چرا نزدیک به ۱۵۰ نوشتار را از این وبلاگ پاک کردم؟

برای کسانی که این وبلاگ را دنبال می‌کنند یا من را می‌شناسند، این را می‌دانند که من از سال ۱۳۹۴ این وبلاگ را راه‌اندازی کردم تا از علایقم در هر موضوعی که خواستم یادداشتی بنویسم. در ابتدای این راه روی محتوای طولانی و همیشه سبز تمرکز داشتم ولی برخی از شما می‌دانید که من کم کم به سمت نوشتن مطالب کوتاه‌تر رفتم و کمپینی راه انداختم برای صد روز وبلاگ‌نویسی روزانه که خودم سربلند از آن بیرون آمدم. تا همین دیروز نزدیک به ۲۰۰ نوشتار در این وبلاگ قابل دسترسی بود، ولی امروز من یک تصمیم سخت ولی شجاعانه گرفتم. من حدود ۱۵۰ مطلب از نوشتارهای قدیمی خودم را پاک کردم!

حتما می‌پرسید چرا و اصلا چه شد که من چنین تصمیمی گرفتم؟ این موضوع برمی‌گردد به شیوه نوشتاری که من برای وبلاگ خودم انتخاب کرده بودم. من که یک زمانی به نوشتن محتوای طولانی و همیشه سبز اعتقاد داشتم، برای آن‌که بتوانم وبلاگ‌نویسی روزانه و مداوم را سرلوحه کار خودم قرار دهم، به نوشتن مطالب کوتاه روی آوردم. قبل از این، موضوعات وبلاگ من عمدتا به وبلاگ‌نویسی و بازاریابی محدود می‌شد، اما برای آن‌که در نوشتار روزانه موضوع کم نیاورم یک دسته عمومی جدید به نام “زندگی” را نیز به وبلاگم اضافه کردم. کمی که گذشت به این نتیجه رسیدم که بهتر است عکس را نیز از نوشته‌هایم حذف کنم تا وقت کمتری را خرج روزانه‌نویسی کنم.

دیری نگذشت که سبک وبلاگ‌نویسی من به کلی تغییر کرد. البته نمی‌خواهم بگویم سبک روزانه‌نویسی مشکل دارد، حتی عملکرد خودم را نیز در این سبک موفقیت‌آمیز می‌دانم، ولی چنین نوشتارهایی با ایده‌آل‌های من فاصله داشت. حتی اگر مطالب جدیدم را با نوشته‌هایی که قبلا در زمینه وبلاگ‌نویسی مقایسه می‌کردید متوجه تناقض‌های عجیبی می‌شدید. مثلا در مطالب قدیمی من از اهمیت عکس در نوشتار یا فواید محتوای طولانی و همیشه سبز نوشته بودم، اما در مقاله‌های جدید خودم این اصول را رعایت نمی‌کردم.

در تمام این مدت فکرم این بود که من قصد ندارم با وبلاگ شخصی خودم به رقابت با وبلاگ‌های دیگر بپردازم، پس لازم نیست نسبت به این موضوع حساسیت به خرج بدهم. اما طی چند روز اخیر تفکراتی در سرم ریشه دواندند که مرا قانع کردند که دارم اشتباه می‌کنم. اجازه بدهید شما را با این دلایل آشنا کنم:

نه فقط یک دفترچه یادداشت شخصی

می‌دانم، این‌جا یک وبلاگ شخصی است. پس من حق دارم هر چه دوست دارم و به هر شکل که دوست دارم در آن بنویسم. ضرورتی ندارد وسواس به خرج بدهم و با این وبلاگ مثل یک وبلاگ تخصصی رفتار کنم، اما چرا این کار را نکنم؟ من اکنون این را خوب می‌دانم که دوران وبلاگ‌های شخصی قدیمی در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی رایگان به پایان رسیده است. اکنون آگاهم که با وجود شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌هایی که به دفترچه یادداشت نویسنده‌شان تبدیل می‌شوند حکم‌شان مرگ حتمی است. پس چرا باید چنین سرنوشتی را برای وبلاگم رقم بزنم؟

