شاید اگر از اکثر نویسنده‌ها و وبلاگ‌نویس‌ها بپرسید که مهم‌ترین بخش‌های یک نوشتار کدام‌ها هستند، احتمالا برخی‌ها به شما بگویند عنوان یا همان تیتر، برخی دیگر هم ممکن است بگویند املاء یا انشاء متن یا نحوه به اتمام رساندن و جمع کردن مطلب یا مواردی از این قبیل. طبیعی است که این روزها کمتر کسی به پاراگراف توجه کند، به خصوص با وجود بی‌دقت شدن اکثریت مخاطبان محتوای نوشتاری که شاید برای آن‌ها نیز چنان مهم نباشد که فلان نویسنده چطور پاراگراف‌های نوشتار خودش را تنظیم می‌کند.

اگرچه عنوان و املاء و انشاء و نحوه جمع کردن مطلب همگی در مقام خود جایگاه مهمی دارند، ولی این پاراگراف‌ها هستند که به یک نوشتار انسجام و استحکام می‌بخشند. اگر از من بپرسید می‌گویم پاراگراف‌ها حکم آجر در یک ساختمان را دارند که اگر معمار به درستی و به خوبی آن‌ها را کنار هم بگذارد، نتیجه می‌شود ساختمانی که هم زیباست و هم محکم و استوار. پاراگراف یا بند هم باید در یک نوشتار به درستی تنظیم گردد و در کنار باقی بندها به شکلی منظم چیده شود تا به غنای کلی نوشته بیافزاید.

حال ممکن است برخی از نویسنده‌ها این‌طور تصور کنند که برای مخاطب امروزی این موضوع در صدر دغدغه‌ها جایی ندارد و لازم نیست وقت‌مان را بیهوده خرج نظم دادن به پاراگراف‌ها کنیم. شاید این حرف تا حدودی درست باشد. قبول دارم که به خصوص برای مخاطب اینترنتی که به نوشته‌های کوتاه و یکی دو خطی از شکل توییت یا پیام تلگرامی عادت کرده است، پاراگراف آن‌چنان برجسته جلوه نکند. اما باید به دوستان نویسنده خودم یادآور شوم که بخش اعظم کسانی که محتوای نوشتاری را می‌خوانند، بی‌آن‌که خودشان متوجه بشوند، ناخودآگاه به سمت آثار نویسنده‌ای جلب می‌شوند که در پاراگراف‌نویسی قدرت بالایی داشته باشد.

از آن‌جا که نوشته‌های منتفع از بندهای کامل و منظم، شکل کلی بی‌نقصی از محتوا را به نمایش می‌گذارند و لاجرم پیام مورد نظر نویسنده را به صورت ماندگارتری به مخاطب منتقل می‌کنند، بازدیدکننده‌ها نیز خیلی راحت‌تر چنین مطالبی را می‌خوانند و دنبال می‌کنند و بی‌آنکه علت را بدانند، جذب آثار نویسنده‌های توانا در پاراگراف‌نویسی می‌شوند و نام و قلم‌شان را زودتر به خاطر می‌سپارند.

اکنون برای آن دوستان عزیزی که به تازگی می‌خواهند دست به قلم (یا بهتر است بگویم دست به کیبورد) بشوند، بد نیست توضیح کوتاهی بدهم در این رابطه که اصلا پاراگراف چیست و به چه دردی می‌خورد تا بعدا برویم به سراغ این‌که چطور می‌توان پاراگراف‌های خوب نوشت و چگونه باید به پاراگراف‌ها در یک نوشتار نظم بخشید.

پاراگراف چیست؟

در یک نوشته، مجموعه‌ای از چند جمله با موضوعی مرتبط، یک پاراگراف را شکل می‌دهد. برخی‌ها به اشتباه فکر می‌کنند که پاراگراف متشکل است از چند جمله، که البته این تعریف کاملی برای بند یا پاراگراف نیست. جملات هر بند باید از نظر موضوعی همخوانی داشته باشند تا بتوانند یک بند کامل را پدید آورند.

