگ‌های محبوبم معرفی‌شان کردم و نوشتارهای‌شان را در شبکه‌های اجتماعی نیز بازنشر می‌دهم.

تمام کارهایی که به آن‌ها اشاره کردم کار سختی نیست و هر بلاگری خیلی راحت می‌تواند این موارد را به لیست کارهای ضروری وبلاگش اضافه نماید. تو هم اگر وبلاگ‌نویس هستی کاملا دوستانه از تو تقاضا می‌کنم که به بلاگرهای دیگر کمک کنی. ما در کنار هم قطعا سطح اینترنت فارسی را بالا می‌بریم و بالا نگاه خواهیم داشت.

دل‌نوشته‌ها ناجی وبلاگستان فارسی

روزی روزگاری در دورانی نه چندان دور، همین چند سال پیش سرزمینی وجود داشت به نام وبلاگستان فارسی که برای خودش برو و بیایی داشت. آن روزها اگر از معدود آدم‌هایی بودی که کامپیوتر داشتی و اهل چت هم نبودی، به احتمال خیلی زیاد یک وبلاگ برای خودت داشتی و در آن مشغول نوشتن بودی. آن روزها وبلاگ‌ها رونق بیشتری نسبت به امروز داشتند و البته شکل و شمایل امروزی را هم نداشتند.

واضح‌تر بگویم، در وبلاگ‌های فارسی نسل اول باید انتظار هر چیزی را می‌داشتی، از ریزش برف و باران روی مطالب وبلاگ گرفته تا پخش آهنگ‌های مختلف در پس‌زمینه. خلاصه آن روزها هر کسی هر طور که سلیقه‌اش می‌کشید هر بلایی که فکرش را بکنی بر سر وبلاگش می‌آورد. اما اگر مثل من آن قدیم‌ها را یادت بیاید، این را هم یادت هست که گرچه وبلاگ‌های فارسی نسل اول از خیلی جهات با یکدیگر تفاوت‌های زیادی داشتند، اما اغلب از یک جنبه کاملا با هم مشابه بودند؛ آن هم این بود که نویسنده‌های این وبلاگ‌ها از دل و جان می‌نوشتند. واقعا می‌نوشتند نه این‌که نقش بازی کنند.

تقویم را ورق می‌زنیم و به نسل حاضر وبلاگستان فارسی می‌رسیم. اکنون این سرزمین خیلی کم جمعیت شده است. خیلی‌ها کوچ کرده‌اند به شهرهای پر زرق‌وبرق شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها. اما هنوز سرزمین وبلاگستان فارسی خالی از سکنه نشده است. هر از گاهی چند تایی نویسنده به اینجا سرک می‌کشند و چند مدتی هم مشغول وبلاگ‌نویسی می‌شوند، اما به مرور دوباره باز می‌گردند به همان شهرهای پر زرق‌وبرق همسایه. تک و توک البته هستند نویسنده‌هایی که تقریبا همیشه بوده‌اند، گاهی فعال و گاهی نیمه فعال.

وبلاگ‌های فارسی امروز گرچه مثل گذشته هر کدام‌شان شکل و شمایل متفاوتی دارند، اما دیگر خبری از آن اتفاقات غیر منتظره مثل ریزش برف و باران و پخش موسیقی در پس‌زمینه وبلاگ نیست که البته از این بابت خوشحالم. اما آن‌چه ناراحتم می‌کند این است که وبلاگ‌نویس‌های امروز دیگر مثل قدیم‌ها از دل و جان نمی‌نویسند. نمی‌دانم چه اتفاقی به سرمان آمده، انگار دوست نداریم زیبا بنویسیم. هر وبلاگی را که نگاه می‌کنی یا مملو است از ترجمه و اقتباس از نوشته‌های نویسنده‌های خارجی، یا بازگو کردن اخبار و رویدادهای دنیای تکنولوژی و ورزش و… مگر ما خودمان حرفی برای گفتن نداریم؟

جالبش این‌جاست که خیلی‌ها همین الان در شبکه‌های اجتماعی در حال نوشتن دل‌نوشته‌های خودشان هستند. خیلی‌ها در شبکه‌های اجتماعی به همان سبک و سیاقی از زندگی می‌نویسند که انتظار می‌رفت در وبلاگ‌ها نوشته شود. تنها تفاوتش این است که در شبکه‌های اجتماعی این امکان را داری که خورد خورد و با غلط املایی و انشایی بنویسی و زود بازخورد بگیری، اما در وبلاگ باید برای آن‌چه می‌نویسی دقت بیشتری به خرج بدهی و در سبک نوشتارت هنر داشته باشی. سادگی نوشتن در شبکه‌های اجتماعی باعث شد که دل‌نوشته‌ها از سرزمین وبلاگستان فارسی رخت بربندند. هر چه مانده وبلاگ‌هایی هستند که بزرگ‌ترین هدف‌شان پول است و نوشتارهای‌شان به دل نمی‌نشیند.

فکر می‌کنم آن‌چه وبلاگستان فارسی را می‌تواند جان دوباره ببخشد، همین دل‌نوشته‌ها هستند. همان نوشته‌هایی را می‌گویم که نویسنده برای نوشتنش سلیقه و علاقه به خرج داده. تو هم می‌توانی به حفظ وبلاگستان کمک کنی. فقط کافی است از دلت بنویسی. در مورد هر چیزی که دوست داری، آن طور که خودت دوست داری، بنویس. باور کن سخت نیست.