کمبود وبلاگ‌های شخصی حرفه‌ای

ما شاید وبلاگ‌های شخصی زیادی در وب فارسی داشته باشیم؛ وبلاگ‌هایی که نویسنده آن‌ها هر از گاهی یک دل‌نوشته در آن منتشر می‌کند. ولی وبلاگ شخصی حرفه‌ای خیلی کم در وب فارسی به چشم می‌خورد. منظورم از وبلاگ شخصی حرفه‌ای، آن دسته از وبلاگ‌های شخصی هستند که نویسنده آن‌ها به صورت حرفه‌ای به یک یا چند موضوع مشخص در نوشته‌هایش می‌پردازد و به مخاطبان خود آموختنی‌های مفیدی را آموزش می‌دهد. من هم می‌توانم با ادامه روند قبلی، همین وبلاگ را به یک وبلاگ شخصی حرفه‌ای تبدیل کنم.

تاثیر منفی در بازدید وبلاگ

بعد از بررسی آمار وبلاگ در گوگل آنالیتیکز متوجه شدم که مطالب کوتاه و به خصوص نوشته‌هایی که در دسته “زندگی” منتشر می‌کردم بیشترین ضریب بازگشت را داشتند و کسانی که به صفحات این نوشتارها مراجعه می‌کردند خیلی زود وبلاگ را ترک می‌کردند. این در حالی است که مطالب طولانی‌تر و به خصوص نوشته‌های مربوط به آموزش وبلاگ‌نویسی در این وبلاگ برای من بیشترین بازدید را به ارمغان آورده بودند، ضریب بازگشت کمتری داشتند و بازدید کننده‌ها مدت زمان بیشتری را در این صفحات سپری می‌کردند.

پیشنهاد مستقیم دوستان

در طول چند ماه اخیر برخی از دوستان وبلاگ‌نویس از سبک وبلاگم انتقاد کردند و پیشنهاد داشتند تا در مورد نحوه وبلاگ‌نویسی خودم تجدید نظر کنم. آن‌ها به درستی بر این عقیده بودند که محتوای کوتاه بازخورد چندانی نمی‌تواند به دنبال داشته باشد، آن هم به خصوص وقتی که هیچ عکسی در وبلاگ وجود نداشته باشد. اگرچه در پاسخ به این دوستان می‌گفتم که تصمیم دارم مینیمالیسم را در وبلاگم رعایت کنم، ولی هر بار به فکر فرو می‌رفتم که حرف‌شان کاملا صحیح است و من دارم بیهوده روی یک مسیر اشتباه تاکید می‌ورزم.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که در یکی از نوشتارهای قبلی خودم به این موضوع اشاره کردم، در حال حاضر حداقل ۴۴۰ میلیون وبلاگ در اینترنت وجود دارد (البته این آمار مربوط به سال ۲۰۱۷ است و اکنون حتما این رقم بیشتر هم شده است). در چنین فضای شلوغی، برای ماندن و رقابت کردن باید حساب شده عمل کرد. همان‌طور که به دیگران پیشنهاد می‌کنم، خود من نیز باید روی محتوای ناب و مفید تمرکز کنم و برای محتوای وبلاگ برنامه‌ریزی داشته باشم. ممکن است نتوانم با همان تداول و مداومت گذشته نوشتارهای جدیدی در این وبلاگ منتشر کنم، اما مطمئنا محتوای همیشه سبز نتایج طولانی مدت بهتری را به دنبال خواهند داشت.

۳ دیدگاه روشن چرا نزدیک به ۱۵۰ نوشتار را از این وبلاگ پاک کردم؟

  • بهراد عزیز، دلم برای آن ۱۵۰ یادداشت کوتاه و بی‌نوا می‌سوزد، ولی تصمیم شجاعانه‌ای بود و باید به آن احترام گذاشت.
    نویسنده و منتشر باشی.

    • سلام محسن جان، واقعا تصمیم دشواری بود ولی برای رها شدن از تاثیر منفی اون صفحات روی مطالب پربازدید ارزش خطر کردن رو داشت. موفق باشی.

  • وقتی از نوشتار های کوتاه صحبت می کنیم،منظور چه قدر کوتاه و منظور از بلند،چه قدر بلند است؟
    به نظر من که مقدار بلندای پست نسبی است و بسته به مطلب دارد،هرچند که من شخصا نوشتارهای بلند و مفصل را بیش تر می پسندم.شخصا به عنوان خواننده تاثیر عمیق تری بررویم می گذارد.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.