پس هر بند یا پاراگراف، چند جمله است که از یک موضوع واحد پشتیبانی می‌کنند. هر بند باید موضوع مربوط به خودش را داشته باشد، اما کل نوشتار نیز باید به یک موضوع کلی واحد بپردازد. به بیان دیگر، نوشتار یک موضوع گسترده واحد دارد، اما پاراگراف‌های یک نوشتار هر کدام در حالی که گویای آن موضوع کلی هستند، برای خودشان نیز یک موضوع جزئی به خصوص دارند.

نوشتار مرتبط: ۸ پیشنهاد قانع کننده برای مقابله با کمال‌گرایی در حرفه نویسندگی

شاید در ابتدا کمی پیچیده به نظر برسد، اما با کمی تمرین و مطالعه می‌توان به راحتی با این مفهوم آشنا شد. پاراگراف‌ها در واقع نحوه دل‌خواه نویسنده برای انتقال پیام کلی نوشته را برای مخاطب روشن می‌سازند. یعنی نویسنده با بندهای نوشته خود به خواننده می‌فهماند که «من می‌خواهم تو اول این نکته را مورد توجه قرار بدهی، بعد این نکته را، بعد آن یکی نکته را تا این‌که بالاخره پیام کلی نوشتار را به بهترین شکل ممکن بفهمی.»

نوشتن پاراگراف

اما این‌که این پاراگراف‌ها چطور شکل بگیرند و چگونه در کنار هم قرار بگیرند تا بهترین نتیجه را برای مخاطب به همراه داشته باشند به هنر و تخصص نویسنده بستگی دارد.

در مجموع وقتی سخن از اصول پاراگراف‌نویسی به میان می‌آید، چهار نکته کلیدی در این مورد باید مد نظر قرار بگیرد:

  1. اتحاد: نکته اول این است که جملات یک پاراگراف باید از نظر معنا و مفهوم اتحاد داشته باشند. معمولا چنین در نظر گرفته می‌شود که یک جمله در هر پاراگراف بیان‌گر موضوع اصلی همان پاراگراف باشد و باقی جمله‌ها نیز وظیفه حفظ اتحاد موضوعی با همان جمله اصلی را داشته باشند.
  2. نظم: بعد از اتحاد در بین جملات یک پاراگراف، باید به نظم این جملات نیز توجه کرد. در کنار جمله اصلی که موضوع پاراگراف را بیان می‌کند، باقی جملات نیز باید با نظمی خاص کنار هم چیده شوند، حال این نظم می‌تواند بر اساس میزان اهمیت هر جمله باشد، یا بر اساس نقش جمله در توصیف جمله اصلی پاراگراف یا هر نظم و ترتیب دیگری که نویسنده در نظر دارد. در هر حال، جملات نباید به شکلی بی‌نظم در پاراگراف گنجانده شوند.
  3. انسجام: جدا از اتحاد و نظم، این انسجام جملات یک پاراگراف است که خواندن مطلب را برای مخاطب آسان می‌سازد. این‌که جملات تشکیل دهنده یک بند یا پاراگراف را با چه ترفند و با چه کلمات ربطی به هم متصل کنید و ذهن مخاطب را از جمله‌ای به جمله دیگر بکشانید، می‌تواند نشان‌گر توانایی شما در حفظ انسجام پاراگراف باشد.
  4. تکامل: مورد آخر نیز که از سه مورد قبلی اهمیت بیشتری دارد، به تکامل رساندن یک پاراگراف است. یک بند باید کامل باشد به این معنا که هیچ جمله‌ای در آن جا نیافتاده باشد و هیچ جمله‌ای هم در آن اضافه نباشد، ضمن این‌که جمله‌ای از پاراگراف قبلی نیز نباید به پاراگراف بعدی کشانده شود.

گرچه ممکن است برخی از نویسنده‌ها خصوصیات دیگری را نیز در پاراگراف‌نویسی مهم تلقی کنند، اما این چهار نکته از نظر هر نویسنده‌ای در اولویت قرار دارند. اگر خودتان نیز کمی در میان آثار برجسته پژوهش کنید و شیوه نگارش بندها را با دقت بیشتری از نظر بگذرانید، متوجه می‌شوید که همه پاراگراف‌ها چنین خصوصیاتی را در خود دارند.

تنظیم پاراگراف‌ها

آن‌چه خواندید در هنگام نوشتن پاراگراف‌ها باید در نظر گرفته شوند، اما وقتی نوبت به ویرایش کل متن می‌رسد بحث تنظیم پاراگراف‌ها به میان می‌آید. در این بحث، شاید هر نویسنده‌ای سبک خاص خودش را داشته باشد، اما تقریبا همه اهل قلم با این شیوه موافق هستند که پاراگراف اول باید به توصیف نمای کلی آن‌چه قرار است در نوشتار آورده شود اختصاص یابد و پاراگراف آخر نیز باید برای جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نهایی مورد استفاده قرار بگیرد. غیر از آن، هر پاراگرافی که در بین این دو بند گنجانده می‌شوند باید برای توضیح دادن موضوع مورد بحث به کار گرفته شوند.

نوشتار مرتبط: ۵۰ روش افزایش قدرت تفکر برای یک نویسنده

اگر بخواهیم به صورت جزئی‌تر وارد بحث تنظیم پاراگراف‌ها بشویم، این پرسش در ذهن هر نویسنده‌ای شکل می‌گیرد که «از کجا بدانیم که چه زمانی باید یک پاراگراف را تمام کنیم و پاراگراف جدیدی را آغاز نماییم؟»

در پاسخ به این سوال متداول باید گفت که اصولا زمانی یک پاراگراف جدید را باید شروع کرد که نویسنده احساس کند در مورد جمله اصلی پاراگراف قبلی به اندازه کافی نوشته است. به بیان ساده‌تر، هر زمان بخواهید یکی از چهار اصل شخصیت، مکان، زمان و یا موضوع بحث را (با حفظ موضوع کلی نوشتار) تغییر بدهید، باید بروید سر خط و یک بند جدید را شروع کنید.

نقطه قوت هر نویسنده در تنظیم پاراگراف‌ها، استفاده از کلمات مناسب برای شروع یک پاراگراف جدید و مرتبط کردن بندها با یکدیگر به کمک همین کلمات است. کلمات و عبارت‌هایی مثل «بنابراین، با این همه، در مجموع، علاوه بر این، در نتیجه و…» نمونه‌هایی از این قبیل هستند که می‌توانند به خواناتر و روان‌تر شدن پاراگراف‌ها کمک کنند.

در مورد طول ایده‌آل هر پاراگراف، هر کسی که در این زمینه سررشته دارد نظرات تخصصی متفاوتی را ارائه کرده است. برخی‌ها می‌گویند همه پاراگراف‌ها باید دست کم ۱۵۰ کلمه داشته باشند یا حداقل ۵ جمله‌ای یا ۳ خطی باشند؛ ولی من معتقدم نمی‌توان برای این موضوع یک قانون کلی تعیین کرد. گاهی ممکن است یک پاراگراف دو جمله‌ای یا یک خطی باشد یا نهایتا ۲۰ کلمه داشته باشد. این به خود نویسنده بستگی دارد و هر زمان که لازم بداند می‌تواند از پاراگراف‌های کوتاه استفاده کند. اما در این مورد می‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد که هیچ پاراگرافی نباید بیش از حد طولانی باشد چون مسلما چشم مخاطب را خیلی زود خسته می‌کند.

پایان‌نوشت

در انتها باید یادآور شوم که بهترین راه برای ارتقاء توانایی در نوشتن و نظم بخشیدن به پاراگراف‌های خود این است که اولا مطالعه کنید و دوما تمرین کنید. مطالعه کردن چشم شما و نوشتن دست شما را به نوشتن پاراگراف‌های خوب عادت می‌دهد. بعد از مدتی، آن‌چنان در این امر حرفه‌ای می‌شوید که دیگر لازم نمی‌بینید مدام در نوشته‌های خود تغییر ایجاد کنید یا جملات را جابه‌جا نمایید، چون دیگر به طور پیش‌فرض همه نکات لازم در پاراگراف‌نویسی و نظم بخشیدن به متن را رعایت خواهید کرد.

برچسب گذاری شده در:

,